روابط ولایت فقیه تهران با کشور ترکیه (بخش سوّم و چهارم)

● حکومتگرانِ ترکیه باید بر این پندار باشند که هیچگونه قراردادِ انرژی و اقتصادیِ آنها با حکومتِ کودتایِ تهران به رسمیّت شناخته نخواهد شد. هر گروه و یا هر کشوری که امروز به حمایت از رژیم ولایتِ فقیه تهران بر خیزد به عنوانِ دشمن درجهءِ یک دیروز، امروز، و فردایِ ایرانیان بشمار خواهند آمد ● ما میتوانیم با ناسونالیستهایِ رادیکالِ تُرکِ پیروانِ راستین اندیشهءِ کمال آتاتورک با به رسمیّت شناختن حقوق فردی و شهروندی مردمان کُرد در این کشور، همکاریِ نزدیک و همه جانبهءِ دوستانه داشته باشیم امّا...

روابط دو کشور ایران و ترکیه از 1923 تا کنون:

گذشته از دورانِ کوتاهی از زمامداری رضاشاهِ کبیر و کمال آتاتورک که به مناسبتِ مشترک بودن در ورودِ به عصر مدرنیته و تشکیل ناتسیون اشتات یا حکومتهای ملّی روابط دوستانه با احترام متقابل را داشتند، مردمانِ تُرک از گذشته تا به امروز در منطقه و جهان فقط یک رقیب دارند و آنهم ایرانیان از هر قوم و قبیلهءِ آن هستند. با خارج شدنِ قدرتِ سیاسی از دستِ ایرانیان در انقلاب اسلامی 57، بخت و اقبال بسوی تُرک تباران روی آورده است. بنا بر این مطرح بودن و برجسته شدنِ کشوری بنام ترکیّه در خاورمیانه و نزدِ کشورهای غربی با شکل گیری و استمرار حیاتِ جمهوری اسلامی رابطه ای تنگاتنگ دارد،

▬ به همین مناسبت حکومتها و مردمانِ تُرک تبار طرفدار آن نمیتوانند شاهدِ فروپاشی چنین هدیهءِ باد آوردِ الهی یعنی رژیم اسلامی و به دام افتادنِ رهبر انقلاب علی خامنه ای هم تبار خویش را از سوی جنبش دمکراتیک و سبز ایرانیان باشند. هنوز نتیجهءِ قطعی دهمین انتخاباتِ ریاست جمهوری رژیم ولایتِ فقیه قطعأ اعلام نشده بود که حکومتگرانِ ترکیه با پیام تبریک به رهبر انقلاب علی خامنه ای از کودتا استقبال و پشتیبانی کردند. در همایش چندی قبل سازمان آژانس بین المللی انرژی اتمی برای محکومیّت سیاست برنامهءِ اتمی رژیم ولایت فقیه تهران، ترکیه رأی ممتنع داد، جمهوری آذربایجان در جلسه حضور نداشت.

▬ شگفت آور هست در همین کشور ترکیه که ارتش آن تا کنون بیش از سه بار بر علیه حکومتِ اسلامگرایان و از به قدرت رسیدنِ احزاب اسلامی در سرزمین خود کودتا کرده است، همین کشوری که خود استبدادِ دینی عثمانی را هم تجربه کرده است در کنار روسیه از اهرمهای اساسی شکل گیریِ کودتای علی خامنه ای و پشتیبانِ آن در دهمین انتخاباتِ ریاست جمهوری ایران میباشد و اکنون تلاش بر آن دارد که با میانجیگری با جهان پیرامون از فروپاشی آن جلوگیری و بر استحکام آن بیفزایند.

▬ حکومتهایِ کشور ترکیّه از سیاستهای آنارشیسم و تشنج آفرینی رادیکالِ درونی و خارجی رژیم اسلامی تهران از آغاز تاکنون و درگیر شدنِ آن با جهانِ دمکراتیک و غرب که نا امنی در عرصهءِ گلوبال، لکه دار کردن هویّت و فرهنگِ ایرانی و بر باد دادنِ منافع ملّی کشور را بدنبال داشته، همچنین از سرکوب اندیشه ورزی و خلاقیّتِ ایرانیان بوسیلهءِ رژیم آخوندی بهترین بهره وری اقتصادی و سیاسی را در خاور میانه، آسیای میانه، در حوزهءِ دریای مازندران، در ناحیهءِ خلیج فارس، و بطور کلی در داد و ستد جهانِ امروز نصیب خود ساخته اند.

▬ کشور ترکیه از آغاز برپایی نظام جمهوری اسلامی در ایران به استراتژی بهره گیری دو سویه اقدام کرده است که: 1- از یک سو حکومت و فرهنگِ جبههءِ تُرک تباری مانند گذشته مشوّقِ اندیشه و سیاستهایِ رادیکال آخوندیسم به رهبری امثال آیت الله کیانوری های مارکسیست تا علی خامنه ای های حوزه ای در منظومهءِ سیاست منطقه ای و فراسوی آن بوده .

2- از سویی دیگر کشوری مانند ترکیه با خود شیرینی نزد کشورهای صنعتی غرب و جهانِ دمکراتیک پرچم بنیادگذاری و مبلغ اسلام اروپایی و دمکراتیک را بخود نسبت میدهد تا گذشته از کسب هویّتی کذاب، امتیازاتِ چندگانهءِ اقتصادی و سیاسی را هم از سویِ این کشورها نصیب خود سازد.

▬ فاصله گرفتن کشور ترکیه از جهانِ اسلام و خاورمیانه و پذیرفته نشدنِ آن در اتحادیّهءِ اروپا امروز باعث شده است که حکومتگرانِ این کشور را به قبولِ یک واقعیّتِ تلخ وادار کند که کشور ترکیه دیگر نه در غرب جا و نام نیک دارد و نه در شرق و خاورمیانه. موازی با آن در ایران یک جنبش دمکراتیک و سبزی حرکتِ خود را آغاز کرده است که تا فروپاشیِ پایه های رژیم اسلامیِ تهران از پای نخواهد نشست. در چنین شرایطی حکومت دچار بحرانِ ترکیه با پشتیبانی از رژیم ولایتِ فقیهِ تهران میکوشد که با یک تیر چندین هدف را نشانه قرار دهند:

یکم- باز گرداندنِ نقش و جایگاهِ از دست رفتهءِ خود و کسب هویّتِ جدیدِ اسلامی با مأموریتهای دیکته شده از سوی بلوک غرب در جهان اسلام و هر جا که لازم باشد، دوّم- جلوگیری از فروپاشی و برزمین افتادنِ نظام جمهوری اسلامی تا همچنان کشور ایران، این رقیب دیرینه و امروز خود را همچنان در عقب ماندگی و فرهنگِ چاهِ جمکرانیِ فضل الله نوری ها و علی خامنه ای ها نگهدارد تا مانند گذشته منافع ملّی تُرک تباری و زمینهءِ هژمونی آنرا در خاورمیانه تأمین و میّسر کنند.

سوّم- با مطرح شدن و به بحثِ سیاسی مبدل شدهءِ فراگیر برنامهءِ انرژی اتمی همین رژیم استبداد دینی ایران که کشور تُرکیه خواهانِ پایداری آن بوده و هست، باعثِ منزوی و بی اهمیّت شدن نام و نقش کشور ترکیه در عرصهءِ گلوبال گردید، که این مسئله مایهءِ نگرانی و تحقیر حکومتگران و جبههءِ تُرک تباری شده بود، اکنون که رژیم ولایتِ فقیه تهران در انزوا و مرحلهءِ متلاشی شدن را طی میکند برای کشور ترکیه فرصتِ مناسبی هست که نظام جمهوری اسلامی نیمه جان را به زیردستِ خود در بیاورد که از چندی پیش موفق به این امر شده است. حکومت فعلی ترکیه برای دست یابی به این اهداف با دشمن ایدئولوژیک ولایت فقیه یعنی کشور اسرائیل دشمنی را آغاز کرد و با دوستان نظام جمهوری اسلامی مانند سوریه و ارمنستان دشمنان تاریخی ملّتِ تُرک دستِ دوستی دراز کرده است،

▬ از همه مهمتر کشور ترکیهءِ مسلمانِ سنّی، مشترک بودنِ ترکیه با اعراب در رقابت منطقه ای و فرا منطقه ای با ایرانیان در همهءِ زمینه ها، در تئوری سکولار بودن سیستم این کشور، تبلیغ و گسترش دین اسلام با سیاست مسجد سازی مبالغه آمیز تُرک تباران در کشورهای اروپایی، باعث خواهد شد که پیشتازی ترکیه در جهان اسلام مورد قبول بیشتری واقع شود، گرچه انقلاب 57 و رژیم اسلامی برخاسته از آن عامل اصلی زنده کردن و مطرح شدن دین اسلام در جهان بوده است. امّا چه کسی هست که نداند این دشمنی ها و دوستی های امروز ترکیه فقط تاکتیک زودگذر و ناپایدار خواهد بود. در اجلاس تغییرات آب و هوا در شهر کپنهاک شیمون پرز رئیس جمهور کشور اسرائیل با عبدالله گُل همتای تُرک خود نشست دوستانه داشتند و قرار بر این هست که بزودی وزیر امور خارجهءِ ترکیه برای بهبودی روابط دو کشور به کشور اسرائیل سفر کند، ترکیه از لحاظ اقتصادی و نظامی نمیتواند از کشور اسرائیل چشم پوشی کند.

▬ سیّد علی خامنه ای حتّی مانند گذشتگانِ صفویّانِ تُرک تبار خود که در مقابل عثمانیان ایستادند و تا آخرین سنگر تسلیم نشدند، بدونِ بکارگیری راهکارها و سیاستِ ورزیِ شفافِ متکی به خردگرایی بنا بر اساس ضرورتهای روابط بین المللی سرزمین و ملّتِ ایران و بدونِ هیچگونه مقاومتی سرزمین ایران را دو دستی به کشور تُرکیه عثمانی و تُرک تباران دیگر تقدیم کرده است. امروز تسخیر یک کشور مانند گذشته در کنترل خود در آوردنِ سرزمین و کوه و جنگل بوسیلهءِ لشکرکشی نظامی نیست، بلکه نفوذ در هرم سیاست گذاری کلان کشوری و تسخیر بازار اقتصاد و مصرف و کنترل منابع انرژی آن میباشد.

● نقش ترکیه در انتقال مواد نفت و گاز آسیای میانه و قفقاز:

بعد از فروپاشی اتحّاد جماهیر شوروی مسئلهءِ استخراج و انتقال مواد نفتی، گاز، و انرژی، آسیای میانه، کشورهای ساحلی دریایِ مازندران و ناحیهءِ قفقاز به رقابتِ جدی بین سه قدرت جدید روسیّه، ایالاتِ متحدهءِ آمریکا، و جمهوری خلق چین دامن زد. گرچه حکومت و شرکتهای بزرگ انرژی نفت و گاز ایالاتِ متحدهِ آمریکا بارها اعلام کردند که مناسبترین مسیر ترانسپورت مواد انرژی این مناطق از طریق ایران و خلیج فارس میباشد و از سال 1993 تا 1997 هم منتظر اصلاحات در نظام اسلامی بوسیلهءِ محمّد خاتمی ماندند،

▬ ولی حکومتِ تُرکیه با دامن زدن و برجسته کردنِ اختلافات بین ایران و غرب بویژه آمریکا باعث شد که درصد بالای مواد نفتی و گاز این نواحی با طولانی کردن شاید هزار کیلومتر از مسافت مسیر این لوله ها از کشور ترکیه بگذرد تا به دریای میانه برسد و از آنجا به اروپا و آمریکا انتقال داده شوند و مابقی هم از روسیّه و کشورهای کنفدراسیون آن به دریای سیاه و از آنجا به دریای مدیترانه و در نهایت به بنادر رتردام هلند خاتمه یابند.

▬ از سالهای 1990 میلادی ترکیه سیاست گسترش دین اسلام و پان ترکیسم را در میان کشورها و مردمان تُرک نژاد آسیای میانه و جنوب قفقاز را در پیش گرفت و در جایگاه دست کش آمریکا در این مناطق زمینه را مناسب دید که طرح کشیدنِ لوله های موادِ نفتی را از باکو به دریای میانه و از آنجا به اروپا و یا از تنگهء بسفور به بازار جهانی را با اصرار به آمریکا پیشنهاد کند و سیاستمداران این کشور را وادار به قبول این طرح کنند.

▬ برای نمونه خط لولهءِ "باکو- تفلیس- جیحان" Baku-Tiflis-Ceyhan-Pipeline (BTC) اين خط لوله که نفت صادراتی حوزه دريای خزر را به سواحل دريای مديترانه انتقال می دهد و بيش از 1700 کيلومتر طول دارد از باکو در جمهوری آذربايجان آغاز می شود و پس از عبور از خاک گرجستان و ترکيه به بندر جيحان در ساحل دريای مديترانه ختم می شود. خط لولهءِ گاز قفقاز جنوبی (SCP) گاز باکو را به ارزروم ترکیه انتقال میدهد که موازی با همین خط لولهءِ مواد نفتی خام، باکو- تفلیس- جیحان کشیده شده است.

▬ اگر بپذیریم که کشور ارمنستان به مناسبت داشتن اختلافات با جمهوری آذربایجان از گذشتن این خط لولهءِ از جغرافیای سیاسی خود خودداری کرده است، ولی چرا این خط لوله از مناسب ترین و ارزانترین مسیر یعنی سرزمین آذربایجان ایران نگذشته است تا خط لولهءِ باکو – تبریز – جیجان، نامگذاری شود و مردم آذربایجان ایران از بهره گیری از ترانزیت این لوله به بهبودی سطح زیستی خود کمکی بگیرند. در بسیار موارد دیده شده است که کشورهایی که سهم پولی ترانزیت دریافت میکنند چیزی کمتر از مبلغ دریافتی از خودِ کشورهای صادر کنندهءِ مواد نفتی و گاز نیست. خود ترکیه و روسیه از این نمونه کشورهای دریافت کنندهءِ سهم ترانزیت ترانسپورت مواد نفتی و گاز کشورهای آسیای میانه و قفقاز از سرزمینهای خود به کشورهای مصرف کننده هستند،

▬ بنا بر این کشور ترکیه آگاهانه و هدفمند نخواسته و نگذاشته است که این خط لوله از سرزمین آذربایجان ایران بگذرد که شاید چند دلاری نصیب مردمانِ آذری ایران شود !!!. حال ما طرفداری سرسخت دیروز و امروز بخشی از تُرکهای آذری ساکن ایران را به پشتیبانی از سیاست پان ترکیسم احزاب و حکومتهای ترکیه به حساب چه بگذاریم ؟.

▬ 1997 میلادی قرارداد خرید و ترانسپورت گاز مازادِ ایران به ترکیه بین دو کشور امضاءِ رسمی شد. علیرغم نیار مبرم کشور ترکیه به گاز با قیمتِ مناسبِ ایران برای مصرف داخلی، این قرارداد را به مناسبتِ روابطِ دوستیِ ایران و سوریه و وجودِ اختلافات بین ایران و آمریکا و کینه توزیِ بیت رهبری علی خامنه ای با کشور اسرائیل، از همه مهمتر برای دامن زدن به سیاست پان ترکیسم کشور ترکیه در قفقاز و آسیای میانه یکطرفه از سوی کشور ترکیه باطل اعلام گردید. در راستای همین سیاستها 2003 میلادی نخست وزیر آن زمان و امروز کشور ترکیّه آقای "رجب طیب اردوغان" سفر حکومتی و از قبل بین دو کشور برنامه ریزی شدهءِ خود به تهران را رسمأ به نشانهءِ اعتراض لغو کرد.

▬ با وجود سابقهءِ تاریخی بحرانی و خشونت آمیز بین کشور روسیه و مردمان تُرک، بویژه با وجود مشکل اساسی بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان به مناست بلندیهای قره باغ و حضور ارتش روسیه در منطقه به پشتیبانی از ارمنستان، کشور ترکیه در مقابل ایران، گاز مورد نیاز خود را از کشور روسیه دشمن تاریخی خود صادر کرد. با همکاری شرکت "گاز پروم" روسیه و کنسرن گاز ترکیه "بوتاس" و یک شرکت ایتالیایی این خط لولهءِ گازی 1226 کیلومتری از غرب سیبری به ساحل دریای سیاه و با گذاشتن 392 کیلومتر از آن در کف دریا به شهر سامسون ترکیه کشیده شده است. این خط لوله با خضور پوتین از روسیه، بولوسکنی از ایتالیا و آقای رجب طیب اردوغان از ترکیه افتتاح گردید .با همین چند مثال کوتاه میتوان رقابت و سیاست ورزی کینه توزانه و انتقامگیری کشور و مردمان تُرک را نسبت به ایران و ساکنان آنرا به خوبی دریافت. امّا چطور شده است که همین حکومت دیروز و فعلی ترکیه با نخست وزیری شخص آقای اردوغان، امروز دوست و برادر بیت رهبری ولایت فقیه شده اند ؟.

▬ ساختن "بندر نفتی جیحان "در دریای میانه پیشنهاد و آرزوی کشور ترکیه و یک استراتژی اقتصادی و سیاسی دراز مدت کشورهای غربی هست که اکنون کنترل آنرا خود با حضور ارتش ناتو و کشورهای صنعتی با کشور اسرائیل در سرزمین ترکیه هم بر عهده دارند. در واقع «بندر جیحان» الترناتیو یا جانشین خلیج فارس هست که وابستگی کشورهای صنعتی و غرب به خلیج فارس و تنگهء هرمز را کاهش دهد و تا حد امکان بی نیاز سازد.

به بنادر نفتی "جیحان" در ساحل دریای میانه ترکیه نه فقط نفت و گاز جمهوری آذربایجان و کشورهای آسیای میانه با سواحل ناحیّهءِ دریای خزر انتقال داده میشود، بلکه نفت کشور عراق و بوِیژه ناحیهء کُرد نشین آن هم به این بندر منتقل داده میشود. بندر جیحان را بندر روتردام خاور نزدیک ارزیابی میکنند. بندر روتردام کشور هلند دومین بندر دریایی نفت جهان است.

▬ هدف کشورهای غربی و کشور ترکیه از این سیاست که بیت رهبری علی خامنه ای زمینهءِ عملی کردن آنرا فراهم کردند بر دو تاکتیک استوار هست:1- بی اهمیّت کردن خلیج فارس و تنگهء هرمز از نظر اقتصادی و سیاسی 2- اگر تنگهء هرمز از طرف ایران بسته شود و یا بی امنیّتی در خلیج فارس بوجود آید، از طریق نفت "بندر جیحان" ترکیه در دریای میانه چرخ اقتصادی غرب از کار نیفتد، از سویی دیگر نفت کشورهای ناحیهء خلیج فارس را از خاک عربستان سعودی به دریای سرخ و از آنجا به اروپا و به بازار جهانی ترانسپورت کنند. تنها از طریق همین بندر جیحان کشور ترکیه چنان ضربه ای را به منافع ملّی ایرانیان زده است که در تاریخ بیسابقه میباشد.

▬ مسیر دیگری که کشورهای صنعتی مواد انرژی آسیای میانه را ترانسپورت میکنند در شرق سرزمین ایران از جمله خط لولهءِ : Turkmenistan - Afghanistan – Pakistan –Pipeline، ترکمنستان- افغانستان- پاکستان (TAP) میباشد.

● چرا بیت رهبری از ارتیاط دوستانه و مستقیم ایرانیان با اروپا و آمریکا وحشت دارد ؟:

موضوع مواد انرژی نفت و گاز در ناحیهءِ آسیای میانه، قفقاز و دریای مازندران و رقابت ها بین روسیه، چین، و آمریکا با نقش کشور ترکیه را در سال 2006 در نوشتاری 4 قسمتی با عنوان: « نگاهی گلوبال به بحران هسته ای » انتشار دادم که ضرورت پرداختن مجدد به آن نیست و در حجم این نوشتار هم نمیگنجد،

▬ امّا لازم هست یاد آوری کنیم که: رژیم جمهوری اسلامی در اتحادیّه ها و قراردادهای اقتصادی و سیاسی و نظامی در آسیای میانه و کوچک و در جنوب قفقاز، در کنفدراسیون روسیه، فقط عضویت در سازمان هماهنگی اقتصادی إکونومیک کئوپراسیون، اورگانیزاسیون" إکو " ECO دارد. این سازمان یک منطقهء آزاد بازرگانی است که کشورهای افغانستان، آذربایجان، قزاقستان، قیرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان، پاکستان، ترکیه، و ایران را در بر میگیرد. با مرزبندیهای جدید سیاسی در منطقه، این سازمان کارایی چندانی دیگر ندارد و میتوان گفت بی اعتیار هست، نقش ایران در این سازمان هیچگاه برجسته نبوده و نیست.

ایران در "اتحادیهءِ امنیّتی" بین کشورهای روسیه، ارمنستان، قزاقستان، تاجیکستان، و کشور بلاروس عضویت ندارد. همچنین ایران در اتحادیهءِ کمیتهء اقتصادی کشورهای اورآسیا که آنرا " اتحاد اقتصادی کشورهای اورآسیا" که شامل کشورهای: روسیه، بلاروس، قزاقستان، قیرقیزستان، تاجیکستان، و ازبکستان هست، و کشورهای ملداوی، اوکرائین، ارمنستان، عضو نظارت کننده در این اتحادیه هستند عضویت ندارد. ایران در اتحادیه ای دیگر بنام شورای هماهنگی نظامی، اقتصادی، سیاسی شانگ های ( شانگ های. کووپراسیون. ارگانیزاسیون) (SCO)، که شامل کشورهای: چین، روسیه، قزاقستان، تاجیکستان، ازبکستان که جبهه ای در رقابت با سیاست و حضور نظامی آمریکا در آسیای میانه هست عضویّت ندارد،

▬ پس طبق کدام منافع ملّی و استدلال بیت رهبری علی خامنه ای بنام ملّت و سرزمین ایران به مدت 30 سال بنای دوری جستن و دشمنی را با کشورهای قارهءِ اروپا و آمریکا با جهان دمکراتیک آغاز نموده و در مقابل ایران را در محدودهء کشورهایی قرار داده است که نه از لحاظ فرهنگی و تاریخی فصل مشترکی با ایرانیان دارند و تازه تعدادی از آنها مانند روسیه و ترکیه دشمنان قسم خوردهءِ تاریخی سرزمین ایران هم هستند، قرار میدهد ؟ .

▬ واقعیّت هست که بعد از درگذشتِ خمینی جانشین آن علی خامنه ای بنا به دلایل گوناگون سرزمین ایران را در محاصرهءِ کشورهای تُرک تبار حوزهءِ آسیای میانه، قفقاز، و کشور ترکیّه به اسارت در آورده است. علی خامنه ای بر این خیال خام هست که کشورها و مردمانِ تُرک تبار به عنوان پوشش و سپری از نظام جمهوری اسلامی که در خدمتِ منافع پان تُرکیسم هست در مقابل نیروهایِ خارجی از جمله آمریکا و اروپا و سایر کشورهایِ دمکراتیک و صنعتی دفاع خواهند کرد. چنین سیاستی را سیّد محمّد خاتمی عرب تبار رئیس جمهور قبلی با قرار دادنِ ایران در میانِ کشورهایِ عربی منطقه در پیش گرفت که این سیاست باعثِ بیداری بیشتر ناسیونالیسم ایرانی شد. نسل جوان میهن دوست، همچنین دلاور زنان و مردان با اندیشهءِ ناسیونالیسم ایرانی به علی خامنه ای هم تا کنون جواب دندان شکنی داده اند و خواهند داد و در آیندهءِ نه چندان دور او را از تحت سلطانی و خلیفه گری پایین خواهند آورد.

................................................................

روابط ولایت فقیه تهران با کشور ترکیه (بخش چهارم)

● روابط اقتصادی نظام اسلامی تهران با کشور ترکیه:

سرزمین ایران با داشتن مرزهای مشترک با کشورهای اور و آسیای میانه، با قفقاز و ساحل نشینان دریای مازندران، با آسیای کوچک، از موقعیّت جغرافیایی ژئو پلتیک بسیار مناسبی برخوردار بود که بتواند بهترین بهره گیری را از ذخایر نفتی و گاز این مناطق را داشته باشد و تازه آنها را از طریق جغرافیای ایران به خلیج فارس و از آنجا به سراسر جهان انتقال دهد. ناتوانی سیاسی نظام ولایت فقیه علی خامنه ای باعث شد که ایران همهءِ این فرصتهای تاریخی اقتصادی و سیاسی را از دست دهد و چین و روسیه بهترین سود را ببرند و کشوری مانند ترکیه به پُل ارتباطی بین کشورهای تولید و صادر کنندگان مواد انرژی و کشورهای مصرف کنندهءِ غرب تبدیل شود.

▬ حکومتگران ترکیه تا توانستند به منزوی و بدنام کردن و سیاه جلوه دادن نمای سرزمین ایران نزد کشورهای صنعتی و غرب پرداختند تا موفق شوند اغلب شاه لوله های مواد انرژی را از سرزمین خود بگذرانند که در این اهداف علی خامنه ای به بهترین شکل ترکیه را یاری داده است. اکنون که تقریبأ همه خط های لوله مواد پایان یافته و قراردادهای بعدی هم بسته و امضاءِ شده اند و ایران در این میان با دستی خالی ایستاده است، در همین زمانیکه بارگاه سلطانی رهبر انقلاب به لرزه در آمده است، علی خامنه ای با فرستادن مکرر دو پاسدار سر سپردهءِ خود محمود احمدی نژاد و محسن رضایی از کشور ترکیه کمک میطلبد و در برابر آن سرزمین، هویّت، و بازار اقتصاد ایران را به تُرکان عثمانی میفروشد.

▬ محسن رضایی در یکی از دیدارهایش از کشور ترکیه با هیأت همراه خود در دانشگاه بورس و بازرگانی (tob ) ترکیه حضور یافت و با جمعی از اساتید و صاحبنظران حوزه اقتصاد ترکیه دیدار و گفتگو کرد. هدف از این سفر که بدستور شخص علی خامنه ای صورت گرفته شده بود، دعوت از سرمایه داران ترکیه بر اساس "سیستم اقتصاد بازار" بود. در صورتیکه سیستم اقتصاد شناخته شده ای در ایران وجود ندارد و همه چیز متمرکز ایدئولوژک حکومتی میباشد. از این گذشته هر دو کشور با سیستم اقتصادی بازار آزاد بسیار فاصله دارند، زیرا اقتصاد بازار ازاد بر سه عرصه:

1- Freiheit آزادی 2- Frieden صلح و آمنیّت 3- Freihandeln تجارت آزاد، استوار هست، که در هر دو کشور عرصه های 1 و 2 "آزادی و صلح و آرامش" وجود ندارد در نتیجه بدونِ آنها فاکتور 3 یعنی اقتصاد بازار آزاد امری است بی مفهوم.

▬ تازه محسن رضایی نقش و جایگاهِ ایران را به کشور آلمان و ترکیه را هم مانند فرانسه در منطقه و خاور میانه بیان داشه است. در دیداری دیگر وزیر امور خارجهءِ ترکیه اعلام کرد که حکومت ایران کشور ما را به آسیای میانه متصل میکند و ما ایران را به اروپا وصل خواهیم کرد، تو پنداری که ایرانیان مشتی شل و کور هستند !!! امّا جوهر اصلی در این هست که کشور آقای وزیر خارجهءِ ترکیه اکنون در صدد هست که منابع انرژی باقیمانده از ترکمنستان و آسیای میانه و از همه مهمتر منابع انرژی کشور ایران را به اروپا انتقال دهد و بفروشد، که تهران از آن استقبال کرده است.

▬ امّا طبق سیستم " اقتصاد بازار آزادِ" علی خامنه ای و محسن رضایی پاسدار، کارخانه های ملّی ایران را با قیمت ناچیز به سرمایه داران تُرکیه فروخته اند و برای فروش بیشتر در اختیار آنها گذاشته شده است، زمینهءِ سرمایه گذاری های کلان را برای آنها فراهم میکنند، نخست وزیر ترکیه آقای اردوغان با گروهی از خریداران، سرمایه گذاران، و صادر کنندگان کالا به ایران سفر میکنند در مقابل گروه سیاسی و اقتصادی فرستادهء علی خامنه ای به ترکیه مشتی پاسدار و تجارهای سنّتی [وارد کنندهءِ کالا و پوشاک دست دوّم و سوّم] هستند. رشته های صنعتی و سطح تولیدی اقتصاد ایران را فلج کرده اند، در عوض به صنایع و تکنولوژی تولیدی کشور ترکیه شتابی تازه بخشیده اند، مدت 30 سال هست که ایرانیان را به مصرف کنندهءِ بازار اقتصاد تولیدی و یا مونتاژ ترکیه تبدیل کرده اند، تا آنجا که میزان خرید را به 30 میلیارد تخمین میزنند،

▬ همین کشور ترکیه ای که مانند ایران یک صنعت مونتاژ وابسته را دارد و تمامی ماشینهای صنعتی آن پیش ساخته از خارج وارد میشوند. کشور ترکیه گذشته از یک ارتش ناسیونالیست، فقط صنعت پوشاک آن تقریبأ خود کفا هست، که در همین رشتهءِ صنعتی، صنایع پوشاک مازندران ایران قبل از انقلاب در خاور میانه نقش پیشرو را داشت.

▬ زمانی بیت رهبری مسافرت ایرانیان را به کشور سوریه مجاز میدانست تا دلارها به صندوق این کشور بظاهر هم پیمان واریز شود و ایرانیان را برای زیارت و عبادت به بلندیهای مشرف به کشور اسرائیل میبردند تا فحش و ناسزا نثار دوستان قدیمی ایرانیان یعنی یهودیان کنند، اکنون علی خامنه ای کشور ترکیه را کعبهءِ ایرانیان کرده است، هدفمند کلاسهای یادگیری زبان تُرکی راه انداخته اند، دانشجویان را روانهءِ این کشور میکنند تا این بار همهءِ دلارهای ایرانیان به جبیب تُرکان ریخته شوند،تا علاوه بر وابستگی اقتصادی، وابستگی های علمی را هم بوجود آورد تا آمیختگی فرهنگ اسلام عربی و فرهنگ تُرکی که همان فرهنگِ عثمانی، صفوی، و قاجار هست را تقویّت و آنرا جایگزین فرهنگِ ایرانی کند.

▬ سیّد علی خامنه ای این ادامه دهندهءِ سیاست ترکان عثمانی و محمد علیشاهِ قاجار به مدت 30 سال هست که سرمایه ملّی ایران را به حسابهای بانکی خود و وابستگان، گماشتگان و کشورهای تروریست پرور ریخته، اکنون که درک کرده است که دیگر باید برود قصد دارد که مابقی سرمایه های ملّی و سند مالکیّتِ مواد انرژی نفت و گاز جنوب و شمال با صنایع مادر و سنگین کشور ایران را بنام همنوعان تُرک تبار خود ثبت و واگذار کند تا سرمایه های گسترش سیاستهای از نوع عثمانی، صفوی و قاجار بعد از خود را هم تأمین کرده باشد.

● برنامه ریزان روابط سیاسی و اقتصادی بیت رهبری تهران با کشور ترکیه:

روابطِ چند گانهءِ گذشته و جدید بین رژیم ولایتِ فقیه تهران و کشور تُرکیّه به نمایندگی از تُرک تباران، بیشتر زاییدهءِ افکار و سفارش و مشاورتِ رسمیِ برنامه ریزی شده تاریخ دانان، اقتصاد دانان، و تحلیل گران سیاسی آکادمیکِ تُرک تبار با داشتن تابعیّتِ ایرانی که اغلب در خارج از کشور هستند میباشد که حتّی بعضی از آنها در پوشش ایراندوستی و ناسیونالیسم ایرانی بزرگترین ضربه را از گذشته تا کنون به سرنوشت و هویّتِ ملّتِ ایران وارد کرده اند و خواهند کرد.

▬ تُرک تباران از زمان برپاییِ سیستم نظام ولایتِ فقیه در ایران و با فروپاشیِ شوروی تمام کوشش خود را بر شکل گیری یک هستهءِ مرکزی و قوی ناسیونالیسم تُرکی متمرکز کرده اند به همین مناسبت در عرصهءِ گلوبال مردمانِ تُرک از هر کشور و سرزمین اندوخته های علمی، سیاسی، اقتصادی، و اطلاعاتی خود را در خدمتِ حکومتِ و سازمان اطلاعاتی کشور ترکیه گذاشته اند و خواهند گذاشت که بخشی از تُرک تبارانِ سرزمین آذربایجان ایران در این راستا پیشتاز هستند و دامن زدن به مسئلهءِ قومی در ایران زیر مجموعه ای از همین سیاست میباشد.

▬ امروز زمانِ قطعیِ آن فرا رسیده است که خلق تُرکِ آذربایجان ساکن ایران برای یک بار و آخرین بار از این دو گانگی ماهیّت و عمل سیاسی خود دست بر دارند و به شیوه ای شفاف بر سایر مردمانِ ساکن ایران ثابت کنند که آنها یا منافع و هویّتِ سیاسی خود را در همبستگی با ملّتِ ایران و در این سرزمین می بینند و یا در خارج از جغرافیای سیاسی ایران با همسویی و تقویّتِ کشور های ترکیه و جمهوری آذربایجان ؟. در شرایط حساس کنونی که ملّتِ ایران بر علیه استبداد بپا خواسته اند چرا سرزمین آذربایجان و دگر مناطق قوم گرا تماشا گر صحنه هستند ؟ بویژه مردمانِ کُرد پراکنده در چهار کشور چرا ساکت نشسته اند، مگر اتحّادِ ولایتِ فقیه تهران و حکومتِ آنکارا آیندهءِ حیات آنها را در معرض خطر جدی قرار نداده است ؟ آیا تقویتِ ارتش و کشور ترکیه و در مقابل تضعیف ایران به سودِ آنها خواهد بود ؟.

▬ نشانه های بسیاری در دست هست که بخشی از مردمان تُرک آذری نسبت به سرزمین ایران به مانند کارگرانِ تُرک تبار مهاجر به کشور آلمان است که از همهءِ امکانات این کشور استفاده میکنند، امّا حتّی در نسل سوّم، خود را در این کشور بیگانه و مهمان می پندارند و بر وابستگی و غرور ناسیونالیسم تُرکی خود پایبند هستند که مشکلاتِ زیادی را در این کشور باعث شده است.

● واسطه گری ترکیه در امر برنامهءِ اتمی ایران:

سیّد علی خامنه ای جانشین محمد علیشاه قاجار برایِ نگهداریِ تاج و تختِ استبدادِ دینیِ خود سرزمین باستانی ایران را بار دیگر تحتِ حفاظتِ و مستعمرهءِ [ محروسه] روسیه تزاری در آورده است بطوریکه هر سیاست بویژه در امور خارجهءِ نظام ولایت فقیه باید از فیلتر مسکو بگذرد حتی برنامهءِ غنی سازی اورانیوم اوّل از روسیه و از آنجا باید به فرانسه تحویل داده شود. امّا با تجدید نظر روسیه در روابط ِخود با ایران در نتیجهء مشاورت آمریکا و پارلمان اروپا، ولایت فقیه تهران پرده از مسائل بسیار برداشت و خود را به دامن محرمانه ترین و با اعتمادترین کشور یعنی حکومتِ ترکیه انداخت و مدتی هست که کشور ترکیه وکالتِ مسئلهءِ انرژی ابران را برعهده گرفته و قصد میانجیگری را دارد !!!.

▬ باید با صراحتِ بیان به جهانیان، به آمریکا، به پارلمان اروپا، و به کشور ترکیه و به هم پیمان آن علی خامنه ای درتهران اعلام کرد که کشور ترکیه اصولأ توان چنین کاری را ندارد از این گذشته کشور ترکیه در چنین جایگاه و مقامی نیست که بتواند در امور سیاسی کشوری با ملّتِ بزرگی مانند ایران دخالتی کند. شایسته هست کشور ترکیه بجای کوشش در حلّ مسئلهءِ اتمی ایران و نجاتِ رهبر انقلاب ولایت فقیه تهرانِ هم تبار خود، به بحرانِ هویّتی و سیاسی خود با همسایگان و در جهان امروز بپردازد، در مقابل ملّتِ ارمنی به مناسبت نسل کُشی بیش از یک و نیم میلیون از آنها زانو زند و تقاضای بخشش و خساراتِ وارده را جبران کند، به مشکل اساسی 80 سالهءِ بیش از 16 میلیون مردمان کُرد خانه بدوش، این صاحبانِ اصلی و تاریخی ترکیه امروز با 40 هزار کشته بپردازد، آزادی بیان و مطبوعات و اندیشه را رعایت کند،

زندانیان سیاسی کُرد تبار را آزاد سازد و فعالیّت احزاب دمکراتیک آنها را به رسمیّت بشناسد، با پوزش نمایندگان انتخابی آنها را به پارلمان بر گرداند، زبان تُرکی را که در قانون اساسی به عنوانِ " زبان مادری" ثبت شده است حداقل به زبان رسمی و یا به زبانِ مشترک در ترکیه تبدیل کند. سیستم حکومتی "ملّت دولت" را به سیستم سیاسی " دولت ملّت" تبدیل کند، از تُرکی کردنِ مناطق کُرد نشین و کشتار گروهیِ این مردم با همکاری نظامی و سیاسی ولایت فقیه تهران علی خامنه ای و حکومت آنکارا دست بکشند، سایر ادیان را به رسمیّت بشناسد، به مسیحیان اجازه برگزاری مراسم مذهبی و ساختن کلیسا را دهد. به مشکل سه گروه تروریست القاعده تُرک تبار در سرزمین خود بپردازد، به ترور آشکار و در روز روشن مخالفان و ژورنالیستها در خیابانهای استانبول و آنکارا بپردازد، و به بسیار مشکلات و مسائل درون و برون از مرزهایِ کشور ترکیه پاسخگو باشند .

▬ حکومتگرانِ ترکیه باید بر این پندار باشند که هیچگونه قرارداد انرژی و اقتصادیِ آنها با حکومتِ کودتایِ تهران به رسمیّت شناخته نخواهد شد. هر گروه و یا هر کشوری که امروز به حمایت از رژیم ولایتِ فقیه تهران بر خیزد به عنوانِ دشمن درجهءِ یک دیروز، امروز ، و فردای ایرانیان بشمار خواهد آمد. ما میتوانیم با ناسونالیستهایِ رادیکالِ تُرکِ پیروانِ راستین اندیشهءِ کمال آتاتورک با به رسمیّت شناختن حقوق فردی و شهروندی مردمان کُرد در این کشور، همکاریِ نزدیک و همه جانبهءِ دوستانه داشته باشیم امّا با هر حکومتی بر اساس دین اسلام نمیشود روابط دوستی یا مبادلات سیاسی و اقتصادی بر قرار کرد.

● سیاست اشتباه آشتی پرزیدنت بارک اوباما با اسلام سیاسی و اسلام حکومتی:

ایالات متحدهءِ آمریکا، پرزیدنت بارک اوباما باید تاکنون دریافته باشند که مأموریتی که به ترکیه در آسیای میانه و قفقاز دادند با شکست روبرو شد و اکنون بجز حمهوری آذربایجان سایر کشورهای تُرک تبار با روسیه و چین روایط دیپلماتیک و اقتصادی دارند، ناسیونالیسم ایرانی هم مأموریت دادن آمریکا به ترکیه و سایر کشورهای عرب خاورمیانه و خاور نزدیک را در مورد ایران نخواهند پذیرفت و تحمّل نخواهند کرد. تحقیری بالاتر از این نیست که آمریکا و غرب سرنوشت کشور و مسائل مهم ایران را به چنین کشورهای جهان سوّمی، و یا به کشورهای روسیه و چین واگذار کنند.

▬ ایرانیان آن توانایی و آمادگیهای کارشناسانهءِ فراگیر را دارند که خود بطور مستقیم با آمریکا و اروپا و جهان دمکراتیک برای حل بحران بر سر میز مذاکره بنشینند و جهان غرب را برای برون رفت از مشکلات در خاور میانه و بازگشت آرامش و امنیّت به منطقه راهنمایی و یاری دهند. ملّتِ ایران و فرهنگ ایرانی هیچگاه با آمریکا و اروپا و جهان دمکراتیک مشکلی نداشته و نخواهد داشت. در نهایت اگر قرار باشد ایران برای حل مسئلهء اتمی خود به کشوری وکالت دهد در شرایط کنونی تنها میتواند کشور آلمان باشد.

▬ پرزیدنت بارک اوباما بعد از یکسال زمامداری خود حتمأ به این موضوع پی برده اند که راه حل غلبه بر بحران خاورمیانه و تروریست جهانی با بنیادگرایی اسلام، روابط پدر و پسر بین خود و علی خامنه ای و نامه پراکنی های پشت پردهءِ آنها و ارج گذاری به اسلام سیاسی و حکومتی در خارومیانه نیست. کارشناسان و مشاوران خاور میانه ای پرزیدنت بارک اوباما باید درک کنند تا زمانیکه رژیم ولایتِ فقیه تهران نقش پُل ارتباطی بین افغانستان و عراق را بازی میکند بر مشکلاتِ فعلی افزوده خواهد شد و تعدادِ بیشتری از سربازان آمریکایی و از سایر کشورهایِ هم پیمانانِ آن جان خود را از دست خواهند داد و منافع اقتصادی و سیاسی با امنیّتِ ملّی آنها با نابسامانیهای دراز مدّتی روبرو خواهد بود. تنها راه موفقیّتِ پایدار در منطقه حمایت و تقویتِ بی چون و چرایِ جهانِ دمکراتیک و غرب از جنبشهای دمکراتیک و سکولار در منطقه میباشد.

▬ اگر کاخ سفید آمریکا آرشیو عملکرد سیاسی قرنِ گذشتهءِ خود را در خاورمیانه ورق زند و باز خوانی کند بخوبی در خواهند یافت که با کودتای 28 مرداد به تسلط بریتانیا در خاورمیانه و به افغانستان در جبههءِ شوروی در آمدنِ ایران پایان داده اند و با انقلاب 57 با محاصره و بیرون انداختن اتحّادِ جماهیر شوروی از خاور میانه و خاور نزدیک زمینهءِ فروپاشی آنرا فراهم کردند، در ادامهءِ این سیاست و پروسهءِ تا به امروز آن هم کلیدِ حلِ مشکلات در خاورمیانه و آسیای میانه برکناریِ کامل جمهوری اسلامی و جایگزینیِ سیستم جمهوری ایرانی دمکراتیک و سکولار در ایران هست. البته اگر ایالاتِ متحّدهءِ آمریکا و اروپا واقعأ به فکر چاره جویی و یایان بخشیدن پایه ایی به بحران کنونی هستند !.

▬ سیاستِ اسلامگرایی را که اکنون کشور ترکیه در منطقه پیشهءِ خود کرده است بسیار خطرناک خواهد بود و میتواند به تکرار جنگهای مذهبی صلیبی قرون وسطایی بین شرق و غرب و یا بین دین اسلام و مسیحیّت منجر شود و به گسترش استبداد سیاهِ دینی رونق دوباره ای ببخشد. امروز زمان آن رسیده است که کشورهای عضو پیمانِ ناتو در موردِ عضویتِ ترکیّه در این اتحادیّهءِ نظامی که وظیفهءِ محوری آن در اساسنامه اش پاسداری از صلح و امنیّت قید شده است تجدیدنظر جدی کنند.

▬ حکومت ترکیه به سیاست اسلامگرایی خود در اروپا هم شتاب خاصی بخشیده است. بر کسی پوشیده نیست که تُرک تباران در هر مکان که سکونت گزیده اند، تُرکی کردن و تسخیر آن سرزمین را با ایدئولوژیک دین اسلام آغاز نموده اند، در همین زمینه در قدم اوّل این وظیفهءِ ما ایرانیان که خود ماهیّتِ اصلی دین اسلام سیاسی با حکومتهای استبداد دینی وابسته به آن، بویژه تُرک تباری آنرا در کشور خود تجربه و لمس کرده ایم و جدیدأ به مدت 30 سال هست که تجربه میکنیم، میباشد که،

به یک روشنگری گسترده علیه سیاستِ هدفمند اسلامیزیره کردن اروپا بوسیلهءِ کشور ترکیه و حامیان آن بخصوص در کشور آلمان مبادرت ورزیم. به شیوه های دمکراتیک با رأی خود و یا با تبلیغ با و در بین شهروندانِ آلمانی مانند کشور سویس از مسجد سازی سیاسی هر چه بیشتر تُرک تباران در آلمان و اروپا جلوگیری کنیم. با عملی کردن چنین حرکت و جنبشی به اهداف بسیار دیگری هم دست خواهیم یافت. در کنار کشور ترکیه، دو اهرم مهم سر پا نگاهدارندهءِ رژیم ولایتِ فقیهِ تهران یعنی روسیه و چین را ما و جامعهءِ جهانی هم فراموش نکرده اند و نخواهند کرد.

▬ رخدادهایی که روزهای گذشته در ایران بوقوع پیوسته است، یک انقلاب کلاسیک در تمامی ابعادش میباشد، رهبری و هدایت نتیجه بخش این انقالاب تنها و تنها از اندیشه و جبههءِ کنزرواتیو با ماهیّتِ ایرانی بر آمده از سراسر جغرافیای آن خواهد بود. یگانه راهِ برون رفت از بحرانِ کنونی در کشور بر کناریِ نظام جمهوری اسلامی و جایگزینی یک جمهوری ایرانی میباشد. پایان.

Nasser.karami@gmx.de

| 2 ژانویه| 2010| آلمان|

بخشهای یکم و دوّم این نوشتار در لینکهای زیر:

 بخش یکم

بخش دوم 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.