آیندەای مبهم

با توجە بە پتانسیل اعتراضی مردم ایران و خیزشهای اخیر، شاید بە ظاهر وجود چنین وضعیتی صد در صد بە نفع جنبش مردم باشد، اما در شرایط فشار و تهدید خارجی، احتمال شروع جنگ، و قدرت گیری بیشتر نیروهای امنیتی و نظامی، ما ضرورتا بە سوی گسترش شکافها در جهت تعارضات بیشتر خیابانی نخواهیم رفت. زیرا خیزشها بنوعی رابطە مستقیم با امید مردم بە تحولات و یا اقدامات درون حاکمیتی هم دارد (درست مانند زمان شاە کە رشد اقتصادی توقع مردم را از حاکمیت بالا برد و این یکی از عوامل حرکت مردم بود).

روند تاکنونی تدارک انتخابات مجلس اسلامی در اسفندماە امسال نشان از آن دارد کە مجلس آیندە ایران تقریبا مجلسی یکدست با حضور قاطع اصولگرایان، جبهە پایداری ها و نیروهای نزدیک بە سپاە و بیت رهبری خواهد بود؛ و میانەروها، اصلاح طلبان و اصولگرایان معتدل تقریبا در آن حذف خواهند شد. بە این ترتیب کشور وارد مرحلە جدیدی از ترکیب و آرایش نیروی سیاسی بویژە در سطح قدرت سیاسی خواهد شد. آرایشی کە بی گمان تاثیرات معین بر کنش و واکنش جامعە ایران خواهدگذاشت.

اما عواقب چنین امری برای کشور چیست؟ در این مورد می توان بە موارد زیر اشارە کرد:

ـ یکدست شدن مجلس بە معنای آغاز راندن نیروهای میانی از قدرت سیاسی و قطبی کردن بیشتر جامعە است،

ـ راندن نیروهای میانی از قدرت (در مرحلە اول از مجلس و در صورت پیشروی مداوم آنها، در مرحلە بعدی خیزش برای تسخیر دولت) بە معنای راندن این نیرو بە جامعە و تزریق آن بە بدنە اجتماعی می باشد،

ـ در فضای دوقطبی شدن جامعە چنین پدیدەای بە معنای لاغرشدن بیشتر حاکمیت است،

ـ می توان پیش بینی کرد کە بخشی از این نیرو رادیکال می شود و از پایگاە حاکمیتی خود بیشتر فاصلە می گیرد،

ـ بخشی در جناحهای دیگر حاکمیت حل می شوند و بخش دیگری نیز عزلت سیاسی برمی گزینند،

ـ یکدست شدن بیشتر حاکمیت بە معنای بستەترشدن فضای سیاسی ـ اجتماعی خواهد بود،

ـ در شرایط تعارض با آمریکا، چنین پدیدەای بە معنای نظامیگری بیشتر در کنش داخلی و خارجی کشور خواهدبود،

ـ سطح همکاری، همیاری و روابط کشور با دنیای خارج بە مراتب محدودتر خواهدشد،

ـ اقتصاد کشور بیشتر نظامی، درون گرا و متمایل بە جهان  شرق خواهد شد،

ـ نیروهای لیبرال و یا متمایل بە لیبرالیسم در درون ساختار قدرت از رمق بسیار کمتری برخوردار خواهندبود،

ـ پوپولیسم در عرصە اقتصادی شکوفا می شود،

ـ برجام در معرض خطر بیشتری قرار می گیرد.

 

 اما باید تاکید کرد کە:

ـ با توجە بە پتانسیل اعتراضی مردم ایران و خیزشهای اخیر، شاید بە ظاهر وجود چنین وضعیتی صد در صد بە نفع جنبش مردم باشد، اما در شرایط فشار و تهدید خارجی، احتمال شروع جنگ، و قدرت گیری بیشتر نیروهای امنیتی و نظامی، ما ضرورتا بە سوی گسترش شکافها در جهت تعارضات بیشتر خیابانی نخواهیم رفت. زیرا خیزشها بنوعی رابطە مستقیم با امید مردم بە تحولات و یا اقدامات درون حاکمیتی هم دارد (درست مانند زمان شاە کە رشد اقتصادی توقع مردم را از حاکمیت بالا برد و این یکی از عوامل حرکت مردم بود).

پس احتمال دیگر این است کە با یکدست شدن بیشتر حاکمیت، کشور شاهد رکود بیشتری در جنبش و یا تضعیف آن بشود.

البتە باید تاکید کرد کە کماکان احتمال شق سوم وجود دارد کە همانا شعلەورشدن بیشتر اعتراضاتی مردمیست. زیرا کە تا زمان انتخابات ریاست جمهوری، هنوز زمان قابل توجهی باقیست و نفس وجود دولت تحت کنترل میانەروها و اصلاح طلبان می تواند بە این روند یاری رساند.  

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: