وکیل بلاتکلیف ملت

بیش از چهار ماه پیش، یعنی چند روز مانده به برگزاری نشست شورای مدیریت دوران گذار در لندن، رضا پهلوی در شبکه "من و تو" طی مصاحبه ‌ای که غیربرنامه ‌ریزی‌ شده بودن آن محل تردید است، در یک رفت و برگشت ظاهراً طبیعی؛ اما کاملاً تصنّعی با مجری برنامه، عنوان جدید "وکیل ملت" را برای خود ثبت کرد. عنوانی که هم خودش و هم صحبت‌ های دیگر در این مصاحبه، نوع نگاه توهّم‌ آلود و خیال پردازانه ایشان را کاملاً به تصویر کشید.

وی در حالی که بسیاری فکر می کردند در نشست شورای گذار حضور خواهد داشت، در این گفت و گو بیان داشت که وظیفه اش مثل وکیلی است که از حق موکل خودش در مقابل مسئولین دفاع می کند و سپس در واکنش به مجری که پرسید: «پس می شود شما را وکیل ملت نامید؟» پاسخ داد: «من خیلی ترجیح می دهم که در این نقش باشم تا در رأس حکومت و در قالب اداره کشور.»

بنابراین به نظر می رسد، "وکیل ملت" که عنوانی است دهان پرکن و با پرستیژ و به احتمال زیاد، بدون مشاوره همان کسانی که پیش از این، او را به عنوان نماد "رهبری معنوی" مطرح کرده بودند، انتخاب نشده، هم می توانست ایشان را به مثابه رهبری مردمدار، خدمتگزار و برخوردار از جایگاهی والا در انظار و افکار مخاطبانش جلوه دهد، هم او را از پذیرفتن مسئولیت سیاسی در شورای گذار که مورد مطالبه بسیاری از اعضای این شورا بود، خلاص کند و در عین حال، در صورت رونق گرفتن بازار شورای گذار، پلی برای نقش آفرینی پررنگ تر او باشد.   

اما انتقاداتی که از سوی برخی سلطنت طلبان، نسبت به موضع شورای گذاری‌ها در قبال پرچم شیروخورشید، قبل از آغاز نشست مطرح شد و در نشستِ همزمان و هم مکانِ حزب مشروطه ادامه پیدا کرد، جناب شاهزاده را بر آن داشت که بر خلاف میل باطنی، لندن و پروژه "وکالت ملت" را موقتاً ترک کرده و در هیچ کدام از این دو نشست شرکت نکند تا همچنان ژست به اصطلاح پدرانه ایشان بر سر جریان ها حفظ شود.

اکنون با گذشت چند ماه از این ماجرا و حوادث پرفراز و نشیب داخل ایران، گویا بهترین فرصت برای احیای این عنوان، فراهم شده است. رضا پهلوی در مؤسسه هادسن که از قضا یک اندیشکده مرتبط با مسائل امنیتی خاورمیانه است، حضور یافت و به طور غیرمستقیم تلاش کرد نقش خود را به عنوان نماینده مردم ایران در گفتگو با مقامات پرنفوذ خارج از کشور، نقشی که بارها بر آن تأکید کرده، تثبیت کند.

در این میان طرفداران سلطنت نیز با تبلیغ این عنوان تلاش کردند وفاداری خود به شاهزاده را به نمایش بگذارند. از جمله گروهی به نام "شبکه ایرانیاران" طی بیانیه ای از ملت ایران برای ترویج عنوان «وکیل ملت» طلب یاری کرده است. در بخشی از این بیانیه آمده: «شبکه ایرانیاران ازشما ملت ایران و سازمانها و احزاب مخالف جمهوری اسلامی تقاضا دارد که در یک اجماع ملی وی را بعنوان #وکیل_ملت ایران صدا بزنیم.» همچنین در پایان این بیانیه، «شبکه ایرانیاران از کلیه کنشگران تقاضا دارد هشتگ #وکیل_ملت_رضا_پهلوی را در هرکوی و برزن انتشار دهند.»

اما آنچه بیش از همه در نطق جناب شاهزاده (سخنرانی ده دقیقه ای ابتدایی + پرسش و پاسخ با "مایکل دوران"، پژوهشگر ارشد هادسن) به چشم می خورد، صحبت مکرر از حقوق پایمال شده مردم ایران و درخواست ها و مطالباتی است که گفته می شود از طرف همه مردم است؛ یعنی قرارگرفتن در جایگاه سخنگو و نماینده مردم و اجرای همان نقشی که برای خود تعریف کرده است؛ با این حال در برابر موضع گیری کسانی چون مجاهدین که به گفته مایکل دوران، او را به نمایندگی نپذیرفته اند، خود را عقب کشیده و می گوید: «آنچه من می‌گویم برای من و درباره من نیست! من فقط پیام‌رسان هستم و پیام مردم را می‌رسانم ...»

با این وجود، گاهی چنان آتشین از حق مردم و نقش خود در مذاکره و رایزنی با مقامات سیاسی و فکری خارجی صحبت می کند که گویی از طرف تک تک ملت ایران، انجام این کار به او واگذار شده است. گاهی چنان در نقش خود فرو می رود که با همان توهم فانتزی که در ابتدای یادداشت به آن اشاره شد، می گوید: «با توجه به اعتمادی که مردم به من دارند تمام تلاش خود را به کار گرفتم که هماهنگی بین مردم ایجاد کنم.» ظاهراً آن چیزی که یکی از اعضای فرشگرد مبنی بر نقش ویژه این گروه در هماهنگی و رهبری اعتراضات آبان خونین 98، ادعا کرده بود، فراتر از حد میدانی است و تخیل آن، رهبر معنوی این گروه را هم تحت تأثیر قرار داده است. مشخص نیست کدام مردم، چه تعداد از آنان و بر اساس کدام آمار به او اعتماد کرده اند؟ گویا شعار "رضا شاه روحت شاد" و مشابه آن که البته در آبان ماه 98 بسیار کم به گوش رسید و جای خود را به شعارهای سلبی ضد رژیم داد، ایشان را سرمست نقش خود خوانده ی "وکالت ملت" کرده است. به همان اندازه که خامنه ای، شعارزده سخن می راند و و متوهمانه نسبت به اوضاع کشور ابراز امیدواری می کند، جناب شاهزاده، خیال پردازانه از نزدیک بودن سقوط جهوری اسلامی دم می زند و خامنه ای را به کناره گیری از قدرت فرا می خواند: «ما شاهد پایان این رژیم هستیم. وقت آن رسیده که خامنه‌ای قدرت را رها کند و اجازه بدهد که مردم خودشان درباره سرنوشت خود تصمیم بگیرند.»

از نزدیک بودن سقوط رژیم می گوید، اما هنوز نمی داند چه کار باید کرد و تکلیف چیست. از طرفی می گوید با افراد زیادی در داخل و خارج کشور برای پر کردن فضای دوران گذار صحبت کرده؛ اما از سوی دیگر، خود را از مدیریت اعتصابات همگانی ناتوان می بیند و اظهار می دارد: «واقعیت این است که مدیریت کوتاه ‌مدت کارزارهای روزانه را داریم؛ اما منابع در داخل کشور و همچینن منابع مالی نداریم.» از دیگر سو، دولت انتقالی و یا شورای گذار را مسئول انجام کارهای مقدماتی گذار از جمهوری اسلامی و برگزاری انتخابات آزاد معرفی می کند که به گفته خودش بین یک تا سه سال طول می کشد؛ ولی در خصوص همین هم ابراز تردید می کند: «بر اساس کدام قوانین؟ قوانین این رژیم؟ یا می‌توانیم به قوانینی برگردیم که پیش از این رژیم بوده؟»

اگر چه طی دو سال گذشته، تلاش های فراوانی از سوی طرفداران پادشاهی برای بزرگنمایی درباره حمایت مردم ایران از خاندان پهلوی و شخص رضا صورت گرفته، اما چنانکه از صحبت های وکیل خود خوانده بر می آید، مشخص است که با وجود همه خیال پردازی ها، در اعماق فکرش، واقعاً جایگاه خود را در میان توده مردم، مستحکم نمی بیند و همین موضوع او را همچنان دست به عصا و بلاتکلیف نگه داشته است.‌

برگرفته از: 
ایمیل دریافتی
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: