کرونا گرفتم و انسانیت به سبک آلمانی را دیدم

خلاصه کرونا که هیچی، سیستم بوروکراتیک آلمان هم فدای خانم مرکل و دمکراسی غرب، اما داغ دو همسایه مادام الخمر و روان پریش هم جای دگر نشیند....
 
 
بعد از سالها دوری از وطن، رویدادهای بسیار تلخی را شاهد بودم. از زندانی شدن در کردستان عراق و توسط پَستمرگەهای جلال طالبانی شیاد به بهانه نوشتن مطلبی در " روزنامه هاولاتی " علیه خیانتها و مزدوری یک کهنه ساواک کُرد ایرانی که مشاور سیاسی طالبانی ملعون بود، و همزمان دلال رژیم جمهوری اسلامی در گفتگوی احزاب کُرد ایرانی با رژیم. 
بعدا هم شروع اتهامات احزاب برساخته و سازشکار با دولت آخوندی و کمپ نشینان باجگیر و یکی از نوکران حزب بارزانی که می گفتند: عارف شیخ احمدی یک " سلفی تندرو " است و نباید در اربیل بماند و خطری جدی است...
خلاصه مجبور شدم، علیرغم اصرار خودم، تحصیلات و دانشگاهم را در شهر سلیمانیە از دست دهم و بە شهر اربیل پناە آورم تا شاید بارزانی ها از طالبانی ها شریف تر باشند، که هرگز نبوده و نیستند....
بعدا همین دونان مجبورم کردند، که اقلیم عشاییری کُردستان عراق را برای همیشه ترک کنم و رهسپار اروپا شوم و از شرّ سران عشاییر و مزدور دولتهای ایران، ترکیه و عرب و عجم نجات یابم.
 اما بیش از همه این حوادث تلخ،  بی شک آزار دهندەتر از همه آنها، مرگ پدر و بسیاری دیگر از عزیزانم بود، کە هرگز از یادم نخواهند رفت، مگر زمانی که چشمانم را خاک قبر بپوشاند.
آری، روزها و شبها در آرزوی بازگشت به میهن و دیدن کشوری آزاد و آباد بودم و تا لحظه مرگ هم خواهم بود؛ البته که اگر این دفعه ویروس کرونای ساخته و پرداخته کمونیسم و کاپیتالیسم دست از سرم بردارد.
مشغول نوشتن رومانی بودم در مورد سرنوشت خودم که این روزها به خاطر ابتلاء به ویروس كرونا تقریبا ناتمام مانده است....
 
در تاریخ ۲۰ ماه مارس سال جاری، یکی از همسایگان بنده؛ که پیرمردی عرب و اهل دمشق سوریه بود، از طریق واتس آپ تقاضای کمک عاجل کرد.
ایشان گفتند، عارف جان به دادم برس، باور کنید که غیر از خدا و تو پسر گُلم کسی را در این دیار غربت ندارم. 
 شدیدا مریض بودند و گمان می رفت که به یک سرماخوردگی شدید مبتلا شده است. بنابراین بالفور با اورژانس تماس گرفتم و موضوع را به بهترین شیوه برایشان شرح دادم. آنها گفتند باید با دکتر خانگی تماس گیرید و او باید در مورد وضعیت این آقا تصمیم بگیرد. 
صبح روز بعد، با پزشک ایشان تلفنی صحبت کردم. پزشک بی وجدان، گفتند من کسی را حضوری نمی پذیرم و احتمالا فقط یک گریپ است و با نوشیدن نوشیدنی گرم فیصله می یابد. بعدا گفتند من برایشان کپسول آموکسی سیلین می نویسم و از طریق فاکس به داروخانه فلان می فرستم و شما هم لطف کنید بروید داروخانه و دارو را دریافت کنید. 
 
گفتم جناب دکتر، اما بدون معاینه که کار درستی نیست و حداقل از طریق گفتگوی تصویری حالات ایشان را ببینید. گفتند اصلا امکان ندارد و این روزها سرم بسیار شلوغ هست و در مطب هم کسی رو نمی بینم. در آخر صحبتهایشان گفتند تا آخر هفته اگر ایشان بهتر نشدند، دوباره با مطب تماس بگیرید یا در صورت بدتر شدن احوال پیرمرد، به بخش اورژانس اطلاع دهید. سپس گفتند لطفا به این آقا(پیرمرد عرب) بگوئید زیاد آب وچای بنوشد و تا آخر.....!!!!
 
خلاصه رفتم داروخانه و داروی همسایه را گرفتم. در سر راه کمی لیمو، کیوی و برخی مایحتاج دیگر را برای جناب همسایه گرفتم. وقتی برگشتم، خلاصه مکالمه خود با پزشک ایشان را برایشان توضیح دادم و گفتم جناب دکتر گفتند، هر هشت ساعت و بعد از غذا و به مدت هفت روز، یک قرص بخورید. آب زیاد بنوشید و اگر احساس کردید حالتان دارد بدتر می شود، دوباره با من تماس بگیرید تا چارەای دیگر بی اندیشیم. 
در نهایت از بنده سپاسگزاری کردند و به منزل مراجعت نمودم.
 
بعد از دو روز و هنگام نیمه شب، همسایە تماس گرفتند و گفتند حالم خیلی بد است و ازتون خواهش دارم به طواری (اورژانس) اطلاع دهید. با اورژانس تماس گرفتم، گفتند با دکتر ایشان تماس گیرید. گفتم الان نصف شب هست و مطب بسته است. گفتند حتی اگر ایشان کرونا هم گرفته باشند، ما که نمی توانیم بدون نامه یا معرفی پزشک ایشان را تحویل بگیریم. لطف کنید با شماره 116117 که در آلمان برای کسانی که است که مشکوک به کرونا هستند تماس بگیرید. گوشی را قطع کردم و با شماره تلفن فوق تماس گرفتم. بعد چهل دقیقه ماندن در پشت خط و واردن کردن کد پستی شهر محل اقامت و کلی انتظار، بلاخره موفق شدم با یک خانم دکتر صحبت کنم. ایشان گفتند با اورژانس تماس گیرید، گفتم تماس گرفتم ....تا آخر و دوباره تکرار سخنان بیهوده....!!! 
 
گفتند دوباره تماس بگیرید، اگر هم نیامدند، بیمارستان فلان که مخصوص بیماران کرونا است، از خانه شما حدودا هشتصد متر فاصله دارد. لطفا پیرمرد را همراه خود بیاورید، چرا که بخش اورژانس ما شدیدا درگیر هستند و نمی توانند برایتان کار بیشتری انجام دهند.!!!!!
گفتم به خدا ایشان نمی تواند راه برود، گفتند چوووووز(خداحافظ)....!!!
خلاصه پیرمرد همسایه را با کلی گرفتاری به بیمارستان رساندم و اما متاسفانه بعد از سه روز، ایشان بر اثر ویروس کرونا در بیمارستان فوت کردند. خدا رحمت کناد.!
 
بعد از مراسم خاکسپاری که تنها شخص خودم و دو تن از دوستانم بودند و با رعایت فاصله فراوان و حضور نماینده شهرداری، به منزل مراجعت نمودم و کلی گریه کردم...
فردای آن روز و بعد از صرف صبحانه احساس کردم تب و لرز شدیدی دارم. با همکارانم تماس گرفتم و گفتم قدری مریضم و به فلان و فلان اطلاع دهید.
با پزشک خودم تماس گرفتم و همان شرایط و مراحلی که برای مرحوم همسایه پیش آمد، دقیقا برای خودم و کاملا متشابه تکرار گشتند.
فقط به جای آموکسی سیلین، قرص  آزیترومایسین برای بنده تجویز شد. بعد از چند روز و دوبار فرستادن چند ایمیل به پزشک و کلی تماس با اورژانس، موفق شدم که آنها را قانع کنم که حداقل یک تست کرونا از بنده بگیرند. تازه کسی هم به منزل نیامد و بنده با دستکش و ماسک به یک کلینیک ویژه تست کرونا مراجعه نمودم.
 
 روز پنج شنبه به تاریخ 02.04.2020 تست گرفتند، و روز دوشنبه این هفته، ابتدا از طریق تلفن و روز بعد هم بصورت کتبی، پاسخ مثبت بودن تست کرونای خودم را دریافت کردم.
حقیقتا فقط دارم با نوشیدن برخی نوشیدنیها مقاومت می کنم و بعدش تنها توکل بر خدا.
 
حس بویایی و چشایی را کاملا از دست دادەام و هیچ اشتهایی هم ندارم. درد شدید در اعضای حیاتی بدن مانند قلب و کلیه از دیروز شروع شده و مزید بر تنگی نفس هم؛ دو همسایه روان پریش و عوضی آلمانی به دروغ به پلیس اطلاع دادند که ایشان از منزل خارج شده و قرنطینه را مراعات نمی کند و آزار و اذیت روحی هم مزید بر نعمت کرونا....
گفتم به اون سه خدایی که می پرستید، دروغ می گویند، من همین امروز و از طریق دولت آلمان اطلاع یافتم که باید تا تاریخ هفدهم این ماه در منزل بمانم و دو ساعت هم بیشتر از دریافت نامه نگذشته است، پس چطوری چنین چیزی ممکن است؟!
خلاصه کرونا که هیچی، سیستم بوروکراتیک آلمان هم فدای خانم مرکل و دمکراسی غرب، اما داغ دو همسایه مادام الخمر و روان پریش هم جای دگر نشیند.
به دو پلیسی که درب منزل آمده بودند، گفتم خواهشا دست از سرم بردارید و بگذارید غیر از درد و گرفتاری کرونا از لحاظ روحی هم ضربه بیشتری متحمل نشوم....خلاصه امروز که این وضعیت را می نویسم، خوشبختانه نه از پلیس خبری است و نه از انسانیت همسایه آلمانی!!!
بلاخره بیمارستان مخصوص کرونا در شهر محل اقامت نیز گفتند: که شما هنوز جوان هستید و در ضمن دارویی هم برای این ویروس نیست، پس در منزل بمانید، مطمئنا بهتر از شرایط بیمارستانی است، اگر هم دیدید نفستان دارد قطع می شود با ما تماس بگیرید...!!!!
 
حال از دید مسلمانان سُنی اهل حدیث عیار بیست و چهار، بنده اگر بمیرم " شهید " محسوب می شوم ، چون طبق حدیث با نوعی طاعون مرده ام....!!!!
از دید دولت خبیث آخوندی یک ضد انقلاب تکفیری و شاید هم طرفدار سازمان مجاهدین خلق به درک واصل می شود....!!!!
از دیدگاه رهبران احزب سازشکار و بازرگان و اهل گفتگوی مخفی و آشکار با رژیم آخوندی در کُردستان ایران، آنها از مرگ یک منتقد و مخالف سیاستها و بازرگانی عشاییری برای همیشه خلاص می شوند....!!!!
در نزد شیعیان رافضی هم یک فرد باطنی مرده و جزو مسلمانان و مریدان مهدی در آخر الزمان محسوب نمی شود....!!!!
 
 
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان گرامی گرداننده تارنمای ایران گلوبال، از هنگام پیدایش پدیده یک سطری
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای لاچین یا لاروس یا لاکوبا یا لاکره یا لاویتنام یا لاکمونیست یا لامارکس یا لالنین یا لاچه گوارا

عنوان مقاله: 
کشف داروی کرونا بوسیله سوپ های روسی با فلفل و ودکا!!!!!
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ســـالام دوســـلار...آقای سیتاره قیرمیزی...
مهلک تر از ویروس کرونا , خطرناک تر از ویروس کرونا ,
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست بزرگواری که مسئول کامنت ها هستید، شما می گوئید: (..... به خاطر لینک طویل در انتهای کامنت نظم صفحه به هم خورده!
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چگونگی تقویت سیستم ایمنی در برابر ویروس کرونا
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
روشن نیست دوست بزرگواری که مسئول کامنت هاست چرا بخشی از کامنت مرا که درباره درمان سرفه خشک بود پاک کرده است؟
٭٭٭٭٭ لطفا توضیح مسئول کامنت را در ادامه نظر مطالعه فرمائید٭٭٭٭٭٭
تصویر تبریزی

عنوان مقاله: 
درمان سرفه خشک با سوپ های روسی
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
گفته می شود که خوردن برخی از سوپ ها به ویژه سوپ های روسی برای درمان سرفه خشک

عنوان مقاله: 
در کشور کره شمالی به خاطر که رفتار های کمونیستی, مریضان کرونائی زودتر شفا می یابند.
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ســـالام دوسلار...آقای سیتاره قیرمیزی....
یا شما خطرناک بودن این ویروس را نمی توانید تشخیص بدهید
تصویر عارف شیخ احمدی

عنوان مقاله: 
کرونا گرفتم و انسانیت به سبک آلمانی را دیدم
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلام و درود فراوان
از شما دوستان و سروران گرامی بسیار سپاسگزارم.

عنوان مقاله: 
کشنده تر از ویروس کرونا ,شایعات و درمان های غیر علمی و یا سنتی و یا اسلامی است.
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ســـلام دوسلار...
آقای عارف شیخ احمدی...
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقا عارف گرامی، مواظب خودت باش،هر روز زیر همین لینک از سلامتی خودت ما را بی نصیب نزار!
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بدرفتاری با خارجی ها در آلمان برای آن است که بدبختانه پندارهای زهرآگین ناسیونالیستی