موضع‌گیری درست در کشته شدن قاسم سلیمانی کدام است؟

کشته شدن قاسم سلیمانی، این بازوی سرکوب‌گر آقای خامنه‌ای که در راه سرکوب مبارزه‌ی مردم خاورمیانه، با یک شیوه‌ی غیرقابل دفاع از سوی آمریکا کشته شد، نباید این ترویست بزرگ را که دستش در ترور هزاران ایرانی در داخل و خارج به خون آغشته است را تطهیر کند و مبارزه ما را منحرف نماید. مبارزه ما با استبداد و جنگ و ترور، مبارزه‌ی ما در ادامه قیام دی ماه ٩۶ و آبان ٩٨ برای سرنگونی جمهوری اسلامی باید مصمم‌تر، متحدتر و هشیارتر ادامه یابد.

موضع‌گیری درست در کشته شدن قاسم سلیمانی کدام است؟

عامل سرکوب مردم ایران و منطقه که برای درس‌دادن هم‌قطارانش برای سرکوب جوانان منطقه که همچون برادران ما بر ای نان و کار در دی ماه ٩۶ و آبان ٩٨ به پا خاستند، رفته بود. این عامل از سوی نظامی که اکنون فرمان بزرگترین و مجهزترین ارتش دنیا دست اوست و حتی قوانین کنگره امریکا را نادیده می‌گیرد، کشته شد.

موضع‌گیری بسیار متفاوتی در میان مردم ایران، به ویژه مخالفان رژیم دیده شده است. برای موضع‌گیری درست باید به چند پرسش پاسخ داد و به چند اصول توجه کرد.

پرسش‌ها

آیا کشته‌شدن قاسم سلیمانی در عراق شخصیت و عملکرد او را تغییر می‌دهد؟

آیا با کشته‌شدن قاسم سلیمانی در عراق ما فراموش می‌کنیم که او در جلسه‌ای با نیروهای امنیتی عراق گفته بود که ما در ایران می‌دانیم که چگونه با اعتراضات برخورد کنیم؟

آیا با کشته‌شدن قاسم سلیمانی در عراق جنایات سپاه قدس و قاسم سلیمانی به عنوان وزیر امورخارجه ایران بجای ظریف را در جهان و منطقه فراموش می‌کنیم؟

 

آیا امریکا حق دارد برای حفظ منافع خود، دفاع از شهروندانش و یا مبارزه با تروریسم اسلامی حق حاکمیت کشورهای دیگر را ندیده بگیرد؟

آیا آمریکا حق دارد به نام مبارزه با تروریسم اسلامی که بی‌شک هر دو شاخه سنی و شیعه آن تهدیدی خطرناک و وحشتناک علیه مردم سراسر جهان است، سازمان‌های بین‌المللی و قوانین بین‌المللی را نادیده بگیرد؟

اصول

ما باید در مبارزه اصولی داشته باشیم و از آن پیروی کنیم. آنگاه احساسات، ملی‌گرائی، شیزوفرنی سیاسی، استکهلم سندرم (Stockholm syndrome) و جو روز در موضع‌گیری ما تاثیر منفی ندارد:

الف) برای هر اختلافی راه حل سیاسی وجود دارد.

ب) مردم ایران و جهان، هیچ سودی از خشونت و جنگ نمی‌برند.

پ) موثرترین و درست‌ترین شیوه‌ی مبارزه با استبداد، سرکوب و نظامیگری مبارزه قهرپرهیز و سازمان یافته در تشکل‌های سیاسی، مدنی وصنفی است.

ت) ترور و ترور دولتی امری مذموم، نادرست و محکوم است، چه از طرف جمهوری اسلامی ایران باشد و چه از طرف ایالات متحده امریکا.

ث) ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، هنوز در جهانِ دولتِ ملی (nation state) زندگی می‌کنیم نه امت اسلامی و نه جهانی‌گرا. نقض حق حاکمیت کشورها و دخالت در امور داخلی و تجاوز به حریم حقوقی آن کشورها، چه از سوی امریکا و چه از سوی جمهوری اسلامی ایران محکوم است.

ج) برافروزندگان جنگ، امرکنندگان و مباشران و عاملان سرکوب مردم و ترور، مسئوولیت کیفری دارند و باید مجازات شوند اما، در یک دادگاه صالح و بی‌طرف ملی و یا بین‌المللی نه با ترور.

موضع‌گیری درست

با در دست داشتن جهت‌نمای اصول، موضع‌گیری آسان‌تر و درست‌تر می‌شود. موضع‌گیری درست مخالفت با استبداد و سرکوب مبارزه برای نان و کار در ایران و مخالفت با ترور، جنگ‌طلبی و نظامی‌گری امریکاست.

یک حرکت غیراصولی از سوی ایالات متحده امریکا نباید ما را در مبارزه گمراه کند. ما باید مخالفت همزمان خود را هم با ترور امریکا و هم کشتار و سرکوب جمهوری اسلامی ایران، با تمام توانمان نشان دهیم.

مخالفت با قهر، ترور، جنگ و توسل به قدرت نظامی، عام و جهانشمول است و شامل هم جمهوری اسلامی می شود و هم ایالت متحده.

دفاع از حق حاکمیت ملی و مخالفت با هم توسعه‌طلبی شیعه‌گرای جمهوری اسلامی ایران و هم نقض اصول و قوانین بین‌المللی از سوی امریکا.

کشته شدن قاسم سلیمانی، این بازوی سرکوب‌گر آقای خامنه‌ای که در راه سرکوب مبارزه‌ی مردم خاورمیانه، با یک شیوه‌ی غیرقابل دفاع از سوی آمریکا کشته شد، نباید این ترویست بزرگ را که دستش در ترور هزاران ایرانی در داخل و خارج به خون آغشته است را تطهیر کند و مبارزه ما را منحرف نماید. مبارزه ما با استبداد و جنگ و ترور، مبارزه‌ی ما در ادامه قیام دی ماه ٩۶ و آبان ٩٨ برای سرنگونی جمهوری اسلامی باید مصمم‌تر، متحدتر و هشیارتر ادامه یابد.

١۶ دی ماه ۱۳۹٨

احد قربانی دهناری

گوتنبرگ، سوئد

ahad.ghorbani@gmail.com

http://ahad-ghorbani.com

http://telegram.me/ahaddehnari

https://t.me/AhadGhorbaniDehnari

http://www.facebook.com/ahad.ghorbani.dehari

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: