دشمنی با آمریکا، شمشیری یک لبە علیە خود

زمانی تصور بر آن بود کە اختلافات درونی نظام سرانجام منجر بە فروریزی آن خواهدشد، اما حالا مستدل شدە کە تعارض جمهوری اسلامی با آمریکا است کە می تواند در عین بهرەبرادری رژیم از آن در جهت تقویت خود، بە پاشنە آشیل آن هم تبدیل بشود. این تعارض شمشیر دو لبەای است کە بە اندازە دشمن، خود رژیم را هم دارد می برد. و احیانا بیشتر خود رژیم را دارد می برد، زیرا این دشمنی شاید امثال ترامپ را در معرض فشار قراردادە باشد، اما منجر بە ایجاد زندگی بد اقتصادی برای مردم آمریکا نشدەاست.

آثار تحریمهای ترامپ هر روز کە می گذرد بیشتر خود را نشان می دهد. واقعیت این است کە وضعیت بسیار حاد شدە و مردم بصورت بی سابقەای تحت فشارهای بسیار شدید اقتصادی قرارگرفتەاند. گرویدن لایەهای جدیدی از مردم بە فقر و گسترش فقر مطلق از جملە از پدیدەهای جاری امروز جامعە ایران هستند.

اما جمهوری اسلامی هیچ راە حلی برای وضعیت فاجعەبار کنونی ندارد. حاکمان تنها بە مقابلە با ترامپ می اندیشند و تمام سیاستهای آنها حول این مسئلە می چرخد. تحقیر ملت از طریق توسعە فقر، جان مایە غرور کاذب سیاسی آنان در مقابل ترامپ است. فقر ملت برای کاخ نشینان حکومتی، مایە مباهات آنان گشتە است!

خیزش آبان ماە مردم علیە نظام حاکم، علیرغم آگاهی آنان از وضعیت خطیر کشور کە علاوە بر سیاستهای بغایت ضد مردمی سران حاکم، در زیر فشار و خطر دخالت نیروهای خارجی ضد این مرز و بوم هم قرار دارد، نشان از آن دارد کارد کە بە استخوان رسید دیگر هیچ مفهومی از معنای سابق خود برخوردار نخواهد ماند و بشدت مرزها شکستە خواهند شد. بە بیانی دیگر اگر چیزی برای از دست دادن باقی نماندەباشد، مردم بە آن چیزکی کە قرار است آن هم از دست برود بی اعتنا خواهندشد. پس نمی توان برای همیشە از ابزار خطر خارجی استفادەکرد. حاکمیت باید در این مورد پیام خیزش مردم را دریافتە باشد، و تغییر مسیر بدهد.

اما ظاهرا رژیم با وجود خیزش مردم، هنوز هم احساس خطر واقعی نکردەاست، چونکە تجربە نشان دادەاست کە بە گاە خطر جدی آنان عقب می نشینند، حال چە تحت عنوان نوشیدن جام زهر باشد و یا نرمش قهرمانانە. بە نظر می رسد پراکندگی اعتراضات اخیر علیرغم سرایت آن بە اقصا نقاط کشور، حاشیەای بودن آن در مقیاس جغرافیای شهری، عدم حضور میلیونی آن در خیابانها و سرانجام نگرویدن بخش مهمی از مردم بە آن، حاکمان را بە این نتیجە رسانیدە باشد کە خطر هنوز جدی نیست و می توان لااقل یک سال دیگر مقاومت کرد.

و شاید این تحلیل با توجە بە قدرت سرکوب رژیم هم بیشتر قابل قبول باشد، بویژە اینکە خیزش منجر بە فروپاشی درونی نظام و نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی آن نشد. و از طرف دیگر خیزش بە ضعف اصلاح طلبان حکومتی منجر گردید کە هستە سخت قدرت در سالهای اخیر توانستە بود آنان را بنوعی محدود کند. بە بیانی دیگر دو قطبی شدن فضای سیاسی کشور، نیروهای بینابینی را بە حاشیە راندە و حاکمان از این لحاظ عمدتا خوشحال بە نظر می رسند. آنان بنوعی از نیروئی فارغ شدەاند کە بویژە بعد از حوادث ٨٨ انرژی ویژەای را برای سرکوب و کنترل آن صرف کردند.

ظاهرا همە چیز بە حالت دلخواە بازگشتە است. قدرت سرکوب اعتراضات مردم، عدم شکل گیری یک نیروی ذهنی پیش برندە اعتراضات مردمی، تداوم در حاشیە ماندن اپوزیسیون خارج کشور و سرانجام غروب امید اصلاح طلبان وضعیت خوبی را برای سرکوبگران نوید می دهد. گویا رقیب جدای در میدان نماندەاست

اما باید گفت کە درست خطر در اینجا در کمین آنها نشستە است. هنگامیکە همە چیز بە ظاهر طبق مراد می گردد و جهان بە جزیرە آرامش تبدیل شدەاست، شکافهای نهانی و از چشم پنهان شدە بیشتر دهن باز خواهندکرد.

زمانی تصور بر آن بود کە اختلافات درونی نظام سرانجام منجر بە فروریزی آن خواهدشد، اما حالا مستدل شدە کە تعارض جمهوری اسلامی با آمریکا است کە می تواند در عین بهرەبرادری رژیم از آن در جهت تقویت خود، بە پاشنە آشیل آن هم تبدیل بشود. این تعارض شمشیر دو لبەای است کە بە اندازە دشمن، خود رژیم را هم دارد می برد. و احیانا بیشتر خود رژیم را دارد می برد، زیرا این دشمنی شاید امثال ترامپ را در معرض فشار قراردادە باشد، اما منجر بە ایجاد زندگی بد اقتصادی برای مردم آمریکا نشدەاست.

یک سال یک سال است و شاید بتوان گفت با توجە بە شرایط بد زندگی مردم، هر روز آن بە یک سال تبدیل بشود. و بە این ترتیب چرخ مملکت نە تنها نچرخد بلکە بە مرحلە سقوط هم برسد. واقعیت این است کە امکانات حاکمیت برای ادامە دشمنی با آمریکا و در این راستا سوءاستفادە از مردم بشدت محدود شدەاست.

زمان تصمیم بزرگ فرا رسیدە است: یا سازش و یا تعمیق خطرناکتر بحران.

جمهوری اسلامی باید بپذیرد کە نمی تواند آمریکا را سرکوب و یا کنترل کند، بلکە باید با آن از طریق دیپلماسی و سیاست بسازد و یک بار برای همیشە زندگی مردم را هیزم چنین روش فاجعەباری قرارندهد.

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: