جنگ آمریکا با ایران از دو سال پیش آغاز شده است

استراتژی مقابله با جمهوری اسلامی ایران نئوکان ها، همچنان پروژه آلترناتیو سازی حکومت برای ایران از طرف آنها را در بر دارد. همین سناریو با ترکیب استراتژیک چند تکه کردن ایران از طریق تقویت نیروهای الترا ناسیونالیستی منطقه ای میتواند بوده باشد. پروژه آلترناتیو سازی حکومتی از طرف آنها در شکل دیگری میتواند شامل استفاده از بخش هایی از درون همین حکومت فعلی بوده باشد که آماده باشند تا در معامله با نئوکان ها به خواسته های آنها کاملا تمکین نمایند.

جنگ آمریکا با ایران از دو سال پیش آغاز شده است

جو سیاسی روانی حاکم بر مبارزات علیه جمهوری اسلامی ایران به همان میزانی که بر پایه های نبرد برای جایگزینی آن با یک نظام ساختاری سیاسی سکولار، دموکراتیک ضد تبعیض و عادلانه میباشد، به موازات آن، مبارزه ای بر پایه های تخلیه انباشت نفرت، خشم، کینه و دادخواهی سالهای طولانی بر علیه این نظام میباشد که به نوعی خود را در احساسات  و خشم داد خواهانه  آنها  نشان میدهد.

در شرایطی که جبهه قدرتمندی از احزاب سیاسی سکولار دموکراتیک جمهوریخواه با سمتگیری عدالت جویانه در پهنای سیاسی کشور بصورت یک آلترناتیو منسجم و متحد حضور ندارند، امکان اینکه استراتژی تعویض حکومت در ایران توسط امپریالیسم با سوار شدن با احساسات، عواطف، نفرت و کینه های انباشته شده  مردمی اتفاق بیافتد، همچنان به قوت خود باقی میباشد.

 این امر وقتی بیشتر خطرناک جلوه میکند که ما امکانات تبلیغاتی آنها جهت کنترل روانی مردم را که از طریق رسانه های حقیقی و مجازی صورت میگیرد و به مراتب  قدرتمند تر از امکانات  اپوزیسیون ازادیخواه ایرانی میباشد را در نظر بگیریم.

 اگر ما هنوز در حسرت اولین نمونه موفقیت آمیز در عرصه غلبه سیاسی دموکراتیک و یا سوسیالیستی میباشیم، نئوکانهای حاکمه بر نئولیبرالیسم جهانی بر بستر نمونه های متنوعی مانند "میدان" در اوکرائین، هنگ کنگ، گرجستان و غیره، تجربه های موفق آمیز زیادی را در آستین خود دارند.

جنگ دونالد ترامپ از دو سال پیش آغاز شده است

جنگ لزوما شکل نظامی ندارد. ضربات اشکال غیرنظامی جنگ میتواند بیشتر از ضربات نظامی بوده باشد. در شرایطی که طی یکی دو دهه اخیر، درآمد دولت ایران از فروش نفت، بین هفتاد تا سی و پنج درصد بودجه دولتی را تشکیل میداد، تحریم های اقتصادی موجب شده است تا  در بهترین حالت خود دولت ایران تنها بتواند به اندازه یک سوم ظرفیت فروش سابق خویش فروش نفتی داشته باشد. محدودیت های دیگر ناشی از تحریم که موجب ممانعت از واردات قطعات صنعتی کارخانجات، واردات تکنولوژیک از طریق مبادلات اقتصادی با صنایع پیشرفته جهانی، مبادلات بین المللی مالی،  واردات و صادرات کالاها، خصوصا در عرصه های درمانی، فشارهای مربوطه را طی دو سال اخیر بر دوش های مردم عادی منتقل مینماید.

ادامه چنین شرایطی از یک طرف هر روز به میزان بیشتری حلقوم نظام سیاسی حاکمه بر ایران را بیشتر و بیشتر میفشارد. از طرف دیگر دولت جمهوری اسلامی ایران از طریق سیاستهای خصوصی سازی و تورمی خویش هر روز از روز قبل زندگی را بر مردم عادی هر چه بیشتر تنگ تر میکند. خزانه دولت از ذخیره های ارزی خویش خالی میگردد. حتی صد و پنجاه میلیارد دلاری از پولهای منجمد شده زمان شاه که در برجام اول تحویل حکومت جمهوری اسلامی ایران شده بود نیز در شرف تحلیل رفتن میباشد.  دولت برای پیاده کردن سیاست های برنامه ای و بودجه ای خویش از طریق آب کردن ذخیره های ارزی و چاپ هر چه بیشتر پول، این خلا را پر میکند.

آقای دونالد ترامپ و تیم ایشان در دفتر ریاست جمهوری آمریکا، که در مجموع نمایندگان سیاسی نئوکان ها میباشند، در شرایطی خودشان را بعنوان نمایندگان به اصطلاح دنیای آزاد، ناجیان و حامیان مردم ایران جا میزنند، که خود کاملا واقف میباشند که فشارهای تحریم ها عمدتا به خانه و کاشانه مردم عادی منتقل میشود و تاثیرات خویش را در سلامت و تندرستی مردم و محتوای سفره آنها  را نشان میدهد. با این وجود آنها قادر هستند تا به قدرت تمام رسانه های خویش در جنگ روانی برای غلبه بر افکار و احساسات مردمی نسبتا موفق بوده و بخش قابل توجهی از مردم را در این پیکار روانی به دنبال خویش بکشند.

جنگ اقتصادی، نبرد امنیتی

نبرد اقتصادی دولت ترامپ  دولت حمهوری اسلامی ایران را آهسته اهسته از کار می اندازد، در عین حال یکی از تاثیرات جانبی آن این میباشد که بر میزان و وسعت خیزش مردمی بر علیه آن می افزاید. همانطور که تحریم های اقتصادی تاثیرات خود را بر روند اضمحلال این نظام بر جای میگذارند، این سوال پیش می اید که آیا  نبرد نئوکان ها با حکام جمهوری اسلامی ایران به عرصه های امنیتی - نظامی نیز  خواهد کشید؟

باید در نظر گرفت که ایران نه فقط تهدید کرده است، بلکه عملا نشان داده است که در یک چنین شرایطی اماده میباشد تا صنایع نفتی و دیگر تاسیسات صعنتی و غیره عربستان، دٌبی و دیگر همپیمانان آمریکائی را که در آنها پایگاه های نظامی آمریکا موجود میباشد، مورد حمله قرار دهد. به موازات آن درگیری امنیتی ایندو با همدیگر منجر به از بین رفتن امنیت تنگه هرمز، مین گذاری آن، جنگ پهیادها و دیگر عملیات مشابه منجر میگردد که موجب قطع صدور نفت از تنگه هرمز میگردد که به زیان همه این کشورها، از جمله خود آمریکا میباشد. در یک چنین شرایطی، بازنده اصلی آمریکا و یاران منطقه ای آن خواهند بود. این امر میتواند به تحکیم موقعیت سیاسی سلطه گران جمهوری اسلامی ایران نیز منجر گزدد.

نبرد "هایبرید" یا مختلط با ایران

نبرد نئوکان های آمریکا با جمهوری اسلامی ایران که از دو سال پیش وارد مرحله نوینی شده است،  نبردی با دامنه های مختلط میباشد. در این نبرد، اشکال امنیتی - نظامی،  نبرد دیپلماتیک از طریق لابیگری های بین المللی، پیکار اقتصادی که حلقوم نظام ولایت فقیه را هر روز به میزان بیشتری فشار میدهد و نبرد تبلیغاتی - روانی رسانه ای در کنار حمایت آمریکا از یکسری دسته های سیاسی درون اپوزیسیون ایرانی به پیش برده میشود.  در چنین شرایطی دولت ترامپ بعنوان نماینده نئوکان ها، به آقازاده های جمهوری اسلامی ایران کارت سبز صادر کرده و اجازه اقامت میدهد و از اینطریق به آنها این امکان را فراهم میکند تا اینکه بتوانند باقیمانده ثروت های دست اندرکاران حکومتی را از کشور ایران به آمریکا یا اقمارش خارج نمایند.

پایان سخن

آیا نبرد امنیتی - نظامی دولت ترامپ با حکومت ایران منجر به این نمیگردد تا در عین حال  آمریکا و همپایان منطقه ای آنها نتوانند از طریق تنگه هرمز نفت صادر بکنند؟  آیا این عمل ممکن نیست منجر به این گردد تا ج ا  ایران،  صنایع مادر کشورهای همپیمان آمریکا در منطقه از جمله عربستان، دوبی، کویت، قطر و غیره  را متلاشی بکند؟

گرچه میتوان نتیجه گرفت که لزوما مقامات آمریکائی همیشه آلترناتیو منطقی را که به نفع خودشان باشد انتخاب نمیکنند، اما میتوان بصورت منطقی نتیجه گرفت که آنها آلترناتیو "هایبرید" یا مختلط  را انتخاب خواهند کرد که ترکیبی از فشارهای اقتصادی، تبلیغات و جنگ روانی، مبارزات سیاسی، تهدیدات امنیتی محدود و کنترل شده را به پیش ببرند.

  استراتژی مقابله با جمهوری اسلامی ایران نئوکان ها، همچنان  پروژه آلترناتیو سازی حکومت برای ایران از طرف آنها را در بر دارد. همین سناریو  با  ترکیب استراتژیک چند تکه کردن ایران   از طریق تقویت نیروهای الترا ناسیونالیستی منطقه ای میتواند بوده باشد. پروژه آلترناتیو سازی حکومتی از طرف آنها در شکل دیگری  میتواند شامل استفاده از بخش هایی از درون همین حکومت فعلی بوده باشد که آماده باشند تا در معامله با نئوکان ها به خواسته های آنها کاملا تمکین نمایند.

دنیز ایشچی

20 ژانویه 2020

 

 

 

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: