نئولیبرالیسم، چپ و کرونا

اشتباە محض است کە آلترناتیو نظم جهانی کنونی را بر اساس مدلهای پیشاجهانی شدن ترسیم کنیم. آلترناتیو نئولیبرالیسم، تقویت دولتهای ملی، گسترش ناسیونالیسم و بازگشت بە جزایر کوچک و از هم جدا نیست. بلکە آلترناتیو آن ایجاد یک جهان گلوبالیزە بر اساس یک نظم دیگر جهانی است کە روح جهانی نئولیبرالیسم را بە مرحلەای دیگر ارتقاء دهد.

با پیدایش و شیوع ویروس کرونا، تعدادی از تحلیلگران و اندیشمندان، نظم کنونی جهان را کە جهانی گلوبالیزەشدە بر اساس نئولیبرالیسم است را بە چالش کشیدەاند. بە نظر آنان ویروس کرونا (از جملە شیوع آن) نتیجە نظم نئولیبرالی کە از مشخصات آن عدم توجە بە طبیعت و گسترش منطق بازار بە سیستم بهداشتی است، می باشد.

البتە تاکنون علت کرونا مشخص نشدەاست. از ایدە پیدایش این ویروس در بازاری از چین، تا ایدەهای توطئەمدارانە (تعدادی معتقدند کار آمریکا بودە برای ضربە زدن بە اقتصاد چین، و آمریکائی ها نیز اخیرا مدعی اند این ویروس در آزمایشگاههای چین تولید شدەاست) ناظر بر وجود نظرات متفاوت اند. در واقع جهان هنوز بە علت واقعی کرونا پی نبردەاست، و چگونگی پیدایش این بیماری کماکان در هالەای از ابهام باقی ماندەاست.

اما این مانع آن نمی شود کە نتوان بر اساس وضعیتی کە ویروس کرونا در جهان ایجادکردەاست، بە بازخوانی نظم کنونی جهان دست یازید. در واقع نظم کنونی جهان آنجا بیشتر می تواند بازخوانی شود کە مکانیزمهای مقابلە آن با این بیماری مورد توجە قرارگیرند. آنچە واضح است این است کە در کشورهای جهان، با نظامهای سیاسی متفاوت، تجارب گوناگونی برای مقابلە با این بیماری ارائە شدەاند. تقریبا در همە نظامها ما کم و بیش با نمونەهای موفق مقابلە با کرونا مواجهیم. در میان کشورهائی کە دولتها از قدرت مرکزی عظیم برخوردارند و دمکراسی و آزادی در آنها یافت نمی شود، کشور چین نمونە موفقی است. در میان کشورهای سرمایەداری شرق دور، کرە جنوبی نیز نمونە موفقی بە حساب می آید، و در میان کشورهای سوسیال دمکراسی، کشور نروژ می تواند مثال خوب و موفقی باشد. پس در نظم نئولیبرال جهانی بستە بە دوری و نزدیکی کشورها بە این نظم ما با نمونەهای گوناگون مقابلە با ویروس کرونا و ارائە تجارب گوناگون در این زمینە روبرو هستیم. در واقع در پهنە نظم نئولیبرالی آنچە در همە کشورها توانستە از اهمیت بمراتب مهمتری برخوردار باشد، چگونگی آمادگی کشورها، تمهیدات و برنامە مقابلە آنها با این بیماری بودەاست. اما از طرف دیگر گسترە عظیمی از کشورهای فقیر و در حال توسعە وجود دارند کە مردمانشان در میان انتخاب حفظ جان و کسب نان ماندەاند و در حقیقت نمی توانند تمرکز خود را بر روی مقابلە با این بیماری مهلک قراردهند.

در واقع می توان گفت در کشورهای موجود با نظامهای متفاوت سیاسی کە توانستەاند تجربە خوبی از مبارزە با کرونا نشان بدهند از جملە نظام بهداشتی بهتر، و آمادگی کشورها برای هزینە کردن در مقابل این بیماری از اهمیت شایانی برخورداربودەاند. پس بستە بە آمادگی کشورها، کرونا شرایط متفاوتی را ایجاد کردەاست.

اما این مانع آن نمی شود کە نتوان بە نئولیبرالیسم در مورد برنامەهای بهداشتی و اجتماعی آن انتقادات بنیادین واردنکرد. در کشورهائی کە بخش درمانی و بهداشتی در سطحی وسیع از بخش عمومی (دولتی) بە بخش خصوصی منتقل شدەاند ما با بدترین تمهیدات برای مقابلە با این بیماری روبرو هستیم. آمریکا نمونە این گونە کشورهاست. باید بە نظم نئولیبرالی آنجا کە همە چیز را تابع پول و بازار می کند پایان داد. نمی توان صرفا با منطق پول و بازار بە مبارزە علیە معضلات عموم بشری پرداخت.

از طرفی دیگر همین منتقدان نئولیبرالیسم در طرح انتقاد خود از این نظم جهانی، بە آلترناتیو بازگشت بە دولتهای ملی و تقویت نگاە ناسیونالیستی بە دولت می رسند. رجوع شرکتها و واحدهای تولیدی در کشورها بە دولتهای خود برای تخصیص منابع مالی و نجات آنها از ورشکستگی، از جملە دلایلی اند کە آنان برای توجیە بازگشت بە اقتصاد دولتی بەکارمی برند.

اما آیا آلترناتیو گلوبالیزاسیون (با یک نظم نئولیبرالیستی)، بازگشت بە منطق دولتهای ملی و ناسیونالیسم است؟

در جواب باید گفت کە بە یاری شتابیدن دولتها برای نجات اقتصاد خودبخود بە معنای نقض اصول نئولیبرالیسم نیست، چنانکە در بحران ٢٠٠٨ با سقوط بانکها این دولتها (جناح راست) بودند کە بە یاری آنها شتافتند. دولت سرمایەداری نهایتا بە منزلە مکمل نظم سرمایەداری عمل می کند و در بحران ٢٠٠٨ هم بر مبنای همان فلسفە وجودی خود وارد میدان شد. چنانکە در مطلبی نروژی از 'سایت مارکسیسم' آمدەاست: "خیلی ها تصور می کنند کە دخالت دولت در نجات بانکها خلاف اصول نئولیبرالیسم است، اما این بیشتر مطابق با عمل نئولیبرالی است کە دولت موسسات مالی را نجات دهد."١ پس در نئولیبرالیسم هم دولت می تواند در هماهنگی با اصول نئولیبرالیستی عمل کند.

از طرف دیگر بازگشت بە ایدە دولتهای ملی و کنترل تام و تمام آنها بر منابع، یک ایدە پیشاجهانی شدن است کە اساسا دیگر امکان پذیر نیست. در یک دونیای گلوبالیزشدە دیگر راهی بە عقب باقی نماندەاست و نمی توان بر اساس ایدە جزایر از هم جدا بە مدیریت جهان پرداخت.

مارکس روح اقتصاد سرمایەداری را یک روح جهانی می دانست با قدرت تخریبی بالا در درهم شکستن مرزها و محدودیتهای پیشامدرن و سنتی، یک قدرت تخریبی کە مدام تمایل بە ادامە همین منطق خود دارد. او در این مسیر تا آنجا پیش رفت کە درست بعلت وجود خصلت جهانی سرمایە ایجاد سوسیالیسم را در یک کشور امکان پذیر نداند و بنابر تسلط جهانی نظم سرمایەداری، ایجاد سوسیالیسم را بطور همزمان در تعدادی از آنها (از جملە پیشرفتەترین کشورهای سرمایەداری) میسر بداند. زیرا کە سرمایە بنابر منطق جهانی خود از توان عظیمی برای سرکوب و در نطفە خفەکردن جزیرە سوسیالیستی مجزا برخوردار است. بە بیانی دیگر مارکس امکان ایجاد سوسیالیسم با منطق ناسیونالیستی را نمی پذیرفت، امری کە لنین بعدها با طرح ایدە امپریالیسم و رشد ناموزون کشورها علیە آن طغیان کرد و در واقع روح ناسیونالیسم را بە سوسیالیسم تزریق نمود. تجربەای کە شکست خورد و نتوانست نمونە پیشرفتەتری از سرمایەداری موجود ارائە کند.

بنابراین اشتباە محض است کە آلترناتیو نظم جهانی کنونی را بر اساس مدلهای پیشاجهانی شدن ترسیم کنیم. آلترناتیو نئولیبرالیسم، تقویت دولتهای ملی، گسترش ناسیونالیسم و بازگشت بە جزایر کوچک و از هم جدا نیست. بلکە آلترناتیو آن ایجاد یک جهان گلوبالیزە بر اساس یک نظم دیگر جهانی است کە روح جهانی نئولیبرالیسم را بە مرحلەای دیگر ارتقاء دهد.

و اینکە این جهان چگونە خواهد بود، البتە ترسیم آن مشکل است؛ اما یک چیز لااقل بدیهی است و آن عدم توانائی و یا عدم امکان بشر در بازگشت بە نظم ناسیونالیستی قبل است.

شاید بتوان گفت در این نظم باید تمام آن نهادها و ارگانهای بین المللی را کە از جملە در رابطە با مسئلە بهداشت کار می کنند، تقویت کرد و کشورها با ادغام بیش از پیش خود در این نهادها چنان در یک شبکە جهانی قرار گیرند کە بتوانند بطور همگانی با معضلاتی از قبیل کرونا روبرو شوند. نظم نئولیبرالی با خصوصی کردن بهداشت مانع عظیمی بر سر راە همکاری های عموم بشریست، و دولتی کردن بهداشت هم درست بە همان اندازە مانع ایجاد یک سیستم جهانی بهداشت در مقابلە با مشکلاتی از این دست.

چپ نتوانست در بحران عمومی سرمایەداری در سال ٢٠٠٨، در مقابل نئولیبرالیسم آلترناتیو ارائەدهد و بحران کاپیتالیسم را بە نفع خود مصادرەکند. در حالیکە در جریان بحران جنگ اول و دوم جهانی بە چنین امری نائل آمد. بە نظر می رسد علت مسئلە در برخورد سنتی چپ باشد کە عمدتا از طریق دولتی کردن کە یک طرح شکست خوردە چپ سنتی است با چنین بحرانی برخورد نمودەاست. چپ در مقطع کنونی هم (بحران کرونائی) اگر صرفا با طرح دولتی کردن بە مقابلە با نظم نئولیبرال برود، دوبارە شکست خواهد خورد، زیرا آلترناتیو نئولیبرالیسم کە جلوە کنونی گلوبالیزاسیون است، ناسیونالیسم و محلی گرائی نیست. چپ باید یک طرح جهانی ارائە دهد.

 

زیرنویس:

١ـ https://translate.google.no/?hl=no&tab=wT&authuser=0#view=home&op=translate&sl=no&tl=fa&text=Men%20det%20er%20heller%20i%20tr%C3%A5d%20med%20den%20nyliberale%20praksisen%20at%20staten%20g%C3%A5r%20inn%20%C3%A5%20redder%20finansinstitusjonene

 

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: