تغییر مهندسی اپوزیسیون و پوزیسیون جمهوری اسلامی: حسین نیکفر

عبدالستار دوشوکی، پژوهشگر و فعال سیاسی بلوچ اهل ایران، از مخالفین جمهوری اسلامی ایران، و از بنیانگذاران جبهه متحد بلوچستان ایران است که به تازگی اعلام کرده بعد از ۴۲ سال از هر نوع فعالیت سیاسی کناره گیری می کند. وی در مقاله خداحافظی خود ضمن بیان چرایی این اقدام، اپوزیسیون را جزیی از مشکل مردم ایران توصیف می کند که فعالیت های چهل ساله اش حاصلی جز تشتت و نومیدی نداشته است!

قصه پر غصه ناکامی گروههای سیاسی مخالف حکومت ایران مدت هاست که نقل محافل است. شاید هیچ دوره به اندازه این پنج یا ده سال اخیر در نقد اپوزیسیون داد سخن گفته نشده. به هر حال چهل سال مدت زیادی برای نقد درون گفتمانی و بررسی موفقیت ها و ناکامی هاست.

واقعیت آن است که وضع مزاجی اپوزیسیون بسیار بدتر از وضعیت جمهوری اسلامی است. مهم ترین دلیل این مدعا رویگردانی عجیب مردم از آنان است. مردم به هیچ صراطی مستقیم نشده اند و خودشان رهبری خودشان را به عهده گرفته اند.

این بدین معنی است که مردم گوششان بدهکار اپوزیسیون خارج از کشور نیست. منتظر نمی مانند تا آنها چه بگویند. خودشان می برند و خودشان هم می دوزند. این رویه چهل سال است که دست نخورده باقی مانده و اپوزیسیون به جز درصدی بسیار کم نتوانسته است آن را تغییر دهد.

فراخوان های بی هویت که شهرام همایون مجری پادشاهی خواه شبکه کانال یک آن را نام می برد ریشه در واقعیت دارد. براندازی، فراخوان نیست که با اعلامیه و بیانیه در مدت زمانی کوتاه محقق شود.

ناامیدی کسی مثل آقای دوشوکی را نباید ساده گرفت. او عمرش را برای مبارزه علیه حکومت دینی صرف کرده و نمی شود به سادگی از کنار آن گذشت.

به نظرم شروع پروسه اپوزیسیون زدایی از داستان مدحی آغاز شد. این پازل، قطعات دیگری هم دارد. آریاسب باوند، تعطیلی شبکه ماهواره ای کانال یک شهرام همایون ،الان هم روح الله زم که به تیر غیب اطلاعات سپاه گرفتار شده است، استعفای دو عضو موثر ققنوس که شرایط حاکم بر این گروه را مطابق خواسته های خود و ادعای موجود ندیدند و همچنین وضعیت بحرانی درونی گروه فرشگرد، آخرین نمونه تسلط نهادهای امنیتی حکومت بر اوضاع و اشخاص گروههای مخالف است.

به اعتراف حامیان حکومت دورانی فرا رسیده است که جنبش های اعتراضی مردمی بدون رهبر شکل گرفته است، هرچند معلوم نیست چه مدت زمانی دوام خواهد یافت.

اما یک نکته مهم دیگر که از چشم ها مغفول مانده، تغییر رویه رژیم است. حکومت در حال انعطاف است. این انعطاف را می شود در جابجایی مونولوگ های یک طرفه حامیان رژیم و تبدیل آن به دیالوگ های دوطرفه شاهده کرد. هرچند این رویه آرام آرام از حدود یک دهه پیش آغاز شده ولی طی چند سال گذشته به صورت جهشی رشد یافته است. این اتفاق، بیشتر محصول حضور موثر رسانه های اجتماعی و شبکه های هم رسان در فضای مجازی رقم خورده است.

 این پدیده حاکمیت را به صبر و مدارا کشانده است. یک توفیق اجباری که نتیجه یک شرایط تحمیلی است. یعنی با افزایش حضور موثر مخالفان دیگر حکومت توان برخورد با آنها را ندارد یا برخورد را هزینه زا می پندارد.

 نمونه اش، برخورد مقامات قضایی یا امنیتی با کارگران یا معترضان است که به سرعت در فضای مجازی منتشر می شود و به یک بازخوردی منفی منتج می شود که حتی حامیان حکومت را هم در بر میگیرد.

 حالا دیگر در شبکه های رسمی تلویزیون ملی ج.ا صراحتا صحبت از شکست رژیم در صورت عدم تغییر رویه های پیشین و غلط گذشته به میان می آید. و این البته برای مخاطبان حساسیت زا نیست.

 جامعه ایرانی بازتر شده است. هرچند هنوز به الگوی تراز خود در آزادی بیان نرسیده است اما تحولات سپری شده بر خلاف نظر ساده لوحان بوده که درکی از واقعیت جامعه ایرانی ندارند.

 اکنون با یک تغییر مهندسی اپوزیسیون و پوزیسیون مواجهیم. یک طرف جمهوری اسلامی قرار دارد. اپوزیسیون واقعی و تاثیرگذار آن نه گروههای مخالف حکومت در خارج از مرزهای کشور، بلکه جامعه معترض داخل کشور- حتی حامیان حکومت – را هم در برمیگیرد. این مهندسی نشان داده تاثیرگذار و هم تاثیرپذیر است و در آینده به سرعت با افزایش کارکرد هم مواجه می شود.

 جمهوری اسلامی مردم و صدایشان را بیشتر از قبل خواهد شنید. زیرا هویت واقعی معترضان را اپوزیسیون برانداز تشخیص نمی دهد. ولو این که در این میان کسانی هم باشند که شعارهای ساختار شکنانه علیه ساختار سیاسی کشور و براندازی دهند، اما رژیم آن را رسمی نمی داند!

 گروههای مخالف ج.ا در خارج نیز فقط اسمی از اپوزیسیون دارند. کمترین تاثیرگذاری را بر جامعه دارند و تقریبا از دور خارج شده اند. نکته جالب توجه این پدیده این است که برخی از شخصیت ها و گروههای سیاسی مخالف رژیم که توسط حکومت به عنوان اپوزیسیون رسمی ج.ا شناخته شده اند و در داخل کشور هم حضور دارند در دایره همین «اپوزیسیون از مدار خارج شده ها» قرار دارند! یعنی حضورشان در جغرافیای داخل کشور هم نتوانسته از آنان اپوزیسیونی فعال و تاثیرگذار بسازد. دلیل آن هم ممکن است این باشد که هویت شان همان هویت اپوزیسیون خارج از کشور است.فقط منطقه جغرافیای آنها متفاوت است.

از این نمونه می توان جبهه ملی را مثال زد، گروهی که با وجود اینکه نشریه هم منتشر می کنند اما نتوانسته تغییری قابل اعتناء در خود به وجود بیاورد و هنوز هم منفعل است.

 کسانی هم در داخل کشور نظیر امضاء کنندگان “بیانیه ۲۱ نفر” هم بیشتر از آنکه نتیجه ای ملموس به نفع جامعه مخالف ج.ا داشته باشند اسیر حاشیه ها و تبلیغات روانی این عده شد. رسانه های مخالف هم از آنها قهرمانی بزرگ ساخته بودند که در کوتاه ترین مدت رژیم را سرنگون خواهند کرد. برخی نیز البته هنوز هم در رویای فراخوان های خود به سر می برند. فراخوان هایی مثل فراخوان ۲۱ آبان در پارک لاله تهران که ماههاست توسط چهره ای مانند حشمت الله طبرزدی تبلیغ می شود از این نمونه هستند که برای نویسنده این مطلب جای سوال است که با چه قواعد علمی و سیاسی و جامعه شناختی این قبیل تحرکات صورت می گیرد؟

 حرف آخر آنکه جمهوری اسلامی فهمیده است راز سرنگونی حکومت در چیست. از این رو تلاش می کند هوشمندانه بازی را متعادل کند. مدیریت اعتراضات و سلایق و علایق مردم توسط حاکمیت می تواند براندازی را به عقب بیندازد. چه بسا ممکن است حکومت سعی در ایجاد رضایت مردمی داشته باشد تا نظیر اعتراضات خطرناکی همچون دی ماه سال 96 برای آنان تکرار نشود؛ در این صورت می توان گفت که دیگر جمهوری اسلامی اپوزیسیون نخواهد داشت.

https://www.tribunezamaneh.com/archives/211845

 پنجشنبه, ۱۶ ام آبان, ۱۳۹۸

حسین نیکفر

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: