“جورج فلوید” زیر زانوی پلیس؛ این حکایت ایران ماست!

سخن امروز اینست که راه تنفس سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی جامعه ایران در حال انسداد است، ناله های این ملت تاریخی خسته از دیکتاتوری و استبداد را دریابیم.

 

 

در رسانه ها اعلام شد: در جریان دستگیری یک مظنون در شهر مینیاپولیس آمریکا، خشونت پلیس منجر به مرگ فرد تحت بازداشت شد.

روز سه‌شنبه هفته پیش، فیلمی از صحنه دستگیری شهروند امریکائی منتشر شد که نشان داد زانوی پلیس به مدت 7 دقیقه روی گردن فرد مظنون قرار داشت. مرد 40 ساله که “جورج فلوید” نام داشته، پس از انتقال به بیمارستان جان باخت.

با خواندن حکایت جان باختن دردناک شهروند امریکائی، تاریخ 41 ساله جنایات اسلامگرایان در ذهنم رژه رفتند. بیاد آوردم که بیش از سال های عمر جورج فلوید، نه تنها هفت دقیقه، بلکه بی وقفه گروهی تاریک اندیش و جنایتکار، زانو بر گلوی یک ملت گذاشته اند. جان دادن شهروند امریکائی و فریادهای بی پاسخ که نمی توانم نفس بکشم، حکایت ایران ماست!

این ایران است که بر خاک افتاده و شبکه های تروریستی- مافیائی اسلامی زانو بر گلوی آن نهاده اند! صدای ناله های ایران را هم بشنوید!

امروز ما نیازی به افشاگری در باره ماهیت حکومت اسلامی نداریم. چهل سال پیش استقرار فاشیسم را هشدار دادیم، چهل سال در باره آن گفتیم و نوشتیم. اکنون ماهیت این نظام نکبت بار نه برای باشندگان ایران، بلکه بر جهانیان آشکار است.

سخن امروز اینست که راه تنفس سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی جامعه ایران در حال انسداد است، ناله های این ملت تاریخی خسته از دیکتاتوری و استبداد را دریابیم.

جامعه در دورانی تاریخی و با کوله بار رنج و مشقت در حافظه تاریخی خود از دیکتاتوری های شاه و شیخ ایستاده است.

شرایط کشور بشدت بحرانی و انفجاری است. حکومت ناتوان از مدیریت کشور و مردم خشمگین، فاقد چشم انداز نسبت به فردای خود هستند. بی چشم اندازی سیاسی، عامل بازدارنده انسجام سیاسی – ملی و  تکوین اراده دمکراتیک در کف خیابان برای درهم شکستن رژیم اسلامی است.

حکومت در بحران ساختاری سیاسی، مذهبی، اقتصادی قرار دارد و اداره بوروکراتیک – ارتجاعی و آمرانه در ایران به بن بست کامل رسیده است. افزایش وزن قداره بندان میدانی در ملاخانه (مجلس اسلامی)، آرایش مقابله با قیام های کوچک و بزرگ فردای مردم است.

در شرایطی که رژیم به فرسودگی کامل رسیده و توان حکومت ندارد، مردم بحال خود رها شده از فقدان ستاد سیاسی برای مدیریت اقدام و تغییر توازن قوا در خیابان بی بهره می باشند. در چنین وضعیتی بیش از هر زمان دیگر فرصت از سوراخ بیرون آمدن فرصت طلبان، راه اندازی جنبش های پوپولیستی برای به انحراف بردن یک انقلاب سیاسی هدفمند سرنگون خواه لائیک دمکراتیک و سوسیال فراهم گردیده است.

حکومت اسلامی زانو بر گلوی مردم و بی خیال سرنوشت آنها و کشور، راه تنفس آنها را بشدت تنگ کرده است. تجارب دو خیزش شکست خورده دیماه 1396 و آبانماه 1398 نشان داد که پتانسیل انقلاب سوم در ایران وجود دارد و می توان این پتانسیل بالقوه را به بالفعل ارتقاء داد.

خلاء یک اراده واحد رزمنده سوسیال دمکراتیک، برنامه ای روشن برای جبهه اقدام جمهوریخواهان سرنگون خواه، برنامه سیاسی همبستگی میدانی جنبش ملی و تصویری شفاف از جمهوری در فردای ایران، مسائلی می باشند که باید در کوتاه مدت بدانها پاسخ داده شود.

جامعه جوان ایران در متن دنیای اینترنتی با جهان لائیک، سکولار و دمکراتیک آشنا شده و از آنچنان شعور و فرهنگ سیاسی برخوردار گردیده که دیگر جامه فرسوده و متعفن حکومت های دینی و موروثی را تاب نمی آورد.

شیشه عمر حکومت اسلامی، منابع نفت و گاز است و مردمان مستقر در گلوگاه نفت و گاز، بویژه مردمان جغرافیای لر که بیش از 90 درصد نفت و گاز و همچنین سرچشمه آب از زیر پای آنها به یغما برده می شود، تا هنگامی به انحصار دولت بر نفت و گاز پایان ندهند و منابع مالی رژیم را مسدد نسازند، این رژیم با اتکاء به درآمد نفت و گاز، لشکری از مزدوران و تروریست های داخلی و خارجی را آماده سرکوب حفظ می کند.

هنگامی زانوی رژیم اسلامی از گلوی ملت ایران برداشته می شود که نظام در همه زمینه ها، توسط تمام اقشار اجتماعی بچالش کشیده شود و مردم هراسی از بدتر شدن اوضاع نداشته باشند.

آنچه در امریکا اتقاق افتاد، حکایت قتل یک شهروند توسط پلیس یک بخش بوده شهروندان امریکائی بدرستی این اقدام را محکوم کردند و نشان دادند که بی قانونی را تحمل نمی کنند. آنها با تسخیر خیابان ها و در جنبش اقدام در کف خیابان، پلیس را وادار کردند تا در برابر اراده آنها در تظاهرات ها، تعظیم کند.

اما در ایران ما، زانو زدن بر گلوی ملت، یک سیاست، ایدئولوژی مدون، منش تاریخی، برنامه مافیاهای تروریستی- اسلامی بوده که کمر به نابودی ایران و جامعه ایرانی بسته اند. برای بیرون آوردن گلوی این ملت تاریخی از زیر زانوی رژیم اسلامی و هر نوع استبداد دیگر، همبستگی ملی، دوستی با جنبش اقدام در خیابان، فلج منابع مالی رژیم، تدارک قیام همگانی و وحدت کلام برای جمهوری شهروندی مبتنی بر خودمدیریتی لائیک دمکراتیک و سوسیال، ناگریز است!

اقبال اقبالی

02.06.2020

منبع: 
تریبون ایران
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر اقبال اقبالی

عنوان مقاله: 
“جورج فلوید” زیر زانوی پلیس؛ این حکایت ایران ماست!
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مبارزه علیه نژادپرستی یک جنبش همگانی ست که اقشار مختلف در آن شرکت می کنند. هدف این جنبش انسانی، شریف و تحقق آن اجتناب ناپذیر است. این واقعیت را نمی توان انکار کرد که در همین جنبش تبعیض زدائی نژادی،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اگر آن سیاهپوستانی که در آمریکا دارند بر علیه نژاد پرستی مبارزه می کنند، در ایران بودند، بلافاصله به آنها هم پان سیاه می گفتند و آنها را هم مزدورهای دویست دولاری نیجریه و سومالی غنا معرفی می کردند.