هیاهو بر سر چین

در موجهای شدید تبلیغاتی آمریکا که جمهوری اسلامی را هدف گرفته است، داستان قرارداد با چین، جای تبلیغ علیه سلیمانی را که چند ماه پیش راه افتاد گرفته و اگر موفقیتی بیش از قبلی کسب کرده به این دلیل است که ایرانیان بی نهایت نگران استقلال و آیندۀ کشورشان هستند.

در موجهای شدید تبلیغاتی آمریکا که جمهوری اسلامی را هدف گرفته است، داستان قرارداد با چین، جای تبلیغ علیه سلیمانی را که چند ماه پیش راه افتاد گرفته و اگر موفقیتی بیش از قبلی کسب کرده به این دلیل است که ایرانیان بی نهایت نگران استقلال و آیندۀ کشورشان هستند.
مردمی که میخواهند در این بلبشو سر از کار در بیاورند و موضعی درست اتخاذ نمایند، گرفتار مشکلی دوگانه هستند. از یک طرف کسی اطلاعی از متن قراردادی که به امضأ خواهد رسید ندارد. به اطلاعاتی که حکومت اسلامی در این باب پخش میکند، کوچکترین اعتمادی نیست و سر سوزنی هم نمیتوان به قابلیت یا وطنخواهی یا راستگویی یا… اصلاح طلبانی که در نوبت قبل برجام را ارمغان ملت ایران کردند، امیدی داشت. از سوی دیگر تکلیف آمریکا هم روشن است و دروغبافیش اگر از حکومت اسلامی بیشتر نباشد، حتماً با امکانات بیشتر انجام میگیرد.
اینها که تا اینجا شمردم، با تمام اهمیت، از زمرۀ جزئیات بود. یعنی اینکه محتوای قرارداد چه خواهد بود و نگرانی از اینکه اگر این محتوا منافع ملی ایران را ملحوظ نکرده باشد، دست ما به کجا بند خواهد بود. متأسفانه تقریباً تمام موضعگیری هایی که میبینیم، با ارجاع به همین جزئیاتی انجام میگیرد که کسی از آنها خبر ندارد و به عبارت ساده پا در هواست. ولی داستان به اینجا ختم نمیشود و این وضعیت مانع ارزیابی کلی نیست.
برویم سر کلیات. آمریکا ایران را زیر فشار تحریم های بسیار شدید و بعضاً جنایتکارانه ای قرار داده است که مردم ما را به روز امروزشان انداخته. در این موقعیت، منطقی ترین کار از سوی جمهوری اسلامی، کوشش در یافتن متحدانی است که بتوانند در مقابله یاریش دهند. این کار دو نامزد جدی بیشتر ندارد: روسیه و چین. این دو، با جمهوری اسلامی مناسبات خوبی دارند و از آنجا که هر دو، به ترتیب و درجات دیگر، زیر فشار آمریکایی قرار دارند که شاهد افول برتری خود در جهان است و برای حفظ آن تقلا میکند، متمایل به همکاری هستند. تمامی تبلیغاتی هم که آمریکا علیه این دو کشور انجام میدهد و حال که دیگر دستاویز کمونیسم در میان نیست، هر راست و دروغی را به هم میبافد تا در افکار عمومی جهان تضعیفشان کند، بخشی است از جنگ سردی که علیه این دو و البته جنگ ولرمی که علیه جمهوری اسلامی به راه انداخته است.
آمریکا این سه کشور را به موقعیت اتحاد طبیعی سوق داده است و به هر سه فهمانده که برای مقاومت در برابر زیاده خواهی همیشگی ایالات متحده، باید پشت به هم بدهند. در این وضعیت، نفس ابراز آگاهی به این موقعیت، کوشش در راه هر چه عقلانی تر کردن رفتار خود در قبال آن و احیاناً عقد قراداد هایی که به آن چارچوب معین و رسمیت ببخشد، منطقی ترین کار است. محکوم کردن کلی چنین سیاستی یعنی طرفداری از آمریکا که اهدافش در مورد ایران بسیار روشن است. قرار نیست به این دلیل که شایع شده چینی ها میخواهند کشور ما را بخرند، مجانی تقدیمش کنیم به آمریکا!
صحنۀ سیاست بین المللی محل تلاقی قدرتهاست، نه به ایدئولوژی میدان میدهد، نه حتی به اخلاق. به تجربه میدانیم که نظام داخلی کشور ها، در تعیین اتحاد های بین المللی کمترین تأثیر را دارد. مشکل امروزی ما نو که نیست، هیچ، حتی کلاسیک یا به عبارت صریح پیش پا افتاده است. البته که در موقعیت بسیار نامطبوعی گرفتار شده ایم، ولی این مجوز رفتار احساسی و بی اعتنا به منطق نیست. اصرار برای کسب اطلاع از جزئیات و اظهار نظر در بارۀ آنها، حق ملت ایران است و باید جدی پیگیرش بود. ولی مخالفت کلی با نزدیکی با چین و روسیه، به کلی بی پایه است. درک مطلب مشکل نیست و اگر کسی مسئلۀ به این سادگی را درک نکند، در موقعیت اظهار نظر نیست.

منبع: 
ایران لیبرال
برگرفته از: 
ایمیل ارسالی
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: