انتظارات و مقدورات

« بشدت اقتضا ء مینماید که سخن گفتن از «جهش‌های بزرگ» و ادامه مانور بر این «فرمایش و دستور شعار گونه» به روال سالیان که عرض خود بردن است و از حداقل های امکانات عملی شدن با توصیفی که گذشت بشدت دور مانده، پرهیز شود ....»
خواننده گیج میشود. نمیداند تحلیلی از رژیم دارید که مسئولیت ناپذیر است و برای این وضعیت راه حل ارائه میدهید و یا معتقدید که میشود آنها را نصحیت کرد.

  انتظارات و امکانات     ( ضیاء مصباح )

درپی پیشنهاد نشر مطلبی  با عنوان « ضرورت تجدید نظرحکومت  در پندار و کردار » آنهم به مناسبت آغاز سال جدید اداری  یکی از رسانه ها ی برون مرزی معتبر ملی گرا چنین نظریه ای در پاسخ مرقوم داشته اند :

 *  نظر هیات تحریریه :

 متاسفانه نوشته شلوغ  و  یک خط روشن فکری ارائه نمیدهد.

از یکطرف میگوید:

« حکومت خود محورو خواهان تمرکز مطلقه قدرت  به اعتبار «حکم حکومتی» بر خلاف قوانین اصولی و مدون موجود که در قبال اختیارات غیر معقول بسیار گسترده، پاسخگوئی ومسئولیتی را هم نمیپذیرد، ....»

 و بعد  بجای آنکه برای این شرائط راه حل ارائه دهد دست به نصیحت میزند

« بشدت اقتضا ء مینماید که سخن گفتن از «جهش‌های بزرگ» و ادامه مانور بر این «فرمایش و دستور شعار گونه» به روال سالیان که عرض خود بردن است و از حداقل های امکانات عملی شدن  با توصیفی که گذشت بشدت دور  مانده، پرهیز شود ....»

 خواننده گیج میشود. نمیداند تحلیلی از رژیم دارید که مسئولیت ناپذیر است و برای این وضعیت راه حل ارائه میدهید و یا معتقدید که میشود آنها را نصحیت کرد.

  • پاسخ اعلام شده: در تیترمطلب ایراد عنوان شده مشاهده میشود و نگاهی انتقادی  توام با توصیه به سیستم حاکم با همه ویزگیها مصداق دارد.

پیشنهاد و نقد صریح وعاقلانه ! در درون کشور .

 دهها بار به دلایل مختلف دردیدارهای مورد احضار  نوشته ها را  دوسویه همانطوریکه  اشاره داشته اند ، آگاهانه  راه  تعبیر وتفسیررا باز گذاشته ....

 پیشنهادشد که بگذاریددر شرایطی که تریبونی نداریم  نقد کنیم و بعنوان اپوزیسیون کم خطر که ما را « در درون  بر انداز نرم میدانند » حضور فعال داشته باشیم و در حدی فراتر از تصوردر این باب ، توفیق داشته ایم که  با سن وسال ومعیارهای رایج عاقلانه بنظر میرسد  .

  با یکی از دوستان مشترک بسیار فعال «معتبرهزینه پرداز معقول» به این نتیجه رسیدیم  که : سیستم امنیتی همینکه برای مثلا «اجتماع 14 اسفند »نامه مینویسم و از رئیس جمهور« در تنگنای قافیه»  میخواهیم  مکانی را تعیین و حفاظت حضار را تامین نمایند ، آنهم  با همین افراد  که تابع دستورند و«گاه برحسب آتش به اختیاری  به جای کلاه سر می آورند !» وزارت  اطلاعات  درجه نگرانی  را کاهش وبا اعتماد بنفس کامل  از فشار مضاعف می کاهد .

 از این منظرما را با «تنگناها و محدودیتهای نه چندان کم درونی» باید دید .

 خواننده داخلی که برآنان تکیه بیشتر داریم شرایط را بخوبی درک میکند و مطالب را با همین کم و کیف  می پسندد و مورد توجه میداند ....و البته بیش از انتظار خوانندگانی که مرتبا نظرشان را جویا میشوم ،با اخلاصی تشویق آمیزو رافع خستگی ها .... می پذیرند و موثر میبیند .

همین استناد به « قانون مدیریت خدمات کشوری حاصل کوشش حقوق بگیران  و مصوب همین مجلسیان منتصب ، مطیع و...»و نکات مورد دقت  نیز وارد است .

مطالعه و اعلام نظری «به حق درست و مسموع » در واقع نوعی تایید نوشتا رو نسبی بایددید و قضاوت نمود .

پیشنهاد اینکه نوشته هائی  را که ره عافیت کمتری برگزیده اند را  از تمامی ابعاد آنهم با حضور اکثریت مردمان بی تفاوت  مصرف کننده و در تنگنای معیشت مانده ،مورد دقت قرار دهیم  ، نه  عنوان بلا تکلیف ماندن خواننده .

 نوشته های درون را کاملا یکدست توقع داشتن با بی خبری از امکانات  که حرف هاو دیدگاهها را  نگفته میگذارد و میماند مطالبه نفر مایید و همه خطرات و خطیرات را حد اقل حدس بزنید که از همین آب و خاکید با همه پیشینه عملکرد حکومتها ، بطول حداقل صد سال اخیر به غیر از 2سال آغازین دهه 30 و اواخر دهه 50

 پیاده شوید تا با هم برویم  وتاکید مکرر اینکه  از درون بنگریدو حال را

نوشته ای که این باب را بگشود و نشر یافته چنین است  :

 بدون تردید دولتها با امکانات و اختیاراتیکه مردم به آنان  طی یک پروسه اصولی اعطاء نمو ده اند ، مسئول  نابسامانیها در تمامی جوامع شناخته میشوند و این مهم پیوسته با سرنوشت مردمان ساکن در هر کشور رابطه مستقیم غیر قابل انکاری دارد .

با این ترتیب و با فرض بر انتصاب از طرف ملت ! حکومت خود محورو خواهان تمرکز مطلقه قدرت  به اعتبار « حکم حکومتی » بر خلاف قوانین اصولی و مدون موجود  که در قبال اختیارات غیر معقول بسیار گسترده ،پاسخگوئی ومسئولیتی را هم نمیپذیرد، ....نمیتواند با اینهمه وسایل ارتباط جمعی  در دسترس انبوه جوانان تحصیل کرده  ، با تکیه بر  قدرت غیر منطقی  ، از زیر بار  وظیفه اساسی خود سر باز زند .

 مدعیان پیوسته ماندگار محدود نگر  غوطه ور در توهم توطئه ، دشمن پندار وتوسعه دهنده فساد ، جهل و خرافات ، دروغ و تباهی  با مقاومت بی حاصل بقیمت نا بودی ارزش ها با توجه به تحولات بسیار قابل تعمق این روزگار – لازمست بپذیرند و باور نمایند  که در این میان مشکلی اساسی نا دیده گرفته شده و در خلوت هم که شده  برآن تاکید و راه حل هائی منطبق با تعاریف مناسب را درخواست نمایند ،که مورد دقت  مطلب میباشد  :

تقاضای بازگشت «گروه پزشکان اعزامی »از طرف سازمان معتبر «بهداشت جهانی » که خود فرا خوانده بودند آنهم بعد از ورود و بناگهان و برخلاف نیاز مبرم از هر لحاظ ، از همه دردناکتر زیر پا نهادن معرفت و اخلاق  و اینکه اخیرا پیشنهاد شده آنان « انگار که منتظر مانده اند » در مرزها به درمان مسافران ورودی بپردازند و....  نمونه بسیار واضحی از نا هماهنگی ، پاسخ گو نبودن و فقدان  وحدت رویه و بسیاری نکات دیگر از این قبیل در تمامی ارکان نظام «فاقد نظم و برنامه »میباشد   ...

تلقین فعال بودن مخالفین  و  ایده بحران آفرینی ، در شرایط غیر عادی و توهم دشمن پنداری - مسئولیت ها را و به تبع آن منافع ملی و منزلتها را به اعتبار تکیه بر جایگاهی رسمی و....تا حدودبسیاری کم رنگ مینماید .

 متفکرین زیرک خود محور اما کوته بین این وادی - تا سرحد امکان  نمی گذارند وحدت مدیریت وهماهنگی بوجود آید وپندار نیک همراه با  آر امش ، آسایش ،سلامت رفتار و خلاقیت با سپردن کار به کاردان تحقق پیدا کند  .

پر واضح است که   اصل تفکیک قوا  در شرایط نسبی  مطلوب ، با  اختیارات قانونی لازم  همراه با  پاسخگوی و اهتمام درپیشرفت برنامه های ملی الزاما با : وحدت رویه و اقتدار قانونمند ، با امکانات  مناسب و  قابل کنترل  میسورمیباشد و گرنه برسر شاخ بن بریدن   .

در شر ایط فعلی جریاناتی آگاهانه  با بحران آفرینی مستمر  و احساس اقتدار، در واقع با قدرت فرا قانونی در نقش دایه مهر بانتر از مادر با در اختیار داشتن : تریبون ها ، اسلحه ، بودجه و اعتبارات  فراوان ، امکانات ، حمایتها ، ،ارتباطات نا محدود خلاف عرف و قانون و…. پیوسته دولت را که برای حفظ منافع  نظام از میان خود آنهم با هزاران حرف و حدیث منصوب کرده اند ....خلاف مصالح ملی تضعیف و ادامه  تشتت در  روابط داخلی و بین ا لمللی را  بر آمده  از نگرانی از دست دادن موقعیت ها و حفظ قدرت با هر هزینه ای  ترجیح میدهند .

ادامه این روش و منش بجز  اتلاف وقت ، به هدر رفتن سر مایه ها ،  دور شدن از منافع جامعه ، تشدید انحرافات و خطاهای رفتاری خانمان بر باد ده ، عقب ماندن ملک و ملت از حد اقل های معیشت ، سلامت فکر و روان   ونهایتا ممانعت از توسعه و پیشرفت کشورمان  توام با افت صداقت و اخلاق بهینه ، حاصلی  در پی ندارد  …..

*  درچنین  شرایطی  اغلب   کارشناسان خبره ، دلسوز و کار آمد در اختیار سیستم اداری و مدیریتی میهنمان که بانیان پیشرفت و توسعه بشمار میروند ،   به دلیل  افت ارزشها ، نا دیده گرفتن شرایط احرازو شایستگی ها ،انتصابات نا بجا  از میان نا بخردان تنگ نظر ،استمرار حکو مت رابطه و....عطای خدمت را به لقا یش بخشیده به بخش خصولتی روی آورده یا بازنشسته میشوند .

 ….اینان برنامه ریزان اصلی و واقعی پیشرفت صنعت ، تولید ، خود کفائی و در عبارت تکلیف شده جدید «جهش تولید»  میباشند که در «اول وصف تو مانده اند .....» و با ادامه چنین شرایطی  امکان   مطالعه ، بر نامه ریزی و رسیدگی به وظایف اصلی را از خود  سلب شده می بینند و اغلب دنبال «پرتقال فروش گمشده پیوسته نگارنده !! »

* در این میان  اکثریت  نیرو ی در اختیار حکومت و دچار روز مره گی ، هدف اصلی خود را فراهم ساختن معاش روزانه و تامین نبازهای اولیه میدانند و در انجام وظیفه و پرداختن به امور مردم تعلل ،از ارزش ها وشرافت های  انسانی ، نا خواسته دور میمانند .

( نا گفته نماند : تصاویر مورد ترسیم ودقت این مطلب بدون توجه به هجوم «ویروس کرونا » مطرح و با نگاه به گذرا بودن این دغدغه و مصیبت معروض می افتد )

 

** جانشین شدن «مدیریت بهره بر داری »یعنی : مماشات – حفظ وضع موجودوموقعیت ، عدم اعتقاد به ضرورت اصلاحات بنیادی و اینکه کاری نمیتوان کرد به جای:

 اعمال «مدیریت  تحول »یعنی : تغییر ،نو گرایی و اثر گذاری  ، احساس مسئو لیت و پاسخگویی .....بر معضلات افزوده  ، انتظار معجزه از این تشکیلات با این کم و کیف «ساده لوحانه »بنظر میرسد .

* در این میان  بخشی قابل توجه از  کارشنا سان متخصص که  از آلو دگیها مصون مانده اند ،صادقانه و خوشبینانه با تصور  اثر بخشی مثبت  در : حذف رانت ،  قطع  ارتبا طات غیر رسمی ، ارجاع کار به کاردان و....سعی و کوشش لازم را هر چند بی حاصل مبذول میدار ند اما تدریجا مایوس و از خلاقیت و ابتکار دور میشوند .

*   دیگر کارکنان البته  با تعدادبیشتر ، کماکان  دست در گر یبان مانده از  خود سلب  مسیولیت مینمایند و جامعه نیز به راحتی از آن میگذرد  و تسلیم به شرایط را  اجتناب ناپذیر و اعتراض به آنرا هزینه بر و خلاف عافیت میپندارد  .

*  در همین شرایط : ارایه راه حل در جهت : تقلیل  حجم عظیم نیرو  و رفع مشکلات  سیستم نا کار آمد   ، رفع نا هماهنگی ها ،ابطال  تشکیلات موازی و حجیم  ، حذف مشاغل کاذب و پست های فر مایشی   ،لغو انتصابات مبتنی بر رابطه  بدون رعایت شرایط احراز، ابطال مقررات  نافی یکدیگر ،ممانعت از تفسیر به رای مقررات ،  جلوگیری از پرداخت های خاص ،اتخاذ تصمیم در مسیر رفع  مغایرتها و... بوسیله متخصصین دلسوز «طرح نشده مانده » و بنوعی مصالح عمومی تضعیف و روابط اجتماعی (البته اگر  امکان اصلاحی هنوز وجود داشته باشد ) مختل میگردد .

*** این نکات بعنوان  نمونه به این دلیل آمد تا به این مهم اشاره نماید که :توجیه مسیو لین به ضرورت   پاسخگویی،برقراری  سیستم تشویق و بر کناری ، بهبود روشها ،  به روز در آوردن مقررات ، بازرسی و ارزش یابی مستمر و واقعی  ،کنترل دقیق امور ، تعین ضوابط ارتقاء ، بکار گیری نیروی انسانی خبره و هدایت امور جامعه کلان حقوق بگیر برای بازدهی مطلوب و مناسب  تا مر حله بازنشستگی  وموارد بسیاری از این قبیل .... تا حدود قابل توجهی در «قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب سال 85»دیده شده است .

تاکید براین نکته بسیار اساسی «که تعهددر واقع تخصص واقعی میباشد »و نگارنده به دفعات به این مهم پرداخته و اکنون نیز برآن در کمال ناامیدی و نا باوری تاکید میورزد - براین اصل استوار است که : رعایت اصول و احساس مسئولیت در قبال اختیارات محدود به ضوابط ، از همه مهمتر پاسخگوئی ....بایستی «از راس هرم قدرت فرا قانونی با همه انکار » صورت پذیرد  و شفافیت در تمامی موارد به ویژه مالی مشاهده شود .

تعمق و اعمال اراده ای راستین وقوی «البته توام با متانت و اندیشه   به مناسبت سال اداری جدید با شادباش فراوان و ارزوی عبور از نا ملایمات »بر آنچه که تا حدود زیادی  با بی توجهی و تاخیر در اعلام آن رخ داده و همه امور را تحت الشعاع خود ....،در ارتباط  با شرایط ویژه این روزگار پر آب و چشم که :

قیمت نفت به‌ کمتر از 20دلار کاهش یافته ،ویروس کرونا در جهان پرسه می‌زند و هر لحظه جان انسان ها  را می گیرد ، آثار بسیار زیانبار تحریمها ی گسترده با همه کوشش نا فرجام هماهنگ و زیرکانه در تقلیل آن ، متاسفانه به دلیل  ادامه روشهای نا معقول و سلطه شعار احتمالا  تشدید خواهد شد و نهایتا شورش‌های اجتماعی-معیشتی  دور از انتظار نیست

بشدت اقتضا ء مینماید که سخن گفتن از «جهش‌های بزرگ » و ادامه مانور بر این «فر مایش و دستور شعار گونه » به روال سالیان که عرض خود بردن است و از حداقل های امکانات عملی شدن  با توصیفی که گذشت بشدت دور  مانده ،پرهیز شود ....

 از سوئی   بی توجهی به نا رسائی های موجود با این  نحوه مدیریت با تعاریف در دست ، که مغایرت تام با موادقانونی مدون دراختیار دارد  ... طبیعی است که بیک باره زدودنی نبوده و نمیتوان حتی با کمک «امدادهای غیبی »تمامی دو گانگی و نارسائی های عمدی را  تحت کنترل در آورد.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: