استعمارگران کلاسیک و استعمارگران بدوی عصر مدرن

تلویزیون بی بی سی انگلیسی چند وقت پیش فیلم مستند در مورد هندوستان پخش کرد. در این فیلم گزارشگر با بازگویی شمه ای از دوران استعماری بریتانیا در هند تصاویری از شهرهای مختلف هندوستان نشان می داد در یکی از صحنه های فیلم گزارشگر سراغ دو نفر از نوادگان کسانی رفت که در جنگ استقلال هند شرکت مستقیم داشتند

تلویزیون بی بی سی انگلیسی چند وقت پیش فیلم مستند در مورد هندوستان پخش کرد. در این فیلم گزارشگر با بازگویی شمه ای از دوران استعماری بریتانیا در هند تصاویری از شهرهای مختلف هندوستان نشان می داد در یکی از صحنه های فیلم گزارشگر سراغ دو نفر از نوادگان کسانی رفت که در جنگ استقلال هند شرکت مستقیم داشتند. makale مقالهاو سعی داشت این دو نفر را در یک مکان تاریخی که در ان نبردی سخت بین استقلال طلبان هندی در یک طرف و بریتانیا و مزدوران هندی آنها در طرف دیگر روی داده بود؛ ملاقات کرده و نظر آنها را در مورد این حادثه بعد از گذشت دهها سال از آن در این مکان تاریخی بداند.
خلف ماهاراجا از اسلاف خود که در کنار استعمارگران بریتانیایی علیه هموطنان خود جنگیده بود با این ارگومنت دفاع می کرد؛ که بریتانیای هایی متمدن سعی در آبادی و کمک به هندوستان را داشتند؛ آنها می خواستند هندیها را متمدن کنند. ساختمانها و پلها و سیستم راه آهن بازمانده از دوران استعمار را به عنوان مثال قید می کرد یعنی همان کلمه استعمار را که معنی لغوی آن آبادانی و سازندگی است که در اصل برای غارت و تاراج بردن ثروتهای ملل ضعیف است را باور داشت ؛ مخالفان و اکثر کسانی که در جبهه مخالف برای استقلال می جنگیدند را پا برهنه و بیسواد و فاقد تمدن می نامید ( دقیقا همان ارگومنتهائی که امروزه ستون پنجم حاکمیت فارس در آزربایجان جنوبی استفاده می کنند به عنوان مثال سید جواد طباطبایی فعالان حرکت ملی آزربایجان را بیسواد و آزربایجان را در کل شمال و جنوب آن فاقد کولتور و مدنیت می داند و ادبیات آنرا دارای ظرفیت تدریس فقط دو ترم در دانشگاه میداند). در طرف دیگر خلف فرمانده آن نبرد در آن مکان تاریخی از ظلم و ستم استعمارگران انگلیسی بر توده هایی هندی سخن می گفت و از ارزش استقلال و اینکه دیگر کرامت انسان هندی دیگر زیر پایی استعمار گران نیست؛ و جانفشانیها سختیهای که اجدادشان در جنبش استقلال کشیدند را با غرور خاص تشریح می کرد.
بعد از دو جنگ جهانی و کشتار ملیونها انسان با ظاهر شدن قدرتهای جدید درصحنه جهانی؛ استعمار و استثمار هم در سطح جهان دچار تغیرات اساسی شده فرم دیگری به خود گرفته است. بعد از جنگ دوم جهانی که در اصل جنگ داخلی قدرتهای غربی بود؛ آن را به کل دنیا سرایت داده و باعث کشتار ملیونها انسان بیگناه ؛ که روح شان از کل موضوع دعوا و علل آن بی خبر بودند؛ شده و ویرانی عظیم به دنیا تحمیل نمودند و سرانجام نیز با تقسیم غنایم؛ جهان را به دو بلوک شرق با عنوان کمونیستی و بلوک غرب کاپتالستی تقسیم کردند. هر دو بلوک با توسعه سلاح کشتار جمعی اتمی با ترساندن طرف دیگر دهه ها تحت نام” جنگ سرد” کشورهای زیر نفوذ بلوک خود را حفظ بخوان غارت کردند. در این تقسیم بندی وطنمان آزربایجان خارج از اراده خود در هر دویی این بلوک حضور داشت. برخلاف” استعمار کلاسیک”؛ این بار تلفیقی از ترس و وحشت و ایدئولوژی خیلی از کشورها را حتی بعضا داوطلبانه در این بلوک بندی جای گرفته و با سرمایه ملل و مردم بدبخت و در فلاکت نگهداشته شده خود هزینه ای این بلوک بندی را می پرداختند . ملیاردها دلار ثروت و منابع نفتی آزربایجان شمالی از طرف کشور روسیه که ریاست بلوک شرق کمونیستی را به عهده داشت به غارت رفت . آزربایجان جنوبی با دادن بیست و پنج هزار کشته و دهها هزار آواره و اقتصاد شکوفایش در مقایسه با همسایگان در منطقه؛ قربانی زد و بندها و تقسیم بندی این دو بلوک شده و به مستعمره حاکمیت فارسستان در آمده اقتصادش به فلاکت افتاد و در بلوک غرب جای گرفت. در این تقسیم بندی تورکیه به عنوان عضو ناتو مستقیم در بلوک غرب شرکت داشت هنوز هم به عنوان عضو موثر در ساختار این بازوی نظامی غربی حضور دارد. رژیم پهلوی تحت عنوان” ژاندارم خلیج” برای ترساندن کشورهای تکه پاره شده عرب(از طرف اسعمارگران غربی) همانند لات محله دلخوش به” لقب ژاندارمی” با سرمایه ملل در فلاکت جغرافیای ایران مفت و مجانی به قدرتهای غربی خدمت می کرد.
شکست و متلاشی شدن بلوک شرق در دهه ای نود قرن پیش بار دیگر باعث تغییرات مهم در سطح جهان و مناسبات بین قدرتمندان و کشورهای ضعیف شد. پیشرفت و همگانی شدن بعضی تکنولوژیها؛ افقهایی جدیدی را به روی ملل ضعیف گشوده است. سال به سال درصد فقر به مرور در مقایسه قرون گذشته کم می شود فاصله طبقاتی و بی عدالتی البته هنوز هم وجوددارد ولی مناسبات قدرتها با حفظ اهداف اولیه خود در بسیار جاها حالت خشن خود را از دست داده تا اندازه هومانیستی شده است و گردش آزاد سرمایه برای خیلیها یک حداقل از استاندارد زندگی را فراهم نموده که دهه های پیش به ذهن خطور نمی کرد. بسیاری از بیماریها ریشه کن شده و مرگ میر ناشی از فقر در سطح جهان خیلی کمتر شده است.
جنبش و قیام ملل ساکن در جغرافیای ایران منجر به انقلاب و ساقط کردن حاکمیت میلتاریستی شاهنشاهی اریایی دست نشانده بلوک غرب شد. امید ملیونها انسان برای آزادی و رفاه و عدالت طولی نکشید که بر باد رفت. قشر متحجر اخوند(روحانی) با قلع و قمع رقیبان و کشتار هزاران انسان حکومت را به انحصار خود درآورد. حاکمان جدید با وجود عدم تجربه سیاستمداری در بلندپروازی و توهم دست کمی از اسلاف خود, شاه آریامهری نداشتند. عدم درک عمیق شان از سیاست و روابط بین المللی به همراه همسایه دیکتاتور و نادانتر از خودشان و با سیاستها آزمون و خطا باعث مرگ بیش از یک میلیون انسان همراه میلیونها مجروح؛ میلیاردها دلار خسارت در دو کشور ایران و عراق شدند. شبح مرگ و ویرانی و فلاکت هنوز هم از منطقه رخت نبسته است. حاکمان فارس هنوز زخمهای جنگ ویرانگر را التیام نداده با توهم و بلند پروازی خویش به فکر کشورگشای به سبک اروپای قرن هجدهم افتاده میلیاردها ثروت ملل جغرافیای ایران را در لبنان و سوریه به هدر داده و می دهند در کنار حزب بعث سوریه در قتل بیش از صد هزار مردم بیگناه سوریه سهیم بوده و جنایت می کنند. تحت نام انرژی هسته ای نیروگاهی که هزینه ساخت آن در غرب کمتر از پنج میلیارد دلار است ؛ بیش از ۱۷۰ میلیارد دلار از سرمایه ملل ایرانی را به هدر داده و اقتصاد فلاکت زده این ملل را جولانگاه اجناس بنجل چین و روسیه کرده و با حماقتهای خود باعث میلیتاریزه شدن منطقه شده و با سیاست قلدر مابانه در مقابل کشورهای کوچک منطقه؛ صدها میلیارد ثروت همسایگان عرب را روانه به جیب قدرتهای غربی می نمایند (بخوانید تاراج ثروت و منابع منطقه توسط یک به علاوه پنج).
این روزها همه جا صحبت از مذاکرات بین رژیم شیعه ای آریایی و قدرتهای غربی ؛ روسیه و چین است. قدرتهای غربی تقریبا ده سال است که تحریم بین المللی علیه رژیم آخوندی فارس حاکم در ایران وضع نموده ؛ دود اصلی این تحریمها در اصل به چشم ملل ساکن این جغرافیا می رود. اینها هر سال به طور قطره چکانی اسم چند شرکت و یا چند پاسدار را به لیست این تحریمها اضافه می کردند و طبیعتا حاکمان فارس نیز به بازی شان بدون وقفه ادامه می دادند؛ تا اینکه غربیها تابستان سال ۲۰۱۲ تصمیم گرفتند بازی را جدی کنند و بلافاصله ضربه سهمگین را به اقتصاد ایران واردآوردند؛ پول ملی ایران در کوتاه مدت بیش از هفتاد درصد از ارزش خود را از دست داد؛ بیشتر صنایع تولیدی راکت شده باعث رشد سرسام آور بیکاری و تورم و اقتصاد به کما رفت. در اینجا اخوندها به جدیت موضوع پی برده با انتخاباتی فرمایشی؛ سیاست خودرا عوض نموده در ضعیفترین شرایط و در عالم خود مثلا داشتن کارت سوریه و لبنان و غیره و در حالی که اقتصاد ایران به فلاکت افتاده و اینها با بازی با کلمات و نرمش قهرمانانه نامیدن به استقبال مذاکرات رفتند. اینجا این سوال مطرح میشود غرب با آگاهی به تاثیرات تحریم واقعی چرا تحریم اینگونه اجرا و ده سال کش داد؟ آیا مسایل فنی و تکنیکی در این تاکتیک نقش داشت و یا اینکه از اول همینگونه برنامه ریزی شده بود. رژیم فارس افکار عمومی دنیا و سیاست مداران آنرا با طرفداران نا آگاه خود یکی پنداشته شروع به هیاهوی تبلیغاتی کرده است, مدام از رییس جمهور منتخب دم می زند یعنی قبلی ها منتصب تشریف داشتند. در عکس العملی خانم وندی شرمن عضو تیم مذاکره کنند اتمی امریکا” فریب و نیرنگ را جزو د ن ا فارسها اعلام نمود”.
سایت رءیس ماضی پاسداران , دبیر فعلی مصلحت نظام به نام تابناک وسایت سپاه شیعه آریایی به نام فارس نیوز قند در دلشان آب شده و فقط لعنت به فرانسه می فرستند که نمی گذارد آمریکا اینها را” ژاندارم خلیج عرب” کند.اما از این مسئله غافل هستند که فقط اینها نیستند؛ که بلدند با ایجاد گروههای تروریستی مثل حزب الله از آن به عنوان ابزار پیشبرد اهداف سیاسی استفاده کنند. بلکه سیاستمداران عربستان بیکار ننشسته اند و یا مثل دهه۶۰ و ۷۰ میلادی پولهای باد آورده شان را فقط در قمارخانه و کاباره ها بر باد بدهند آنها نیز مدتهاست شبکه های مثل القاعده را دارند نه تنها به ایران باج نخواهند داد بلکه باج نیز خواهند گرفت نمونه انرا در هفته های پیش در مرز شرقی ایران شاهد بودیم. در تغییرات بهار عربی خیلی سریع در بحرین ؛ یمن و مصر علارغم مخالفت هم پیمان امریکایی اش ورق را به نفع خود برگردانده و حوزه نفوذش را تثبیت نمود. جالب این جاست این پاسداران شیعه در زمان جنگ اسم لشگر های خود را مزین به نام امامان و ترمینهای شیعی اسلامی می نمودند و با تحریک توده های مذهبی و نااگاه آنها را به نام اسلام و امامها روی مینها و جلوی توپ و تانک می فرستادند اکنون اسم خبرگزاریشان نه” شیعه نیوز” ؛و یا ” خیبرنیوز” ؛ “عاشورا نیوز” بلکه” فارس نیوز” است .
حاکمان فارس با سیاستهای جنگ طلبانه و ترور و خشونت فقط به همسایگان خود ضرر نمی رسانند بلکه در داخل جغرافیای ایران هستی ملل غیر فارس را با سیاستهای استعماری بدوی خود به نابودی می کشانند. با عدم سرمایه گذاری در جغرافیای آزربایجان و ممانعت و بهانه تراشی برای سرمایه گذاریهای خصوصی باعث مهاجرت خیل عظیمی از آزربایجانیها می شوند. عدم سرمایه گذاری در انفراستروکتور و غیر استاندارد بودن راهها و جاده های بین شهری هر ساله هزاران آزربایجانی جان خود را از دست می دهند. منابع زیرزمینی و معدنی آزربایجان مثل طلا و مس و غیره … را بدون ایجاد صنایع تبدیلی و اشتغالزا و شغل برای آزربایجانی به مناطق مرکزی یعنی فارسستان انتقال می دهند. محیط زیست آزربایجان را آگاهانه به نابودی می کشانند. با ممنوع کردن تدریس به زبان مادری در مدارس باعث افزایش بی سوادی شده سطح تخصص را پایین نگاه داشته آزربایجانیها را به عنوان نیروی کار ساده و ارزان روانه فارسستان می کنند. نامهای جغرافیای آزربایجان را تغییر داده و تاریخ آن را تحریف و زبان آنرا تحقیر و انسانهایش را از هویت خویش تهی می کنند. انگلستان در دنیا مستعمرات بی شماری داشته ولی مثال بارز ان هندوستان است آیا انگلیسها این کار ها را بر هندیها روا داشتند؟ نام این فرهنگ را چه باید گذاشت وقتی به اصطلاح روشنفکر ترین رئیس جمهور آن یعنی خاتمی خود را سید آریایی حساب کرده و در تصمیم گیریهای اجرایی کشور استغاره به کتاب شعر(فال حافظ)می کند و در طرف دیگر مرتجع و متوهم ترین رئیس جمهور آن یعنی احمدی نژاد در بالاترین ارگان اجرایی یک کشور برای اداره کشور یاری از یک چاه(چاه چمکران ) می طلبد. سالهاست آزربایجانیها با اعتراضات خود خواستار منصرف کردن دولت از خشکاندن عمدی دریاچه اورمیه هستند ولی آنچه دریافت می کنند: “هویت طلبان و فعالین ملی زندان و شکنجه و توده های مردم وعده وعیدهای پوچ و توخالی” است. این استعمارگران بدوی با کمال بی شرمی در مجلس شان بطور علنی صحبت از کوچاندن بخوان “دیپورتاسیون چهارده ملیون آزربایجانی” از وطن اصلی شان می کنند.
شاید دهه های آینده گزارشگری بخواهد سراغ یکی از بازماندگان امام جمعه ها و یا عمال دست نشانده استعمار گران فارس در آزربایجان رفته در مورد اعمال اسلاف آنها و علت همکاری و خیانت شان را جویا شود. مطمئنا جواب آن شباهتی زیادی به کارگزار بریتانیائی در هند خواهد داشت. جواب آنها نیز مانند مهاراجا زاده چنین خواهد بود عدم بارندگی باعث خشکی دریاچه اورمیه شد اربابان متمدن مان لطف کرده بارها دعای باران خواندند ولی بدلیل معصیت مردم بومی دعاها قبول نشد. باغها و مزارع خشک و روستا خالی از سکنه و شهرها با گرد وغبار سرطان زا و ریزگردهای بر خواسته از کویر نمک گریبان گیر شدند. بیکاری در میان مردم بیداد می کرد و با استناد به گزارش آبان ماه ۱۳۹۲ فارس نیوز و تابناک؛ اما حاکمیت فارس با ایجاد شغل ” نمک فروشی برای بومیان” در پارک ملی دریاچه اورمیه(تغییرنام دریاچه حتی قبل از خشکی کامل به پارک ملی)؛ از خدمات ارزنده به آزربایجان دفاع و تجلیل خواهند کرد

برگرفته از: 
کامنتهای جان أتان
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: