در قلمرو پروپاگاندای جمهوری اسلامی، قراردادی از سر استیصال، نیکروز اعظمی

این سطور موجز در نظر ندارد متن قرارداد ۲۵ساله میان ایران و چین منتشره از سوی وزارت خارجه این نظام، که به دلیل اعتراضات گسترده ایرانیان از خفا بیرون آمده، را بربرسد بلکه به برخی موضوعات مطرح آن و مقایسه اش با دو قرارداد خفت بار در دوران قاجاری و اینکه بربستر کدام ضعف جمهوری اسلامی تن به چنین خفتی داده، بسنده می کند.

چه انتظارِ بی جا از سرگشتگان ناهشیار و ناکنجکاو در تیرگی های این جرثومه فساد که نامش جمهوری اسلامیست جهت تلاش برای نجات ایران از شّر این حکومت. حکومتی که برای تطویل حیات اسلامی مشموم خود حاضر است ایران را فدای اسلام کند. و چه فرومایگی ست که برای هر رویداد تماماً تلخ و ناگوار برآمده از سیاست مجریان و شیادان حاکم، همچون متن قرارداد اخیر بیست و پنج ساله، اینگونه کمر خم کرد و «لبیک» گفت. که تا چه شود؟ تا شکست های پی در پی پیشین در فضای نظامی که بانی جا انداختن سیاست «انتخاب بد و بدتر» است، پنهان بماند؟ تا با یک روحیه بالا و اعتماد بنفس تازه در میدان جمهوری اسلامی حی و حاضر شد؟ چه فرقی می کند که این از روی آگاهی باشد یا ناآگاهی. در هر دو حالت جهل است نفسگیر.

غاصبانِ بر زین نشسته و دهنه گرفته ای که از مدت ها قبل با یکه تازی بر این سرزمین تاختند و آن را غصب کرده و بیرق اسلام را بر فرازش به اهتزاز در آوردند تا با تأسیس نظام اسلامی، اسلام را به ایران ارجح سازند و اسلام شیعی را بگسترانند و با شیفتگی جنون آمیز پرچم کشوری را آتش زنند و کشور عضو سازمان ملل را تهدید به نابودی کنند و وقتی رقیب کشور اسلامی دیگر هم صدایش از این بی خردی اسلامی بالا گرفته، امت ماندگانِ بی خبر از همه چیز و همه جا از این سه، سه ضلع مثلت دشمن در شکم خود بپروراند و آنگاه آن را از هاضمه خود بالا آورند بدینصورت: « این وضعیت بدون تردید در مقایسه با آنچه که مثلث امریکا- اسرائیل- حکام دست نشانده کشور عربی تحت محور آل سعود برای میهن ما ترسیم کرده اند که امضای کامل سرزمین ایران و به خاک سیاه نشاندن مطلق مردم ایران است». با بکار گرفتن منطق هندسی ماست که جمهور اسلامی ما فربه تر و مقوم تر می شود؛ این منطق هندسی یک روز بنام «مثلث جیم» امت را به پای صندوق رأی می کشاند و روز دیگر بنام «مثلث دشمن خارجی امریکا- اسرائیل- و عربستان سعودی» و هر دو در خدمت مقوم شدن این نظام. و چقدر هولناک است که شکست هر رویداد برآمده از نظام اسلامی، نه اینکه به ذهن تلنگر نمی زند بلکه برعکس امت ماندگان را در همان راه و رسم متعارف مصمم تر می کند تا شکست دیگر را تجربه کرده و کک شان هم از دور تسلسل باطل چنین تجاربی نگزد. و این معنایش چیزی نیست جز در ازخودباختگی خویش به اختاپوس اسلامی حاکمان فرقهء شیعی پناه گرفتن و بتبع برای مخالفان سکولار شان قد راست کردن و سینه سپر کردن.

 

پیش از انعقاد قرارداد ترکمنچای، ابلهان قاجاری که بی لیاقتی شان در اداره و مدیرت سیاسی جامعه معلوم گشته بود، می خواستند استیصال خود را در جنگی با روسیه پنهان کنند و به همین جهت شروع به هارت و پورت برای روسیه کردند و عاقبت اش جنگ با روسیه و شکست خفت بار و همچنین انعقاد قراردادی خفت بارتر که سه ایالت قفقاز را به دولت روسیه واگذار می کند. اکنون در این دستگاه تئوکراسی خانمانسوز ایران نیز وضع به همین منوال است. بیش از چهل سال است که سه ضلع مثلث خیالی دشمن امریکا-اسرائیل- عربستان با هدف سیاست خارجی مبتنی بر شیعه گستریِ ایران بر باد ده و با هزینه کردن منابع مالی عظیم در همین راستا که عواقب آن تأثیر مخرب همه جانبه بر زندگی معیشتی مردم ایران بوده و نیز باعث نمایان شدن بی بضاعتی این دستگاه در مدیریت خُرد و کلان جامعه شده و جامعه را با بحران علاج ناپذیر روبرو کرده، حالا ابلهانه می خواهند با انعقاد یک قرارداد ۲۵ ساله که بالحاظ طول زمانی حداقل تاریخ حکومت ها در ایران به خود ندیده، جامعه را در برابر غرب چینی زاسیون کنند تا بدینوسیله دشمنی با جهان غرب و اسرائیل را ادامه دهند و هم اینکه به خیال خود بر بحران علاج ناپذیر درونی فائق آیند. اما این بحران همه جانبه ساختاری ست و در همه عرصه ها خود را نمایاند. حکومت دینی شیعی ایران که مبتنی بر همین ساختارهاست و نفس مردم خودش را بُریده با چنین قرارداد خفت باری با چین، نمی تواند بی کفایتی خود در همه عرصه های جامعه را که بیرون زده و علنی شده و دیگر حافظ شیرازی هم این را فهمیده الا ذوب شدگان در دستگاه سیاسی شیعی، تخفیف دهد. جمهوری اسلامی فقط ننگ چنین قراردادی را در پیشانی خویش حک می کند درست بمانند قاجاریان که ننگ دو قرارداد خفت بار ترکمنچای و قرارداد ۱۹۱۹ وثوق الدوله را در پیشانی خود حک کردند.

 

اهمیت ندارد که وزارت خارجه این نظام دینی استبدادی با چه انگیزه ای متن قرارداد که مدتها پنهان بوده را منتشر کرده و اهمیت هم ندارد که این قرارداد به اجرا گذاشته شود یا خیر، اهمیت در این است که نظام بر اثر استیصال و بی لیاقتی در اداره جامعه و به همین مناسب ریزش تمام و کمال مقبولیت اجتماعی، به هر ترفندی روی می آورد تا برای خود در میان قشر متزلزل جامعه که طعم تلخ شکست ممتد را در جوار این نظام ورشکسته چشیده، آبرو کسب کند و آنها را مجدداً با خود همراه سازد. زمزمه این همراهی را کم و بیش از سوی انتخاب کنندگان میان «بد و بدتر» جاخوش کرده در دایره این نظام، نظامی که جامعه را به قهقرا برده، شاهدیم.

برگرفته از: 
گویا نیوز
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: