کسی که می تواند رهبر یا شاه بعدی ایران باشد

فشارهای گسترده اقتصادی و سیاسی که اکنون ایالات متحده بر ایران اعمال میکند می تواند به سقوط رژیم کنونی ایران منجر شود. چنین حالتی یک سؤال اساسی برای سیاست گذاران ایجاد می کند: پس از آن چه می شود؟

فشارهای گسترده اقتصادی و سیاسی که اکنون ایالات متحده بر ایران اعمال میکند می تواند به سقوط رژیم کنونی ایران منجر شود. چنین حالتی یک سؤال اساسی برای سیاست گذاران ایجاد می کند: پس از آن چه می شود؟

در این مورد نام یک شخصیت بسیار برجسته است. آن فرد رضا پهلوی ولیعهد پیشین ایران است که هم اکنون برجسته ترین رهبر سکولار دموکرات مخالف جمهوری اسلامی است. رضا پهلوی فقط چند سال با ارث بردن تاج و تخت در تهران فاصله داشت که خانواده وی توسط انقلاب اسلامی آیت الله روح الله خمینی در سال 1979 از قدرت برکنار شدند. در نزدیک به نیم قرن اخیر، ولیعهد در تبعید, به مخالفت علنی با روحانیون حاکم بر ایران و نشان دادن مسیری متفاوت برای ترقی میهن خود اشتغال داشته.

امروز، رضا پهلوی نه تنها در بسیاری از محافل ایرانیان مهاجر، بلکه در "خیابان های ایران" دارای اهمیت غیر قابل انکاری است، جایی که به کرات شعارهایی به طرفداری از خاندان پهلوی در اعتراضاتی که از اواخر سال 2017 در سراسر کشور صورت گرفته شنیده میشود. ولی سیاستگذاران و کارشناسان آمریکایی کمتر با دیدگاه ها و طرز فکر وی آشنا هستند.

رضا پهلوی و حامیان وی به دنبال تغییر رژیم ایران هستند. به خصوص از هنگامی که روابط آمریکا با جمهوری اسلامی بار دیگر در صدر اخبار قرار گرفته، تلاش های آنها برای همکاری جدی با واشنگتن دو چندان شده. اخیرا ولیعهد در طی جلسات متعدد با اندیشکده های مختلف و گروه های سیاسی، ایده های خود را درباره آینده ایران و جایگاه ایران در جهان آینده به تفصیل بیان کرده کرده.

رضا پهلوی معتقد است که ایالات متحده در سیاست ایران باید یکی از دو گزینه را انتخاب کند. ایالات متحده می تواند "وضع موجود" را دنبال کند - که در بهترین حالت- به برخی از تغییر رفتارها از سوی رهبری فعلی ایران منجر خواهد شد, یا می تواند نیروی خود را در جهت تغییر رژیم حاکم بر ایران قرار متمرکز کند. رضا پهلوی عقیده دارد، مسیری که واشنگتن انتخاب می کند تأثیر عمیقی بر طیف وسیعی از موضوعات، از پرونده هسته ای گرفته تا روابط دوجانبه و موقعیت ایران در خاور میانه خواهد گذاشت.

در اینجا آرزوها و خواسته های ایرانیان اهمیت بسیاری دارد. به گفته رضا پهلوی، ملت ایران یک دهه پس از انقلاب سبز سال 2009 تغییرات چشمگیری کرده. در آن زمان هنوز "مخالفان وفادار به رژیم" وجود داشتند که به دنبال اصلاح جمهوری اسلامی بودند. امروز برعکس، ایرانیان به طرز چشمگیری در ایده تغییر نظام متحد شده اند. این نکته در اعتراضات مداوم علیه رژیم ابارها تکرار شده.

رضا پهلوی با تاسف می گوید، آمریکا اساساً در جنگ با رژیم ایران تنها است. اروپا موضع اصولی در برابر آیت الله ها نمیگیرد. در عین حال روسیه از موقعی که جمهوری اسلامی به یک شریک استراتژیک مسکو تبدیل شده به "بزرگترین معضل" تغییر اساسی در ایران تبدیل شده. با این وجود وی اظهار داشت كه متحد اصلی ایالات متحده "ملت ایران" است كه تا هنگامی كه احساس کند آمریكا یك استراتژی بلند مدت برای ایجاد تغییرات اساسی در كشور دارد حاضر به تحمل تحریم ها و سختی های اقتصادی خواهد بود.

رضا پهلوی معتقد است، بزرگترین چالش مخالفان ایران "ترس از آینده مبهم" است. برای برطرف کردن این ترس، مخالفان ایران برای پیش بینی و حل مشکلات آینده نیاز به ایجاد یک "نقشه راه" برای انتقال سیاسی و همچنین انواعی از سازماندهی غیر سیاسی دارند. به نظر می رسد در این راستا کارهای مقدماتی از طرف رضا پهلوی و حامیان وی در قالب یک ابتکار جدید موسوم به "پروژه ققنوس" انجام گرفته که به منظور روشن کردن چشم اندازهای پیش رو برای ایران آینده تشکیل شده است.

پهلوی معتقد است که عناصر اصلی رژیم - از جمله سپاه - لزوما همیشه حامی نظام نخواهند ماند بلکه خود میتوانند تسهیل کننده سقوط رژیم باشند، به شرط آنکه 1) یک استراتژی خروج از وضعیت موجود برای آنها وجود داشته باشد و 2) حداقل برخی از منافع اقتصادی و سیاسی آنها تحت نظم جدید محافظت شود. پهلوی اظهار داشت برای انجام این کار، ایالات متحده باید روی تحریمهای هدفمند مالی و ممنوعیت سفر برای هدف قرار دادن رهبری و افراد طراز اول رژیم تمرکز کند. به گفته وی، این امر یك سیگنال محكم به مردم ایران می فرستد كه ایالات متحده متوجه است که "آدمهای بد" كدام ها هستند، و همچنین به ایجاد شكاف در نهادهای كلیدی رژیم (مانند سپاه) كمك می كنند.

در مورد پرونده هسته ای اگرچه رضا پهلوی رد نمی کند که دولت آینده ایران ممکن است بخواهد قدرت هسته ای باشد، ولی به نظر او چنین سرمایه گذاری هایی برای دولت جانشین -حداقل در کوتاه مدت- برای اقتصادی که به شدت نیازمند بازسازی است, احمقانه و بیهوده خواهد بود. وی اظهار داشت، در طولانی مدت، ماهیت رژیم حاکم بر ایران باید عامل اصلی چگونگی برخورد جامعه بین المللی با موضوع هسته ای ایران باشد.

استراتژی رضا پهلوی برای رسیدن به این اهداف ایده مبارزه بی خشونت در برابر رژیم آخوندی ایران است. او این ایده را که "ایرانیان عادی باید علیه آیت الله ها دست به اسلحه ببرند" رد می کند، و در عوض معتقد است که می توان با استفاده از راه های غیر خشونت آمیز یک "انفجار کنترل شده" ایجاد کرد که رهبری جدید را به قدرت برساند. در این فرایند، ولیعهد خود را به عنوان چیزی شبیه به یک "وكیل صادق" می داند - یك پشتیبان كه می تواند در جهت تحکیم ساختارهای مؤسسات مورد نیاز یك ایران پسادینی به کار آید. با این حال، این احساس وجود دارد که اگر از او خواسته شود که حکومت کند، وی احتمالاً بی میل نخواهد بود.

با این حال، در حال حاضر, همه اینها مفروضات است. هم اکنون، پیام رضا پهلوی این است که ایالات متحده باید طرز تفکرش درباره ایران را اساسا تغییر دهد و به تغییر رژیم روی آورد. به گفته وی اگر ایرانیان به این نتیجه برسند که ایالات متحده در تغییر رژیم جدی است, آنگاه آمریکا هیچ گاه با کمبود متحد در "خیابانهای ایران" مواجه نخواهد شد.

منبع: 
اینترست - ترجمه: سایت مشروطه
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: