علم به تنهایی قادر به حل کووید -۱۹ نیست. انسانیت باید کمک کند

محققان جامعه، زبان و فرهنگ با یکپارچگی به طرح مسایل گسترده بوجود آمده توسط پاندمی می پردازند.

علم به تنهایی قادر به حل کووید -۱۹ نیست؛ علوم انسانی باید کمک کند
آنا مگدالنا السنر و وانسا رمپتون- ترجمه: زيبا افتخاری

محققان جامعه، زبان و فرهنگ در حال تبديل شدن به بخش اساسی راه حلی هستند که به طرح مسایل گسترده ی به وجود آمده توسط پاندمی می پردازد.

در ماه های اخیر رهبران جهان ظاهرا همه منابع تکنولوژی را که در دسترس دارند برای جلوگیری از تهدید پاندمی کووید-۱۹ بسیج کرده اند. شواهد و نظریه های علمی احترام تازه ای به دست آورده اند، تصمیم گیرندگان در گوش دادن به سخنان متخصصان و پیروی از دستورات آنها بهتر شده اند.

اما این ویروس مشکلات اجتماعی را برجسته کرده که به خودی خود فراتر از علم هستند: مشکلات عمیق بهداشتی و اجتماعی، یک واکنش سیاسی ضد و نقیض وچالش های سلامت روانی که مربوط به قرنطینه خانگی است. همه اینها به موضوعات سیستمی اشاره دارد که گسترده تراز فوریت های بهداشت عمومی است. در اینجا علم هنوز هم نقشی ایفا می کند اما آن حمایت از علوم انسانی و اجتماعی است.

برای قضاوت بر اساس گزارشهای خبری، داشتن علوم انسانی"خوب است" - به ارزش سرگرم کننده موسیقی بالکنی یا کلوب کتاب آنلاین فکر کنید – اما برای کمک به حل این بحران ها اساسی نیست. اما زمانی که اثرات اقدامات بهداشت عمومی در میان جوامع، زبان ها و فرهنگ ها جریان دارد، تفکر انتقادی در مورد واکنش هایمان در مقابل سارس- کو-۲ [۱] ¬به همان اندازه مهم است که یافته های جدید علمی در مورد این ویروس. علوم انسانی می تواند در درک عمیق تری از ذهنیت های مستحکم و پویایی های اجتماعی که واکنش جامعه به بحران ها را شکل داده، سهیم باشد. و ما را تشویق کند به خود نگریسته و این سوال را از خود بپرسيم که آیا ما آن افراد منطقی هستیم که آرزویش را داریم، و آیا ما به عنوان یک جامعه به اندازه کافی مجهز هستیم که مشکلات خود را حل کنیم.

ما آفریدگان داستانها هستیم
پژوهشگری درعلوم پزشکی همواره بر این تاکید کرده است که روایت ها برای چگونگی تجربه بیماریها از اهمیت بسزایی برخوردارند. برای مثال فیلیسیتی کالارد¬[۲] استاد علوم جغرافیا، نوشته که چگونه کمبود ٬٬روایتهای مطمئن٬٬ درروزهای اولیه پاندمی کووید – ۱۹به سردرگمی در مورد اینکه علایم ٬٬خفیف٬٬ چه هستند و روال ٬٬طبیعی٬٬ بیماری چگونه می باشد، انجامید و در نهایت به تشدید درد و رنجی که بیماری بوجود می آورد، منجر شد. شرایط اجتماعی موجود، بیماریها و ناتوانیهای قبلی، احساس بی ثباتی – تمامی این عوامل بر نگرش ما نسبت به بیماری و نحوه زندگی ما در دنیا تاثیر می گذارند.
ما با طبیعت درگیریم. ما تمایل به تصور دنیایی انسانی جدا از قوانین طبیعی داریم، اما این ویروس جدید به ما یادآوری می کند که تا چه اندازه به زندگی پیرامون خود پیوند خورده ایم. همانطور که فیلسوف دیوید بناتار[۳] خاطر نشان کرده، ظهور این ویروس کرونای جدید به احتمال زیاد نتیجه رفتار ما با حیوانات غیر انسانی است. این ویروس ما را مجبور کرده که رفتارمان را تغییر داده، و احتمالا باعث افزایش اضطراب، افسردگی، و سایر واکنشهای ناشی از استرس می باشد. در اصل این نشان داده است که چگونه آنچه که ما از آن به عنوان ٬٬غیر- انسانی٬٬ یاد می کنیم از روش های غیر منتظره ای به بخش اساسی زندگی ما می تواند تبدیل شود.
ما با شیوه های قابل پیش بینی با شکست های شناختی و اخلاقی متصور در مقابل بحرانها واکنش نشان می دهیم. یک گروه در حال رشد پیشنهاد می کند، گرچه ما می خواهیم بر اساس دانش رفتار کنیم ولی این در طبیعت ماست که بطور غریزی و کوته بینانه واکنش نشان می دهیم. به عنوان مثال تصاویر بیش از ظرفیت بخش های مراقبت های ویژه ما را ترغیب می کند تا محدودیت های قرنطینه را بپذیریم، حتی اگر ما مشکل بسیار زیادی برای رفتار محتاطانه برای جلوگیری از ظهور چنین ویروسی داریم. تمایل به راه حل سریع، رقابت برای واکسن را تقویت کرده، با این حال تاریخدان علم پزشکی دیوید جونز[۴] متذکر شده – شکست ها و شروع های کاذب در تلاشهای گذشته برای مقابله با پاندمی ها موضوع های تکراری بوده اند. حتی اگر واکسنی در دسترس باشد، نابرابری های قابل توجه در پیامدهای بهداشتی بین طبقه اجتماعی، نژاد و جنس را از بین نمی برد.

ما مشکل کنار آمدن با عدم اطمینان و بغرنجی را داریم. در ماه های اخیر، سیاست گذاران با تلاش گسترده ای دانشمندان را برای پیش بینی میزان عفونت، میزان تولید دوباره، و دیگر داده های اپیدمیولوژیک تحت فشار گذاشتند تا عدم اطمینان را به حداقل برسانند. اما همانطور که لارا کیوک¬[۵] مورخ و فیلسوف متذکر شد، هر تصمیم سیاسی که در یک سیستم چند بعدی اتخاذ می شود، تحت تاثیر عدم اطمینان از دانش زیست پزشکی[۶]، معیارهای قانون گذاری، و حتی وجود خود ما است. تصمیم برای تحت قرنطینه قرار دادن یک کشور پیامدهایی برای اقشار اجتماعی، خشونت های خانگی، زندگی عاطفی کودکان و هزاران نگرانی های دیگر به همراه دارد. در نظر گرفتن همه این عوامل، تصمیم گیری را ساده تر نمی کند، اما لازم است.

با دادن ابزارهایی به ما برای رمزگشایی مشکلات پیچیده اجتماعی – تا آنها را از نظر تاریخی متمایز کرده و منتقدانه تجزیه و تحلیل کنیم – علوم انسانی می تواند به عنوان یک پادزهر برای اتکای بیش از حد یا بی اعتمادی به ٬٬علم٬٬ نقش ایفا کند. آنها ما را تشویق می کنند که به عمق چیزهایی که به ما گفته می شود بنگریم. برای مثال اثر تاریخدان لوکاس اینگلمن[۷] نشان می دهد که چگونه تجزیه و تحلیل های تجسمی از تصاویری که نمایشگر تظاهرات فیزیکی بیماری است می تواند به ما یادآوری کند که در پس آمار مرگ و میر فقط اعداد نیستند بلکه انسانهایی هستند که جان خود را از دست داده اند. نوشته نویسنده لسلی جمیسون[۸] یادآوری این نکته است که هیچ تجربه واحدی از بیماری، قرنطینه و کار از راه دور وجود ندارد.
رمزگشایی متن می تواند دینامیک اساسی پیام های بحران ها را آشکار کند. برای مثال این پاندمی به عنوان یک ٬٬جنگ٬٬ توصیف شده است، به معنای نبرد در مقابل یک دشمن و دعوت به اعمال انحصارگرانه می کند که به یک فرد خارجی برچسب ٬٬دیگری٬٬ میزند. اما این استعاره همچنین حاکی از احتمال ٬٬پیروزی٬٬ نیز می باشد، و تصویری از کارکنان مراقبت های بهداشتی به عنوان ٬٬قهرمانان از خود گذشته٬٬ ارایه می دهد که عملی انجام میدهند که فقط کارتنها و انجام وظیفه نیست. همچنان که متخصص اخلاق زیستی[۹] فقید دانیل کالاهان[۱۰] توصیف کرده، این زبان تکرار تئوری های پزشکی ٬٬جنگ علیه پیری و مرگ٬٬ می باشد، و ما را متمایل می کند به اینکه پیشرفت پزشکی را با زندگی های نجات یافته یا طول عمر بیشتر بسنجیم و نه با توانایی ما برای درمان افراد در حال مرگ.

با دادن ابزارهایی به ما برای رمزگشایی مشکلات پیچیده اجتماعی – تا آنها را از نظر تاریخی متمایز کرده و منتقدانه تجزیه و تحلیل کنیم –علوم انسانی می تواند به عنوان یک پادزهر برای اتکای بیش از حد یا بی اعتمادی به ٬٬علم٬٬ نقش ایفا کند.

علوم انسانی ممکن است که ما را انسان تر یا همدل تر نکند، اما با یادآوری مداوم نظرات دیگران به ما، اينها خود سرمایه گذاری هستند در آینده دمکراسی. بنا بر گفته فیلسوف مارتا نوسبام[۱۱] تجربه کردن ضعف نفس و وابستگی نشانه انسانیت مشترک ماست و در نتیجه شروع زندگی بر مبنای اصول اخلاقی است. این ایده به نظر می رسد که جذبه زیادی در این دوران بحرانها بدست آورده. برای مثال هم کادر درمانی و هم اعضای خانواده که تحت تاثیر کووید -۱۹قرار گرفته اند اشاره می کنند که بیمارانی که در تنهایی می میرند، ٬٬تلخ ترین٬٬ جنبه ی پاندمی است. راهنمایی های سازمان بهداشت جهانی که نتوانستند مراقبتهای تسکینی را به عنوان یک سرویس اساسی بهداشتی در زمان پاندمی شامل شوند به وضوح در مورد ارزش سیاسی این شواهد صحبت می کنند. زمان آن رسیده که ما سرگذشت های بیماران و کارکنان مراقبتهای بهداشتی را به عنوان مثال هایی از اهمیت اخلاقی روابط، جدی تر بگیریم.

با در نظر گرفتن نقطه نظرات افرادی که مثل ما نیستند ، شروع به قدردانی از اهمیت کار جسمی و روحی می کنیم که به ما امکان داده که با هم در یک جامعه مشترک زندگی کنیم. برای مثال کار مراقبت های بهداشتی دوباره به عنوان یک خدمت ضروری شناخته شده، اما کاری که برای آن مزایا، حقوق (مدنی) و پشتیبانی چندانی دریافت نمی کنند. از داروسازان گرفته تا مددکاران اجتماعی، خیلی از مشاغلی که به عنوان ضروری توصیف شده اند توسط زنان ، خصوصا زنان غیر سفیدپوست، بیش از هر کس دیگر انجام می شوند. در همین زمان، زنان به صورت تصاعدی مشاغل خود را بخاطر پیامدهای این پاندمی از دست داده اند و این وضع به همین منوال ادامه خواهد داشت. این نابرابری پایدار جنسیتی جدید نیست، البته به بیان دقیق تر فقط یکی دیگر از موارد دینامیک اجتماعی تثبیت شده است، که این پاندمی آن را در مرکز توجه قرار داده است.

همانطور که دیوید جونز[۱۲] این مطلب را مطرح کرده، با اعمال فشار بر جوامع، اپیدمی ها ٬٬ساختارهای پنهان را آشکار می کنند که در غیر این صورت ممکن بود که مشخص نباشند٬٬، و علوم انسانی برای تکمیل نتیجه گیری از تجزیه و تحلیل اجتماعی و فرهنگی مهم است. آنها صرفا برای تغییر مرکز توجه از اخبار افسرده کننده روزانه نیستند؛ آنها تنظیم کننده جذبه ما به میزان مرگ و میر و بازسازی اقتصادی از طریق وادار کردن ما به در نظر گرفتن نیروهای فرهنگی که روند پاندمی را شکل میدهند – و با یادآوری اینکه به عنوان یک جامعه چه چیزی برای ما با ارزش است.
اساسا از آنجایی که مردم از روایت های رقابتی که بحران چیست و چگونه می توان آن را حل کرد، اشباع شده اند، علوم انسانی به ما این امکان را می دهد که در مقابل کسانی که ادعای اطمینان از مدلهای ساده شده بیولوژیکی و اجتماعی را دارند، مقابله کنیم. به جای آن، آنها به راههایی اشاره می کنند که شامل پرورش عادات مشترک، باورها و ارزشهایی که زندگی اجتماعی را امکان پذیر می سازد. این پاندمی به آسیب پذیری های جامعه عینیت جدید داده، ما باید این آسیب پذیری ها را جدی بگیریم اگر که میخواهیم مشکلات اساسی تر سیستم بهداشتی و ارتباطات اجتماعی را حل کنیم.

در اوایل سال جاری نویسنده فرانسوی آنی ارناکس[۱۳] در نامه سرگشاده ای به رییس جمهور امانوئل ماکرون[۱۴] نوشت: این پاندمی ما را وادار می کند که رویای ٬٬یک دنیای جدید٬٬ داشته باشیم. این بحران احتیاج به علوم انسانی دارد برای اینکه آنها نشان می دهند که رویاها از جاهای ناشناخته نمی آیند و راه های زیادی برای به تحقق پیوستن آنها وجود دارد.

* * * *
BY ANNA MAGDALENA ELSNER & VANESSA RAMPTON

06.04.2020
PUBLISHED IN UNDARK[۲۰]
آنا مگدالنا السنر[۱۵] عضو ادبیات و علوم پزشکی بنیاد ملی علوم ماری هایم – وگتلین[۱۶] در دانشگاه زوریخ در سویس است. او در حال حاضر مشغول کار در مورد تاریخ فرهنگی مرگ در فرانسه می باشد.
ونسا رمپتون[۱۷] عضو برانکو وایس[۱۸] در انستیتو بهداشت و سیاستهای اجتماعی و بخش فلسفه در دانشگاه مک گیل کانادا[۱۹] است. جدیدترین کار او ایده پیشرفت در پزشکی است.

* * * *
BY ANNA MAGDALENA ELSNER & VANESSA RAMPTON

06.04.2020
PUBLISHED IN UNDARK[۲۰]
آنا مگدالنا السنر[۱۵] عضو ادبیات و علوم پزشکی بنیاد ملی علوم ماری هایم – وگتلین[۱۶] در دانشگاه زوریخ در سویس است. او در حال حاضر مشغول کار در مورد تاریخ فرهنگی مرگ در فرانسه می باشد.
ونسا رمپتون[۱۷] عضو برانکو وایس[۱۸] در انستیتو بهداشت و سیاستهای اجتماعی و بخش فلسفه در دانشگاه مک گیل کانادا[۱۹] است. جدیدترین کار او ایده پیشرفت در پزشکی است.

توضیحات مترجم:
SARS-Cov-2 [۱]
Felicity Callard [۲]
David Benatar [۳]
David Jones[۴]
Lara Kueck [۵]
Biomedical[۶] زیست پزشکی شاخه ای از دانش پزشکی میباشد که در آن برای کارهای بالینی، درمانی، دانش زیست شناسی و دیگر دانشهای طبیعی بکار گرفته شده اند.
Lucas Engelmann[۷]
Leslie Jemison [۸]
Bioethics [۹] بررسی مسایل فلسفی و اخلاقی ناشی از پیشرفتهای پزشکی و علمی از جمله روشهای پزشکی و بیولوژیکی، تکنولوژیکی و درمان مانند پیوند ارگانها، مهندسی ژنتیکی و مراقبت از بیماران لاعلاج و در حال مرگ است
Daniel Callahan[۱۰]
Martha Nussbam[۱۱]
David Jones[۱۲]
Annie Ernaux[۱۳]
Emmanuel Macron[۱۴]
Anna Magdalena Elsner [۱۵]
Swiss National Science Foundation Marie Heim-Vogtlin[۱۶]
Venessa Rampton [۱۷]
Branco Weiss [۱۸]
McGill University[۱۹]
Undark [۲۰] یک مجله آنلاین غیر انتفاعی است که به کاوش در مسایل مشترک بین علم و جامعه میپردازد. این مجله با کمک مالی بنیاد جان اس. جیمز و جیمز ال. نایت از طریق برنامه های همکاری روزنامه نگاری در کمبریج ماساچوست، انتشار مییابد.

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: