سیاستهای ماجراجویانه حزب دمکرات کردستان ایران راه به کجا میبرد؟

واقعیت‌های تلخ صد سال گذشته در ایران حکم میکند که همبستگی میان خلقها و جنبش های سیاسی متعلق به آن‌ها برای دستیابی به حقوق برابر ملی در ایران جدی ترین و حتی تعیین کننده نقش را بازی میکند. درایت سیاسی در مبارزه با دیو ددمنش جمهوری اسلامی ایران حکم میکند که تمامی جریانات جمهوریخواه، دمکراسی طلب و طرفدار فدرالیسم در مبارزه علیه استبداد سیاسی و استعمار داخلی صفوف فشرده و بهم پیوسته ایی داشته باشند. هر سیاست ماجراجویانه به راحتی میتواند اتحاد عمل این جنبش ها را بکلی تضعیف کرده و حتی از دور تاثیرگذاری

هر روز که میگذرد، پرده های جدیدی از سیاست‌های ماجراجویانه حزب دمکرات کردستان ایران در مطبوعات این حزب هویدا میشود. در این اواخر دو حرکت از سوی این حزب در مطبوعات و مدیا به چشم میخورد؛

اولی، انتشار آفیشی است که در آن لوگوی حزب دمکرات کردستان در کنار نقشه جغرافیای سیاسی کردستان در آن درج شده است. در این نقشه آذربایجان غربی (تحت نام خلق السعاعه استان اورمیه) و لرستان جزو جغرافیای سیاسی کردستان مورد ادعای حزب دمکرات کردستان ایران آورده شده است.

دومی، گزارشی است که حزب دمکرات کردستان در گیرو دار بحران ناشی از ویروس کرونا در صفحه اینترنئی خود منتشر کرده است که در آن گزارش استانهای کردستان که «استان اورمیه» یکی از این استانهای ادعایی است منعکس شده است.

این در حالیست که حزب دمکرات کردستان ایران در ائتلافهای مختلفی با احزاب سیاسی از آذربایجان و لرستان دست‌اندرکار همکاری و مبارزه ایی متحد علیه رژیم جمهوری اسلامی ایران است.

حقیقتا سیاست کردستان خواندن استانهای آذربایجان غربی و لرستان در خدمت چه جریانی در ایران است؟

سیاست کردستان خواندن استانهای آذربایجان غربی و لرستان با توجه به تجارب خونین گذشته که از کشتاراسماعیل سیمیتکو در اورمیه آغاز می‌شود و با تظاهرات مسلحانه حزب دمکرات کردستان ایران برای ایجاد رعب و وحشت منتهی به جنگ در شهر سولدوز (نقده) ادامه مییابد، سیاستی به غایت غیرمسئولانه و ماجراجویانه است. همین سیاست ماجراجویانه حزب دمکرات کردستان ایران در آغاز انقلاب 57 بود که سولدوز (نقده) را به خشونت و درگیری مسلحانه کشاند و ضمن کشته شدن مردم بیگناه، پای نیروهای سرکوب دولتی به رهبری ملاحسنی را به آن شهر کشاند و تجربهء خونین و تلخی را بر تاریخ این شهر تحمیل کرد.

سیاست کردستان خواندن استانهای آذربایجان غربی و لرستان از آن جهت ماجراجویانه است که جبهه جدیدی برای مبارزه و تخاصم میان جنبش های سیاسی متعلق خلق های غیرفارس را ایجاد میکند و انرژی جنبش های سیاسی این خلق ها را به جای مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی به خود مصروف میدارد. در‌ واقع سیاست کردستان خواندن آذربایجان غربی و لرستان آشکارا دامن زدن به یک سیاست خشونت پرور در میان خلق های مظلوم کرد، ترک و لر در ایران است.

سیاست کردستان خواندن آذربایجان غربی و لرستان از آن جهت ماجراجویانه است که منافع رژیم جمهوری اسلامی را تأمین میکند. حزب دمکرات کردستان ایران با این سیاست عملاً این فرصت را برای رژیم جمهوری اسلامی میدهد که از این سیاست ماجراجویانهء حزب دمکرات و تضاد حاصل از آن به نفع احسن استفاده کند و در زمان مطلوب و با یک یا چند عملیات محرمانه و مسلحانه مردم این مناطق را به درگیریهای خونین اتنیکی بکشاند و سپس در قالب ناجی و برای به اصطلاح آرام کردن خشونت ها نفوذ خود را در این مناطق گسترش دهد.

سیاست کردستان خواندن آذربایجان غربی و لرستان از آن جهت سیاست هولناکی است که خلق های ترک و لر را با ادعاهای الحاق طلبانهء حزب دمکرات کردستان ایران به وحشت می انداز و حتی ممکن است برای عدم تحقق این سناریو حزب دمکرات کردستان ایران و ممانعت از خونریزی و کشتار در منطقه به صف مبارزه علیه رژیم جمهوری اسلامی ایران نپیوندند.

سیاست کردستان خواندن آذربایجان غربی و لرستان عملاً به همبستگی خلق های غیرفارس صدمه میزند و اعتماد متقابل جنبش های سیاسی متعلق به این خلق ها را در مبارزه علیه رژیم جمهوری اسلامی با زیانهای جبران ناپذیری مواجه میسازد. سیاستی که نه با واقعیت‌ها سازگار است، نه حتی اپسیلونی قابل تحقق است. این سیاست در کردستان عراق و توسط حزب دمکرات کردستان در اقلیم کردستان عراق در سیطره به کرکوک امتحان خود را پس داد و زیانهای قابل توجهی به حکومت اقلیم کردستان در عراق وارد کرد.

سیاست کردستان خواندن آذربایجان غربی و لرستان از آن جهت ماجراجویانه و حتی هولناک است که به میلیتاریزه کردن و سپس جنگ و خونریزی در این مناطق راه میبرد و عملاً امکان رشد انسانی و توسعه اقتصادی اجتماعی را از این مناطق سلب میکند.

حداقل واقعیت‌های تلخ صد سال گذشته در ایران حکم میکند که همبستگی میان خلقها و جنبش های سیاسی متعلق به آن‌ها برای دستیابی به حقوق برابر ملی در ایران جدی ترین و حتی تعیین کننده نقش را بازی میکند. درایت سیاسی در مبارزه با دیو ددمنش جمهوری اسلامی ایران حکم میکند که تمامی جریانات جمهوریخواه، دمکراسی طلب و طرفدار فدرالیسم در مبارزه علیه استبداد سیاسی و استعمار داخلی صفوف فشرده و بهم پیوسته ایی داشته باشند. هر سیاست ماجراجویانه به راحتی میتواند اتحاد عمل این جنبش ها را بکلی تضعیف کرده و حتی از دور تاثیرگذاری خارج کند. بی تردید تمامی رهبران سیاسی کرد به اهمیت اتحاد عمل جنبش های سیاسی متعلق به خلق های غیرفارس و نقش آن در چشم انداز سیاسی ایران بعد از جمهوری اسلامی نیک آگاهند. این اتحاد عمل همانقدر که پیش از تغییر رژیم و برای برکناری آن اهمیت بسزایی دارد، بعد از تغییر رژیم نیز نقشی حیاتی در تأثیر گذاری بر روند سیاسی در ایران خواهد داشت. اگر جنبش های ملی و دمکراتیک متعلق به خلق های غیرفارس نتوانند در پروسه تغییر جمهوری اسلامی و سپس تاسیس یک دولت جمهوریخواه دمکرات و فدرال به حقوق اساسی خود دست یابند، شانس بغایت مهمی را در چشم انداز سیاسی از دست خواهند داد. سیاست ماجراجویانه کردستان خواندن آذربایجان غربی و لرستان حزب دمکرات کردستان ایران این اتحاد عمل را با تعارض روبرو میکند.

این در حالیست که ما در «کنگره ملیتهای ایران فدرال» طی بیانیهء کوتاهی به این توافق رسیده ایم که طرح سیاستهای الحاق طلبانه از سوی هر جریان سیاسی که باشد تنها منافع رژیم جمهوری اسلامی را تأمین میکند. به نظر میرسد که رهبران حزب دمکرات کردستا ایران این توافق را جدی تلقی نکرده اند.

من ضمن تقبیح و محکوم کردن سیاست کردستان خواندن آذربایجان غربی و لرستان، تمامی رهبران فکری و سیاسی دور اندیش خلق کرد در کردستان ایران و بویژه رهبران حزب دمکرات کردستان ایران را، برای حفظ اتحاد عمل سیاسی، به بازنگری، تجدید نظر و تغییر این سیاست ویرانگر دعوت میکنم.

20200517

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: