برپائی جنگ نیمە نیابتی میان ایران و آمریکا
30.12.2019 - 01:52

با خروج ترامپ از برجام، سیاست در ایران بشدت تحت تاثیر بخش خارجی قرارگرفتەاست. اگر جمهوری اسلامی از بدو تولد خود، بعلت ایدە صدور انقلاب، سیاست خارجی آن دارای جایگاە ویژە و منحصر بفردی بودەاست و امکانات وسیعی از کشور را در راە آن بسیج کردە است، اما هم اکنون با خروج ترامپ از برجام، شاهد رشد بی سابقە اهمیت سیاست خارجی در جمهوری اسلامی هستیم. هر روز کە می گذرد جمهوری اسلامی بیشتر از پیش همە هویت و وجود خود را در این حوزە در خانە ریسک رقابت غیرعقلانی قراردادەاست.

اخبارها نگران کنندەاند: تەماندە امکانات کشور علیرغم شرایط دشوار زندگی مردم، همچنان صرف خارج می شود، ایران بطرز بی سابقەای بە شرق نزدیک شدەاست و این نزدیکی بیش از آنکە بعد اقتصادی داشتەباشد بە نظر می رسد بیشتر در بعد نظامی برجستە است (تصور کنید راحتی اجرای مانور دریائی با روسیە و چین، و در عوض، ماندن ایران در پشت درهای گروە شانگهای بعنوان عضو)، در سوریە بر دامنە درگیری های ایران و اسرائیل از طریق حملات هوائی تل آویو افزودە شدەاست (یک جنگ مستقیم کە در آن اسرائیل فعال است)، و سرانجام در عراق کار بە جنگ واقعی میان نیروهای شبەنظامی نزدیک بە ایران و ایالات متحدە کشیدە شدەاست، جنگی کە ایران در آن حضور نیابتی دارد، اما آمریکا حضور مستقیم (جنگ نیمە نیابتی).

نە آمریکا و نە جمهوری اسلامی حاضر نیستند کوتاە بیایند. همە چیز اشارە بە نزدیک شدن مداوم یک فاجعە بزرگ دیگر در شکل جنگ در منطقە دارد. این جنگ البتە لازم نیست فعلا بە رودرروئی مستقیم میان ایران و ایالات متحدە منجر شود، اما برپائی یک جنگ نیمە نیابتی و ادامە و گسترش آن براحتی می تواند مرزهای کشور را بشکند و آتش بی امان آن را وارد خانەهای مردم خستە از بحرانهای شدید اقتصادی کند.

ظاهرا جمهوری اسلامی از برپائی چنین جنگی واهمە ندارد. وجود سلاحهای پیشرفتە نظامی، گستردگی نیروهای نظامی و شبەنظامی نزدیک بەخود در منطقە، شرایط دشوار ترامپ در داخل آمریکا، پشتیبانی مستقیم و غیرمستقیم روسیە و چین کە بویژە خود را در مانور دریائی اخیر نشان می دهد، بە احتمال قوی سران جمهوری اسلامی را بە این نتیجە رسانیدەاست کە یک جنگ کوتاە و یا مرحلەای می تواند منجر بە تضعیف شدید آمریکا و عقب نشینی آن در تمامی زمینەها، لااقل علیە ایران شود. و البتە تهدیدهای توخالی پمپئو نیز مزید بر علت در تقویت چنین نگاهی شدەاند.

ایران از طریق نفوذ و توان نظامی خود کشورهای عربی را منکوب کردەاست، در سوریە در مرحلە پیروزی نهائی جنگ قرار دارد، در یمن نیروهای حوثی بە قدرت حذف نشدنی تبدیل شدەاند و بنابراین در واقع تنها آمریکا و اسرائیل اند کە بە همان شیوە سابق در مقابلە با جمهوری اسلامی اصرار دارند، و جمهوری اسلامی هم ظاهرا شرایط را برای واردآوردن فشار متقابل مناسبتر از هر وقت دیگری یافتەاست.

آمریکا شرایط درونی ایران را از طریق فشارهای اقتصادی متزلزل کردەاست و ایران هم از توان منطقەای خود برای پاتک دارد استفادە می کند، پاتکی کە عمدتا بعد نظامی دارد.

اما سئوال این است کە آیا اتخاذ چنین روشهائی می توانند منجر بە بهبود اوضاع شوند؟ بی گمان خیر. خیرەسری سیاستمداران در آمریکا و ایران صفحە نوین و بی سابقەای از حماقت سیاسی را رقم زدەاست.

منطقە خاورمیانە بشدت بحرانی و خطرناک شدەاست، و مثل همیشە دود این بحران تنها بە چشم مردم خواهد رفت و بس.

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

مطالب مرتبط:

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما