اتحادی که آمریکا ساخت 

برایان هوک ، نماینده ویژه آمریكا، روسیه و چین را تهدید کرد که با جلوگیری از تمدید تحریم تسلیحاتی ایران منزوی خواهید شد. شک نیست امریکا از پشتیبانی چین و روسیه از جمهوری اسلامی ناراضی است و خواهان آنست که توافق دیپلماتیک و نظامی ایران با روسیه را بهم بزند و از توافق استراتژیک با چین جلوگیری نماید.

برایان هوک ، نماینده ویژه آمریكا، روسیه و چین را تهدید کرد که با جلوگیری از تمدید تحریم تسلیحاتی ایران منزوی خواهید شد. شک نیست امریکا از پشتیبانی چین و روسیه از جمهوری اسلامی ناراضی است و خواهان آنست که توافق دیپلماتیک و نظامی ایران با روسیه را بهم بزند و از توافق استراتژیک با چین جلوگیری نماید.
معمولاً در این مواقع سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن پیش گرفته میشود. این سیاست باید در درجه ی اول شامل جداکردن روسیه از چین و نگه داشتن چین بعنوان هدف اصلی برای آمریکا باشد و همزمان فشار حداکثری به ایران وارد گردد. تا آنجا که به روسیه مربوط است، علی رغم تمایل به نزدیکی به آمریکا از سوی پوتین که در زمان جرج بوش به حد اعلا رسیده بود و دوستی شخصی هم در کار بود، چیزی عاید روسیه نشد و پاسخ مطلوبی از آمریکا دریافت نگردید. پس احتمال موفقیت این روش کم است.
ممکن است سناریوی دیگر این باشد که طرحی به اشتراک روسیه برای براندازی جمهوری اسلامی تهیه ببینند که در ازای آن تحریم های آمریکا برچیده شود. ولی کلاهی که اوباما در مورد لیبی بر سر چین و روسیه نهاد، خاطره ای تلخ برجای گذاشته است و پوتین که تجربه ی دوران جنگ سرد را هم دارد، به روشنی می بیند که ادعای جنگ با تروریسم نخ نما شده و آمریکا خواستار یک جنگ سرد جدیداست و میخواهد برای تسهیل کار یکی از دو حریف یعنی چین یا روسیه را انتخاب کند.
به هر حال، در افتادن با هر دو غول بسیار مشکل است. بعید است آمریکا با تمامی توهماتش، چنین توانایی را در خود ببیند. یادم می آید که پس از فروپاشی شوروی آمریکا می خواست روی چین فشار بیاورد و جواب چینی ها این بود که شما بگویید چند میلیون پناهنده می توانید پناه بدهید 20 میلیون 50 میلیون یا 100 میلیون؟ حالا هم چین با داشتن حدود یک میلیارد و چهارسد میلیون جمعیت آمادگی از دست دادن 400 میلیون یا بیشتر از جمعیت خود را دارد. آمریکا تا چه اندازه این آمادگی را دارد؟
هیچ چیز در دنیای سیاست غیرممکن نیست ولی به نظر می رسد پشت کردن روسیه به ایران غیرمحتمل است و درنتیجه تفرقه ی بین چین و روسیه نیز به معجزه می ماند، چون هر دو به عواقب استراتژی آمریکا و طرح خاورمیانه بزرگ که هر دو را به علاوه ی ایران تهدید می کنند آگاهند. محدود کردن واردات چین نیز از اهرم هایی است که می تواند بکار رود ولی تا به امروز نتیجه ای نداشته است و آمریکا هر حرکتی کرده، متضرر شده است.
دولت روحانی از تحصیلکردگان غرب به عنوان دیپلمات استفاده می کند و تمایل آشکاری به رابطه با آمریکا دارد و حاضر است به هر قیمتی که شده است روابط خود را با این کشور بهتر کند. ولی آمریکا تمامیت خواه است و به کمتر از عبودیت و تسلیم کامل قانع نیست. برای همین به روحانی و اصلاح طلبان مدافع سیاست تسلیم اعتبار می دهد و قرارداد برجام را امضا می کند و بعد هم با خیال راحت آن را منتفی میکند. ضعف دیپلماسی جمهوری اسلامی آنقدر آشکار است که تا حال یک قرارداد موفق نتوانسته است با کشوری امضاء کند و هرچه کرده اسباب سرشکستگی بوده است. فعلاً ایران در اثر تحولات اخیر و موقعیت جغرافیایی خود به قدرت منطقه ای تبدیل شده است و این با خواست چین و روسیه که خواستار تفوق جهانی هستند همخوانی دارد و این سه را خواه ناخواه به هم نزدیک میکند. آمریکا از به رسمیت شناختن وضعیت سر باز می زند، ولی انکار واقعیت راه حل نیست.
روابط با روسیه از سابقه ی تاریخی خوبی برخوردار نیست و همواره قرارداد ترکمانچای و دخالت روسیه برای جدایی آذربایجان پس از جنگ دوم جهانی و غیره بر روابط این کشور با ایران سایه می افکند. ولی دیگر دو کشور هم مرز نیستند و روسیه در تبلیغاتش روی این نکته حساب میکند. در مقابل، چین از چنین سابقه ای برخوردار نیست ولی به تازگی مورد حمله بی سابقه ای در مورد قرارداد 25 ساله که هنوز تدوین و تصویب نشده، قرار گرفته است که چند و چون و عاقبت آن معلوم نیست. نه روسیه ونه چین هیچکدام از دموکراسی و سیستم لیبرالیسم غربی برخوردار نیستند. در حالیکه تحصیلکردگان ایرانی که چشم به فن آوری های غرب و جامعه آن دوخته اند تمایل بیشتری به رابطه با غرب دارند شیوه ی زندگی غربی را میپسندند و میخواهند از نوآوری ها و دانش آنها بهره ببرند. بعید است نظام اسلامی اولویتهای استراتژیکش را فدای مسائل سلیقه ای بکند.
در موقعیت فعلی چین تنها خریدار نفت ایران است و روسیه نیز از ایران حمایت می کند و حتا در صنایع نفتی ایران سرمایه گذاری کرده است. ایران قرارداد ایران با اورو آسیا را امضاء کرده و از آبان 1398 این قرارداد وارد فاز اجرایی شده و براساس برنامه‌ریزی صورت گرفته، در این موافقت‌نامه، تعداد اقلام مشمول اعطای ترجیحات توسط کشورمان به اوراسیا 360 قلم و تعداد اقلام اعطایی اوراسیا ۵۰۲ قلم کالا است. (1)
پیشتر چشم ایرانیان به برجام دوخته شده بود که به تدریج مشکلات روابط بین ایران و امریکا را حل کند که با خروج آمریکا همه ی آن انتظارها نقش بر آب شد و کشور در شرایط کنونی و با فشار اقتصادی و تحریم های روزافزون و فشارهای سیاسی بین المللی و منطقه ای، چاره ای جز نزدیک شدن به روسیه و چین ندارد. احتمالاً با طولانی شدن وضعیت کنونی، بازارهای ایران پس از این برای این دو کشور بیشتر آماده خواهند شد و حتی در صورت تغییر اوضاع، جایی برای اروپا و آمریکا نخواهد ماند. برای آمریکا آوردن فشاری بیش از این به ایران مقدور نیست و به همان نسبت که کشور ما را به فلاکت انداخته، راه بازگشت خودش را هم مسدود کرده است. امکان تسلیم بی قید و شرط ایران در حد هیچ است و خشاب فشنگ آمریکا خالی شده.
مانورهای مشترک ایران و روسیه و چین خبر از پدید آمدن پیمان نظامی نوظهوری می دهد که سه کشور با آن هژمونی آمریکا را در منطقه و جهان به چالش کشیده اند. این برای آمریکا قابل قبول نیست. ولی خودش بیش از هر کس در سوق دادن ایران به آغوش روسیه و چین نقش داشته است. ترور قاسم سلیمانی که سودش برای آمریکا چندان روشن نبود، فقط اوضاع را بدتر کرده است. تصور آمریکا که با این کار قدرت نمایی کرده باطل است. زیرا نه جمهوری اسلامی را ترسانده و نه قوت قلبی به بقیه داده و تازه موجب نگرانی کشورهای دیگر شده که ممکن است مشمول آدمکشی های پهبادی آمریکا بشوند. در این میان پاکستان نیز گاهی تمایل خود را به پیوند با روسیه، چین و ایران نشان داده است که برای آمریکا بسیار خطرناک است و آکروبات بازی ترکیه عضو ناتو با روسیه را هم اگر به این مجموعه بیافزاییم تصویر جالبی از حریفان و متحدان آمریکا به نمایش می گذارد.
نگرش تحقیرآمیز آمریکا به ملت ایران که در دیپلماسی آن آشکار است و با توهین صریح درآمیخته و بیانگر بی اطلاعی مطلق آمریکا از خلق و خوی مردم و واقعیت های موجود است و بویژه عدم شناخت از روحیات ایرانیان را نشان میدهد. تا آنجا که پمپئو می گوید اگر ایرانیان میخواهند غذا بخورند باید مطیع آمریکا بشوند! این طرز تفکر سقوط دیپلماسی آمریکا را نشان می دهد. چنین سیاستی نسبت به ملت کهنسال و مغرور ایران محکوم به شکست است. ایرانیان هرگز این برخورد را فراموش نخواهند کرد. جمهوری اسلامی خود را برای بدترین شرایط آماده کرده است و جای امنی برای خودش سراغ ندارد و بارها ثابت کرده که از هیچ ددمنشی و خونریزی گریزان نیست و از مایه گذاشتن جان مردم هم هیچ باکی ندارد و امریکا نیز با کرونا و جمهوری اسلامی در کشتار مردم بی دفاع ایران همراهی می کند و به دوام جمهوری اسلامی یاری می رساند. مردم ایران هیچگاه بستن راه دارو و تجهیزات پزشکی را در این وانفسای کرونا به آمریکا نخواهند بخشید.
باید به یاد داشت تهدید آمریکا که ما قوی ترین ارتش جهان هستیم درست است ولی نه برای پیروز شدن در جنگ با ایران کافیست و نه برای مقابله با غول هایی نظیر چین و روسیه که مسلح به سلاح اتمی هستند.
اتحاد بین این سه کشور مخلوق خود آمریکاست که حریفی ساخته که از عهده اش برنمیاید. این هم یکی از اشکال نادانی در سیاست خارجی است.
۲۴ تیر ۱۳۹۹
July 14, 2020
---
بررسی فرصت های اقتصادی کشور با پیوستن به اتحادیه اوراسیا
(1)https://yasouj.iribnews.ir/fa/news/2571840/%D8%A8%...

برگرفته از: 
ایمیل ارسالی
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: