کربین چگونه به پیروزی جانسون کمک کرد؟

هر کسی که در انتخابات ازاد و منصفانه پیروز شده غالبا بعلت ناتوانی رقیب بوده است. در انتخابات دوازدهم ماه دسآمبر ۲۰۱۹، روز پنجشنبه، در بریتانیا، ناتوانی کربین در جلب و جذب اکثریت، موجب برنده شدن بوریس جانسون، رهبر حزب محافظه کار شد.عملا، او شانس نخست وزیر شدن خود را به مخالف خود داد

هر کسی که در انتخابات ازاد و منصفانه پیروز شده غالبا بعلت ناتوانی رقیب بوده است. در انتخابات دوازدهم ماه دسآمبر ۲۰۱۹، روز پنجشنبه، در بریتانیا، ناتوانی کربین در جلب و جذب اکثریت، موجب برنده شدن بوریس جانسون، رهبر حزب محافظه کار شد.عملا، او شانس نخست وزیر شدن خود را به مخالف خود داد

از نظر انسانی، جرمی کربین، رهبر حزب کارگر، شاید گزینه مناسبتری بود. اما در انتخابات لزوما  بهترین ها آنتخاب نمیشوند، بلکه محبوبترین ها پیروز میگردند. بهتر بودن به شخصیت بستگی دارد ومحبوب بودن به تبلیغ و بلاغت سخن و تعریف مقوله ها.

جانسون با یک تعریف جدید از برگزیت توانست تعداد زیادی از معتقدآن باقی ماندن در اروپا را به خود جلب کند در حالی که کربین همان معتقدآن باقی ماندن را از دست داد. نبودن شور و شوق در سخنرانی هایش بسیاری را از لیاقت او نا امید کرد. در واقع، او شخصیتی قدیمی بود که در باره سیاست های قدیمی تر از خود بطرز خسته کننده ای صحبت میکرد. او در گذشه ای دورتر از خود گیر کرده بود و نصایح هیچ کس در عقاید سنگ شده ی او اثر نمیکرد. و عجیب بود که با گذشته گرایآن جمهوری اسلامی همنظر بود.

تنها اختلافی که با انان داشت این بود که چرا عقاید قدیمی را بهتر اجرا نمیکنند کربین از گذشته آمده بود و در گذشته مانده بود،   از سوی دیگر،  بوریس جانسون، گویی، از آینده آمده بود و دنیایی را در ذهن تصویر میکرد که بسیار جذاب بنظر میرسید. در حالی که بسیاری برگزیت را برای بریتانیا مضر میدانستند، او فواید آنرا به اندازه ایی بزرگ نشان داد، که همه حرفهای او را باور کردند تا آنجا که امروز برخی از سیاستمداران افسوس میخورند که چرا قبلا به اهمیت این امر پی نبرده بودند. اصل قضیه روشن بودن  مهمترین پیام انتخاباتی و اهمیت پیدا کردن آن در زندگی روزانه مردم است. این شگرد انتخاباتی آنقدر تکرار شد  که طرفداران و حتی ا اعضای حزب کارگر و حزب لیبرال دمکرات آنرا  باور کرده و تبلیغ میکردند.

و اما جانسون چگونه توانست این مبارزه تبلیغاتی را از پیش ببرد؟ جانسون شخصیت زود آشنا و آسان هست. به سادگی به مردم نزدیک میشود وبا  آنها حرف میزند. زیاد شوخی میکند و میخندد. مردم کوچه و خیابان از او خوششان می‌اید، در حالی که کربین خاکی ولی دور از مردم بنظر میرسد. 

نقش شخصیت در رهبری بسیار مهم است، مخصوصا اگر بینشی مردم پسند داشته باشد. تجربه نشان داده است که حتی کشور‌های بزرگ، با دمکراسی نهادینه شده نیاز به رهبران  بزرگ دارند. یک حزب قدیمی و یا یک دمکراسی جا افتاده، خود به خود یک رهبر جذاب و با لیاقت پیدا نمیکند. بلکه حزب کارگر با سه رهبر چاپ گرای تند رو انتخابات را در سه نوبت باخته است.  گرچه بسیاری از مردم به یک حزب وا بسته ا‌ند، ولی موارد خانم تاچر، از محافظه کار،  تونی بلر، از کارگر و اکنون بوریس جانسون نشان میدهد که مردم به رهبران با لیاقت، خوش بیان و صاحب برنامه های  مورد علاقه عموم رای میدهند.

کور بین یک شخصیت نواور و متفکر نبود که یک بینش همه گیر و فراگیر را  تهیه و بمردم  عرضه  کند در حالیکه جانسون مبتکر یک قرار داد بزرگ با آمریکا برنامه‌های دیگری برای تغییر شرایط طبقات کم درامد و فقیر است. کوربین حتی یک ابتکار برای بهبود موقعیت اسفبار بیکاران در نقاط مرکزی انگلستان پیشنهاد نکرد. و علاوه بر این، سیاست‌های ضد یهودی و پشتیبانی از جمهوری اسلامی و بعضی تندگرایان مسلمان، موجب ایجاد فاصله زیاد بین او و مردم شد. او اکنون مورد ملامت ملیونها نفر است و جانسون قهرمان بیکاران و کم درامدان شده است. . همه کارشناسان سیاسی به این نتیجه رسیده ا‌ند که حزب کارگر باید گوش‌های خود را باز کند، حرف‌های مردم را بشنود، به آنها پاسخ بدهد و بر نامه‌های خود را بر اساس ارمانهای مردم تنظیم کند و از تحمیل سیاست‌های سوسیالیستی کهنه شده پرهیز نماید.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: