ولایت بنزین و نفت پناه، و ریای رایگانش

حکومت اسلام پناه و ضدبشری آخوندی در برابر کارگران و شهروندان بیکار، گرسنه، لهیده و زمینگیر ما پیوسته بسان عزرائیل پیام آور نابودی بوده و علیه حق زندگی آزاد و شاد و پویای مان با خشونت کور و برتریجوئی ملائی خودکامانه ایستاده است،

حکومت اسلام پناه و ضدبشری آخوندی در برابر کارگران و شهروندان بیکار، گرسنه، لهیده و زمینگیر ما پیوسته بسان عزرائیل پیام آور نابودی بوده و علیه حق زندگی آزاد و شاد و پویای مان با خشونت کور و برتریجوئی ملائی خودکامانه ایستاده است، آنهم فرشته مرگی که پس از 41 سال آزگار ِفریب دادن مذهبی و داشتن پشتیبانی و بردباری بیکران مردمی؛ بویژه اینک و با سرانجام بن بست های سیاسی ـ اقتصادی کامل کنونی اش که برای قربانیان خود "مزدبگیران" جز انتخاب راه مرگ یا گرسنگی، چاره دیگری را برجا نگذاشته است؛ حالیا دو روز است که در ایران ملازده زندگی کردن بیش از همیشه آواز بهاری دارد که در سراسر کشور سروده و نواخته و خوانده می شود.

 

البته چاره آغازین و امروزین ما دوری از خشونت و پرهیز از خوشبینی به وعده های آتی آقا و اسلام پناهان ریز و درشت اصلاحجو و اصولگراست. همزمان سازماندهی مقاومت کارگری توده ای و در صورت لزوم ایستادگی متقابل در برابر نیروی سرکوبگر مزدور است! و سرآخر چنین روند کلان و مردمگیری بی گمان نمی تواند جز گذر از کلیت رژیم و یا بهتر گفته شود سرنگونی بساط دینکاران، دستآوردی دیگر داشته باشد و غیر از این هم نیست و نخواهدشد؛ و می بایست رژیم مذهبی را نابود و همه اش را یکجا وارد آشغال دادن تاریخ نمود. البته آنهم مگر با انقلاب توده ای بسان انقلاب 57 ربوده شده، و این بار آگاهانه و با خروش دریای میلیونی پاکباختگانی که توان طوفانی آنان دیگر نیازی به شلیک گوله ای هم نخواهدداشت. چراکه دیرست ارکان پوسیده دین حکومتی درهمریخته و چنین که مردم در سرتاسر ایران بپاخاسته اند و دست بدست هم داده و به پیش راندن خیزش رهائی یاری می رسانند، و فریاد دادخواهی جنبش اجتماعی سرداده و سفیر بیداری و خردورزی شان نچندان دور به کهکشان های مکاران مذهبی خواهدرسید و رساندن فریاد یکپارچه دادخواهی سلاح ماست، ایستادگی در برابر کلیت رژیمی که دیگر چیزی در پاتیل دررفته اش برای پختن حیله و تزویر و پرت و پلا گفتن و سفتن ندارد. (چاره ی ما باهم بودن است) همگام و همراه شدن و برای رهائی و ساختن زندگی خویش و برافراشتن پرچم فردای آزاد کشورِمان، هستی کشور که ملاها آنرا بر لبه ی پرتگاه نابودی گذارده است. آری شایسته و بایسته است که باهم کاری کارستانی کنیم. راه سخت و کاری امیدبخشی که در دو روز گذشته ما در برابر آخوندها سرفرازساخته، اگرچه درین مقاومت مزدوران رژیم غزیزانی از ما را گرفته است.

 

همانگونه که در دو روز گذشته دیدیم و می دانیم آخرین تله و کمین ولایت در کشتارگاهش علیه بجان آمدگان میلیونی، بدست گرفتن تیغ تیز گرانی هنگفت نفت و بنزین می باشد که این آقای شریف قصدکرده و می خواهد پوست خشکیده بر تن و استخوان کارگران و توده های زحمتکش را بی شرمانه تر از همیشه ببرد و بکند، و مردم ما در برابر این هیولای مذهبی و برای زنده ماندن چاره ای جز ایستادگی در برابر زور، ریا و چپاولگری (( رژیم اسلامی نفت و بنزین پناه)) ندارد. آنهم رژیم "نفت پناهی" که به دلخواهِ مصلحت فرقه ای خویش تاکنون و آنگونه که میل اش کشیده و همچنان می کشد، بنزین و نفت مردم گرسنه وبینوای ما را رایگان به مزدورانش در لبنان و سوریه و کجاها... که نداده و نمی دهد؛ و شگفتا که همو بنزین را برای مردمان بیکار و بیدادرس ایران گران تر می کند و این است همان رحمت و رهبانیت حکومت و اقتصاد اسلامی ولایت خداگونه اش.

 

از همینرو دور از انتظار نبود که آیت الله سیستانی، در برابر مردم بپاخاسته عراق علیه باندبازی های شیعی، فسادها و دخالت علی خامنه ای در آن کشور از خواست و اعتراض مردم پشتیبانی کرد؛ و مفهوم روشن و بازتابی آن حمایت آشکار، چیزی نیست جز انگشت اتهام و تهدید بسوی نظام پلید آخوندی گرفتن که سرکرده و رژیم اش دیگر چهره زشت و مذهبی خود را بیش از پیش حتی برای شعیان نیز باخته است.

 

اینک بیش از همیشه مردم بیدارشده ی ما پی برده و می دانند که گراني بنزين و نفت، و همه ی برنامه های مرگبار، خودکامگی ها و ویرانی ها و تاراجگری های سیاسی اقتصادی تاکنونی و در منطقه و جهان به فرمان مستقیم شخص سید علی به اجرا درآمده است؛ همانگونه که پیشتر خمینی حرف اول و آخر را می زد. خامنه ‌ای در فرمان مصلحتی تازه ی خود چاره ای جز پوست کنی بیش از پیش مردمی با بالابردن قیمت بنزین ندارد تا مگر او و خلافتش فرصت جان بدربردن از فشار تحریم ها را تمدیدکند و با خریدن اندکی زمان بقیمت گرسنگی و نالانی هرچه بیشتر کارگری توده ای برای بقای خود و دستگاه پوسیده اش حیله های تازه ای بیابد و پیاده کند. ولی چنین که درین دو روز دیدیم اینگونه می نماید که وی کورخوانده و می تواند فرمانش فرجامی هولناک برای دکانش و خیمه اش دربرداشته باشد و در انتظار او و کلیت آن جز نابودی قرارنگرفته است. چراکه او با ریای همیشگی و آخوندی دم از حفظ محیط زیست می زند تا با این ترفند و برای پايين آوردن مصرف بنزین از 105 به 65 میلیون در روز، و همچنین با بالابردن قیمت سوخت، هم درآمد فروش افزون شود و هم بتواند با گرانی بنزین فرصت باندبازی فرقه ای و قاچاق بنزین بیاری سپاه و بسیج در منطقه را ادامه دهد.

 

همینک و با بالاگرفتن اعتراض های سراسری مردم ایران به افزایش قیمت بنزین، در بسیاری از شهرها و استان های ایران و از جمله رشت، تهران، خرم آباد، مشهد، اصفهان، تبریز، شیراز، مرند، اهواز، سیرجان، تبریز، سرپل زهاب، کرمانشاه، شا آبادغرب، ایرانشهر، اراک، اردبیل و شهر دیگر تسخیر خیابان ها و میدان ها و راه بندان ها ادامه دارد، و بسیاری از مردم یا با خاموش گذاردن و خواباندن خودروهای خود در خیابان ها راه هجوم نیروهای رژیم را می بندند و از همینرو رژیم با قطع کردن اینترنت و تلفن های همراه می خواهد بپاخاستگان را ناگزیر به تسلیم و عقب نشینی کند که با مقاومت سخت و جسورانه سرایری روبرو شده است.

 

مردم آسیب پذیر ما دیریست دیگر بجان آمده اند و سر سازش با رژیم هزاررنگ، دیکتاتور و واپسگرای مذهبی را ندارند. این حکومت مافیائی و پیوسته دسیسه پیچ سال هاست که در میان مردم اعتباری ندارد و آبرو باخته است و می باید هرچه زودتر می رفت که بدرازا انجامیده و ینک ناگزیر است که تا دیرتر و هراسبارتر برای شان نشده است دم روی کول بگذارد و برود. چراکه از شمال تا جنوب، از شرق کشور تا به اعماق غرب همه بیدادزدگان و گرسنگان سرنگونی رژیم ملایان و سرداران سپاهی بسیجی را می خواهند. بیشترین آسیب های از این رژیم به قشر ناتوان و مزدبگیر و زحمتکش جامعه که بالای 80% مردم هستند واردشده و هر بار با چنین دست درازی به سفره ی تهی آنان بردباری ته کشیده ی آنان به سمت و سوی انفجاری کشیده می شود که بارها کشیده شده و رژیم بی رحمانه و خونین آن دادخواهی را خفه کرده و پیشروان کارگری توده ا را در زندان ها به سیخ و کباب کشیده است  و حق تأمین زندگی اندک خانواده ها را ربوده است.

 

این ستم سیاسی و فشار مالی اقتصادی در کلان شهرها و برای مردم کم درآمد و بویژه برای حاشیه نشینان چندمیلیونی آنها جز تنگدستی و رنج سنگین تری را تحمیل نمی کند. بویژه با افزایش قیمت بنزین کنونی، نرخ بسیاری از مواد سبد ضروری زندگی و دیگر کالاهای لازم نیز گران تر خواهدشد و این گرانی ها به احتکار می انجامد و به بازار قاچاق رونق چشمگیرتری از پیش خواهندبخشید که سودش به جیب باندهای چندسویهريال و به ضرر توده های کار و تلاش خواهدرفت؛ و در این میان کک آقا، آیت الله ها، داراها، خود ملاها، وابستگان آنها، جیره خوران سپاهی بسیجی و مهمتر از همه شریف زادگان آنان نخواهدگزید. کوتاه سخن؛ ما چاره ای جز همبستگی و نبرد با بساط آخوندی، آنهم برای سرنگونی آن نداریم تا بتوانیم با اراده ی مشترک و خرد اجتماعی طبقاتی فرادی ما را بسازیم.

بهنام چنگائی 26 آبان 1398

 

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر بهنام چنگائی

عنوان مقاله: 
ولایت بنزین و نفت پناه، و ریای رایگانش
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام جناب سعیدرضا در ی؛
بله درست می گوئید که کلیت رژیم مذهبی از همبستگی و یگانگی ما هراس دارد و جای تردید هم ندارد که اگر بتواند همچون بارهای پیش، این خیزش و ایستادگی غرورافرین سراسری را با نیروی های امنیتی مخفی خود شناسائی و در کوتاه ترین فرصت سرکوب نابود خواهدکرد.

بنابرین چاره ی پیشرو و پیروزی این مبارزه مردمی جز بالارفتن هرچه بیشتر نیروی آن و ساختن دژهای خیابانی میدانی تی و همزمان سازماندهی هسته های شناسائی لباس شخصی ها نیست که با شگرد سازمانی و حرفه ای خود در کنار توده ها ایستاد و در بزنگاه مطلوب طرح شاسائی و عکس و فیلمبرداری های خود را اجرامی کنند.

در روزهای و پب های آینده خواهیم دید که وز« کدام سوی بر دیگری خواهدچربید. باور من برین است که رژیم دیگر همچون پیشترها نیروی ایدئولوژیک و خائن به مردم اش را از دست داده و این ریزش نیرو با برتری تدریجی تون مردمی شتاب ویرانگر خواهدیافت

عنوان مقاله: 
ولایت بنزین و نفت پناه، و ریای رایگانش
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلام به آقای چنگائی،
تاریخ ایران مملو از مبارزات به حق توده های مردم به جان آمده از سالها بیعدالتی و استبداد شاهانه و شیخانه است. طغیان خشم توده ها در روزهای اخیر و پس از ریخته شدن بنزین، بر آتشی، که بی وقفه روح و جان توده ها را بواسطه فقر و تهیدستی میسوزاند، نمونه بارزی از فوران خشم فرو خفته مردم ایران در این سالهاست.
تنگ شدن فضای تحرک و جنایت بین المللی بر اژدهای چند سر ولایت مطلقه فقیه در سوریه، عراق و لبنان در اثر بیداری مردم منطقه باعث چنگ اندازی این هیولای سیری ناپذیر، بر سفره های خالی تودهای مردم ستمدیده شده است.
تا اینجای ماجرا را چه آنها که در کف خیابان پنجه در پنجه عمله استبداد دارند و چه آنها که به هر دلیل هنوز در خانه نشسته اند آگاهی دارند. شرایط ذهنی سالهاست مهیاست و به نظر من توده ها گاها از نیروی پیشتاز هم پیشی گرفته و او را در اینجا و آنجا غافلگیر کرده اند.