چرا فناتیسم، راسیسم، کاپیتالیسم، امپریالیسم؟

مگر نه که در جهان ما، نادان پروری و بهره کشی انسان از انسان موهبتی الهی برای سردمداران ادیان و بهره وری سرمایه سالاران بوده و برجامانده و همچنان اهرم سرکردگی "دین و سرمایه"می باشد؟

چندان تفاوتی ندارد که ما از جایگاه کدام خردورزی تاریخی یا سمتگیری انسانمدار نگاهی، به جهان پیرامونی داشته، و بویژه از پایگاه ویژه ی منافع هر طبقه اجتماعی و وابستگی لایه های میانی به اوضاع سیاسی پرآشوب و اقتصاد انگلی، زندگی شکننده کارمزدان و سیاست و اقتصاد بحرانبار کنونی جهانی بنگریم، هریک از ما در صورت تعهد به حرکت پیشرونده ی تاریخ، بسادگی درخواهیم یافت که: میانگین ناهمخوانی ها و ناسازگاری ها و رودرروئی های جامعه بشری هر بهانه های تازه تری که داشته باشند، دشمنی های ملی مذهبی از گذشته ها بیشتر و برجسته تر شده و گریزناپذیر همزیستی مسالمتجویانه و پیوستگی میان انسان ها باهم سست تر و نارساتر گشته، و کیان متلاطم ما، همچنان دستخوش نابرابری ها، ستیز ها و جنگ های بی پایان بوده و هست؛ و چرائی تنگدستی و گرسنگی میلیاردی و همزمان نسل کشی های بی شمار دیروز، امروز و فردای مان نیز، چرا نمی باید پیرو همین جاهطلبی ها، ستیزها و سرکردگی های کور و دشمنی افکنانه ی: (( فناتیسم، راسیسم، ناسیونالیسم، فاشیسم، کاپیتالیسم، امپریالیسم و...)) نباشد. آیا پس از تبهکاری های فاشیسم نازی و نسل کشی های او در هولوکاست، هنوز شایسته و بایسته ی انسان آزاده و پویا نیست که به بستر پیدائی هرگونه برتریجوئی و برچیدن آسیب ها و جنایت های این جریان های نادرست بیاندیشد؟ 

 

 

مگر نه که در جهان ما، نادان پروری و بهره کشی انسان از انسان موهبتی الهی برای سردمداران ادیان و بهره وری سرمایه سالاران بوده و برجامانده و همچنان اهرم سرکردگی "دین و سرمایه"می باشد؟ چراکه در ایران و سراسر جهان ما می بینیم که بیکاری و گرسنگی، رابطه ای تنگ با بی سواد و آسیب پذیری آنها از دین و سرمایه است. هرچه پشتوانه عقلی و مالی کمتر باشد، هراسانن و وابستگی به دین و سرمایه بالاتراست؛ و بدتر از آن، بی بهرگی از حقایق پنهان و بیرونی سرکردگان دینی و مالی می باشد، که مدام توسط رسانه های آنها ژرف تر و گمراه کننده از چشم انداز توده ها دور نگهداشته شده و می شود. از همینروست هر جریانی که توان رسانه ای و تبلیغ خرافی و فریبندگی دینمداران ـ سرمایه سالاران داشته باشد بسان: هریک ازجریان های ضدبشری فناتیسم، راسیسم، کاپیتالیسم و امپریالیسم آمریکا بیشتر چق بجانب تر و بی شرمانه تر، راه خیانت به نوع بشر در بازار مکاران را آسان تر باز می کند و بر تبهکاری هایش "بنام خدا و دمکراسی"پرده می پوشاند. همچنانکه امروزه خامنه ای ها، سعودی ها، ترامپ ها و نتانیاهوها هرکدام با ده ها پرونده نسل کشی زده و می زنند، و شگفتا هنوز می توانند بسان دهه های گذشته مردم را بهمین آسانی که " معامله ی قرن" یا " فاشیسم امپریالیسم ترامپ آمریکا" و "راسیسم صهیونیستی نتانیاهو" نامید که می خواهند با برجستگی مالی و رسانه ای خویش جهان نوعدوستی را با این سیاهکاری آشکار فریب دهند.

این توطئه ی هموارسازی صلح ِبی آبرو یا معامله قرن! هدفی برای سرکوب نهائی مقاومت و دستبرد بیشتر و پایانی به بقایای سرزمین های فلسطینیان توسط اسرانیل گزافه خواه هست؛ یک خیانت ضدبشری و یک هموندی آشکار، رسوا و طبیعی میان رژیم صهیونیست و راسیست نتانیاهو، بسان پیشینیانِ اشغالگرش! با امپریالیسم "ترامپ پرور" و قلدرِ جهانی هست که ظاهرا، ایده ی ترامپ فاشیست مبتکر این زورگوئی تکراری می باشد. طرحی که اینک چنین بی شرمانه و پس از یک قرن پشتیبانی بی دریغ آمریکای جهانخوار از اشغالگران، حالا چنین گستاخانه، و بی پروا، دعاوی تسخیر و تصرف اندک سرزمین های باقی مانده را نیز دارد. بی گمان این یاری دهی یکسویه و زیاده خواهی راسیستی، به چالش های قهربار دیگر و آسیب پذیرتر دوسویه دامن خواهدزد و از آن همینک نیز بوی گند و ترفندهای (((صهیونیستی امپریالیستی)) از آن دماغ خردورز را می آزارد. تداوم اشغالگری ایکه با پُر روئی دوسویه و رسانه ای آنرا در پهنه ی گیتی با غرور جارمی زنند. سناریوئی که بی کم و کاست، اهداف میلیاردرهای یهودی سنای آمریکا را بر پیشانی تمامیتخواهی خویش دارد و به شیوه مردمی و روش زندگی مسالمتجویانه و نوعدوستانه شهروندان صلحدوست اسرائیلی ها با فلسطینی ها نه که بهائی نداده و نمی دهد؛ همچنین در درون ترفند خود، راهبرد و راهکار ویرانگری را در خاورمیانه ی متلاطم پیشروی داشته و دارد. راسیسم هار صهیونیستی و مرگباری که تاریخ خونین سرزمین اشغالشده ی فلسطین تاکنون، اشکال ضدبشری و متنوعی از نسل کشی های آنها را بیاددارد که تاکنون اگرچه ارتش تبهکار اسرائیل با سلاح های مدرن، قربانیان زیادی از مردم بیدفاع و سنگ پران فلسطین گرفته، ولی همین مردم مبارز با ایستادگی انقلابی، همگی دسیسه های را صهیونیسم و یارانش را شکست داده است.

 

نکته ای که در این رودرروئی نابرابر بسیار دردناک و برجسته است اینکه: خیلی از شهروندان نوعدوست جهان ما هنوز زیر بمباران رسانه ای صهیونیستی امپریالیستی نتوانسته و یا بخوبی نمی دانند که پس از پایان جنگ جهانی یکم و سپس ویرانی همزمان امپراتوری عثمانی، و تجزیه و پراکندگی آن سرزمین های گسترده، فرآیند تکوین دوباره ی فلسطین چه روندی یافت!؟ برای نمونه انگلیس توانست سرکرده فلسطین شود و شد. اما از زمان کناره گیری سرپرستی انگلیس از سرکردگی فلسطین که یاوران آن سرمایه سالاران راسیست یهودی آن دوران بودند! انگیس ساکنین يهودي آن دوران را پوشش سیاسی و سازماندهی آژانس مستقل یهودی کرد تا توسط ارگان های مستقل، خود آنها در "فلسطين" زمین های بخرند تا نفوذ بیابند و یافتند. در آنزمان 1919 ساکنین اسرائیلی در منطقه بیش از 56 هزار نفر یا 8% درصد در برابر 650 هزار فلسطيني، یا 92% درصد بیشترنبود؛ و سرزمین موجود آنان تنها 2% از اسرانیل امروز بود که بتدریخ با دسیسه های مالی صهیونیستی آن مناطق بیشتر و بیشتر شد که بحث مقاله نیست. اما اینک نگاه کنید به دعاوی صهیونیسم که جز باریکه ی غزه و سرکوب سیستماتیک فلسطینیان پاسخ و چاره ای ارای شان نگذارده است.

 

هدف سران راسیست و صهیونیست و گردانندگان امپریالیسم آمریکا و یاران این دو در پهنه ی جهان راست و غارتگر و بازتاب ها و گرایش های ضدبشری خود ترامپ و پشتیبانان اش، تنها می تواند به ستیز کور و ناروشن ترشدن اوضاع زندگی و توامان هولناکی فضای هستی فلسطینی اسرائیلی فراروئیده و بیش از پیش سوخت ویرانگری برساند و خواهدرساند، و روابط تاریک و نابرابر اسرانیل و فلسطین را درهمریخته و خونین ترکند و اگر راهچاره ای برابر و عادلانه نیابد، وخیمتر و سازش ناپذیرانه خواهدشد. چراکه این نگرش تمامیخواهی، فاشیستی و راسیستی موجود در نتانیاهو، بیشتر به خردکشی جاهلانه ی خودکامگان ساختار دین دولتی ولائی ایران می ماند که آنها هم بسان این نتانیاهو می خواهد کشور اسرائیل را از روی نقشه ناپدیدکند؛ همان نگاه پرت و ضدبشری و صهیونیستی ایکه ارتش اسرائیل و دولت نتانیاهو آنرا با این طرف یکسویه معامله ی قرن به فلسطینی ها تحمیل زورکی کند؛ چرا؟ چون زورش می رسد و هرآینه اگر نتانیاهو و دین دولتی خامنه ای بتوانند، پیاده کردن اهداف خو را در سر دارند. سهم ما درین میان محکومیت سرراست ترامپ فاشیست، نتانیاهوی صهیونیست راسیست، و فاشیسم مذهبی خامنه ای و داردسته ای همه سویه است.

 

بنا بر آنچه رفت، درد نوع انسان کار و زحمت در هرکجائی که زاده شده باشد، از دید من یکی ست؛ و آن بودن زیر تیغ تحمیق دینی از یکسو، و بهره کشی سرمایه سالاری از دیگرسوست و از همینرو، منافع زندگی آنها باهم و با من همسو و در ژرفای وجود هستی مای همنوع، راه های رهائی از فناتیسم، راسیسم، کاپیتالیسم، امپریالیسم و...ها مشترک و چاره یابی ها جهانی ست. برای من اسرانیلی، لبنانی، آمریکائی و هرکجائی دیگر همدرد هیچ تفاوتی ندارد و همچنین ملیت و مذهب و هر عقیده ای مایه ی برتریجوئی ها نیست. اگر ما نتوانیم بررسی درست تری از آنچه که در گذشته بر سر نوع انسان کار و زحمت رفته است پیداکنیم، و برای شان چاره های فراملی ـ مذهبی نیابیم، آنگاه در جازده ایم و همچون پیشترها درنخواهیم یافت که ایران و جهان ما در کشاکش جنگ های آشکار، پنهان و پیاپی مرگبار مشتی خودکامه شاهی، گوشت دم توپ یک فرقه ی سیاهکار و سرکرده های بنیادگراهای دینی مذهبی، گروهی، و یا ناگوارتر گمراه، برتریجویان ناسیونالیستی ـ قومی شده، و در بازار چپاول ها و کشتارگاه زندگی ستیزان میلیاردرها، انسان برده و ناتوان مانده و زمینگیرترشویم. آنهم توسط چند میلیاردرها و سرمایه سالارهای داخلی جهانی خون آشام که جز از درآمد کار کارگران و زحمتکشان، و زیر سرکردگی بی کم و کاست آمریکا و یاران تبهکار او نمی باشیم. تازه یادمان نرود که: سران ادیان ابراهیمی ِمفتخور و انگل، دیریست که خود در گستره ی جهان مالی و گلوبال و در پیوند ناگسستنی با کاپیتالیسم و جزوی قدر از سرمایه سالاری جهانی اند، و دومین سازمان های غول آسای کارفرمائی می باشند! کارکرد همه ی این رهبران دینی و مذهبی در بهره کشی از انسان کار، همانگونه است که یکایک جنگ ها و دسیسه جوئی های انباشت هرچه بیشتر سرمایه، ستیزهای برتریجویانه ملی مذهبی و کشتارهای انسان تنگدست از همنوع ناتوان خود، توسط اهرم های راسیسم، فاشیسم و ناسیونالیسم بسود کاپیتالیسم و امپریالیسم بوده است.  

بهنام چنگائی دهم بهمن 1398

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: