جهانی سخت

برای غرب راە چارە همانا ادامە سیستم لیبرال ـ دمکراسی است. اگرچە این سیستم از توان برندگی اش کاستەشدەاست، اما هنوز نباختە است. و در جهان چند وجهی می توان آن را ادامە دادە و بعنوان یکی از قطبهای مطرح جهان بە ارائە آن پرداخت.
تقریبا تمامی قدرتهائی کە جهان لیبرال ـ دمکراسی در غرب، و از جملە ایالات متحدە را بە چالش می کشند، قدرتهائی هستند غیردمکراتیک با هستە سخت قدرتی کە بلامنازع سکان کشورداری را در کشورهای خود در دست دارند و سالهای طولانی با همان افراد و یا گروە الیگارشی بە هدایت سیاست داخلی و خارجی در کشورهای خود پرداختەاند.
 
دونالد ترامپ از همان اوائل بە قدرت رسیدن خود سپماتی خود را بە چنین سیستمهائی پنهان نکرد و بعنوان یک فرد پوپولیست و فاشیست، دوست دارد در کشور خود لااقل مشابە چنین سیستمهائی را برپا کند؛ و هم علت علاقە خود را در آن یافتە است کە می بیند در جهان درست کشورهائی از توان رقابتی با غرب برخوردار شدەاند کە چنین بافتی از قدرت سیاسی را بە پیش می برند. او شاید بە این نتیجە رسیدەباشد کە برای احیای قدرت غرب، غرب باید بە مدلهای غیردمکراتیک روی بیاورد تا بتواند در مقابل رقبا و دشمنانش روی پا بایستاد و پیروزی را در آیندە تضمین کند.
 
البتە ترامپ در این مسیر با موانع جدی در داخل کشور خود روبرو است. اعتراضات اخیر آمریکا نشان داد کە علاوە بر موانع قانونی، در داخل خود جامعە چنین نیست کە همیشە بحران و مشکلات سرمایەداری الزاما بە قدرت گیری جناح راست منجر شود. اما بحث بر سر این است کە تداوم بحرانها و خطر از دست دادن موقعیت نخست و یا توان رقابتی در سطح جهان می تواند بخشهای بیشتری از درون حاکمیت ها را بە مسیر راست گرائی افراطی بکشاند. در جهانی کە غیردمکراتها بیشتر پیشروی می کنند و دمکراتها بیشتر عقب نشینی، امر دمکراسی بیش از پیش تابع رقابت برای ماندگاری می شود. بە بیان دیگر راز بقاء می شود همان داروینسیم اجتماعی. دمکراسی بە تابعی از متغیر اصلی تبدیل می شود.
 
اما تصویر آنچنانکە جناحهای راست و یا راست افراطی در غرب تصویر می کنند، غم انگیز نیست. هنوز غرب قدرت اول دنیا است و در آیندە هم بعنوان یکی از قدرتهای موجود، در بطن جهان چند وجهی، باقی خواهدماند. اروپا کە در بطن جهان غرب بیشتر این حقیقت را دریافتەاست خود را برای معاملات چند وجهی در جهان چند وجهی آمادە کردەاست. در دل غرب، اروپا بیشتر بە منطق پست مدرنیستی در جهان پست مدرنیستی متعهد است، اگرچە هنوز منطق سکولاریسم در همە کشورهای جهان منطق مسلط نیست. اروپا اما می داند کە عمدە کشورهای رقیب دنیا کشورهائی هستند با لوژیک سکولاریسم (مانند کشورهای چین و روسیە)، و این قارە برای معاملە با این قدرتها آمادەاست اگرچە می داند این کشورها با مفاهیم روبنائی، از قبیل حقوق بشر، بیگانەاند. اروپا می داند کە اگر بە منطق غیردمکراتیک کشورهای رقیب تسلیم شود در واقع پیشاپیش منطق همان کشورها را در درون جوامع خود نهادینە کردەاست و این بە معنای تسلط رقیب از درون است.
 
برای غرب راە چارە همانا ادامە سیستم لیبرال ـ دمکراسی است. اگرچە این سیستم از توان برندگی اش کاستەشدەاست، اما هنوز نباختە است. و در جهان چند وجهی می توان آن را ادامە دادە و بعنوان یکی از قطبهای مطرح جهان بە ارائە آن پرداخت.
 
 
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: