نگاهی دیگر

این جمع عملا و در بسیاری موارد با همه پرهیزاز بیان تعهد و احتمالا شروط اعزام در قبا ل برخورداری از امتیازبا تعریفی که آمد ، متظاهر و گاه در عمق باور، نظام را از بسیاری خطاهای آشگار مبری دانسته وبا همه روشنفکری حاصل از زندگی در کشورهای پیشرفته و دسترسی به منابع بیطرف « اما بی خبریا اغماض فجایع درونی »آنهم در این برهه حساس که فساد و تبانی های بیشماری برخلاف مصالح کشوردر بسیاری زمینه ها رخ داده و عریان تر شده ، چشم خود را برحقیقت و واقعیت ها بسته

نگاهی دیگر    (ضیاءمصباح )

بعد از تغییر نظام و لزوم  حضوربر گزیدگان  این ملک و ملت درنهادهای بین المللی و نمایندگی های مختلف سازمانی  به دلایل بسیار با همه هیجانات و شعار ها و اینکه عدم ارتباط با کشورها و در واقع حفظ منافع میهن مان به مصلحت  نبود ، تدریجا حسب ضرورت ها دستگاههای اداری و سیاسی ، اقدام به گزینش افرادی نمودند که قادر به انجام حد اقلی ماموریت سازمانشان درنقاط  مختلف گیتی بر اساس نیازهای تخصصی باشند که البته و پیوسته با انتخاب اصلح به دلایل مختلف همراه نمی توانست باشد  ...

  در این میان ارتباطات و آشنائی ها  نقش آفرین بود و مقدمات رانت با توجه به بالا رفتن برابری ارز خارجی که حقوق جماعت اعزام شده «البته در بیشتر موارد بعنوان کار آموز»  با ارز بایستی پرداخت میشد و نوعی امتیاز مادی و...  تدریجا بنیاد نهاده شد که  با اشکال متفاوت ادامه دارد .

 این گروه اعزامی ومتعاقب آن خانواده و فرزندانشان  با دیدن جوامع  دیگر با ادبیات رفتاری بهینه ای که ایرانیان در ابداع آن بگواه تاریخ سهم عمده ای داشتند و پیش آهنگ در این مهم .... مواجه میشدند .

فرستا دگان  اغلب از خانواده های معمولی بوده  و زمینه تحصیل فرزندانشان نیز با آموزش زبان خارجی تواما فراهم میشد و بالاجبار در محل ماموریت به مدارس ایرانی یا محلی میرفتند  و با توجه به میزان استعداد  به مدارج علمی معتبر دسترسی می یافتند که  بسیار میتوان نمونه آورد .

تعدادی از این تازه به دوران رسیدگان ،  برخورداری مالی ، ادامه تحصیل  و تغییر وضعیت  خود را  ، مدیون سیستم و دستگاه اداری اعزام کننده « با مفهومی وسیعتر رژیم جدید » دانسته  و کم و بیش بصور مختلف حتی در مواردی بدون تعمق ، مطالعه وانکارامکاناتی که از محل بودجه مملکتشان در اختیارشان قرار گرفت  و از آن مهمتر با تلقین عمدی به فرزندانشان نوعی دلبستگی و احساس دین دائمی به نظام جاهل ، فاسد ، دروغگوو دشمن پنداراز خود بروز میدهند  .

این گروه از هموطنان در شرایط فکری ،سنی و تحصیلی متفاوت و از نظر تعدادو کم و کیف  نقش اجتماعی  قابل توجهی برای اصلاح در این زمانه میتوانند داشته باشند ، همچنانکه بهیچ شمرد ه شد نشان عقلائی و منطقی نبوده و نیست .

این جمع عملا و در بسیاری موارد با همه پرهیزاز بیان تعهد و احتمالا شروط اعزام در قبا ل برخورداری از امتیازبا تعریفی که آمد ، متظاهر و گاه  در عمق باور، نظام  را از بسیاری خطاهای آشگار مبری دانسته  وبا همه روشنفکری حاصل از زندگی در کشورهای پیشرفته و دسترسی به منابع بیطرف « اما بی خبریا اغماض  فجایع درونی »آنهم در این برهه حساس که فساد  و تبانی های بیشماری برخلاف مصالح کشوردر بسیاری زمینه ها  رخ داده و عریان تر شده ،  چشم خود را برحقیقت و  واقعیت ها بسته و امثال نگارنده را که مکرر دردها را مطرح و مقصرین را هشدار میدهد متهم به سیاه نما ئی مینمایند  و باور دارند که از دیگر سوی بام در شرف افتادنیم ...

 در پاسخ این گونه نگاه و استدلال  که رندانه تعبیر میشود ، باید کفت :

 دوستان فعال اجتماعی و اغلب کارشناسان دلسوز که بدون تظاهر به دلیل داشتن شرایط احراز و با تعریفی « البته با توجه به اصل نسبیت » با اتکاء به صلاحیت های علمی و تجربی مدارجی را تا حدود مدیریتهای نسبتا کلان میانی  طی کرده و  در درون وطن روزگار می گذرانیم ....

بگواه سوابق موجود حتی در سیستم امنیتی ، به مراتب بیش از این گروه هم میهنان  محدود نگر ، ساده لوح ، سهم بر رانتی و مزین به نگاه مادی ..... در« پی افکندن انقلاب » وبتصور خود  تامین آزادی های اصولی و حق شهروندی نقش جدی و عملی داشته ایم وبه دلیل  تامین نیازهای اولیه با طرد روز مره گی و در پی تامین معاش بودن – با تقویت انگیزه های ثانویه یعنی ایده های مردمی  ، میهنی و اجتماعی با فعالیت فرهنگی- سیاسی  نقش موثری ایفاء  نموده ایم و امروزبا این دست آورد - متهم و شریک جرم شناخته میشویم ...  که بهیچوجه چنین نتیجه و محصولی  را  همه ایرانیان و صاحبنظران نیک پندار خارجی انتظار نداشتند که مقوله ای دیگر میطلبد .

ایراد به این فرزندان بی خبرو اغلب بدون مطالعه ، تجربه و احساساتی  با تصویری که آمد و اکنون نیز در ممالک پیشرفته آرام و مرفه بعد  اتمام دوران تحصیل رحل اقامت افکنده  اند  - اینستکه :  از آنچه امروز از امتیازات آن بهره میبرید که در واقع کشور محل اقامت فعلی   بیشتر و بهتر از تخصص شما برخوردار شده  ، نیست مگر صلاحیت و حق شما که مطلقا « نمک گیری » و اینگونه «وابستگی پنداری » و« ادای دین » یا جلوه های غیر اصولی در بیان و عمل ، منطقی و بنفع کشورتان نمیباشد .

باید درک و باورکنید  حمایت و شجاعت شما در پذیرفتن حقایق تلخ درون کشور و سعی در افشاء بیشتر آن تا اخذ نتیجه که رهائی ملک و ملت از این جماعت فاسد ،مغرض و بیوطن البته با  کمترین هزینه و بدون نابودی سر مایه های ملی در پی آن خواهد بود  ، در رسالت و تکلیف اجتماعی امروز همه ما ...

 افشاء حقایق و طرح گسترده خیانتها و نارسائی ها ی برآمده از نادانی از ابعاد  محتلف با همه هزینه ها ، نیست مگر نگرانی از دست رفتن تتمه اعتبار و منزلت ایران و ایرانی که  شامل حال همه هموطنان  میشودو در دیاران دیگر این افت منزلت و نگاه منفی را بهتر و بیشتر میبینید .

  مخالفت اصولی ما را میتوان در سه نکته بارزبسیار علنی   :

1)    کاهش  ارزش پول ملی که حیف است دیگر آنرا به لغت ارزنده ملی مزین ساخت .. در برابرارزهای خارجی تا حدود 3000 برابر.

 2 ) افت منزلت پاسپورت ایرانیان که از( ده ردیف )  پاسپورت برتر جهانی به ( ده پاسپورت بی اعتبار گیتی) تنزل یافت .

 3 ) فرار مغزها و میزان مهاجرت نخبگان با هزار و یک مصیبت

 فارغ از هزاران دلیل دیگر مشاهده و عنوان نمود ....

بنابراین توجه ،همراهی ، حمایت گروهها و افراد  ملی نیک اندیش پاک دست و دارای سلامت عمل و پندار درست با معیارهای برتر، با نگاه به منافع ملی و منزلت ایران و ایرانی  ، از همه مهمتر دارای تجربه و تخصص همراه با شهامت هزینه پردازی ها ، عامل اصلی تفاوت بسیار آشگار درونی ماست با شما .

چنانچه با نگاه ، بیان و معیارتان  به دلایل مادی و موقعیت فردی اراده تجدید نظرو استغفار،  از آنها مهمتر فعالیت مناسب برای فرهنگ سازی با تعریف درست  را به خود راه ندهید ....نیست مگر خود فریبی برخلاف شئون انسانی ، اخلاقی و اجتماعی - که چنین مباد ....

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: