هر‌ جای ایران سرای تو نیست
09.05.2020 - 00:18

هر جای ایران سرای تو نیست!
هادي صوفي زادە
نمیدانم این بیت شعر « همه‌ جای ایران سرای من است » كه‌ تمامیت خواهی و اشغالگری عریان در قالب شعر در ان نهفته‌ است از كیست اما همچنانكه‌ به‌ فارسی سروده‌ شده‌، عموما فارس زبانها در ادبیات روزانە خود بكار میبرند و هیچگاه‌ از زبان یك تورك، عرب، بلوچ، توركمن و یا كورد شنیدە نشدەاست چون ملتهای غیرفارس در ایران حریم و حوزە خود را میدانند و به‌ انچه‌ مال انان نیست واقفند. روح اشغالگرانە و تمامیت خواهانه‌ ایرانیان مركز بر ممالك ملتهای غیرفارس كه‌ در حاشیه‌ جغرافیایی ایران قرار دارند نه تنها در قالب شعر و یا‌ از روی عرق ملی یا علاقه‌ به ساكنانش بلكه‌ بمثابه‌ مستعمراتی است كه‌ به‌ چنگ اندخته‌اند خود را نشان میدهد. بە عبارتی دیگر مفهوم ناسیونالیسم ایرانی نە ملی است نە میهنی است بلکە استعمارگرانە است. بجهت ادعا هفتە گذشتە ٢ جوان کورد ایران در شهر مرزی شنۆ ( اشنویە ) مورد حملە جنگندەهای رژیم ترکیە قرار و جان باختند اما هیچ بازتابی در رسانەهای ایران نداشت و حساسیتی هم بدنبال نداشت. سوال اینجاست کە اگر این تهاجم و قتل شهروندان ایرای توسط همان رژیم در مناطق مرکزی ایران اتفاق می افتاد فارسها سکوت میکردند؟
برخی بر این عقیده‌اند كه‌ چون ساختاری مدیریتی ایران متمركزگرایانه‌ است مردم مناطق مرکزی ایران از ان سود میبرند و این ربطی به فارس بودن انان ندارد و در توجیه ادعای خود اغلب اعلام میدارند که بازار تهران در دست تورکهاست. در پاسخ به این ادعا میتوان گفت کە درست است درصدی از تورکها کە بە مرکز مهاجرت کردە در پروسە زمانی موقعیت اقتصادی بهتری کسب کردەاند اما دستیابی بە موقعیت بهتر بقیمت اسمیلە شدن فرزندان و نسل بعدی انان صورت پذیرفتەاست اما در واقع ساختار حکومتی و مدیریتی فارس گرایانه است تا مرکز گرایانه. برای نمونه استانهای خراسان ( سە استان خراسان شمالی، رضوی و جنوبی ) و استان کرمان بە پایتخت نسبت به استانهای کرماشان، تبریز و اهواز بسیار دورتر از مرکز قرار دارند اما چون فارس زبان هستند از استانهای رده اول کشور بلحاظ توسعە همە جانبە هستند، و تنها چون تورکمنها و کوردها در استان خراسان شمالی ساکنند مانند دیگر مناطق ملی محرومند.
رفاه غیر قابل مقایسه مرکزنشینان فارس زبان به انان فرصت داده تا جهان را درنوردند، از امکانات بخوبی استفاده و بسیار تجملاتی زندگی کنند. کیفیت زندگی مرکزنشینان در سریالهای ایرانی کەزیر نظارت حاکمیت قرار دارند و معمولا تلاش میشود از زندگی اشرافی و تجملاتی کە یاداور زندگی دورە پهلوی است جلوگیری شود دیدە میشوند. با این وجود زندگی اشرافی مرکزنشینان از دیگر ممالک جهان پیشی گرفتەاست. این سبک زندگی مرکزنشینان مدیون چپاول و غارتی است که حاکمیت برایشان فراهم اورده است و انان هر اندازە بە نظام معترض باشند بازهم از جهاتی مدیون رژیم هستند. شدت تبٰعیض و تفاوت در سبک زندگی را میتوان در سرنوشت بهروز بوچانی و کوچر بیرکار دو نخبه کورد که در مهاجرت شهرت جهانی یافتند بە نمونە اورد و یا دهها دکتر و تحصیلکردە نظیر دکتر صلاح کامرانی و یا دکتر کرماشانی کە برای زندگی شرافتمندانە در اهواز و کرماشان رفتگری میکند و یا بسیاری دیگر از فارغ التحصلان کولبری میکنند. در مقابل این شرایط سخت هزاران فارس زبان با استفادە از امتیازهای مستقیم و غیر مستقیم حكومتی كه‌ حاكمیت مركزی برایشان فراهم كرده‌ از دانشگاههای مالزی گرفته‌ تا اروپا و امریكا مشغول تحصیلند. در جریان شورش ابانماه سال گذشته‌ كه‌ رژیم ایران بسیار با خشونت رفتار كرد‌ در محافل خود بە صراحت اعلام داشته‌ بودند كه‌ در چهل سال گذشته غیر فارسها را سركوب كرده‌اند تا رفاه‌ و خوشبختی امروزە را برایشان فراهم كردە اما حال کە دولت با مشکل بودجە روبروست پا جای پای عرب و كورد و تورك نهاده‌‌ و پا به‌ اعتراض گذاشتەاند. این اشاره‌ حاكمان گویای واقعیتهای زیادیست.
واقعیت امر این است در سایە همین رژیم خودکامە و مذهبی فارسها و مرکزنشینان بە درجەای از رفاە رسیدەاند کە كارگری نمیكنند در بخش خدمات هم فعال نیستند بلکە بیشتر کارهای سخت و خدماتی در مرکز ایران را ملتهای غیرفارس انجام میدهند. عموم كارگران كوره‌های اجرپزی، مزارع كشاورزی، رفتگری، ساختمانی و…. كوردها و افغانی هستند.
اخیرا برخی رسانەها از چرایی مهاجرت ایرانیان بە کانادا خبر و اغلب کانادا مورد توجە است اما در مناطق جنوبی اسپانیا بیش از ٢٣٠٠ ایرانی ساکن و بیش از دوهزار دانشجو نیز مشغول تحصیلند. هر دو گروە اقامت بدون اجازە کار دارند. گروە اول با استفادە از توان و تمکن مالی در ازای خرید خانەای به‌ ارزش ١٥٠ هزار یورو تا پانصد هزار یورو و یا بیشتر قادر بە کسب اقامت از ان کشور شدەاند. این گروە ‌ بطور میانگین ماهیانه‌ ٢٠٠٠ یورو هزینه‌ زندگیشان است کە این پول از ایران تامین میشود. این پولها چگونه‌ و از كجا تامین میشود جای سوال است و در اصل خروج ارز در این سطح وسیع بە ثبات اقتصادی و بازار ارز یک کشور اسیب می رساند. این خارج از دو هزار دانشجو نیز از ایران تامین مالی میشوند بماند از ایرانیان مقیم تركیه‌، مالزی، كانادا، امریكا، گرجستان و .. كه‌ اکثرا فارس هستند عرق ملی این گروە از ایرانیان بسیار شدید و اگرچە همە اقازادە و دزد نیستند اما مراحل ترقی این عدە از انباشت ثروت و سرمایە در مرکز بودە و بسیار طبیعی است کە این گروهها ایرانگرا باشند چون انچە ایران بە انان بخشیدە هیچ کشوری بە مردمان خود بدینگونە نمی بخشد. سوال اخر اینجاست اگر نفت و گاز عربستان، نیروی کار کوردها و تخصص تورکها نبود فارسها بە این درجە از رفاە و زندگی لاکچری دست می یافتند؟

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

هادی صوفی زادە

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما