مُلایان و مدخلی های دوگانه سوز اهل سُنت ایران

متٲسفانه در جامعه اهل سُنت ایران نیز، مُلایان و مولوی های که از یک سو با این گونه باورهای مدخلی همدل اند، کم نیستند. آنهائی که همزمان بر "فساد و انحراف فکری و عملی" فراوان رژیم آخوندی انگشت می‌نهند، و مع الاسف از سوی دیگر و برخلاف ظاهر صادقانه خود، مهر تائید بر ظلم و جنایات دیکتاتوری آخوندی می زنند...
 
 
علمای وهابی ـ مدخلی و مُلایان درباری در طول سالیان دراز در کنار حکام عرب و عجم و سایر سردمداران مستبد منطقه، به دفاع از آنان و شرعی سازی اقدامات مجرمانه شان مشغول بوده ­اند. بر همین اساس، باید گفت بیشترین ضربه ­ها بر پیکره جوامع اسلامی را همین متملقین فرومایه، فرود آورده اند­ و جایگاه دین و عقاید مردم را در حد ابزاری در دست این حکومت­ها تنزل دادەاند.
از اینرو، معتقدیم در میان اهل سُنت، باید بدون هیچ گمانی، صف موحدین آنها را از مدخلیها و تکفیریهای خطرناک جدا نمود. باید برای شناخت این افراد و تفکرات و حیلە­های آنان تلاش نمود و پرده از واقعیت وجودی این دو طیف منافق برداشت.
 
 در این مطلب سعی خواهم نمود، علاوه بر آشنایی با تفکرات این منحرفین فرصت طلب، تا حدی به نقد تفکرات آنها بپردازم و تناقضات موجود در فونداسیون فکری آنان را برای خوانندگان محترم روشن سازم.
 

یکی از عمده ترین گرایش های اهل سُنت درباری که فعالیت و تأثیرگذاری بیشتری در جوامع اسلامی داشته است، روایت و نسخه درباری مدخلی ها است. بی شک غالب گرایش های مذهبی اهل سُنت از این جریان منشعب شده ­اند. برای نمونه وهابیت تکفیری و نوسلفیان و تقریبی های اخوان را هم شامل می گردد.

عقیده مدخلی ـ درباری از روز نخست، وجود خویش را مدیون حاکمان آل­ سعود و چند خانواده دیگر سنتی عرب بودند. پس می توان پیمان محمد بن عبدالوهاب با محمد بن سعود را نقطه آغاز فعالیت و ظهور علمای وهابی و مدخلی درباری دانست. برهمین اساس قدرت و ضعف علمای درباری همیشه وابسته به قدرت گرفتن و ضعف حکومت آل سعود بوده است و در سه دوره حکومت آل سعود، وهابیت درباری نیز در کنار این خاندان به پوشاندن لباس مشروعیت بر پیکر اعمال این خاندان و ترویج تفکرات محمد بن عبدالوهاب پرداخته است. بطور خلاصه و مطابق سازش آن دو گروه، سیاست از آن آل سعود و مذهب و خطاب دینی از آن آل شیخ بوده است و هردو میان خود حدودی را ترسیم کرده اند که طرف مقابل نباید از آن عدول نماید.!!! 

اما در دهه ­های اخیر بعضی از علمای وهابی به مخالفت با درباری بودن عالمان برخاستند و عملکرد دولت آل ­سعود را مورد انتقاد قرار دادند و همین امر باعث شد که وهابیت درباری تحت عنوان یک گرایش خاص دیگری به مقابله با این علما بپردازد. این امر که از زمان محمد امان جامی(۱۳٤۹ـ ۱٤۱٦ق) ـ یکی از علمای درباری وهابیت ـ آغاز گردید و باعث شد تا وهابیت درباری به عنوان یک جریان خاص وهابی تشخص یابد و طرفداران این طیف نیز در زمان محمد امان جامی با نام "جامیّه" نزد همگان معرفی گشتند.

محمدامان جامی، که مسئول طیف عقایدی " جامیه" بود؛ از معروفترین چهره های وهابیت درباری به شمار می رود. وی که یک عالم درباری تمام عیار بود، در جریانات مختلف اجتماعی و فقهی، در مقابل مخالفان حکومت به مقابله سخت پرداخت و حمایت از حاکمان سعودی را هدف اصلی خویش قرار داد.

 

اما در حال حاضر، یکی از شاگردان محمد امان جامی، به نام " ربیع بن هادی مدخلی "، رهبری جریان جامیه را بر عهده دارد که از علمای بزرگ عربستان در علم حدیث به شمار می­ آید. وی کتب بسیاری را در رد علما و متفکرین مسلمان منتقدان حاکمان، نوشته است و بیشترین کتاب ها و مقالات خود را در رد و رفض عقاید " سید قطب " نگاشته و شدیداً به او و جریان اخوان المسلمین حمله کرده است. بطور کلی، اینک علمای چاپلوس دربار و آنهایی که حکومت های حاکمان ظالم را با وجود تمام نقص و کاستی ها مشروع می دانند؛ در میان مسلمانان " مدخلی " نام نهاده اند.

ربیع المدخلی و دیگر علمای درباری آل سعود را میتوان نمادی بارز از علمای درباری سلفی ـ تقلیدی دانست. افکار و عقاید آنها از روی شاخص های خاصی می تواند از دیگر باورهای اهل سنت متمایز گردد. 

صفاتی همچون درباری بودن و به ساز حاکمان رقصیدن، ارتجاعی بودن به اسم سلف صالح، منحصر کردن اسلام در برخی زمینه های بخصوص، محدود کردن توحید، عبادات ظاهری و دروغین، تفرقه افکنی بین سایر مسلمانان و همسویی با فراماسونری جهانی و غیره....در بطن آنها جای گرفته است.

متٲسفانه در جامعه اهل سُنت ایران نیز، مُلایان و مولوی های که از یک سو با این گونه باورهای مدخلی همدل اند، کم نیستند. آنهائی که همزمان بر "فساد و انحراف فکری و عملی" فراوان رژیم آخوندی انگشت می‌نهند، و مع الاسف از سوی دیگر و برخلاف ظاهر صادقانه خود، مهر تائید بر ظلم و جنایات دیکتاتوری آخوندی می زنند. 

شاید با کمی اندیشه و ورق زدن تاریخ، به آسانی دریابیم که حالت یا (Image caption یا رویه درونی‌سازی) در باورهای مُلایان سُنی و همراهی آنان با آخوندهای شیعه در عصر پهلوی نیز وجود داشته است. در واقع، زمانیکه که خمینی در دهه ٤۰ شمسی، مشغول مخالفت با پیشرفت فکریی جامعه و اصلاحات همه جانبه حکومت شاه بود؛ مُلایان سُنی مذهب هم علیرغم داشتن اختلافات عمیق و بنیادین در عقیده با نامبرده، کلیت بینش افراطی خمینی را تائید می کردند.!!!

پس از نوعی توافق و وحدت مذهبی ـ سیاسی نه چندان پایدار با خمینی، خوشبختانه رهبر حکومت شیعه سریعا بدانها خیانت نمود. سرکوب عقاید اهل سُنت از سوی رژیم خمینی و تداوم آن از سوی علی خامنه ای، پدیده‌ای نیست که در یکی دو سال اخیر شاهد آن بوده باشیم. در کل، از بدو روی کار آمدن رژیم شیعه فقهاتی و بعد از انقلاب ۱۳٥۷ مردم ایران و تا کنون بوده و همچنان ادامه دارد.

 این سرکوب ها، شامل تخریب مساجد اهل سُنت، ترور شخصیت‌های مذهبی، نفرت‌پراکنی، تعقیب، آزار و قتل رهبران اهل سُنت و تبعیض علیه آنها در موقعیت ها و مجالات گوناگون سیاسی ـ اجتماعی کشور، کاملا معلوم و مبرقش است.

شاید باورش برای مقلدان علمای مدخلی و اخوان المسلمین ایران (جماعت دعوت و اصلاح) سخت و غیرقابل قبول باشد، اما پیوند مُلایان درباری سُنی مذهب و تقیه و دورویی با طرفدارانشان بسی ناخوشایندتر و ناگوارتر از ظلم حکومت آخوندی در حق ملیتها و مذاهب ایران و علی الخصوص موحدین است.

 اکنون افزایش نفاق و دورویی مدخلی های سُنی یا همان مولوی های دربار ولایت فقیه در ایران، چنان به اوج خود رسیده است، که آخوندهای صفوی توانستەاند، افسار ذهنیت دینی جامعه را کاملا در اختیار خود گیرند و در تمام عرصه های کشور، سایه شوم جهل و دیکتاتوری و خرافات خود را گسترش دهند. 

مدخلی های سُنی مذهب در ایران، به همراه رهبران اخوان المسلمین ایران که در نفاق، انواع زدوبند و همسویی با سیاستهای رژیم بی نظیرند، به حمایت همه جانبه دیکتاتوری آخوندی روی آوردەاند و در هنگام هر احساس خطری، ناقوس وحدت میانشان و شرعیت بخشیدن به اعمال آخوندهای مستبد را به صدا در می آورند.

اشخاصی مدخلی و مسلکی همانند، عبدالحمید ملازهی ـ امام جمعه زاهدان ، مولانا گرگیج ، عبدالرحمان سربازی و بخش بزرگی از مُلایان جیرەخوار در کُردستان، در ظاهر به ظلم و ستم دیکتاتوری آخوندی خرده می گیرند و از نبود مسجد اهل سنت در تهران و سایر شهرهای بزرگ ایران شاکی هستند. اما همین خلایق، علیرغم ادعاهای خویش؛ حکومت ظالمانه خامنه ای را مشروع می دانند و بنابر احادیث جعلی که کشف مدخلی های دربار آل سعود است، خروج علیه حاکمان شیعه در ایران را تماماً حرام می دانند.!!!!

آخوند تقیه گر، عبدالحمید ملازهی که به مانند سلطان قابوس عمان، نقش دلالی او برای عام و خاص ایران مشخص است، در بسیاری از موقعیت ها، دلال ویژه بیت ولی فقیه است. او بارها میان دولت عربستان سعودی و آخوندهای ایران بعنوان فرستاده رهبر ایران، با نقش دلالی و یار غار خامنه ای وارد عربستان شده است. نامبرده، اگرچه بارها اعلام کرده است که او را از کشور ممنوع الخروج کردەاند، اما ناگهان بعد از همین سخنانش در عربستان سعودی دیده شده است.!!!

حال باید از مدعیان اهل سُنت و مُلایان حیلەگر و بی انصاف این مذهب پرسید، تفاوت شما با مفتخوران عمامه بسر شیعه چیست؟! آیا نباید حساب موحدین را از جیرەخواران رژیم ولایت فقیه جدا کرد؟! آیا سوز و گدازهای عاشقانە شما دوگانه سوزها با خامنه ای و بیت عنکبوتش، نمایانگر آن نیست که همراه قافله و شریک دزد و جنایات آخوندهای قبرپرست شیعه هستید؟!

 

برگرفته از: 
https://m.youtube.com/watch?feature=youtu.be&v=hHoI1jsS_6s
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: