شهر هرت یا حکومت دینی هردمبیل

من از (شهر هرت) یا همین دین دولتی حاکم با کنایه نام نبرده ام، چون این رژیم اسلامی ملائی سرمایه سالاری هیچ هویتی روشنی بنا به قانون مصوب خود ندارد و از روز پیدایش نابهنگام و سرکردگی مطلق اش بر کشور، تاکنون بنام خدا هزاران پشتک و وارو و کلک ناروا بمردم زده،

من از(شهر هرت) یا همین دین دولتی حاکم با کنایه نام نبرده ام، چون این رژیم اسلامی ملائی سرمایه سالاری هیچ هویتی روشنی بنا به قانون مصوب خود ندارد و از روز پیدایشنابهنگام و سرکردگی مطلقاش بر کشور، تاکنون بنام خدا هزاران پشتک و وارو و کلک ناروا بمردم زده، چه بسیار ماسک های ریا و چه خدعه ولایتمداری برچهره تبهکارش نپوشانده، و چه راست ها را دروغ و چه دروغ ها را راست جا نزده، چه قول های بی شرمانه و پوچی که خمینی برای تسخیر قدرت نداد، و پس از مرگ او و آمدن خامنه ای و دیگر سران فاسد هم، هیچیک حق تشکل صنفی و مستقل کارگران و آزادی های مدنی و حقوق شهروندی مردم را برنتابیده، چه سرکوب و کشتارهای خونین نکرده و توده ها را هرباره گول نزده، و هرساله به سرخرمن ها امتحان الهی حواله ندادند. آنها حاکم دریت شهر هرت اینک خود جزو اشرافند، و فرزندان شان خارج نشین و در ناز و نعمت؛ و برای بقول خمینی "کوخ نشین های مستضعف که بیاری آنها بقدرت رسید، به هیچکدام از وعده های حکومت آسمانی هرت شان که نه معتقد و متعهد! بل کلیت نظام هیولائی و درین فاصله دولت دینی خدامدار، مردم را یکدست بخواری و زاری و از جان سیری کشانده، و خود و وابستگان شان به فراخور قدرت سیاسی بلعنده ثروت کشور، و در همه عرصه ها "امل الفسادها" شده است و با تبلیغ نام و یاد پاداش و جزای آخروی، همچنان به بیدادگری ها، سرکوب ها، اعدام ها، گردنه گیری ها و چپاولگری های لازمِ سروری شان بر روی زمین تا بامروز و دریت شهر هرت و بی قانون ادامه می دهند. این رژیم هرت و پرتی همچنین برای بقای خود و با پول نان و آب مردم، سازمانگر جنگ مذهبی منطقه و جهانی ست، و مدیر مدبر مافیاها و باندهای ترور و قاچاق و غارتگری در هرگوشه ی ایران می باشد که دامنه ی آنها صدای اپوزیسیون داخلی و ترسیده ی خود از شورش کارگری ـ مردمب را هم از فرجام این بساط ضدبشری درآورده است.

 

این شهر هرت اسلامی تاکنون به حقوق شهروندی، ضرورت پاسخ به نیازها و درخواست های بحق زندگی کارگران و توده های زحمتکش و کارمزد در یک کشور سرمایه سالاری پای بند نبوده؛ حاکمیت مذهبی تکسواری ست که همچنان کاخ نشینی خود را بر کول شکسته و تکیده کارگران و زحمتکشان و کارمندان بناکرده، و تمرکزش برنامه ریزی سیستماتیک برای اقتدار بی کم و کاست سروری ملاها و مکلاها جهانی اسلامی ست، و با ساخت و پرداخت قارچ گونه طلبه سراها، کشف امامزاده ها، برپائی بیشمار مناره ها و مسجدها، تکایا، حسینه ها و...و آنهم به قیمت اینچنینی بیکاری ها، گرسنگی ها، تباهی های ارزشی اخلاقی، رواج علنی و بی شمار تن وعضوبدن فروشی ها و خانه خرابی 80% درصدی زیر خط نداری که خود این ها، بخش بزرگی ازین بیدادرسان شیعی مذهب می باشند، که تاوان باور خود را به خمینی و خامنه ای می پردازند. آنهائیکه باورمذهبی شان به آخوندیسم، حکومت را هدیه کرد، و خود ویرانی را سالیان سال با این اقتصاد دزد و دله باز کشور بجان خرید و برای اهداف سرکردگی شیعه و حزب الله و روحانیت مرتجع و حکومت پست مذهبی آنها به قتلگاه دولت دینی پرتاب شدند. پرسیدنی ست چرا! چرا این رژیم هردمبیل آسمانی دستکم تلاشی ناچیز برای بهبود زندگی مردم بجان آمده نکرده و نمی کند؟ پاسخ آن ساده است چون: اگر مردم از زنجیر بیکاری و درد گرسنگی و رنج نداری رهاشوند، آنگاه فرصت فکرکردن و شناسائی بهتر از پستی و پلیدی های گسترده و سراسری نظام خدا و ملا را خواهندیافت و پی خواهندبرد که چگونه این نظام تا همینک هزاران ترفند تازه بکاربرده تا بتواند با گسل دینی ـ عقیدتی، میان خود و خرد و تجربه اجتماعی دیوارهای بلند برافکند و مسلمان ساده دل را از عمق تبهکاری ها و فاجعه های"شهر هرت" ولی فقیه مطلق خود دورکند، و بنام حکومکت ولی الله راه تداوم و بقای این گروه را هموارکند و بیاری دسیسه ها و ترفندهای دینی همچنان، سرسپردگی و بندگی توده ای را ژرف تر کند و شگفتا سران خودکامه این شهر هرت نادان پروری کرده است.

 

اهرم یا چماق سرکردگی سران شهر هرت همگام با فرماندهان سپاه پاسداران و بسیجی های نادان و بخشی از ارتش، متکی بر تسلط مطلق آنان بر منابع سرشار معدنی، و اقتصاد نفتی بی حساب و کتاب هست که هر حاکمیت اینچنین انگل و ضدمردمی ای را بی نیاز از ابتکار و بازآفرینی و یا تکیه بر توان کارگری مردمی می کند. این انگشت شماران جاهطلب سیری ناپذیر، و باندها و مافیاهای هرکدام شان باهم منافع مشترک دارند و هموند و همراه سرمایه سالاری تجاری مرکانتالیستی ایران و شریک جهانی آنها شده اند، و بستر اقتصاد، سیاست و قانونگذاری را برای فریب مردم همچنان و یکدست اسلامی گذارده اند تا کمتر مورد سوء ظن و بازخواست چرائی ها کارگری مردمی قرارگیرند و بتوانند ساده تر ناراستی ها، ناگوارائی ها و ناهنجاری ها و نابسامانی های این شهر هرت را "مصلحت الهی" بنامند و نامیده اند تا هر جناحی از رژیم در زمان تسلط خود بر دولت بتواند خاکِ چشم بینا و چماق خرد جویا شوند و همیشه بوده اند. این شهر هرت در همه سال های گذشته، و با بلندگوهای مسجدها، امامزاده ها، دعاخانه ها، مرثیه و نوحه سراها، و کانون رسانه های فراوان مذهبی و قدر داخلی و جهانی خود توانسته، برابر روشنگری ها و افشاگری هائیکه توسط تلاش نیروهای دمکرات، مترقی، چپ و کمونیست ارائه می شده اند و بی گمان می توانستند بیدارسازان اجتماعی توده ای کارگری باشند را با قهر کور بایستد، و فریاد بیداری، آگاهی و دادخواهی ها را بارهای بار بسان 68 و 78 و دیماه 88 و آبانماه 98 خیزش های میلیونی را سرکوب و 1500 نفر را بخاک و خون کشند تا مگر جامعه کارگری توده ای و دانشجوئی خفه کند. جنون و واکنش های هیستریک این شهر هرت بی شمارند؛ و چند و چونی " شهر هرتی" اش را هم می توان با هزاران فاکت زنده، و یا در همین دوره کوتاهِ پیدایش ویروس کرونا و کوید19 با چند فاکت تازه اثباتِ حقیقی کرد.

 

اما چرا شهر هرت؟ زیرا: چهارچوب تاریخی این رژیم 41 ساله بر محوری ذهنی، فرضی، و فراعقلانی و انسانی بنا نهاده شده و اصولیتی تاریخگرا، قانونمدار، جوینده، فراایدئولوژیک و پویا نداشته و نداردو به میل چند واپسگرای خردستیز هرگونه آنها بخواهند می چرخد در مقابل هرآنچه که تاکنون کرده و چنین مردم و کشور و ثروت کلان مان نابود ساخته پاسخگو نیست و هر زبان اعتراض را از بیخ و می برد و درست از همینرو شهرت هرت بی در و پیکر و بی قانون است و به شکست ها و تجریه های فراوان که می توانستند مفید و پیشبرنده باشند، هرگز بهانداده، و دور و تسلسل پوچ و مرگبارش را بنام حکم و فرمان ازلی و ابدی الهی که بقای شان بدان وابسته می باشد، بازتولید و پابرجامی گذارند و هرگونه درخواست ناچیز شهروندان معترض و بجان آمده را اگر مبتنی بر قاونین عصرشترچرانی نباشد برنمی تابند، و پاسخی جز دستور شلاق، زندان، حدود و اعدام ندارند و نداده و هر راه چاره ای امروزی و مدنی را نمی پذیرند. این نظام قر و قاتی اسلامی و درهمریخته، یکی از بارز و نمونه ترین ساختارهای کر و کور و کشنده تاریخ معاصر هست که از تاریخ پر چالش ملت ها، جنگ ادیان و رویدادهای ناگوار عصر روشنگری و آشوبزدگی جهان و دگرگونگرائی انسانی، بسود به سازی ها و راهکارهای زندگی پیشرو و مدرن هرگز نیآموخته و نمی خواهد بیاموزد. زیرا: قوانین کهنه اسلامی دکان پرُسود آنهاست و به گواه خود باورمندان معترض و رانده شده اش از خیمه آقا، نظام دینی پرونده ای بی آبرو و فرجامی سیاه دارد. از دید دردمندان پاکباخته، فریبخوردگان ساده دل مذهبی و نابودشدگان و مخالفانش هم این بساط جز ابزار فریب، ظاهرسازی بی پرنسیب، خودکامگی مذهبی، انگل زائی بی مداوا، ریاکاری بی حد و مرز اسلامی، دروغگوئی با بزک کهکشانی، جاهجوئی میایاردی، فرقه گرائی دشمنی افکن و بیگانگی آشکار با زمانه ی ضرورت هموندی نوع انسان کار علیه بهره کشان ایرانی ـ جهانی ست که زنجیره هستی انگل شان چه در ایران و جهان بهم پیوند خورده، و منافع این حکومت ستمگر یکدست و بی کم و کاست با منافع نیروی کار و زحمت توده ها پیوسته ناسازگار بوده، مانده و خواهندماند؛ اگر جان از خیزش بیدار کارگری توده ای و روشنفکر مردمی بدربرد! چون این گروه کوچک حاکم بقا و منافع او در رودرروئی پیگیر با منافع کارگران و زحمتکشان و کارمندان و نیروهای مترقی و مردمی قرارداشته و همیشه همگام با سرمایه سالاران درنده که با هویت چنینی رژیم همسازند همراه و هموند بوده و مورد پشتیبانی آنها می باشد.

 

این "شهر هرت" نه تنها با خرد انسانمدار که خواهان فراروئی از مذهبمداری و پذیرش سکولاریسم در یک کشور رنگین اتنیک و عقیده هست، بل همچنین از عدل علی بیوقفه می گوید ولی دشمن خونی  برابریخواهان و سوسیالیسم می باشد. گفته و کارکرد شهر هرت، همیشه بیگانه با واقعیت بیرون از ذهن بوده و در ستیز سازش ناپذیرش با جویش و پویش قوانین مدرن و انسان تبار مانده است؛ و خیره سرانه تر اینکه خود و قوانین واپسگرایش را مدرن می داند و با چماق مذهبی الهی زور نظام دلبخواهی را به کول و جان همگان  بارمی کند. خود خمینی می گفت: شما روشنفکرها می خواهید ما به 1400 سال پیش برنگردیم! به ما می گوئید مرتجع هستیم. اما، اینجا مصلحت و نجات اسلام، امت و کشور خدا مطرح است که با برگشت به قوانین اسلام، ما چاره یابی درست خواهیم کرد. آری، ما مرتجع هستیم و به صدر اسلام بازخواهیم گشت! و ما درین شهر هرت ولائی اسلامی تاوان این واپسگرائی و خردستیزی انسان مدعی نمایندگی خدا بر روی زمین را با جان و مال و ویرانی کشورمان همچنان می دهیم. همین آدم که خود را رهبر مستضعف های جهان می دانست، تنها هزینه گورش و( نه خرج اشرافیت نوه و نتیجه و نبیره هایش) دو میلیارد دلار برای گرسنگان ایران هزینه برداشته است! آنهم اوئی که بمردم وعده ی آب و برق و اتوبوس و... مجانی را داد ولی بجایش 8 سال جنگ و کشتار میلیونی و تباهی اقتصاد برپاکرد، در برابر این خودسری و دروغگوئی قانونی نبوده و نیست که او و امروزی های دنباله رو او را به میز محاکمه بکشاند و پاسخگوکند! آیا این دولت دینی شهر هرت نیست؟  

 

هر انسان بی طرفی اگر زمان کوتاهی اوضاع دیروز و امروز ایران اسلامی دیده باشد او بخوبی لمس کرده و می داند که ایران یا شهر هرت اسلامی، جز یک آش شلم شوربائی نمی باشد و در دستان نابکاران واپسگرایان و تبهکاران مذهب دکان، دچار و یکدست تباه و ویران شده است. درین شهر بی نظم و هرکی به هرکی، و مشوش و درهمریخته؛ جائیکه در آن قانون و مقرراتی حکمفرما نباشد تا بتواند سره را از ناسره بشناساند و نقد و انتقاد را برتابد، بیاموزد و بیآموزاند. آخر تاکی می بایست همچنان بازگوگر این حقیقت تلخ و واقعی بود که ایران جز مال آخوندها، آخوندهاتبارها و اخوندنماها بیش نیست؛ و اسلام شان چه شیعی یا سنی مذهب جز مشوق جنگ ها، نسل کشی ها، اعدام و کشتارها، غارتگری ها، دشمنی افکنی ها و مادر تباهی ها و نابودی ها نبوده و هستند؟ بستر تباهی 41 ساله ی کشور، نابودی اقتصادی و ستیز فناتیسم با ضرورت فراروئی بسوی رنسانس در خاورمیانه از همان آغاز و با شکست انقلاب مردمی 57 رودرروشد و تاکنون ادامه دارد و ما چپ ها و کمونیست ها با هزاران زبان تلاش کردیم به این حکومت واپسگرا، فاسد و ضدبشری بگوئیم که بیائید از خر اسلام و شیطان پیاده شوید و قدری حقیقی با زندگی جامعه رنگین کمانی خود ما دستکم همسوئی کنید که نکردند و بسیارانی از ما کشتند و هیچگاه از ریا و دروغ و مردمفریبی نپرهیزیدند؛ جان و مال و شکوفائی کشور را هزینه ی دشمنی افکنی جهانی، باندبازی شیعی، و لشگرکشی های نیابتی در منطقه و جنگ افروزی بی وقفه کرده و می کنند و با همسایگان و ملت های جهان رسم مسالمت و دوستی برنتابیدند و دست از غارت حتی نان و آب زمینگیران هم برنداشته و در عوض، تا دلتان بخواهد کشف امامزاده کرده و دست بساخت آنها و مراکز بی شمار مذهبی بردند. در حالیکه شهر هرت می توانست قدری دامنه زندگی مالی و ارزشی انسان کار و زحمت و مزدبگیر و کارمند و بازنشسته ها را جدی گرفته و سهمی ناچیز از طلای سیاه و زرد و دیگر معادن سرشار کشور را نیز برای کارگران و توده ها و نیروهای کارمزد بگذارند که نگذاشتند. و حالا هم که پول کشور شده کاغذ پاره هرگز نمی توانند به دروغ های شان عمل کنند.

 

گفتارم بدرازا کشید و کوتاهش می کنم. درین شهر هرت ستیز قدرت برای انباشت هرچه بیشتر ثروت کفتارها چنان اوج گرفته که مجتبی ذوالنور می گوید: رحمانی فضلی وزیر کشور، مسئول کشتارها و به باورمن ترورهای آبانماه نبود،‌ او از دستور روحانی اطاعت کرد. مجتبی ذوالنور،‌ رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران،‌ ضمن انتقاد از مسئول دانستن وزیر کشور در کشتار اعتراض‌های سراسری آبانماه 98 گفت او جز اطاعت امر از رییس‌ جمهوری و اجرای دستور شورای عالی امنیت ملی کاری انجام نداده است. همین روحانی با غرق شدن ناوچه ارتش توسط قایق موشک انداز سپاه و کشتن 19 تن و زخمی شدن 21 برای مچل کردن و گمراهی بازماندگان قربانیان می گوید: طبق روایات شهادت در دریا اجرش 10 برابر زمینی ست! بدین ترتیب شهر هرت یقه ی خود را از چنگ دادخواهان رهاساخته و  آنان کشته و زنده را به دریافت بیشتر اجر اخروی مچل می کند. این فاجعه در شرایطی رخ داده که رژیم مدعی کشف نانومتری ویروس کوید19 از فاطله 100 متری ست و ناوچه کنارک ارتش 47 متری و سنگینی اش447 تن بوده است! آیا این دولت دینی شهر هرت و گردانندگانش هردمبیل نیستند؟ تازه هنگامی که بشنویم دو مسئول مبارزه با فسادها، مجلس ایران را به تبانی و همکاری با دستگاه های قاچاق که توسط سپاه پاسداران مدیریت می شود متهم کردند. داوود گودرزی، دبیر قرارگاه مبارزه با مفاسد اقتصادی همچنین اعلام کرده که مجلس شورای اسلامی ایران از انتشار هرگونه گزارش تحقیق و بررسی دربارۀ ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز جلوگیری می کند و بخشی ار آنها به بهانه ی تحریم ها و شرایط دشوار اقتصادی کشور هرت و پرتی حتی از نفس مبارزه با قاچاق نیز انتقاد می کنند. برای رهائی از این شهر هرت و مصیبت های بیکرانش جز با نابودی کلیت آن، چاره ای نمی تواند مفیدافتد.

بهنام چنگائی 26 اردیبهشت 1399

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: