همشکلی رژیم ایران با ویروس چینی

معادلات را از نو بنویسیم.

ویروس چینی معادلات جهان فعلی را بر هم زد. نتیجه خیلی غمگین کننده و فلاکت بار است اما مشاهدات عینی من به لحاظ فکری فلاکت بارتر از آن است. ویروس کرونا « معنا » را بیرون ریخت! 
جامعه ها چقدر مواظب انسان هستند؟! حکومت ها چقدر مواظب انسان هستند؟! اقتصاد چقدر در تامین امنیت یک جامعه در شرایط حاد مهم است؟ علم و دانش چقدر در مقابله با تهدیدات این چنینی آماده است؟ جان انسان چقدر ارزش دارد؟! به جامعه خود نظر بیندازیم. به معنایی که از جوش و خروش این جامعه بیرون می زند نظر بیندازیم. دین و سیاست دینی علنا در مقابله با این بلای مقدر، خلع سلاح شد. دین و دین سیاسی از اجنه و امام و خرافات و جهالت تغذیه می کند اما ویروس یک واقعیت کُشنده است. به همان اندازه که ماهیت حاکمان دینی ریشه در دروغگویی دارد این ویروس یک « قطعیت آشکار » است. 
اگر دوست داشته باشید و اگر نداشته باشید باید بگویم « کرونا ویروس» مفهوم « بی مرزی » است. فراتر از مرزها است. مرز نمی شناسد. نژاد نمی شناسد. پرچم ندارد. زبان ندارد. جهان و جان را یکجا می سوزاند. 
جهان از دید من فعلا شرمنده خویش است. پرچم جهان در مبارزه با این ویروس بالا نیست. اما همه جهان خودتخریب و دیگرتخریب نیست. ایران و جامعه ایرانی خودتخریب ترین بخش جهان است. بخش دینی و سرکوبگر جامعه ایران خودتخریب تر و دیگرتخریب تر از بخش سرکوب شده می باشد. سرکوب شده ها اگر چه ذهن باز دارند اما دستشان باز نیست. دانایی دارند اما توانایی ندارند. در مبارزه با تهدید، توانایی حرف آخر را می زند. 
خیلی ها می پرسند چرا رژیم ایران اجازه داد ویروس کرونا در جامعه پخش شود و مردم را قتل عام نماید؟ جواب واضح است؛ « همشکلی در تخریبگری»! نمی خواهم از ترکیب همذات پنداری استفاده کنم. واقعیت این است که ظهور مهدی از دید این قوم به تخریب بیشتر جهان محتاج است. ظهور مهدی کشتار و قتل و خودتخریبی و دیگرتخریبی می خواهد. آمادگی برای ظهور از آبادانی انسان نیست از تخریب انسان است. این نکته را همیشه از زبان واعظان و خطیبان این قوم می شنویم. حفظ نظام این تخریبگران درست مثل کرونا به قربانی و هدف جاندار نیاز دارد. به کسانی نیاز دارد که فلسفه ظهور را با قربان کردن جان خویش تقویت کنند. و اگر کسی از خودی ها به نتیجه ای رسید که « قربان » نشود او را « قربانی » می کنند. 
فراتر از اینها معنایی که در ما و در مطالعه با جامعه ایرانی پدیدار می شود این است که انسان برای « زنده ماندن » به خلوت تفکر و خانه خود احتیاج دارد نه به تجمعات بی فکر رژیم دینی. حرم ها و مساجد و امامزاده ها نجات دهنده نیستند. قرنهاست که چنین هستند اما هیچ اندیشمندی به اندازه کروناویروس نتوانسته بود آن را به وضوح تشریح کند.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: