مولوی فضل الرحمن کوهی نویدبخش چه آینده ای است؟

بسیاری از اظهارات مولوی فضل الرحمن نژاد پرستانه، مخالف حقوق و آزادی زنان، مخالف فعالیت های آزاد و خلاق هنری و از نظر دینی هم فرقه گرایانه بوده است. برای مثال او بخوبی در حمله به سریال بلوچی "شمبل و شاهی" و تهیه کنندگان آن عمق خشک اندیشی خود را از این جهات آشکار ساخت. این بدین معناست که مولوی کوهی نسبت به آزادی، برابری و حقوق بشر تعهدی نمی پذیرد و حرکات افراطی در جهت نقض این حقوق را تشویق هم می کند.

طبق بعضی  گزارش ها در پی اعتراض به بازداشت مولوی فضل الرحمن کوهی، در  روز  شنبه ۹ آذر ماه حداقل در   شهرستان سرباز  اعتراضاتی نسبت به بازداشت این مولوی شکل گرفت.  گفته شده است که با شلیک ماموران امنیتی به معترضان   هفت تن از معترضین زخمی شده و حداقل یک نفر جان خود را از دست داده بود. گفته می شود که پس از احضار این مولوی   به دادگاه ویژه روحانیت مشهد  و احتمال دستگیری ایشان این اعتراضات شکل گرفت.

با معیارهای امروزین حقوق بشری کسی را نمی توان گناهکار تلقی کرد مگر آنکه که فرد در یک پروسه شفاف و عادلانه منطبق با موازین شناخته شده منشور حقوق بشر محاکمه و گناهکار شناخته شود. تعیین بزهکاری در عرصه عقیدتی و سیاسی حتی بمراتب دشوارتر است.  از این جهت حتی یک عضو فعال داعش هم استثنا نیست و نمی توان حقوق اولیه اش نقض شود. نمی توان پروسه های بازداشت خودسرانه، پرونده سازی ها مبتنی بر شکنجه و تهدید، اعترافات تلویزیونی و عدم دسترسی به وکلای مورد نظر در دادگاههای فرمایشی را مبنای اعلام جرم بحساب آورد.

در این جا تنها در عرصه عقیدتی و سیاسی بر مبنای اظهاراتی که مولوی فضل الرحمن داشته است می توان اظهار نظر کرد.

بسیاری از اظهارات مولوی فضل الرحمن نژاد پرستانه، مخالف حقوق و آزادی زنان، مخالف فعالیت های آزاد و خلاق هنری و از نظر دینی هم فرقه گرایانه بوده است. برای مثال  او بخوبی در حمله به سریال بلوچی "شمبل و شاهی" و تهیه کنندگان آن عمق خشک اندیشی خود را از این جهات  آشکار ساخت. این بدین معناست که مولوی کوهی نسبت به  آزادی، برابری  وحقوق بشر تعهدی نمی پذیرد و حرکات افراطی در جهت نقض این حقوق را تشویق هم می کند.

 بر این اساس او نماینده آینده ای مبتنی بر یک  جامعه دموکراتیک و عادلانه و پیشرو نیست بلکه او را می توان بیان روشنی از افکار گروههای بنیادگرای افراطی اسلامی  دید  که با منطق شمشیر و "حقیقت" غیر قابل پرسش وارد میدان می شوند. او را در یک عرصه کلی می توان از رهروان مولوی محمد عمر سربازی دانست که ازنظر تئوریک  او را می توان بعنوان پدر سنیان طالبانی ایران تلقی کرد.   بنابر این اعتراض به دستگیری و خصلت اعتراضات اخیر را نمی توان جدا از حقوق یونیورسال این فرد از یک سو و تعهدات و عقاید او از سوی دیگر توضیح داد.   

 شاید کسانی بجای تعمق روی خصلت این اعتراضات  در بلوچستان آنها را بلافاصله با اعتراضات گسترده اخیر در ایران یکسان و همجهت ببینند ولی چنین تصویری می تواند  گمراه کننده باشد. البته ممکن است این اعتراضات بنحوی از جو اعتراضات عمومی ایران تاثیر پذیرفته باشد و تا حدودی  اعتراضی بر علیه بیـعدالتی و بیـقانونی، فساد و تهیدستی باشد ولی تا آنجا که به دیدگاه ها و طرز تفکر   مولوی کوهی بر می گردد خصلت اعتراضات نه بر علیه ارزش هایی است که جمهوری اسلامی نمایندگی میکند بلکه بمنظور گرامی داشت ارزش های بنیادگرایانه دینی مشابه و حتی سخت گیرانه تری است. ارزش هائی که در چهارچوب درک های سنی خالص گرایانه ای طرح و تعریف می شوند.  اگر کسی بدنبال ارزش های دموکراتیک، انسانی و عادلانه است با قهرمان سازی مولوی کوهی  در چشم مردمی که بدنبال آینده ای بهترند خاک می پاشد بر همان مردمی است که خود از ستمگری رنج برده اند ستمی دیگر بنا می کند. نه تنها طرفداران خالص گرای دینی-فرقه ای مولوی بلکه سازندگان سیاست مبتنی بر هویت قومی/فرهنگی هم در همین راستا عمل می کنند.

 اما طبعا نباید از این جا حتی اندکی عقب نشست و بر خصلت سرکوبگرانه و کاملاُ بی اعتنا به عدالت و روند معمول حقوقی از جانب  جمهوری اسلامی ایران  سرپوش گذاشت حتی درمورد مولوی کوهی که در سنگری مشابه وارد رقابت شده است.  

ایوب حسین بر

ایمیل دریافتی

منبع: 
ایمیل دریافتی
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: