کرونا و مدیریت پنهانکاری جمهوری اسلامی

با تسلیت به خانواده‌هائی که عزیزان خود را در شیوع مرگبار ویروس کرونا از دست داده‌اند و با امید به بهبودی مبتلایان و با درود به کادر بهداشتی و درمانی و پرستاران و پزشکان میهنمان که در این شرایط سخت به کمک هموطنان خود شتافته اند.

بر طبق پژوهشهای بعمل آمده توسط بسیاری از مؤسسات علمی و برخی رسانه‌های بین‌المللی و حتی سخنان برخی از مقامات همین رژیم، دیگر مسجل است رژیم آخوندی حدوداً از اول دی ماه سال 1398 نسبت به شیوع بیماری کرونا در قم آگاه بوده ولی نه تنها قدم از قدم برنداشته و آگاهی رسانی نکرده، بلکه در روزهای بعد یعنی در 10 بهمن و 15 بهمن حتی اعلام کرد که در ایران کرونا یا موارد مشکوک به کرونا نیز نداریم. تا اینکه به ناگهان در یکم اسفند اعلام شد، دو نفر مشکوک به کرونا در قم درگذشتند.

این رژیم حتی مدعی بود انتشار اخبار مربوط به کرونا سیاسی و دسیسه ای برای عدم شرکت مردم در راهپیمایی 22 بهمن و انتخابات 2 اسفند  از سوی دشمنان بود تا مردم در انتخابات شرکت نکنند.

 

به ادعای علی خامنه‌ای: «قرائنی» درباره حمله بیولوژیک وجود دارد و از این رو اقدامات نیروهای مسلح ایران «می‌تواند جنبه‌ رزمایش دفاع بیولوژیک نیز داشته و بر اقتدار و توان ملّی بیفزاید….. این در حالی  استکه کشورهای دیگر اروپایی و خود آمریکا هم مصون نمانده اند. خیلی واضح است رژیم آخوندی در این بحران هم (بسان 40 سال گذشته)  بدنبال دشمن  و بحران آفرینی بوده تا با وارد کردن اتهامات سیاسی و امنیتی و دشمن قلمداد کردن آن بتواند هر صدایی را سرکوب  و همزمان با مظلوم نمایی، در حلقه و فشار  سنگین تحریمها شکاف و روزانه ای باز کند. مسلماً طرح تئوری توطئه از طرف خامنه ای آنهم بدون ارائه هیچ سند و مدرک برنامه‌ریزی شده و برای کوبیدن بر همان طبل پیشین یعنی همان سیاست جهانی و منطقه ای و به تبع آن بستن فضای داخلی میباشد.

در حال حاضر نحوه مدیریت این اپیدمی در سطح کشور و تناقضات آن بر دامنه این بحران افزوده است، از جمله عمده ترین آن تفاوت آمار رسمی فوت شدگان و مبتلایان با آمار سازمان بهداشت جهانی و مؤسسات پژوهشی و رسانه‌های معتبر بین‌المللی ، حدوداً پنجاه روز پنهانکاری و استمرار پروازها به چین، ادامه پروازهای بین‌المللی و در‌واقع انتقال ویروس به دیگر کشورها، عدم قرنطینه شهر قم (بطور خاص) و باقی شهرهای ایران،عدم انطباق بودجه سال 99 با اپیدمی کوید 19، اصرار رژیم بر ادامه مداخله در کشورهای مختلف خاورمیانه و پشتیبانی مالی از نیروهای نیابتی در حالیکه این اموال باید صرف امور داخلی و هزینه حل این بیماری در داخل ایران شود، اصرار بر  باورهای بغایت خرافی و ترویج آن توسط آخوندها در این پهنه بجای اتکا به تکنولوژی و تخصص و آخرین دستاوردهای علمی و پزشکی ،عدم آزادی زندانیان سیاسی با آگاهی از اینکه زندانهای  ایران هم‌اکنون کانون شیوع ویروس کرونا (کوید 19) شده است و بالاخره درخواست 5 میلیارد دلار از صندوق بین‌المللی پول برای مقابله با ویروس کرونا و مظلوم نمایی برای برداشتن تحریمها در اینرابطه، درحالیکه فقط حساب بانکی شخص ولی فقیه (خامنه ای) چند ده برابر این مبلغ میباشد و...  

 البته این موضوع دارای ابعاد و جنبه‌های گوناگون و باصطلاح چند  ووجهی میباشد و به چالشی بزرگ و عمیق برای جمهوری اسلامی تبدیل شده است،  بویژه شاهد هستیم چگونه رژیم آخوندی بشدت در پی بهره برداری از آن در راستای منافع خود و زدودن آثار منفی آن بر ادامه سلطه و حکومت ارتجاعی میباشد. در اینجا چه بسا پاسخ واقعی و درست به چند سؤال کلیدی و پایه‌ای، بتواند ما را در گمانه زنی وپیش بینی آینده این رژیم و انتخابهای سختی که در پیش دارد، کمک کند و وظایف پیش روی اپوزیسیون را ترسیم کند.  

ـ جدای از مشروعیت نداشته رژیم، پرسش اینجاست که چالش کرونا تکانی در فرهنگ عامه مردم نسبت به دستگاه عوامفریبی و خرافات  مذهبی رژیم  بوجود می آورد؟ همانند آنچه 500 سال پیش بر اثر  همه گیری طاعون در اروپا اتفاق افتاد، مردم پی بردن کلیسا و کشیشان نه  تنها شفابخش نیستند، بلکه نابودگرند، چرا که کلیسا دستور به آتش زدن  برخی حیوانات و یهودیان و برخی کولی ها و مهاجران می داد… مردم متوجه شدند پاشیدن آب مقدس توسط کشیش روی بیمار باعث شفا نشد، بلکه  بسیاری از کشیشان خود بر اثر طاعون مردند... این موضوعات در آن دوران یکی از عوامل اصلی دور شدن مردم از خرافات و توهمات و ایجاد رنسانس و دگراندیشی در اروپا شد. (هر چند در ایران بواسطه اینترنت و فضای مجازی ، تا اندازه‌ای روشن شده که آخوندها از اماکن مذهبی در قم و مشهد  و… فقط برای استمرار سلطه خود و پخش خرافات و توهمات و فریب مردم استفاده می کنند.)

ـ رژیم تا کجا میتواند این بحران را کنترل کند؟ و آستانه تحمل مردم گرسنه و بیمار تا کجا میتواند باشد؟

ـ انتخابهای پیش رو رژیم در برخورد با تحریمهای خرد کننده از یکطرف و مردم بجان آمده از طرف دیگر چه میباشد؟ آیا بن‌بست و انزوای جهانی رژیم را گشایشی است؟ یا همچنان پروژه هسته ای و غرب ستیزی و نابودی اسرائیل و شعارهای عوامفریبانه و مرگ بر …. ادامه می یابد؟

پر واضح است بستن اماکن مذهبی در قم و مشهد آنهم در برابر نیروهای پر نفوذ داخلی،  کار و انتخاب آسانی برای رژیم نبود. همینطور با توجه به ناکارآمدی دولت و نهادهای فاسد وسرکوبگر در این رژیم و عدم رعایت قوانین و استانداردهای جهانی بعنوان مثال در قرنطینه شهرها و عدم پشتیبانی دولت از مردم بی درآمد خانه نشین، این امر میتواند به اعتراضهای وسیع اجتماعی منجر شود. از طرف دیگر تحریمهای سنگین و همراهی بیشتر کشورهای جهان با آن بر علیه رژیم، هزینه ای که رژیم برای نفوذ و پشتیبانی از نیروهای نیابتی خودش در یمن، عراق، سوریه و لبنان و… صرف میکند، کشتار آبانماه سال گذشته، موضوع هواپیمای اوکراینی و سیل و ...بسیاری مشکلات دیگر که بر سر راه جمهوری اسلامی قرار دارد ، چه انتخاب و تابلویی را  رقم خواهد زد و ولی فقیه  نهایتاً به کدام سمت میرود؟

آیا رژیم از بن‌بست خودساخته میتواند خارج شود؟

خلاصه کلام در آینده ما با چه تابلویی روبرو خواهیم شد؟

عمل‌کرد 40 سال گذشته این رژیم و تجربه این سالیان و همچنین تجربیات جهانی سه انتخاب و تحلیل را پیش رو ما قرار میدهد.

 اول) گشایش تدریجی بسوی استاندارها و معیارهای جهانی و احترام به قوانین بین‌المللی و دست برداشتن از خطوط قرمز باصطلاح انقلابی (و در‌واقع ارتجاعی)

دوم) ادامه همان مسیر 40 سال گذشته، همراه با پنهانکاری در ابعاد مختلف (آمار کشتار آبانماه و هواپیمای اوکراینی و دست داشتن در بسیاری از وقایع منطقه ای و ...)و بطور خاص ادامه روند پسا برجام  علیرغم همه فشارها

سوم و بالاخره انتخاب عدم همکاری عملی و نه رسمی با ارگانهای بین‌المللی و خروج عملی از برجام و شروع پنهان پروژه هسته ای و ساخت کلاهک اتمی و… با استفاده از فضا و چتر تمرکز و توجه جهانی به ویروس کرونا و تحت الشعاع قرار گرفتن موضوعاتی نظیر نفوذ رژیم در منطقه و پروژه هسته ای و بازرسی های آژانس انرژی اتمی.  

    آژانس بین‌المللی انرژي اتمی در 21 اسفند 98 اعلام کرد تهران اجازه بازدید از سه تأسیسات اتمی را به بازرسان این سازمان  نمی دهد. این در حالیست که میزان اورانیوم ذخیره شده رژیم در کادر کاهش تعهدات برجامی اکنون به 5 برابر میزان مجاز آن در برجام رسیده است.

 این رژيم اساساً حیات خود را در گرو ضدیت با علم و مدرنیسم و تکنولوژی و بالاخره آگاهی مردم میبیند در نتیجه نه تمایل و نه نشانی از گرایش به تغییر در حال حاضر دیده نمیشود. این وضعیت بر این پاشنه هم نمی‌تواند بچرخد و ادامه یابد، شوک کرونا و پیامدهای آن در پهنه فرهنگی و اجتماعی و سیاسی الان بیشتر از هر زمان دیگر لزوم برون رفت از هر جهت را برجسته  کرده است. باحتمال قوی رژیم جمهوری اسلامی و ولی فقیه در بستر بحرانهای متعددی که با آن دست به گریبان است، تنها راه برون رفت را چه بسا در تشدید سرکوب، تشدید تخاصم با غرب و بالاخره یافتن تضمینی بمانند کره شمالی برای بقا و امنیت و تثبیت پایه‌های حکومت خود ببیند. این تضمین چیزی بجز تولید بمب اتمی نمی باشد. شیوع عالمگیر ویروس کرونا و از طرف دیگر انتخابات آمریکا بنوعی به رژیم این فرصت را داده که فعلاً بر همان سیاق و خط مشی قبل ادامه دهد و روزانه خود را با آن تنظیم کند. 

آنچه که الان در برابر اپوزیسیون قرار دارد جبران عقب‌ماندگی نسبت به مانورها و فریبکاریهای رژیم است.  نیروهای روشن‌فکر و پیشرو هستند که میتوانند از محقق شدن نیات رژیم چه در منطقه و چه در پروژه هسته ای جلوگیری کنند . ما باید خارج از بستر تبلیغاتی و عاطفی که رژیم آخوندی بابت بیماری کرونا براه انداخته عمل کرده و در همه حال این رژیم را افشا کرده و مانع دستیابی این رژیم به بمب اتمی و استمرار نفوذ منطقه ای بشویم. این وظیفه ما میباشد و داشتن چشم امید به غیر خودی امری است بیهوده و عاری از حس میهن دوستی میباشد. 

بهرام فرد

23.03.2020

برگرفته از: 
ایمیل دریافتی
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: