بلوای جهان

متاسفانە جهان در مرحلە بسط آزادی و دمکراسی قرارندارد و جای خود را بە پارامتر رقابت بی رحمانە سپردە است. پارامتری کە می تواند فضای داخلی کشورها را در مسیر تحکیم دولتهایشان متاثر کند و پایە نیروهای مدافع آزادی و دمکراسی را تضعیف کند.

با شروع دهە نود میلادی در قرن گذشتە و فروپاشی بلوک شرق، امید بزرگی در مسیر ایجاد بسط دمکراسی و آزادی ها در جهان ایجادشد، امیدی کە بعدها بعلت شروع روندهای دیگر بە ناامیدی تبدیل شد و حال ما در جهانی بسر می بریم کە کاملا در برزخ میان امیدها و ناامیدی ها گیر کردەاست.

اما چرا چنین وضعیتی بوجود آمد؟ مهمترین دلیل این بود کە بدنبال بوجود آمدن دنیای تک قطبی، از اهرم نظامی برای سرنگونی دولتها و نفوذ در کشورها و مناطق دیگر استفادەشد و بدین ترتیب وضعیت بوجودآمدە کم کم بە ضد خود تبدیل شد. برجستەشدن نقش نظامی، منجر بە تضعیف و عقب نشینی عناصر دیگر پیش برندە تغییر شد.

بدنبال فروپاشی بلوک شرق. غرب کە خود را پیروز می دید برای بسط نفوذ خود تنها بە فروپاشی سیستم سوسیالیستی اکتفا نکرد، بلکە در یک سلسلە عملیاتهای نظامی درصدد برآمد کە نفوذ و تسلط خود را در نقاط دیگر جهان گسترش دهد و از طریق سرنگونی دیکتاتوری ها بازی برد خود را تکمیل تر کند. حملە بە افغانستان و عراق و در پی آن دخالت در لیبی و سوریە پیامد چنین سیاستی بودند.

اما این بازی در شرایطی صورت می گرفت کە کم کم قدرتهای دیگری بە صحنە وارد می شدند کە در خلاء قدرت بلوک شرق و قدرقدرتی غرب سر بر می آوردند. چین، روسیە و بعدها قدرتهای منطقەای مانند ایران پارامترهای جدیدی را باخود وارد دوران نوین کردند کە غرب تصور آن را نمی کرد. و بعدها در دهە اول قرن جدید با شروع بحران سرمایەداری کە اقتصاد غرب را درنوردید، بیش از پیش قدرت بە ظاهر بلامنازع غرب را بە چالش جدی کشیدند.

شاید بتوان گفت ظهور ترامپ کە پدیدە غریبی در نظام سیاسی آمریکاست بخوبی نشان از ضعف آمریکا و بطور نمونەای از کل غرب دارد. ادعاهای بی اساس و ژست های اغواگرانە ترامپ، تمایلات فاشیستی او، ایجاد فاصلە معین با اروپا، خروج از معاهدەهای بین المللی و سپردن ناچار بازی در زمین سوریە و لیبی و عراق بە رقبا و تاکید بر ناسیونالیسم در کنار عوامل نامبردە بالا، بخوبی نشان می دهند کە دوران ما تا چە اندازە وارد فاز جدیدی شدە است کە آنرا از دوران قبل از خود جدا می کند. در حقیقت جهان بە صحنە ظهور قدرتهای ریز و درشتی تبدیل شدەاست کە هر کدام در صدد جمع کردن منافع بیشتر برای خود است. در کنار ایران، ظهور ترکیە خود می تواند مورد بسیار جالب دیگری باشد. کشوری کە حال نە تنها در حوزە دریای مدیترانە، بلکە در شمال عراق، سوریە و لیبی نیز بعنوان نیروئی امپریال با مطامع فراملی ظاهر می شود و در کمال ناباوری در زمینەهائی مشخص در مقابل آمریکا و اسرائیل می ایستد.

کاملا واضح است نظم مسلط لیبرال دمکراسی کە کە برندە جنگ سرد بود و تلاش داشت بە نظم مسلط جهانی تبدیل شود، باختە است و جای خود را بە هرج و مرج معینی سپردەاست کە در آن بعنوان یک روند انتقالی مدعیان زیادی با گفتمانهای متفاوت حضور پیداکردەاند: در کنار لیبرال دمکراسی، از جملە گفتمان چینی از کمونیسم، گفتمان روسی از سرمایەداری، شیعی گری ایران در خاورمیانە، نگرش اخوان المسلمینی ترکیە و نگاە وهابی گرایی عربهای حوزە خلیج فارس بە رقابت شدید مشغول اند. و در چنین فضائی ارزشهای دمکراسی و آزادی کە دو خصیصە مهم لیبرال دمکراسی در دوران بعد از جنگ سرد بودند عملا در سطح گستردە بە کنار رفتەاند. جهان در واقع بە صحنە رقابت شدیدی میان گفتمانهای متفاوت تبدیل شدەاست کە در آن حفظ و پیشبرد منافع خود در اولویت قرار گرفتە است.

پس در جهانی کە رقابت بە اصل اولیە در غیبت یک گفتمان اصلی تبدیل شدەاست، کشورها تلاش می کنند بر اساس همین رقابت سیاست های داخلی و خارجی خود را تعیین کنند، و شاید در چنین فضائی دیگر حاکمیت ها زیاد از اتخاذ سیاستهائی کە منجر بە نقض بیشتر آزادی و دمکراسی می شوند، ابائی نداشتە باشند و با جرات بیشتری بە پیشبرد اهداف خود دست یازند.

و درست در چنین فضائی است کە حاکمیت ایران دست بە بستەتر کردن فضای سیاسی کشور و ایجاد محدودیتهای بیشتر می زند.

چنانکە می دانیم بستر اصلی رویدادها و تشخیص آن بشیوە درست، می تواند عامل اصلی در پیشبرد سیاست حتی در فرم ضد مردمی و ضد دمکراتیک آن باشد. اگر در جهان، روحی در گشت و گذار است کە روح رقابت، حضور گفتمانهای مختلف هنوز غیر مسلط و تلاش برای تثبیت و پیروزی آنهاست، می شود خود را تابع این روح کرد و سیاست را مطابق آن پیش برد.

متاسفانە جهان در مرحلە بسط آزادی و دمکراسی قرارندارد و جای خود را بە پارامتر رقابت بی رحمانە سپردە است. پارامتری کە می تواند فضای داخلی کشورها را در مسیر تحکیم دولتهایشان متاثر کند و پایە نیروهای مدافع آزادی و دمکراسی را تضعیف کند.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: