ایا چپ ایران به وظیفه تاریخی خویش عمل میکند؟

جوانان سوسیالیست، دانشجویان پیشگام، کارگران و زحمتکشان، باید احزاب سیاسی خویش را زیر سوال بکشند که چرا آنها زیر یک سقف گرد نمی آیند و چرا بصورت متحد در پهنای سیاسی کشور عمل نمی نمایند؟ آنها را دائما باید زیر سوال ببرند که چرا چپ ایران نتوانسته است راهکار سوم، آلترناتیو سوسیالیستی را در پهنای سیاسی کشور مطرح نمایند؟ در شریطی که خود احزاب به این وظیفه مهم تاریخی عمل نمی نمایند، پایه های اجتماعی نیروی چپ باید آنها را بطور مداوم بخاطر این نقصان زیر سوال بکشد.

ایا چپ ایران به وظیفه تاریخی خویش عمل میکند؟

چپ در حاشیه قرار دارد. چپ باید مرکز ثقل مبارازات آزادیخواهانه و عدالت جویانه بوده باشد. دو روایت جاری ایدئولوژیک قدرتمند حاکمه بر روند سیاسی تحولات اخیر میباشند. یکی از این دو روایت اصلاح طلبی در جمهوری اسلامی ایران میباشد و دیگری روایت آلترناتیو ناسیونالیسم پان ایرانیستی شاهنشاهی. اگر روایت جایگزین سازی اصلاحات حکومتی از طرف انگلستان تقویت و حمایت میگردد، روایت شاهنشاهی و پان ایرانیستی از طرف امپریالیسم آمریکا برنامه ریزی و حمایت میگردد. هر کدام از این دو آلترناتیو سر کار بیایند، مردم ایران بازنده اصلی خواهند بود.  روایت، جهان بینی و راهکار آلترناتیو چپ ایران در تحولات جاری پراکنده بوده و در حاشیه قرار گرفته است.

 پراکندگی چپ ایران در پهنه سیاسی کشور خطر از چاه در آمدن و در چاله افتادن را چندین برابر میکند. شاید  بشور اینطور گفت که عدم انسجام ساختاری، نظری و برنامه ای  چپ، در شرایط عروج دو آلترناتیو دیگر  موجب گردیده است تا بخش قابل توجهی از نیروهای چپ یا به سمت سلطنت طلبان گرایش پیدا کنند، یا به سمت اصلاح طلبان حکومتی.

همانطور که پیام " میرحسین موسوی" موجب میگردد تا بخشی از به خواب رفتگان " چپ"  به یکباره بیدار شده و رسانه های مجازی را از تصاویر سبز ایشان پر نمایند، بخش عظیم دیگری از چپ تحت تاثیر سازمان یافتگی یکسان و سرتاسری سلطنت طلبان در خارج از ایران  در خزیدن خویش به زیر چطر گماشتگان نئولیبرال امپریالیستی از همدیگر سبقت میگیرند.

در شرایطی که مردم روز به روز با جانفشانی های بیشتر نظام جمهوری اسلامی ایران را به عقب می نشانند تا آن را به تاریخ بسپارند، نظام جایگزین میتواند تکرار خشونت بار دوباره تاریخ بوده باشد. این در شرایطی میباشد که  ثقل گاه های قدرت های داخلی و همپیمانان خارجی آنها نیروهای غیر چپی میباشند که در زد و بندهای جایگزین سازی برای دوران بعد از گذار ، با همدیگر در رقابت میباشند. هر کدام از این پروژه ها غالب آیند، مردم ایران بازنده اند و حکومت دست نشانده دیگری برای پنجاه سال دیگر بر آنها اعمال قدرت کرده و ثروت های آنها را به یغما خواهد برد.

چپ در این مرحله به فکر گرد آوردن اصلاح طلبان حکومتی، جمهوریخواهان، مشروطه خواهان و حتی بخش هایی از سلطنت طلبان در یک آلتراناتیو سکولار  در مجلس موسسانی میباشد که در آن خود چپ  اقلیت ناقابلی را تشکیل خواهد داد. در عوض بقیه نمایندگان مجلس موسسان را بلوک انگلیسی ها، بلوک آمریکائیها و دوستان داخلی آنها تشیل خواهند داد. وظایف مرکزی سیاسی نیروهای چپ در این مرحله کدامند؟ آیا چپ ایران  وظیفه تاریخی خویش را بجا می آورد؟

امروز؛ تاریخ از چپ ایران انتظار دارد تا حد اقل در حد سوسیال دموکرات های زمان انقلاب مشروطه  متحد بوده باشند. از آنها انتظار دارد تا روایت و پلاتفورم آلترناتیو سوسیالیستی و مستقل خویش را به میدان سیاسی  ارائه نمایند. توافق در حد اقل ها با نیروهای ملی دموکراتیک، جدای از آن است که چپ ایران باید برنامه مستقل آلترناتیو خود را داشته باشد. تاریخ از آنها توقع دارد تا  عوض اینکه به سایه های دنباله رو لیبرال ها و نئولیبرال های داخلی تبدیل گردند، سازمان سیاسی و برنامه آلترناتیو منسجم، متحد و مستقل چپ را به صحنه سیاسی جامعه بکشانند.

امروز نه "راه کارگر" ، نه "اتحاد فدائی" ، نه حزب توده ایران" و نه "حزب چپ ایران فدائیان خلق"  و نه دیگران حاضر نیستند تا در یک چنین روزهای حیاتی زیر یک سقف جمع گردند. آنها با امضای مشترک اعلامیه نمیدهند، اکسیون های مشترک نمیگذارند، شعارهای خود را همگون و هماهنگ نمینمایند. آنها همیشه میگویند که با همدیگر در ارتباط بوده و مذاکره می نمایند. این در حالی میباشد که مناسبات ارتباطی آنها در پایین ترین سطوح روابط عمومی میباشد؛ نه در بالاترین سطوح دفاتر سیاسی.  باید در یک کلام گفت که سطوح مناسبات و کارکردی مشترک آنها به هیچ وجه پاسخگوی نیاز تاریخی جنبش مردمی ایران نمیباشد. باید تابو ها شکسته شوند. باید صحبت ها و دیلوق های مابین نیروهای چپ به سطح جامعه کشیده شود، تا اینکه  بدنه های نیروهای چپ و توده های زحمتکش و روشنفکران بتوانند مسئولین این سازمان ها و احزاب را زیر سوال کشیده و از آنها طلب پاسخ نمایند که چرا به سکتاریسم های خویش پایان نمیدهند و چرا اقدام به بنای پل های ارتباطی قویتر فی مابین نمی نمایند. چرا به اقدامات عملی مشترک در سطح جامعه اقدام نمیکنند.

گرچه آنچه در این شرایط هدف ایده آل ما میتواند باشد، تحقق گسترده پروژه وحدت چپ میباشد. حرکت کارساز در این راستا تنها از طریق فشار از پایین میسر میباشد. تمرین عملی در این راه از طریق پروژه های کارکردی مشترک قابل تحقق میباشد. امروزه اگر سازمان ها و احزاب چپ دموکرات، رادیکال و سوسیالیستی اقدام به اکسیون های مشترک، اعلامیه های مشترک، همگون کردن شعارهای خود و اقدامات مشابه دیگر ننمایند، در راستای انجام وظیفه تاریخی خویش اقدام کاری نکرده اند و مردم ایران آینده آنها را بخاطر این خطا نخواهند بخشید.

عدم حضور واقعی چپ در صحنه از طرف دیگر موجب گردیده است تا تیروهای آلترا چپ آنارشیستی  و سر و صدای فراوان که شعار محوری آنها "نابود باید گردد" میباشد، به پشتوانه منابع قدرتمند و امکانات زیاد سوال بر انگیز خویش ، خود را بعنوان نیروی چپ واقعی آلترناتیو معرفی نمایند. مواضع سیاسی این نیروها عملا تا حدود زیادی در راستا و همسو با همان پروژه های جایگزین سازی قدرت های بین المللی میباشد.

جوانان سوسیالیست، دانشجویان پیشگام، کارگران و زحمتکشان، باید احزاب سیاسی خویش را زیر سوال بکشند که چرا آنها زیر یک سقف گرد نمی آیند و چرا بصورت متحد در پهنای سیاسی کشور عمل نمی نمایند؟ آنها را دائما باید زیر سوال ببرند که چرا چپ ایران نتوانسته است راهکار سوم،  آلترناتیو سوسیالیستی را در پهنای سیاسی کشور مطرح نمایند؟ در شریطی که خود احزاب به این وظیفه مهم تاریخی عمل نمی نمایند، پایه های اجتماعی نیروی چپ باید آنها را بطور مداوم بخاطر این نقصان زیر سوال بکشد.

دنیز ایشچی

02 دسامبر 2019

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دنیز عزیز، وقتی نوشته های شما را با هزار زحمت و تحمل می خوانم تا شاید یک مطلب جدیدی در آن بیابم ولی همانند خوردن داروی تلخ، سر و صورتم چروک می شود، و وقتی کلماتی مثل جوانان سوسیالیست، دانشجویان پیشگام، کارگران و زحمتکشان را می بینم یاد سالهای ۱۳۵۷ می افتم، و احساس می کنم که ذهن شما درست ۴۰ سال در یخچال فریزر یخ زده، و شما از تمام تحولات در داخل کشور غافل ماندید، من واقعا متاسفم که با همشهریم اینطوری رک و واضح حرف می زنم، شاید شما از من برنجید، ولی امیداوارم این نوشته جزئی من یک تکانی در ذهن شما بوجود بیاورد،
از سیلی روزگار شکوه مدار،
شاید این سیلی مست را کند هوشیار.