هم صاحب و هم الاغ

البتە می شود کشوری را با این مختصات ادارە کرد، اما سیاستهائی کە عملا بە تقویت مواضع همان دشمن جمهوری اسلامی منجر می شوند و کوچکترین خللی در زندگی روزمرە آمریکائیان وارد نمی آورند، حتی سیاستهائی هم نیستند کە بتوانند بە خود نظام جمهوری اسلامی خدمت کنند. در واقع در اینجا ما با همان داستان "یکی بر سر شاخ و بن می برید" روبرو هستیم.

اقتصاد ایران در زیر فشار دو جانبە سیاست های کلان حاکمیت و فشارهای آمریکا خردشدەاست. نتیجە چنین وضعیتی فقر بی سابقە مردم و سقوط رشد اقتصادی بە زیر صفر و شاخص منها است.

حاکمیت بعنوان مسئول اصلی ادارەکنندە کشور تلاش می کند همە معضلات را بە آمریکا نسبت دهد و از مسئولیت ویژە خود  (مسئولیت اصلی) شانە خالی کند. گردانندگان کشور کە در واقع مثل همە عرصەهای دیگر عرصە اقتصاد را نیز بە گروگان گرفتەاند و بە وسیلەای برای پیشبرد اهداف سیاسی و ایدەئولوژیکی خود تبدیل کردەاند، در مسیر پیشبرد اهداف خود از تحمیل فقر سیاە بر مردم هم ابائی ندارند.

اما همانگونە کە عباس عبدی می گوید تغییر در ساختارهای اقتصادی کشور وابستە بە سیاست های کلان است. کە در این حوزە هم کشور وابستە بە تغییر نگاە خود بویژە در بازتعریف رابطە خود با جهان خارج است، اینکە ایران از حوزە دشمنی های بی نتیجە خارج شود و بە جای دشمنی وارد رقابت شود. رقابتی کە در آن می تواند در عین تاکید بر منافع خود و حفظ استقلال، در چنان رابطە خلاقانەای با جهان وارد شود کە بتواند از مواهب آن در زمینە اقتصادی بهرەمند شود.

اما در حاکمیت کماکان بر پاشنە تصامیم آنی و مرحلەای می چرخد و نشانی از تغییر در حوزە کلان سیاست بەچشم نمی خورد. حاکمیت کماکان راە خود را بدون توجە بە پیامدهای فاجعەبار سیاستهایش می رود و کشور را با فاجعە عظیمی روبروکردەاست.

اگرچە در جمهوری اسلامی جناحهائی وجود دارند کە تلاش می کنند از طریق عادی سازی روابط با کشورهای عربی و یا فشار برای تصویب FATF بنوعی از طریق اصلاحات جزئی سیاسی ـ دیپلماتیک و اقتصادی، اقتصاد کشور را جانی تازە، هر چند جزئی، ببخشند (برجام هم یک تصمیم در حوزە کوچک بود)، اما حتی در صورت موفقیت در این حوزەها هم نمی توان با این قبیل کارها کشور را از شرایط فاجعەبار کنونی نجات داد. در واقع این جناحها سعی می کنند با تغییرات جزئی، کم کم بر کل نگرشهای کلان سیاسی در کشور تاثیر بگذارند، اما هستە اصلی قدرت هم همیشە این تغییرات جزئی را بعنوان تابعی از سیاستهای کلان کشور خواستەاست. بدان معنا کە این تغییرات حتی در صورت عملی شدنشان در نهایت نتوانند بر سیاستهای کلان نظام تاثیر قاطعی داشتەباشند.

اما بگذارید کە فرض را بر این بگذاریم کە تنها یک سال دیگر ترامپ بر سر کار خواهدماند و با تغییراتی جزئی بتوان تا آن زمان هم دوام آورد، ولی با ادامە همین نگرشهای کلی نظام، مشکل کماکان باقی خواهد ماند و ایران باز در همان چرخە بی معنا و بی آیندە بازی گربە و موش دشمنی با آمریکا بیهودە دور خواهدزد، و باج آن را باز طبق معمول مردم خواهند داد.

البتە می شود کشوری را با این مختصات ادارە کرد، اما سیاستهائی کە عملا بە تقویت مواضع همان دشمن جمهوری اسلامی منجر می شوند و کوچکترین خللی در زندگی روزمرە آمریکائیان وارد نمی آورند، حتی سیاستهائی هم نیستند کە بتوانند بە خود نظام جمهوری اسلامی خدمت کنند. در واقع در اینجا ما با همان داستان "یکی بر سر شاخ و بن می برید" روبرو هستیم. در زبان کردی مثلی هست کە می گوید "کەری دێز حەزی بە مردنی ساحەبی خۆیەتی". یعنی اینکە الاغ چموش دوست دارد صاحبش بمیرد!

و اینجا کی صاحب است و کی الاغ؟ واضح است آنکە بر سر شاخ نشستە است هم صاحب است و هم الاغ!

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: