زبان های ایران، بایدها و نبایدها

"""اصل ۱۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران: زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است."""

"""اصل ۱۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران: زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است."""
با آنکه در اصل پانزده قانون اساسی آموزش زبان و ادبیات مادری ( توجه فرمایید که نه آموزش به زبان مادری ) در کنار فارسی آزاد است اما به فعالان در این ضمینه همواره هجمه برده شده و آنها با تهدید، زندان و حتی اعدام روبرو گشته اند. امروز و در این نوشتار قصد آن دارم تا بدین موضوع بپردازم که دلیل احکام سنگین برای فعالین در زمینه آموزش زبانهای مادری غیر از فارسی به ملتها و اقوام دیگر ساکن در ایران چیست و چرا حکومت مرکزی همواره با آموزش به زبان مادری مخالفت کرده است و اصلا چرا آموزش به زبان مادری؟
حق آموزش به زبان مادری بارها در معاهده ها و کنوانسیون های گوناگون بین المللی مورد تایید و تاکید قرار گرفته است از جمله :
منشور زبان مادری
اعلامیه جهانی حقوق زبانی، بندهای ۳ و ۴ از ماده ۴
اعلامیه حقوق اشخاص متعلق به اقلیت‌های قومی، ملی، زبانی و مذهبی
ماده ۳۰ کنوانسیون حقوق کودک
ماده ۲۷ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی
اما چرا آموزش به زبان مادری تا این حد مهم است؟ در پاسخ به این پرسش جناب آقای اشکبوس طالبی قبلا مقاله ای جامع و کامل بر اساس پژوهش های علمی معتبر ارائه نموده اند که بنده فقط به بیان چند نکته از مقاله ایشان اکتفا کرده و در پایان مطلب لینک اصل مقاله را برای علاقمندان و پژوهشگران جوان قرار میدهم تا در صورت تمایل و لزوم به آن مراجعه نمایند.
مغز کودک در دوره ‌ی نوزادی، از صد میلیارد نرون مغزی تشکیل شده است. رابطه‌ی رشد مغز کودک با توانایی‌های ذهنی و زبانی کودک از نوع رابطه‌ی همبسته‌گی است. یعنی هر دو باهم رشد می‌کنند. بدین معنی که رشد یکی باعث رشد دیگری نیست؛ بلکه رابطه‌ی هر دو برهم‌دیگر، یک رابطه‌ی تاثیر و تاثر متقابل است؛ نه یک رابطه‌ی علت و معلولی. رشد بخش‌های مختلف خود مغز نیز هم‌ زمان نیست؛ قسمت هایی از مغز زودتر رشد می ‌کند. ابتدا قسمتها ی مغز پایینی، سپسس قسمت‌های مغز میانی، و در آخر مغز فوقانی یا پیشانی به رشد می‌رسد؛ که این قسمت از مغز، با رشد زبان و ذخیره سازی کلمات و کاربرد اعداد، تصاویر و مفاهیم، ارتباط بسیار دارد. رشد مغز و ارتباط بین نورون‌های مغز، به رشد زبان‌ آموزی کمک می‌ کند و آموختن زبان نیز به نوبه‌ ی خود، به رشد مغز و توانایی ‌های هوشی و توانایی ‌های یادگیری کودک اثر می‌گذارد.
زبان مادری یا زبان اول، بخش متفاوتی از قشر فوقانی مغز را اشغال می‌کند. و آن بخش از مغز که مرکز آموزش زبان مادری (زبان اول) است، در برابر ضربه‌های مغزی مقاوم‌ تر است. زبان دوم در بخش دیگری از قشر فوقانی مغز متمرکز می‌شود. لذا آسیب‌های مغزی سبب اختلال شدید در یکی از این دو زبان می گردد. در سکته‌ های ایسمیک مغزی، آسیب وارده بر ناحیه‌ی زبان دوم رایج‌تر است. و شخص آسیب‌ دیده معمولا، ابتدا تواناییهای زبان دوم را از دست داده و فراموش می‌کند. درحالی که هنوز قادر است با زبان اول خود٬ یعنی زبان مادری صحبت کند. بعضی از روان‌شناسان کودک از این هم جلوتر رفته‌اند و ثابت می‌کنند که زبان مادری از دوران سوم حامله‌گی به‌خصوص بین هفته‌های بیست و چهارم تا تولد شروع می‌شود زیرا مغز جنین در این دوره می‌تواند به محرک‌های صوتی مادر و کیفیت صدای اطراف مادر واکنش نشان دهد. زبان اول فقط سخن‌ گفتن نیست، بلکه هوش هیجانی و عاطفی انسان نیز هست. هر زبان بار عاطفی، تاریخی و فرهنگی خود را دارد. لذا زبان اول، اساس تفکر، عواطف، موسیقی و حتی محتوای خواب انسان را تشکیل می‌دهد.
گذار از محیط خانواده به بیرون خانواده، و ورود به مهد کودک و مدرسه، از حساس‌ ترین تغییرات محیط اجتماعی و پروسه‌ ی اجتماعی‌ شدن کودک و هویت‌ یابی کودکان است. اما این گذار برای کودکانی که از حوزه‌ ی زبان مادری به حوزه‌ ی زبانی- اجتماعی دیگری می ‌روند، بسیار پرتنش‌تر، ناآشناتر و گاهی ترس‌آورتر خواهد بود. کودک ناگهان احساس می‌کند در محیط نا آشنای جدید، مهارت‌های کلامی و اجتماعی لازم را برای تطابق و هم‌نوایی با اطراف را ندارد. و مشکل زمانی دو چندان می ‌شود که معلمان و یا کودک ‌یاران، با فرهنگ و زبان کودک بیگانه بوده و آموزش‌های لازم را برای آسان ‌تر کردن و لذت ‌بخش نمودن این گذار استرس ‌زا و اضظراب ‌آور را نداشته باشند. در چنین حالتی کودک، از محیط جدید دلزده و نسبت به آموزش زبان دوم، مقاوم و حتی فراری می‌شود. شاید به همین دلیل است که درصد کودکان فراری از مدرسه یا ترک تحصیل کرده‌ها در استانهای حاشیه‌ای و قومی ۱۰ برابر کودکان تهرانی، اصفهانی و شیرازی است. انجمن توانایی‌های شنیداری، گفتاری و زبان‌آموزی در آمریکا چنین نتیجه‌گیری کرده است که مهارت در زبان دوم و یا سوم، زمانی فراگرفته می‌شود که کودک در آموزش زبان اول به مهارت نسبی رسیده باشد. یعنی آموختن صداها، کلمات و جمله‌ها در زبان اول، امکان یادگیری سریع‌تر زبان دوم را فراهم می‌کند.
با توجه نکاتی که ارائه شد میتوان به راحتی لزوم تحصیل و آموزش به زبان مادری علی الخصوص در دوران ابتدایی که دوران یادگیری مفاهیم پایه ای است را درک نمود. اما پرسشی که مطرح میشود آن است که وقتی علم و پژوهش های علمی بر لزوم آموزش به زبان مادری برای یادگیری بهتر مفاهیم پایه ای و آموزش زبان مادری برای یادگیری زبان های دیگر تاکید دارند، چرا در ایران تا بدین حد با آن مقابله میشود و اگر اجازه آموزش به زبان مادری داده نمی شود لا اقل همان بخش اموزش زبان و ادبیات مادری در کنار فارسی چرا به صورت کامل اجرا نمیگردد؟
علت اصلی این موضوع علی الخصوص از طرف پان ایرانیستها، بعضی سلطنت طلبان امروز و در زمان حکومت پهلوی بی شک ریشه در ترس تاریخی ناسیونالیسم ایرانی از هجوم بیگانگان و شکستهای تاریخی دولتهای قدرتمند ایرانی و تمایل فاتحین به جایگزین کردن زبان و فرهنگ خود به جای زبان و فرهنگ ایرانی در آن ادوار دارد. در واقع این ترس در ذهن ایرانیان جا افتاده که ترویج و رواج یک زبان دیگر ولو اینکه زبانی ایرانی باشد به معنای شکست و نابودی است، در این سیر تفکر تاریخی ایجاد شده کم کم نکته ای بسیار مهم دچار فراموشی قرار گرفت و یا به عمد توسط زمامداران نفی شد.
این موضوع که به صورت جدی توسط بسیاری حکومتها و سلسله ها علی الخصوص از دوره صفویان به بعد سعی بر تحریف و حذف آن شد، چند ملیتی بودن ایران است. در واقع ترس از این موضوع که دشمنان بخواهند با استفاده از این موضوع به حکومت مرکزی ضربه وارد گردانند باعث آن شد که حکومتهای مرکزی در ایران همواره منکر چند ملیتی بودن ایران شوند و انها را اقوام ایرانی بخوانند اما چرا باید ایران را کشوری چند ملیتی بدانیم و نه چند قومی اصلا تعریف از ملت و قوم چیست؟
ملت ها در گذر زمان و تاریخ و با سكونت اقوام گوناگون در یك سرزمین مشترک و ایجاد سنن و آداب مشترک و فرهنگ مشترک و دفاع مشتركی كه همه اقوام تشكیل دهنده آن درازای تاریخ از سرزمین، میراث و فرهنگ خود در برابر بیگانگان می كنند، پدید آمده اند و هیچ نقشه ی از پیش تعیین شده ی در پیدایش و تداوم زندگی آنها مؤثر نبوده است. ملت همچنین زنجیره ناگسستنی نسل های گذشته، حال و آینده می باشد. بر این اساس، ملت جاوید و پاینده شناخته می شود. به نظر اندیشمندان، پیوند مستقیم مفهوم ملت با دولت امر تازه ای است كه تاریخ آن از پیدایش ملی گرایی و ناسیونالیسم جدید و دولت های نوین فراتر نمی رود و مربوط به تحولات فكری و سیاسی و اجتماعی اروپا در دو سده اخیر است. نیروی اصلی و عمدۀ پیوند دهندۀ ملت، از احساس تعلق قوی به تاریخ ، فرهنگ، دین و نیز زبان مشترك برمی خیزد. به نظر دانشمندان علوم سیاسی ملت هایی را می توان یافت كه به عنوان یك جماعت تاریخی و دارای بافت فرهنگی خاص اند، اما بدون خودمختاری سیاسی یا داشتن دولت هستند، شاید ملت كٌرد بهترین نمونه برای این اصل باشد.
یك قوم ، به عنوان واحد اجتماعی، از نژاد، اصل و نسبی یكسان تشكیل یافته، دارای زبان و نیز در بسیاری از موارد، مذهب مشترك است . "فرهنگ قومی" دارای مشخصه های می باشد كه آن را از فرهنگ های دیگر اقوام تشكیل دهنده ملت متمایز می سازد . از دیدگاه جامعه شناسان "قوم" بیش از هر چیز مقولۀ نژادی بشمار می رود.
پس بر اساس این تعاریف قوم خواندن بلوچ ها، آذری ها، کردها و ... که در میان ملت خود اقوام نژادی گوناگون و مذاهب گوناگون حتی گویشهای زبانی گوناگونی دارند اشتباهی است که عمدتا تعمدی صورت می گیرد. در ایران باستان چند ملیتی بودن کشور مورد تایید بود و حتی بسیاری از کتیبه ها و سنگ نبشته ها به بیش از یک زبان نوشته میشده است. در واقع آغاز تبدیل زبان فارسی به تنها زبان رسمی در کشور به دو قرن بعد از حمله اعراب بر میگردد. دو قرنی که اعراب از هیچ گزند و توهینی بر ایران و ایرانیان فروگذار نکردند و تمام سعی کوشش خود را بکار گرفتند تا زبان و فرهنگ ایران را عربی گردانند. زمانی که کم کم حکومتهای محلی در ایران تشکیل شد زبان ابزاری شد تا حکومتهای محلی بتوانند هم به نوعی استقلال خود را نشان دهند و هم حس ملی گرایی را در مردم زنده کنند و زبان و ادبیات پارسی بوسیله ادبایی مثل رودکی و فردوسی در سده های بعد به اوج شکوه خود رسید و زبانهای دیگر ایرانی را به حاشیه برد.
همیشه بزرگترین و قوی ترین قدرتها در جهان کشورهایی چند ملیتی بودند، از روم و ایران باستان تا بریتانیای کبیر و امروزه آمریکا. اما همواره سرنوشت کشورهای چند ملیتی رسیدن به اوج نبوده و در مواردی به جنگ و نابودی انجامیده مانند اتفاقاتی که برای کشورهای بالکان و شرق اروپا رخ داد.
در واقع تاریخ به آموخته هر زمان که در یک کشور چند ملیتی حکومت حقوق ملتها و اقوام را رعایت کرده و سعی بر یکپارچه سازی فرهنگی و قبولاندن فرهنگ و زبان یکی از ملتها به دیگران نکرده آن کشور مسیر رو به رشد پیموده و همینطور بلعکس. جالب است که بدانیم ایالات متحده آمریکا که امروزه قدرتمند ترین کشور چند ملیتی جهان است حتی زبان رسمی در سطح فدرال ندارد و زبان انگلیسی گویش آمریکایی توسط خود مردم به عنوان زبان میانجی در آمده است.
اما در دوران جمهوری اسلامی، مذهب گرایی ملی و در واقع مذهب گرایی شیعی و به بیان دقیق برای برقراری حکومت ولایت مطلقه فقیه و دستیابی به آن، حکومت به نوع دیگری سعی در یکسان سازی فرهنگی داشته و قصد دارد تا تفکر سیاسی خود را به هر طریق ممکن وارد ذهن نسلهای آینده نماید و از آنجا که زبان کلید ورود به اذهان است، هرگز و هرگز بر نمی تاباند که نسل آینده با زبانی به غیر از آنکه زبان ولایت مطلقه باشد آشنایی کامل یابد زیرا همانگونه که در سطور قبل قید شد، ( زبان فقط سخن‌ گفتن نیست، بلکه هوش هیجانی و عاطفی انسان نیز هست. هر زبان بار عاطفی، تاریخی و فرهنگی خود را دارد ) یادگیری هر زبان یعنی یادگیری تفکری نوین پس برای این حکومت اقتدار گرا و دیکتاتوری دینی بسیار مهم است زبان تفکر جامعه زبانی باشد که با آموزه های عقیدتی حکومت همخوانی داشته در نتیجه افراد تحت تاثیر قرار گرفته و در تصمیم گیری ها و تفکرات به نوعی تحت نفوذ حکومت باشند.
حتی امروزه که تحت فشار اذهان عمومی به صورتی کاملا محدود و کنترل شده در بعضی مدارس در کردستان و آذربایجان تدریس زبان آذری و کردی مجوز گرفته و اجرا میشود باز هم حکومت و نهادهای امنیتی با کسانی که در جهت آموزش زبان مادری به صورت خودجوش و در چهارچوب ارگان ها و انجمن های مدنی فعالیت می کنند به شدت برخورد می نماید و حکم ابلاغی اخیر به سرکار خانم زهرا محمدی نمونه ای از آن است.
به امید آن روز که به آن حد از درک و کمال و آگاهی دست یابیم تا دیگر چند ملیتی و چند زبانه بودن ایران را نه یک نقطه ضعف بدانیم و نه انکار کنیم بلکه سعی کنیم با ایجاد عدالت اجتماعی پایدار از تمامی ظرفیتهای ملت های ایران برای رشد و توسعه همه جانبه و همگانی استفاده نماییم.

مریم سلطانی
کارشناس روانشناسی، مشاور اسبق امور بانوان در شهرداری تهران
منابع:
زبان مادری یا زبان اول. اشکبوس طالبی
https://iran-tc.com/fa/%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d...
Rupert Emerson, Form Empire to Nation, Cambridge, Harvard University Press, 1960
Anthony D. Smith: Nationalism. Theory, ideology, history. Polity Press, Cambridge 2001, ISBN 0-7456-2659-9.
«امّت و ملّت، نگاهی دوباره». پرتال جامع علوم انسانی
راهنمای زبان‌های ایرانی. زیرنظر رودیگر اشمیت، ترجمهٔ آرمان بختیاری و دیگران
سیر تحول زبان فارسی از دوره ی باستان تا امروز، افشین مرادی

برگرفته از: 
ایمیل ارسالی
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: