ایا علت اصلی دلایل ناکامی چپ در طول 70 سال مشکل کمونیسم روسی بود و ربطی به مارکس نداشت؟

کمونیزم مانند مرگ است خوبست برای همسایه ! مثلاً ما چقدر آسوده بودیم وقتی اتحاد جماهیر شوروی وجود داشت ، همه کشورهای غربی پشتیبانمان بودند و نازمان را میخریدند برای آنکه در دامن روس نیفتیم ،‌ روسیه هم از ما میترسید و به حریممان تجاوز نمیکرد چون میدانست پشتمان به کمک و حمایتهای غرب بویژه امریکا گرم است...‌از طرفی در درون هم برای آنکه بدام کمونیستها نیفتیم و فریب آب و نان و برق مجانی انها را نخوریم ، یک نوع سیستم سوسیالی برقرار بود ، شاه از مهد کودک تا دانشگاه را مجانی کرد،خدمات درمانی تا حد ضروری
دوستم اسماعیل زرگریان پرسید : «علت اصلی دلایل ناکامی چپ در طول هفتاد
سال اخیر را در چه میبینید. ؟ چرا چپ شکست خورد وناکام ماند؟ »
.....،،.
من اینطور پاسخ دادم ؛تا نظر شما چه باشد؟
کیانوش توکلی :تقصیر مارکس بود که دیالتیک هگل را دست کاری کرد و بهش ماتریالیسم تاریخی و...چسباند و بعد لنین بر خلاف مارکس سوسیالیسم را در روسیه عقب مانده پیاده کرد و هر دو البته به دیکتاتوری کارگری اعتقاد داشتند و با دموکراسی که امروز می شناسیم ، مشکل جدی داشتند ،استالین تا دستش رسید کمونیست و غیر کمونیست را قتل عام کرد و بعد احزاب خاورمیانه و بقیه دنبال رو برادر بزرگ شدند و استقلالی چندانی از خود نداشتند .بگذار ۲مثال بزنم مثال یک ؛ افغانستان قربانی شرق و غرب شد ؛ ظاهر شاه شخصی دمکرات بود که حتی کمونیست ها آزادانه در این کشور فعالیت می کردند و در مجلس نماینده داشتند ،داوود خان پسر عمویش یک مصدقی افغانی بود و یک ملی گرا مترقی اشتباه بزرگی کرد که علیه ظاهر شاه کودتا کرد و این سر آغاز بدبختی و جنگ چهل سالهشد.
داوود خان به شوروی ها محتاج بود وقتی جلوی برژنف ایستاد مورد غضب شوروی ها و کمونیست های وطنی قرار گرفت و به سوی غرب متمایل شد ،امریکایی ها به او کمک نکردند ولی شاه ایران به داوود خان دو میلیارد دلار وام داد ،بدینگونه کمونیست های افغان بدستور برژنف داود خان را به طرز وحشتناکی کشتند و نام آش را گذاشتند«انقلاب ثور »در واقع کودتای ثوربود که توسط توسط کمونیست ها انجام شد و بقیه ماجرا ....که امین اول ترکی را کشت و بعد چهار هزار پرچمی را کشت و بعد 26000 افغانی را کشت ،کل کشور شورش کرد و کل بلوک غرب رفت پشت سر مجاهدین مسلمان و اسلام سیاسی رادیکال بن لادن ، بدین گونه شوروی ها حماقت دوم را مرتکب شدند و در تله برنژنسکی افتاد و به افغانستان لشگر کشی کردند و کارمل را به قدرت رساندند و ارتش سرخ افغانستان را به اشغال خود در آورد و ۹ سال آنجا را در اشغال خود داشتند و بعد بوش و امریکا آمدند و بعد از ۱۹ سال رفتند با طالبان قرار داد بستند و حالا ترامپ می گوید ما اشتباه کردیم طالبان را سرنگون کردیم چون طالبان القاعده ای ها به پاکستان پس فرستاده بودند
مثال دوم. گفتمان ضد امپرلیستی ساخته و پرداخته شوروی ها برای در گیر کردن مردمان خاورمیانه با امریکایی ها بود در حالی که خودشان با امریکایی ها لاس می زدند ولی رگ ضد امریکایی ما را تقویت می کردند،
 
 
جعفر : در یک جمله بگم که حق مطلب را ادا کنم .مارکسیسم واکنشی ارتجاعی بود به انقلاب صنعتی در اروپا و مثل هر پدیده ارتجاعی در تاریخ مغلوب منطق روند طبیعی تحولات تاریخ گردید.
رضا فانی :یکدفعه بگو زنده باد فاشیسم و خودت رو راحت کن کیانوش
 
محمد ارشدی : مطالبی که در مورد نقد کمونیسم روسی مطرح می شود صحیح است،طبعا تمام ماجرا را نمی توان در چند سطر خلاصه کرد. در این مقاله به برخی از علل شکست چپ در خاورمیانه پرداخته شده است. می بینم برخی از هموطنان "جهان بدون کمونیسم" را می ستایند و مارکس را مرتجع می نامند. خوب متوجه هستم چون در ذهن این هموطنان کمونیسم یعنی افراطی گری، دیکتاتوری و خشونت.
اگر به کشورهای اروپایی نگاه کنیم میبینیم اینگونه نبوده است. کمونیستهای اروپایی بسرعت از شوروی جدا می شوند، با دموکراسی و ارزشهایش هماهنگ می شوند. سوسیال دموکراسی شکل میگیرد و رشد میکند. اگر دوستان تاریخ وضعیت کارگران در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیست را مطالعه کنند می بینند چقدر شرایط غیر انسانی بوده است. جنبش برای حفظ حقوق انسانی کارگران کاملا طبیعی بوده است و بهیچوجه ارتجاعی نیست. سوسیال دموکرات‌ها هنوز در کشور های اروپای غربی نفوذ دارند. ایده سوسیالیسم و ایجاد یک جامعه انسانی همچنان جذاب است.
حسین شریعت : سوسيال دموكراسى را به هيچ رقم نميتوان در كنار كمونيست ها نشاند . آنها متعلق به دنياى مدرن و انديشه و نهادى اصيل و مترقى اند .
كمونيسم جهانى را ميتوان با بنيادگرايان مذهبى و هر پديده ى پيشا مدرن ، كه با الفباى دموكراسى و مدنيت آشنايى ندارند در يك گروه قرار داد .
سوسيال دموكراسى ، بخش عدالتخواه جوامعى هستند كه آنها با نام امپرياليسم جهانى ، خواهان نابودى و محو آن بودند .
از همان ابتدا لنين در كتاب انقلاب پرولترى و كائوتسكى مرتد، تكليف خود را با سوسيال دموكراسى ، بعنوان بخشى از ايدئولوژى بورژوازى ( ليبراليسم ) مشخص كرد .
 
گیتی ایرانی :کمونیزم مانند مرگ است خوبست برای همسایه ! مثلاً ما چقدر آسوده بودیم وقتی اتحاد جماهیر شوروی وجود داشت ، همه کشورهای غربی پشتیبانمان بودند و نازمان را میخریدند برای آنکه در دامن روس نیفتیم ،‌ روسیه هم از ما میترسید و به حریممان تجاوز نمیکرد چون میدانست پشتمان به کمک و حمایتهای غرب بویژه امریکا گرم است...‌از طرفی در درون هم برای آنکه بدام کمونیستها نیفتیم و فریب آب و نان و برق مجانی انها را نخوریم ، یک نوع سیستم سوسیالی برقرار بود ، شاه از مهد کودک تا دانشگاه را مجانی کرد،خدمات درمانی تا حد ضروری رایگان بود ، و کار برای همه بود ،در انگلستان هم همینطور بود ، صندوق بازنشستگی که کارمندان ما داشتند در آنزمان سویس هم نداشت ،همه اینها با رفتن شوروی از سطح جهان رفت ،خدمات درمانی انگلستان امروزه مفت هم نمیارزد ، کارگران میتوانند هزار روز اعتصاب کنند ،دولت محل سگ هم بانها نمیگذارد ،،،سالهای 60تا 80 اینگونه نبود دولت به اعتراضات و خواسته های مردم زود پاسخ میداد.
 
 محمد عظیمی :دليل اصلي ان مربوط به يكي از بنيادي ترين اصول اقتصادي و توليدي سوسياليسم و كمونيسم برميكًردد كه در نهايت به سقوط ان نيز منجر شد.
شعار از هركس به اندازه توانايي اش و به هر كس به اندازه نياز اش، عملا بخاطر از بين بردن سود بعنوان انكًيزه در فعاليت اقتصادي منجر به كاهش خلاقيت در كل توليد، در كيفيت توليد و همينطور تجارت و بازركًاني شد.
اين مسئله در درازمدت جبهه سوسياليسم را چنان تضعيف كرد كه با وجود تلاش براي رقابت با محصولات دنياي سرمايه داري غرب عقب بيفتد و از دهه ١٩٧٠ ميلادي چيزي براي عرضه نداشت جز سلاحهاي نظامي در مسابقه تسليحاني كه فروش انها به اقمار فقير تر از خود نيز مشكل مالي اتحايه جماهير شوروي را حل نميكرد.
شما چه فکر می کنید ؟ ایا علت اصلی دلایل ناکامی چپ در طول هفتاد مشکل کمونیسم روسی بود و ربطی به مارکس و یا مارکسسیم  نداشت؟
 
 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: