در مورد صدور انقلاب

جمهوری اسلامی نیز در تمامی سالهای بعد از پیروزی انقلاب در سال ٥٧، بر صدور انقلاب تاکید داشتە و امکان ادامە نظام خود را عمدتا در تکثیر مدل آن در منطقە دانستە است. برای همین صدور انقلاب جزو اولین اصول آن بودەاست. اما آیا ایدەهای انقلاب عمدتا مذهبی ایران بمانند ایدەهای انقلاب فرانسە و انقلابهای چپی امکان جهانشمول بودن را داراست؟

انقلابات معمولا بعد از پیروزی سعی در صدور خود دارند. انقلاب فرانسە چنین بود، انقلاب اکتبر روسیە، انقلاب چین، انقلاب کوبا و نیز انقلاب ٥٧ ایران کە از لحاظ ماهوی با انقلابات نامبردە فرق فاحشی داشت. انقلاب فرانسە یک انقلاب بورژوا ـ دمکراتیک بود، انقلاب روسیە، چین و کوبا انقلابات سوسیالیستی و انقلاب ایران نیز با ماهیت عمدتا مذهبی؛ اما همە در پی جهانشمول کردن ایدەهای خود از طریق صدور انقلاب بودند.

بعد از پیروزی انقلاب در سال ١٧٨٩ در فرانسە، انقلابیون این کشور علیە کشورهای پیرامونی خود اعلام جنگ کردند، کشورهائی کە کماکان با همان سیستم سرنگون شدە در فرانسە (پادشاهی استبدای) حکومت می کردند و آنها را برای خود تهدیدی بحساب می آوردند. تهدیدی کە البتە واقعی بود. انقلابیون فرانسوی متوجە شدند اگر بە صدور مبادین انقلاب خود دست نیازند کە در مفاهیم حقوق بشر، حقوق طبیعی و ایدەهای متفکرین عصر روشنگری تدوین شدەبودند، روند انقلاب در کشورشان می توانست متوقف و حتی قابل برگشت شود. انقلاب اکتبر، چین و کوبا هم بنابر ماهیت جهانشمول ایدەهای خود درست از همین منطق پیروی کردند، اگرچە این کشورها علیە هیچ کشور دیگری اعلام جنگ نکردند و با ارتش خود بە مصاف آنها نرفتند.

در ایران بعد از انقلاب هم همین اتفاق افتاد. نظام جدید در فکر صدور انقلاب بود، اما نە از طریق اعلام جنگ علیە کشورهای دیگر، بلکە از طریق کمک بە نیروهای نزدیک بخود، ادامە جنگ ایران ـ عراق (بعد از فتح خرمشهر) و تبلیغات وسیع رسانەای.

اینکە چرا نظام جدید در ایران اعلام جنگ علیە هیچ کشوری نکرد، بە تفاوت شرایط این کشور با زمان انقلاب فرانسە و نیز تفاوت با خود کشور فرانسە برمی گردد. فرانسە در آن زمان یکی از قدرتهای استعماری بزرگ جهان و نیز یکی از دو قدرتمندترین کشور اروپا (در کنار انگلستان) بحساب می آمد. این کشور در اقصاء نقاط جهان مستعمرە داشت و در آمریکا و در دریا با انگلستان در رقابت و جنگ سختی بود. انقلابیون کە وارث چنین قدرت و عظمتی بودند، در کنار قدرتمندی ایدەهای جهانشمول انقلاب فرانسە و یگانگی ای کە انقلاب بقول دوتوکویل در ملت جدید فرانسە ایجاد کردەبود، در خود احساس چنان قدرتی کردند کە بتوانند بە اعمال قدرت در سطح اروپا و جهان بشیوەای جدید ادامە بدهند. حتی توان ناپلئون کە دە سال بعد از پیروزی انقلاب در فرانسە بە قدرت رسید، ریشە در این شرایط داشت.
جمهوری اسلامی نیز در تمامی سالهای بعد از پیروزی انقلاب در سال ٥٧، بر صدور انقلاب تاکید داشتە و امکان ادامە نظام خود را عمدتا در تکثیر مدل آن در منطقە دانستە است. برای همین صدور انقلاب جزو اولین اصول آن بودەاست. اما آیا ایدەهای انقلاب عمدتا مذهبی ایران بمانند ایدەهای انقلاب فرانسە و انقلابهای چپی امکان جهانشمول بودن را داراست؟

بە جرات می توان جواب داد کە خیر، ندارد! و ندارد بە دلایل زیر:

ـ ایدە اسلام یک ایدە جهانشمول نیست و مختص بە جوامع معینی است،

ـ ایدە اسلام دوازدە امامی کە زیرمجموعەای از اسلام، آن هم از اسلام شیعی است، دایرە جهانشمولی آن را حتی از خود اسلام بعنوان مفهومی گستردەتر بسیار کوچکتر کردەاست،

ـ ایدەهای نظام جمهوری اسلامی فراملی و فرامذهبی نیستند، بە بیانی دیگر خصلت انترناسیونالی ندارند.

ـ در بهترین حالت صدور انقلاب ایدەی مختص بە کشورهائی خواهد بود کە در آن نوع مذهب جاری در ایران در آنها حاکم است، یعنی شیعە،

ـ جمهوری اسلامی حتی در در درون ایران با معضل ملی کردن و یا همگانی کردن ایدەهای مذهبی خود بدلیل تنوع مذهبی در کشور مواجه است،

ـ پس ایدەئولوژی نظام جمهوری اسلامی تنها می تواند در سطح منطقەای برد و موقعیت احتمالی داشتەباشد

 

اما این پدیدە تاکنون مانع آن نشدەاست کە جمهوری اسلامی از ایدە صدور انقلاب دست بکشد. زیرا ایجاد کشورهای از لحاظ ایدەئولوژی و سیاسی همگون در منطقە می تواند موقعیت آن را تحکیم بخشد، درست همانگونە کە جهانشمول کردن ایدەهای انقلاب فرانسە این کار را با نظامهای بورژوا ـ دمکراتیک در جهان کرد. ایجاد محوری از نظامهای حتی محدود در سطح منطقە می تواند امنیت نظام را بیشتر تامین کند؛ اگرچە در این تلاش جمهوری اسلامی هیچ وقت تنها بر روی نیروهائی با ماهیت اسلامی تاکید نکردەاست و در این راە از تعارضات موجود جهانی میان نیروهای مختلف هم سعی کردەاست بهرە بگیرد.

البتە باید تاکید کرد کە در درون این نظام نگاە همگونی نسبت بە جهان خارج و بویژە نظام لیبرالی وجود ندارد. بخشی از نظام کە بە اصلاح طلبان و لیبرالها مشهورند (جناح تندرو نظام بیشتر دوست دارد از واژە لیبرال برای توصیف آنها بهرە بجوید)، ضمن نزدیکی بە نیروهای مذهبی در منطقە اما از منطق عدم دشمنی با لیبرالیسم حرکت می کنند و تلاش می کنند نظام خود را نە در تعارض محض با آن بلکە در تعامل با آن بناکنند. در واقع وجود دو نگاە در درون نظام در این مورد تاکنون سرچشمە تعارضات درونی بسیاری بودەاست. می توان گفت ایدەهای جهانشمول انقلاب فرانسە حتی بنوعی بخشی از نیروهای درون نظام را هم متاثرکردەاست.

باید گفت کە آیندە ایدە صدور انقلاب و چند و چونی پیشبرد آن در ایران هنوز بطور کامل مشخص نیست، اما بی گمان ایدەای خواهدبود کە تا آیندەای قابل قبول رفتار حاکمیت را تعیین خواهدکرد. لااقل تا زمانیکە روابط میان ایران و آمریکا وارد فاز دیگری شود.

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر تبریزی

عنوان مقاله: 
کدام انقلاب؟
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
انقلاب به دگرشی بنیادین در ساختار یک کشور که