سایبرسکس چیست؟

گر از منظر «مدرنیتِ کلاسیک و سکسولوژی کلاسیک» به «سایبرسکس» بنگریم، آنگاه می توان این تقسیم بندی را ایجاد کرد که اگر اولین تجارب جنسی و آشنایی با تن و فانتزیهای جنسی خویش معمولا با «خودارضایی» شروع می شود و سپس معمولا فرد وارد رابطه عشقی/جنسی می شود، حال ما، پس از «سکسِ تلفنی» و «سکس در چات»، شاهد مرحله دیگر بینابینی از رابطه جنسی و عشقی هستیم و آن «سایبرسکس یا سکس از طریق دوربین و اینترنت» است. یعنی می توان شدت و حدت این رابطه جنسی و احساسی را اینگونه تعریف کرد که او از «خودارضایی» جلوتر می رود

 

داریوش برادری روانشناس/ روان درمانگر

امروزه با رواج اینترنت، «سکس از طریق وب کم و اینترنت»، «سایبرسکس» به یک «پدیده جهانی» تبدیل شده است. این موضوع طبیعتا میان ایرانیان نیز رایج شده است و حتی از جهاتی شاید بیشتر باشد، زیرا وقتی فضای طبیعی سکس و ارتباط بسته است و اجازه سکس و ارتباط جنسی خارج از فضای بسته ی اخلاق و زناشویی را نمی دهند، آنگاه این سکس ممنوعه بایستی مکان و محلهای جدیدی برای ارضای خویش بیابد و ازینرو «سکسِ سایبری» به خاطر حالت امنیت اش به یک پدیده  فراوان میان ایرانیان، چه در داخل یا در خارج و یا میان پارتنرهای داخل/خارج تبدیل شده است. همزمان این پدیده با خودش سوالات فراوانی به بار می آورد و من می خواهم بنا به خواهش دو تا  از خوانندگان مطالبم به آن کوتاه بپردازم و اینکه سایبر سکس آیا و تا کجا سکس واقعی است و تاثیرات چیست، خطرات یا قدرتش چیست؟ و همزمان بحثی در این زمینه میان دوستان  زمینه سازی بکنم.

 

اگر از منظر «مدرنیت کلاسیک و سکسولوژی کلاسیک» به «سایبرسکس» بنگریم، آنگاه می توان این تقسیم بندی را ایجاد کرد که اگر اولین تجارب جنسی و آشنایی با تن و فانتزیهای جنسی خویش معمولا با «خودارضایی» شروع می شود و سپس معمولا فرد وارد رابطه عشقی/جنسی می شود، حال ما، پس از «سکسِ تلفنی» و «سکس در چات»، شاهد مرحله دیگر بینابینی از رابطه جنسی و عشقی هستیم و آن «سایبرسکس یا سکس از طریق دوربین و اینترنت» است. یعنی می توان شدت و حدت این رابطه جنسی و احساسی را اینگونه تعریف کرد که او از «خودارضایی» جلوتر می رود و همزمان از نظر شدت و حدت به «حد رابطه واقعی جنسی» نمی رسد و مسیر درستش این است که پس از مدتی به مرحله بعدی و ایجاد رابطه واقعی و تنانه دست یابد وگرنه مجبور است مثل خودارضایی دچار یک حالت «وسواسی و تکرار و اعتیاد» به خودارضایی یا اعتیاد به سکسِ سایبری» شود. زیرا فرد نه می تواند به مرحله بعدی دست یابد و نه دیگر می تواند و می شود که به مرحله قبلی و بدون ارتباط برگشت. زیرا به زبان ساده مزه اش زیر دندانش رفته است و دیگر بازگشت به مرحله مرتاضی ممکن نیست. ازینرو یا مجبور است مرتب خودارضایی یا در حالت جدیدش سایبرسکس را تکرار بکند و تلاش بکند که  رابطه اش جلوتر رود و به دیدار رودررو و یا ارتباطی نوین و در بیرون، رابطه ی دوست دختر/دوست پسری یا زناشویی منتهی شود و یا اینکه گرفتار یک حالت « کیف دردآور و تمتع بحرانی و وسواسی» شود که هم می طلبد و به آن تن می دهد و هم آن چیزی که می طلبد نمی گیرد. آنگاه او در این حالت «برزخی و اعتیاد به سایبرسکس» گرفتار می ماند و دچار حالات دوسودایی به اشتیاق و میل «سایبرسکسی» خویش می شود، گاه می خواهد دوربین را بشکند و گاه می رود و دوربینی قویتر می خرد، گاه از لپ تاپش و اینترنت دوری می کند و از فیس بوک منتفر است و گاه حال یکدفعه می خواهد دو سه رابطه مختلف سایبری را در کنار یکدیگر تجربه بکند و به اصطلاح فقط لذت ببرد.

ازین جنبه مدرن و کلاسیک نیز که به سایبرسکس بنگریم، می بینیم که این ادعا که «سایبرسکس» فقط خیال است و تاثیری ندارد، یا اینکه خوب رابطه جنسی واقعی بوجود نمی آید، غلط است، بلکه در این روابط نیز ارتباط جنسی به گونه خویش صورت می گیرد و ازینرو نیز اینجا می توان ضربه جنسی و یا روحی خورد، برای مثال وقتی پارتنرت جواب تمنایت را ندهد و یا وقتی فرد پی ببرد که او همزمان با چندنفر است. به ویژه که کمتر کسی فقط برای ایجاد رابطه «سایبرسکسی و اروتیکی» وارد اینگونه روابط می شود و معمولا روابط جنسی اینترنتی نیز دارای یک پیش زمینه عاطفی هستند، یا یک «سایبرعشق، رابطه ی سایبری» هستند و به سکس می انجامد. حتی سکس و لذت اروتیکی نیز مالامال از احساسات و عواطف انسانی است و انسان می تواند آنجا نیز ضربه بخورد وقتی بخواهد فقط با دیگری حال بکند و سکس بکند. ازینرو نیز ادعاهایی مثل اینکه او که با «تن من نخوابید و فقط با تصویرم خوابید»، بیشتر برای زدن مرهمی بر زخم بر جان و روان فرد است، با آنکه شدت دردش کمتر از رابطه واقعی است، همانطور که خطر گرفتن بیماریهای مقاربتی وجود ندارد. به ابن خاطر روانشناسان و کسانی که پدیده سایبرسکس را نقد می کنند، هم از امکانات نوینی در ارتباط سخن می گویند که این پدیده بوجود می آورد و بویژه برای آدمهای خجالتی و یا دارای امکانات اندک برای ارتباط، این امکان را بوجود می آورد که گام به گام به سکس و تمنای جنسی و عشقی خویش نزدیک شوند و آنرا با خطرات اندک تجربه بکنند. همانطور که پدیده «سایبرسکس» و حالت اولیه «مجهول بودن فرد»، به افراد اجازه می دهد که «گرایشات و حالات مختلف جنسی» را راحت تر تجربه بکنند و فانتزیهای مختلف خویش را گاه  برای اولین بار لمس بکند. هم  این پژوهشها از خطرات سایبرسکس، خطر اعتیاد به این ساده طلبی از یک سو و از سوی دیگر عدم دستیابی به ارضای کامل و «اعتیاد به آن» سخن می گویند و نیز خطر «سوء استفاده» توسط سایبرسکس گرایان حرفه ای و یا دچار انحرافات جنسی مختلف، به ویژه خطر سوء استفاده از کودکان و نوجوانان یا زنان جوان توسط مردان بسیار مسن و غیره سخن می گویند.

 

اما این نگاه مدرن همزمان دارای خطایی است و هنوز مرزی میان واقعیت بیرون و مجاز اینترنتی می گذارد و اولی را بر دومی از لحاظ شدت و حدت خیلی برتر می داند و این ناشی از متافیزیک مدرن است. در حالیکه  اگر ما از نگاه پسامدرنی به موضوع بنگریم، هم رابطه جنسی واقعی و رودررو از جهاتی نیز «مجازی» و خوابیدن با تصویر خویش از دیگری است و هم رابطه مجازی و سایبر سکس از جهات فراوانی «واقعی» است و بنابراین فرد  می تواند به همان شدت رابطه بیرون و حتی گاه بیشتر در سایبرسکس ضربه بخورد، چون اینجا آدم از خودش به آن شدت محافظت نمی کند و  بخودش می گوید فقط سکس از راه دور است. همانطور که او در  سایبرسکس می تواند لذتهایی ببرد و تمناهایی را بچشد که در رابطه واقعی گاه به این شدت و حالت ممکن نیست، زیرا فضاهایشان متفاوت است و فضای متفاوت، امکانات متفاوت می آفریند.

 در واقع می توان سه پدیده و مرحله «خودارضایی، سکس سایبری و سکس مستقیم» را به سان «سه شکل و حالت متفاوت تجربه رابطه ی جنسی»  دید که می توانند به یکدیگر تبدیل و دگردیسی یابند و مرتب می تواند اشکال دیگری نیز بیابند و در عین حال هر کدام امکانات و فضاهای خاص خویش را دارند. خودارضایی به زبان طنزآمیز هنرمند معروف سینما « وودی آلن» امکان و فضایی  است که ما در آن می توانیم در فانتزی خویش هنرپیشگانی را به همخوابگی بکشانیم که هیچگاه در واقعیت با هم بازی نکرده اند و تازه حال فقط برای ما و نگاه من یا شما بازی و همخوابگی می کنند و لذت می بخشند. سکسِ سایبری از طرف دیگر امکان لمس لذتها و فانتزیهایی را می دهد که در رابطه مستقیم گاه پارتنرها امکان و یا جرات بیان آن را نمی یابند و یا اینجا می توانند به خاطر امکان مجهول بودن هویت، امکان تجربه و اجرای فانتزی نقشها و شخصیتها وحالات مختلف اروتیکی را داشته باشند. همانطور که همخوابگی مستقیم و لمس بدن و تن تمنامند معشوق و خویش لذت و فضایی خاص است و امکانات  درهم آمیختگی عمیقتر با یکدیگر و لمس تمناها و دلهره های عمیق یکدیگر و نیز امکان ایجاد و لمس فانتزیهای اروتیکی و عشقی یا امکان ایجاد بدنهای نو در مسیر همخوابگی را بوجود می آورد که در حالت خودارضایی و یا سکس سایبری به این شکل ممکن نیستند. همانطور که هر سه رابطه هیچگاه «سکس محض» نیستند و نمی توانند باشند، زیرا به قول لکان «عمل جنسی همیشه یک عمل جنسیتی» است و در پی دستیابی به تمناهای عاشقانه و مردانه یا زنانه است. یا از طرف دیگر هر کدام از این روابط سکسی و اروتیکی همیشه «ناکامل و دارای کمبودهایی» هستند و باعث می شود به یکدیگر تبدیل شوند و بخواهند به شکل دیگر رابطه دست یابند تا به امکانات دیگر رابطه و اروتیک و عشق دست یابند. به زبان دیگر،  رابطه جنسی مستقیم نیز امکانات خاص خویش را دارد که سکسِ سایبری ندارد، ازینرو پس از مدتی دو پارتنر سایبری  مایلند که از سایبرسکس به سکس واقعی دست یابند و یا اینکه گاه دو پارتنر در رابطه مستقیم مایلند  به حالت سایبرسکسی با یکدیگر حال بکنند، برای مثال وقتی از هم دورند، همانطور که امکان و فانتزی خودارضایی در همخوابگی و رابطه عشقی نیز وجود دارد. یا از چشم انداز دیگر هر کدام از این روابط جنسی بشری دارای «اختلالات و خطرات» خویش نیز هستند که ناشی از خصلت تمنامند و تمتع طلب بشری و روابط عشق و اروتیک بشری است و اینکه این روابط می توانند به خاطر اختلالات احساسی به بحران و حالات بیمارگونه چون اعتیاد به خودارضایی ،به سایبر سکس و یا اعتیاد به سکس دچار شوند و یا معضلات دیگر چون بیماریهای مقاربتی در روابط مستقیم بوجود آید.

 اصولا یکی از دلایل رشد سایبرسکس نیز همین ساده بودن آن و نبودن خطر ایدز نیز هست و همزمان توهم و خطرش همینجاست. زیرا سکس هیچگاه ساده نیست و نمی تواند به یک امر ساده و تخلیه صرف تبدیل شود. زیرا سکس بشری همیشه بیشتر از جفت گیری حیوانی بوده و هست. زیرا رانش جنسی درهم آمیخته با تمنامندی بشری و آگاهی از مرگ است. ازینرو غریزه نیست بلکه رانش انسانی و تمنای بشری، آرزومندی بشری است که همیشه بیانگر کمبودی است که هیچگاه کامل پُر نمی شود و همیشه امکان تحول و ایجاد فانتزیها و بازیها و امکانات نوین عشقی یا سکسی و روایات نو از عشق و سکس را دربردارد. ازینرو نیز سایبرسکس نیز سکس نهایی نیست.  در واقع رابطه جنسی واقعی همانقدر یک «واقعیت نمادین و مجازی» است که رابطه مجازی سایبرسکس یک «واقعیت نمادین دیگر و یک مجاز واقعی» است و هر کدامشان رابطه ای واقعی و ممکن هستند و هر کدامشان نیز می خواهند مرتب به درجه نوینی از ارتباط، صمیمیت و نزدیکی دست یابند یا به یکدیگر تبدیل شوند. چه در رابطه نزدیک که دو پارتنر پس از مدتی می خواهند فانتزی نوینی با یکدیگر را تجربه بکنند و چه رابطه سایبرسکسی که در آن نیز همین میل دستیابی به پیوند بیشتر و صمیمی تر باعث می شود که تجارب نوین با یکدیگر تجربه بکنند و یا حال همدیگر را ببینند.

 

بنابراین بهترین راه برخورد به این موضوعات و تمناهای خویش در این زمینه  این است که انسان قادر باشد چه در رابطه مستقیمش یا آنزمان که در رابطه سایبرسکسی است، این رابطه را به عنوان «رابطه ی واقعی و تمنامند» ببیند و اینگونه به آن تن بدهد و همزمان با خودش و دیگری صادق باشد و از خویش محافظت بکند و با دیگری سخن بگوید، از تمناهایش و نیز از ترسها و دلهره هایش با دیگری و پارتنرش حرف بزند. با چنین نگاهی می توان هم از سایبرسکس لذت برد و کمتر ضربه خورد و هم با خویش و دیگری صادق بود و اگر خواهان جلوتر رفتن رابطه و دیدار روردرو بود و  رابطه عشقی و سکسی عمیقتر یا پیشرفته تر، آنگاه می توان همدیگر را دید. زیرا بهر حال با دیدن یکدیگر همزمان رابطه چندگانه می شود و مباحث دیگری نیز وارد رابطه عشقی/جنسی و غیره می شود و در دواقع دو فردی که در فضای سایبرسکسی با یکدیگر بودند حال می خواهند گامهایی جدید و بیشتر در مسیر رابطه شان بگذارند.

بنابراین پیشنهاد من به دوستان ایرانی و کسانی که در این زمینه سوال دارند، این است که به جای اینکه به آن فکر بکنند که آیا ایده مدرن یا پسامدرن درباره «سایبرسکس» درست است و به کدام تن بدهند، در واقع به «تمنا و خواست تن و جان» خویش تن بدهند و وقتی از پدیده «سکس سایبری» استفاده می کنند، هم به تمنا و فانتزیهایشان تن دهند و هم مواظب خویش باشند و با خویش و دیگری صادق باشند و از خواستهایشان سخن بگویند، به ندا و نوای تن و خرد نهفته در تن و  تمنای جنسی و عشقی خویش و دیگری گوش دهند. اگر از رابطه  سایبر سکسی بیشتر می طلبند، آن را بیان بکنند و تنها گوش به حرف دیگری ندهند و اینکه این  چیزی نیست و هیچ تاثیر بدی ندارد. اگر می خواهند جلوتر روند و طرف را از نزدیک نیز ببینند ویا رابطه عشقی عمیقتر می طلبند آن را بیان بکنند و به فکر این نباشند که این خواسته  مدرن است یا پسامدرن هست و یا نیست و گول این توجیهات را نیز نخورند. زیرا هیچ انسان مدرن و پسامدرنی، موقعی که می خواهد سکس سایبری بکند، به این فکر نمی کند که این کار مدرن است، لااقل در درجه اول فکر نمی کند بلکه به خواست و تمنای خویش می اندیشد و اینکه میل اینکار را دارد و می خواهد با دیگری نزدیکتر شود و با او به کامجویی جنسی و احساسی دست یابد، چه در رابطه اروتیکی که بیشتر جنسی  و اغوای جنسی و لمس فانتزیهای اروتیکی خویش است و چه در رابطه عشقی/اروتیکی که در واقع فرد می خواهد، از همان ابتدا و یا در مسیر رابطه به این تمنا می رسد که این رابطه چیزی بیشتر از یک بازیگوشی اروتیکی کوتاه مدت برای او هست یا می تواند باشد.( همانطور که اخلاق و مذهب جامعه ما بایستی جوابی برای این نیازهای بخشهای شدیدا مذهبی خویش بیابد و امکان این روابط عشقی و اروتیکی سایبری را بوجود آورد و در واقع مجبور است بوجود آورد و موضوع این است که به شیوه ای درست بوجود آورد که این روابط پارتنری اینترنتی با حداقل میانجی و دردسر و با حداکثر روشنگری بوجود آید. بنابراین نگاهشان و ساختارشان باید ابتدا مدرنتر شود و از صیغه دات کام کنونی به شیوه های مدرنتر یا درستتر دست یابد.)

مهم این است که ایرانیانی که در حال آشنایی با تن و تمناهای جنسی، اروتیکی و عشقی خویش هستند، از یکسو به «تن و تمنای» خویش وفادار باشند و به آن اهمیت بدهند و در حد امکانات و با جلوگیری از ضربات شدید از این امکانات مختلف  چون سکس سایبری و رابطه عشقی یا جنسی استفاده بکنند و به سعادت و کامجویی تنانه و  همیشه ناتمام دست یابند.  همانطور که بایستی یاد بگیرند به تن و تمنای دیگری و پارتنرشان اهمیت دهند. این دو گام مهم است و یادگیری بهتر آن به شیوه خویش. خوشبختانه تن انسانی اینقدر باهوش و خردمند و از طرف دیگر صاحب اخلاق است که خودش سریع بهترین راه هماغوشی را یاد می دهد و مرتب یاد می گیرد و بهتر می شود. همانطور که اینجا بهترین راه وجود ندارد و دو نفر براساس تاریخشان و تنشان به یکدیگر نزدیک می شوند و هماغوشی را با یکدیگر تجربه می کنند و می آفرینند. مهم همان یادگیری توجه به تمنا و اخلاق تن خویش و دیگری است. ( ازینرو نیز من با اینکه از فیلمهای آموزش جنسی از یک سو خوشم می آید تا جوانان و  در کل مردم بر هراس و شرم اولیه جنسی خویش بهتر چیره شوند و از سکس نترسند اما از طرف دیگر این خطر را در آنها می بینم که جلوی افراد را بگیرند به شیوه خویش سکس و این تجربه بنیادین را حس و لمس بکنند و راه خودشان را بیابند، چون بهرحال اینجا نمونه هایی نشان داده می شوند. خوب است که این فیلمهای آموزشی در ایران نیز زمانی رایج شود و همزمان با این نکته و روشنگری همراهی باشد که سکس و تمنای بشری در واقع در معنای دلوزی «ریزوم وار» و هزارگستره است و موضوع یافتن سکس و بدن جنسی خویش و دیگری در مسیر رابطه است و گذار از اختلالات به تجربه یک بدن و سکس و اروتیک بعدی و اینکه این تحولهیچگاه کامل پایان نمی یابد و همیشه سکسی دیگر ممکن است. همیشه میل یا تمنایی دیگر، فانتزی اروتیکی دیگری میان دو پارتنر اروتیکی یا عشقی ممکن است، چه برای اولین بار با هم باشند یا هزارمین بار.)

 

در واقع  تنها کسی مدرن است و یا پسامدرن که به «فردیت و  تمنای تن خویش» و دیگری، به نیاز  خویش به دیگری و به رابطه تن می دهد، چه به حالت سوژه مدرن یا سوژه منقسم و چندحالتی پسامدرن. یعنی چنین فردی بهرحال خواستش و تمناهایش را بیان می کند، تن به فانتزیهایش می دهد و  از خودش نیز محافظت می کند، همانطور که به مرز و خواست دیگری و پارتنرش احترام می گذارد و به خودش و پارتنر عشقی یا جنسی اش اجازه انتخاب می دهد و وقتی چیزی می طلبد که پارتنرش هنوز نمی خواهد و یا از تجربه این فانتزی جنسی هراس دارد،  حداکثر سعی می کند او را به سوی تجربه ی این فانتزی تازه  «اغوا و کنجکاو» بکند. نه آنکه به او اجبار بکند و یا با چماق سنتی بودن، مدرن و پسامدرن بودن،  او را وادار به اجرای چیزی بکند که نمی طلبد. زیرا اینجا می توان همانقدر یا گاه بیشتر ضربه خورد که در یک رابطه باصطلاح واقعی عشقی یا جنسی. همانطور که اینجا می توان به همان اندازه به لذت و تمنا دست یافت که در یک رابطه واقعی و هر کدام از این روابط نیز امکانات و فضاهای خاص خویش نیز دارند و کامجوییهای متفاوت خویش را. زیرا واقعیت همیشه مجاز است و مجاز همیشه واقعی است و اینها در نقطه ای به یکدیگر تبدیل می شوند.همانطور که من و  شما حتی در بحثهای اینترنتی مان درباره مباحث فلسفی یا روانکاوی نیز حضور واقعی داریم و می توانیم به این دلیل آنجا از کسی نیش بخوریم یا ضربه بخوریم، چه برسد به ارتباط نزدیک و عمیق «سایبرسکسی» یا  عشق سایبری و یا در « رابطه واقعی» که در نهایت دو روی یک سکه هستند و در نقطه ای به هم تبدیل می شوند، مثل من و شما و دیگری که واقعیت مجازی هستیم و مجاز واقعی، مثل همین لحظه که شما این متن را می خوانید و درباره اش می اندیشید و یا درباره اش کامنت می گذارید و هر دو هستید.

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.