صدور احکام اعدام راه به کجا میبرد؟

به صفوف مبارزه با حذف مجازات اعدام در ایران بپیوندیم...

دیروز دوباره، سه جوان دیگر اعتراضات آبان ماه گذشته، امیر حسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی در بیدادگاههای جمهوری اسلامی به اعدام محکوم شدند. شایان ذکر است که چند روز پیش از این خبر تایید حکم اعدام این سه معترض از سوی به اصطلاح دیوان علی را تکذیب شده بود. خبری که نشان از شلختگی و بحران در نظامی قضای و سیاسی کشور دارد.

صدور اعدام های فله ایی برای جوانان به تنگ آمده از فقر و ستم و در عین حال برای فرار جمهوری اسلامی از رسوایی بیشتر، این سه جوان را برای حداقل دفاع از خود در بیدادگاههای این رژیم از داشتن وکیل مستقل به انحای مختلف محروم کرده است.

احکام اعدام در دولت جمهوری اسلامی تنها فعالین سیاسی و یا معترضین به فقر و ناداری را شامل نمیشود. بلکه صدور احکام اعدام حتی به مثابه راه حلی برای رفع مشکلات اقتصادی و احیانا تخلفات اجتماعی نیز مورد استفاده قرار میگیرد.

اعتراضات پی در پی مردم در سالهای اخیر، سال96، 98 و اینک با گسترش تحریم ها از خارج و افزایش فقر در داخل و امکان فوران اعتراضات جدید در سال 99 رهبران جنایت پیشه جمهوری اسلامی را سراسیمه کرده است. این سراسیمگی را میتوان در صدور احکام اعدام این رژیم علیه نیروی جوان طالب تغییرات در کشور به عینه مشاهده کرد. با وجود اینکه اعتراضات آبان ماه سال گذشته بنا به ارقام غیررسمی 1500 تن از مردم قربانی گرفته بود، اما جمهوری اسلامی هنوز به کشتن این تعداد راضی نیست و با صدور احکامی از نوع فوق به سیاست انتقام و ایجاد ترس و وحشت در میان مردم ادامه میدهد.

صدور اعدام به سه جوان نامبرده را میتوان به مثابه زهر چشمی تلقی کرد که جمهوری اسلامی در آستانه کاهش ارزش پول ایران در مقابل ارزهای خارجی تلقی کرد که خواه ناخواه به نارضایتی های گسترده ایی دامن میزند و شرایط را برای اعتراضات وسیع و شورشهای خیابانی در طول ماههای پیش رو فراهم میآورد.

در طول 41 سال حاکمیت جمهوری اسلامی در ایران، پاسخ مطالبات مردم که خود را در قالب اعتراضات متعدد و از آن جمله اعتراضات خیابانی نشان داده است، خشونت، کشتار، سرکوب و بالاخره اعدام بوده است. به بیانی دیگر مردم در اعتراضاتشان تغییر را طلب کرده اند و جمهوری اسلامی در مقابل این مطالبه بحق مردم احکام اعدام را برای جوانان این کشور صادر کرده است.

حقیقا صدور احکام اعدام علیه معترضین میتواند، از بروز اعتراضات بعدی ممانعت به عمل آورد؟ اگر چنین بود بایستی چهل سال اعتراضات مردم در گوشه و کنار کشور هرگز امکان بروز نمی یافت. اگر سرکوب مانع از آن شود که گرسنگان و اسیرگرفته شده گان و سرکوب شونده گان سکوت کنند، تاکنون نه تغییری در جهان و نه تغییری در ایران بوقوع نمی پیوست.

تاریخ به ما می آموزد که هر تغییری در جهان به پشتوانه یک اعتراض بوقوع پیوسته است. تاریخ میگوید بدون اعتراض تغییر غیرممکن است. حالا رژیم جمهوری اسلامی حقیقتا میتواند سدی در مقابل تغییرات تاریخی باشد؟ چه بسا صدور احکام اعدام امروزی، خود روزی به اعدام خود جمهوری اسلامی ایران منجر شود.
در نهایت، مجازات مرگ باید از قوانین ایران و هر کشور دیگری هر چه زوتر حذف گردد.
20200703

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: