سوالم ساده است! جمعبندی نظرات گروه دوم

گروه دوم بطورعمده تمام تغیر وتحول را از طریق جنبش های بدون حشونت مردمی و یافتن راه هائی که حکومت ناگزیر از عقب نشینی و تن دادن به خواست مردم متحد ویک پارچه شود می بینند ونقش بسیارکمی برای اپوزیسیون خارج از کشورقائل است .

سوالم ساده است!
جمعبندی نظرات گروه دوم
گروه دوم بطورعمده تمام تغیر وتحول را از طریق جنبش های بدون حشونت مردمی و یافتن راه هائی که حکومت ناگزیر از عقب نشینی و تن دادن به خواست مردم متحد ویک پارچه شود می بینند ونقش بسیارکمی برای اپوزیسیون خارج از کشورقائل است .
از نظراین گروه مجموعه ای از تفکر، جایگاه طبقات واقشار مختلف اجتماعی،طی این چهل سال حکومت جمهوری اسلامی دستخوش تغیرات وسیع گردیده وآنها اززوایای مختلف درتقابل با این رژیم قرارگرفته اند. آن ها معتقدند که نه تنها طبقه متوسط عمدتا بخش کارمندی،کسبه، طبقه کارگر و بخشی از طبقه متوسط ببالا مخالف رژِیم شده اند! بلکه اقشار پائین جامعه که روزی طرفداری از حکومت می کردند نیز در صف مخالفان رژیم قرار گرفته اند .
از نظر این گروه طی این سالها جابجائی چشمگیری در بافت طبقاتی جامعه اتفاق افتاده که تعریف کلاسیک طبقه بندی افراد جامعه را درهم ریخته است.امروزبخش وسیعی از طبقه متوسط اگر نه در تعریف ظاهری و ارزشی جایگاه متوسط ! بلکه ازنظراقتصادی به لایه های پائینی سقوط کرده اند. کم نیستند کسانی ازطبقه متوسط که ناگزیرا به حاشیه شهر ها کوچیده ودر آنجا ساکن گردیده اند .کسانی که از نظردرآمدی فقیرازنظر فرهنگی تحصیل کرده و دارای شعوراجتماعی نسبتابالا و متفاوتی با حاشیه نشینان واقعی هستند .بنظر این گروه محلات فقیر نشین که مرکز حامیان حکومت بود امروزدر چرخشی اساسی در تقابل با حکومت قرارگرفته اند.
بسیاری از کسانی که در محلات فقیر نشین در خانه های چند مستاجری زندگی می کنند با وجود تمام آلودگی ها و پشتک وارو زدن ها برای چرخاندن چرخ زندگی که نا گزیرازدفاع ظاهری رژیم می باشند.اما باطنا ضد رژیم بوده ودربرآمدهای اجتماعی جانبدارناراضیان و در جمع معترضین حکومتی قرارمی گیرند.
این گروه از نظردهندگان در مورد نسل جوان معتقدندکه با وجود عدم علاقه نسل جوان به آرمان گرائی رایج دردهه پنجاه وشصت و بیزاری از حزب وسازمان سیاسی اما خود آنها در شبکه های اجتماعی،سیاسی و فرهنگی دنیای مجازی سخت فعال بوده وبا دقت تغیروتحولات جهانی و داخلی را دنبال می کنند.این نسل که متاسفانه شیوه پرورش اسلامی وتجربه مشخص از جامعه اسلامی آنها را بی باور ، فرصت طلب ،خشن وقانون شکن بار آورده است. قبل از هرچیزمنافع مادی، آزادی ها ، تامین اجتماعی و لذت بری بسبک وسیاق غربی که جوانان در جهان معاصردارند ودردنیای مجازی مطرح می شود برایشان مهم تلقی میگردد.
جوان ایرانی از یک سو می گوید آرمان خواه نیست وپایش در واقعیت است اما با هزار رشته با جهان غرب ، زندگی غربی زندگی سلیبرتی های غربی متصل است.منتهی آرزویش حداقلی از زندگی جوانان غربی است! امری که با خواست و قوانین شرعی جمهوری اسلامی در تقابل قرار می گیرد.
چنین نگاهی مختص جوانان طبقه متوسط و متوسط ببالا نیست وبیشتر نسل جوان امروزکه اکثریت غریب به اتفاق آن ها به تلفن های هوشمند ودنیای مجازی دسترسی دارند چنین فکر می کنند.آن ها مخالفان بالقوه حکومت بوده و با شکستن نرم های تعریف شده از طرف حکومت این نارضایتی خود را بیان می کنند. از این روست که شاهد میل و اراده بخش وسیعی از جوانان به مهاجرت بغرب هستیم.
نبود آزادی های فردی و نبود چشم اندازهای شادی بخش، تشدید فشارهای اقتصادی آن ها را به تقابل دائمی با حکومت بصورت های مختلف می کشاند.
از نظر این گروه دراعتراضات وسیع سال هشتاد وهشت این بخش ها نقشی اساسی داشتند.
ازنظر این گروه از نظر دهندگان گروه ها ، اقشار وطبقاتی که در بالا ذکر شد همراه جوانان با تمام مشکلاتی که دارند! اما وقتی پا ی اعتراض وتغیر به میان می آید نیروئی هستند که حاضر به فداکاری می باشند.این افراد خود را منشا قدرت حاکمیت می دانند که با گذشت سال ها و عمل کرد رژیم احساس می کنند که نیروی آن ها موردسو استفاده قرار گرفته است.
آنها متوجه شده اند که آن ها صرف رای دهندگانی بودند برای مشروعیت بخشیدن به رژیم و دادن فرصت برای این که حکومت بتواند افراد مورد اعتماد خود را سازماندهی و نیروی سر کوب خویشرا صف آرائی کند.
این نیرو ها بشدت از عمل کرد حاکمیت نا راضی و خشمگین می باشند. معتقدند که باید نظرافکارعمومی را جلب کنند وبتمامی از حکومت سلب اعتماد کرده ودست از حمایت آن بر دارند. با عدم حمایت آن ها حکومت بشدت ضربه پذیر و قابل در هم ریختن می شود.در چنین حالتی حکومت برای بقای خود متوسل به نیروی قهر می گردد.به هر میزان که حکومت خود را زیر سایه سرنیزه می کشد بهمان میزان ازمشروعیت و توانائی مردمی او کاسته ونفرت عمومی از حکومت بیشترو بیشتر می گردد.
این نیروها خواهان تجدید وباز نگری در تفکر،تجدید نظر در راه رفته ویافتن راه کاری برای تعامل با دیگر نیرو ها ودادن تصویری روشن از آینده می باشند. نیرو هائی که خواهان یک گذار مسالمت آمیز برپایه بصحنه کشانیدن بدون خشونت و هر چه بیشتر مردم براساس یک خواسته مشارکتی با چشم اندازهای بسیار روش ،قابل حصول بر آمده از درون یک جنبش فراگیر مردمی هستند!
این دسته از کامنت گذارها دیدی جامع نسبت به پروسه ای که موجب فروپاشی اتحاد شوروی شد دارند ویکی از شروط مبارزه را تاکید برعلنیت وشفافیبت و نقد درست وروشن جریان های سیاسی وفعالین سیاسی داخل کشور می دانند.راه کار این افراد که میانگین سنی آنها یک جمع میانسال را تشکیل میدهند تاکید بر اهمیت شفاف بودن جربان های سیاسی و بالا بردن ظزفیت های شنیدن صدا های مخالف ! تلاش برای ایحاد یک اپوزیسیون فرا گیر که بتواند صدای خود را در سطح گسترده به گوش شنوندگان خود برساند هستند. آن ها معتقدند درست است که حکومت اسلامی بسیار جبار تر و خون ریز تر از هر حکومت استبدادی در جهان است و سرکوب وحشیانه اش تاکنون نشان از عدم عقب نشینی آن دارد .اما در عین حال معتقدند یافتن راه هائی برای حضور وسیع ترمردم وگسترده کردن صفوف معترضین ازتوان سرکوب او می کاهد ودر پروسه باعث شکاف در بین حاکمیت ونیروهای سرکوب ونظامیان می شود.نوعی نگاه ماندلائی به پروسه مبارزه.
آن ها پراکندگی وعدم همکاری وتعامل گروهای اپوزیسیون خارج کشور را عاملی مهم در بی اعتمادی مردم به آن ها وعدم تاثیر گذاریشان در در داخل کشور می دانند.این گروه نظر دهنده نقش زیادی به اپوزیسیون خارج کشور نمی دهد و معتقد است روند چهل ساله اپوزسیون خارج کشور وعدم توانائی آن برای ایجاد یک فضای حداقل همکاری حتی بااهدافی معین و موردی نشان داده که نمی توان از این امام زاده انتظار معجزه داشت.ادامه داد ابوالفضل محققی

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: