قیام آبان 98 نقطه عطفی بزرگ

ما ایرانیان با همبستگی و همدلی و اتحاد میتوانیم بستری برای رهایی از این حکومت پلید و ضد مردمی فراهم آوریم. این مشکل تنها بدست ما حل می‌شود . تنها راه حل نه در بیرون بلکه در درون خود ماست. هر گونه چشم دوختن به کمکهای غیبی تنها باعث چند دستگی و تفرقه است.
 
 
  از زمان خروج رسمی آمریکا از برجام در تاریخ 8 می 2018 (18 اردیبهشت 1397) و سپس برقراری دور جدید تحریمها، رژیم حاکم بر ایران با درک موقعیت بسیار متزلزل داخلی و بین‌المللی خود ، همواره و بطور سیستماتیک سعی در هم جبهه نشان دادن خود و مردم  در مقابل آمریکا را داشته و بویژه  دور جدید تحریمها را نشانه مظلومیت خود در صحنه جهانی وانمود کرده است.
رژیم سخت در تلاش بود که نشان دهد وضعیت ناهنجار اقتصادی در جامعه نه معلول عملکرد نادرست و خیانتکارانه چهل ساله خود، بلکه معلول تحریمهای ظالمانه آمریکا و کلاً دول غربی است. 
 در این رابطه مقاله علی ربیعی سخنگوی دولت و از مهره‌های سابق وزارت اطلاعات ( که روز شنبه 23 آذر در روزنامه ایران منتشر شد) خود حاوی نکات بسیار مهمی است که قابل تأمل میباشد.
وی در مقاله خود نوشته است: «امروز من معتقدم ما اشتباه کردیم، باید مسئله تحریم را برای مردم به‌طور شفاف تبیین می‌کردیم.»
و ادامه میدهد: باید «مقاومت بر ضد تحریم‌ها را به جامعه واگذار کنیم. جامعه را دور نزنیم وبه مردم نگوییم مردم ما بدون شما و برای شما و به نیابت از شما با تحریم‌ها مقابله می‌کنیم».
این سخنان در حالی بیان می‌شود که بسیاری از مؤسسات مذهبی و بنیادهای مختلف نظام مانند بنیاد 15 خرداد، بنیاد شهید، بنیاد مستضعفان،ستاد اجرایی فرمان امام، بنیاد قدس آستان رضوی و….با سرمایه بسیار کلان اساساً نه مالیات میدهند و نه به کسی حساب پس میدهند و نه اصلا در خط تولید میباشند. البته یک موضوع گویا و مشخص  است و آن صدور انقلاب توسط همین مؤسسات چپاولگر میباشد.
در‌واقع رژیم اگر میخواست، میتوانست بجای گران کردن 300 درصدی بنزین و زیر خط فقر بردن میلیونها نفر دیگر از اقشار مردم ، همین بنیادها و بنگاهها را تعطیل و هزینه آنرا صرف اقتصاد ورشکسته میکرد.
حرف علی ربیعی و بقیه همپالکی های ایشان اینست:... باید همان شیوه روان درمانی را با متدی جدید و درست ادامه میدادیم واوضاع را مهندسی میکردیم. در‌واقع توصیه ایشان سرکوب از نوع نرم آن میباشد.
دوستان،قیام آبانماه در‌واقع باطل السحر رژیم بود .  انفجار خشم مردم بجان آمده بود که طی دو هفته بشدت سرکوب شد ولی همین دوهفته تمام رشته‌های نظام را درید. مردم با قیام خود، بخوبی به جهانیان نشان دادند که این حکومت در ایران نه تنها از هیچ پایگاه اجتماعی برخوردار نیست بلکه این وضعیت دردناک اجتماعی و اقتصادی جز با گذر از این رژیم درمانی ندارد. و اوج صحنه آنجا بود که در همه شهرها شعار مرگ بر خامنه ای سر دادند 
از طرف دیگر خوب است در این مجال اشاره‌ گذرا کنیم که قیام آبانماه همچنین صحنه ای بود که مختصات اپوزیسیون خارج از کشور در آن نمایان شد. سرفصلی بود که میتوان عیار طرف حسابها را بدقت سنجید و محک زد. متأسفانه در این سرفصل هم، اپوزیسیون علیرغم تلاش زیاد باز نتوانست گرد هم آمده و یکصدا  پژواک خواست مردم ایران باشند. مؤثر بودن یا نبودن این تلاشها بستگی به نتیجه مادی فشاری است که میتوان بر دولتهای غربی و سازمانهای بین‌المللی  آورد تا دست از این رژیم برداشته و یکپارچه آنرا تحریم و منزوی بنمایند. 
اپوزیسیون رژیم آخوندی در خارج هنوز نتوانسته بیماری خودش را دریابد و راه حلی برای آن بجوید. هژمونی خواهی ، تنگ نظری، عمده کردن تضادهای فرعی ، کلیشه های ذهنی بسیار عقب افتاده از مبارزات قرن گذشته و … خود گوشه‌ای از فقر سیاسی این اپوزیسیون میباشد، که خود را در عدم اتحاد و عدم توافق بر سر رهبری یا شورای رهبری جنبش نشان میدهد.
 البته نگارنده در این مقاله در پی شکافتن و بررسی این موضوع نیست ولی در آینده ناگزیر باید به آن بپردازیم. 
اما در مورد قیام آبانماه و پیامدهای آن ، اولین و مهمترین موضوع تعداد کشته ها و شهدا می باشد که هنوز رژیم جرأت نکرده آمار واقعی آنرا منتشر کند. رقم 1500 کشته که خبرگزاری رویتر آنرا منتشر کرده بنظر می رسد که به واقعیت نزدیک است. 
بلحاظ حقوقی این عمل مصداق جنایت علیه بشریت بوده و میتواند پیامد سنگینی برای رژیم داشته باشد:  
 خواسته‌های محوری زیر در جواب به این کشتار و وحشی گری رژیم بوده و پیش شرط لازم برای گذار از این رژیم میباشد 1) کشاندن خامنه ای و سران این رژیم به دیوان کیفری بین‌المللی لاهه . 2ـ سیاست مماشات دولتهای غربی با این رژیم در برجام و در نادیده انگاشتن نقض فاحش حقوق بشر موضوع جدیدی نیست ، بلکه همت ما ایرانیان را می‌طلبد که آنرا به سیاست منزوی کردن رژیم در صحنه بین‌المللی تبدیل بنماییم. 3ـ عدم شرکت گسترده و همه جانبه ایرانیان در داخل و خارج در انتخابات اسفند ماه مجلس رژیم میتواند ضربه سنگین دیگری بر پیکر فرتوت آن باشد. بازی اصلاح طلبان دیگر تمام شده و دیگر نمی‌توانند مردم را از جناح دیگر و باصطلاح خودشان (...خطر اصلی ...)بترسانند و خود را رفرمیست جا بزنند. 4ـ بستن سفارتخانه ها و لانه های جاسوسی رژیم در اروپا 
باتحقق موارد بالا رژیم بیش از پیش در سپهر جهانی مشروعیت خود را از داده و دیگر عرصه و فرصتی برای مماشات باقی نمی‌ماند و بطور واقعی این رژیم امکان مانور داخلی و بین‌المللی خودش را از دست میدهد و این خود مرحله ایست برای گذار از این حکومت سراسر ننگ در ایران.
ما ایرانیان با همبستگی و همدلی و اتحاد میتوانیم بستری برای رهایی از این حکومت پلید و ضد مردمی فراهم آوریم. این مشکل تنها بدست ما حل می‌شود . تنها راه حل نه در بیرون بلکه در درون خود ماست. هر گونه چشم دوختن به کمکهای غیبی تنها باعث چند دستگی و تفرقه است. 
بهرام فرد 
چهارشنبه 4 دی 1398
25.12.2019
منبع: 
ایرانگلوبال
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: