چه کسی قرار است با اسرائیل بجنگد ؟

مهناز هدایتی
شاید بتوان گفت پایان جنگ ها در جهان رسیده است چرا که دیگر سربازی برای دفاع از جنگ افروزان وارد میدان جنگ افروزی نخواهند شد . دایره سلطه جنگ افروزی روز به روز محدودتر خواهد شد چه بسا با آخرین جنگی که احتمالا توسط اسرئیل در ایران صورت می گیرد بعد از آن جنگی در جهان افروخته نشود چرا که حدو حدود مرزی کشورها به رسمیت شناخته شده است و دیگر هیچ کشوری به دنبال تصاحب خاک کشورهای دیگر نیست

سئوال این است چه کسی قراراست با اسرائیل و متحدانش درصورت بروزجنگ احتمالی بجنگد ؟ فرزندان رهبر جمهوری اسلامی آقای خامنه ای یا فرزندان آقازاده ها یا فرزندان وزرا و سفرا یا فرزندان سرمایه دار ها یا فرزندان بازاریان یا فرزندان فراریان خارج از کشور که به هر دلیل و بهانه سیاسی و غیر سیاسی ناچارا در خارج از ایران مقیم شده اند ؟

بی شک باید گفت هیچکدام از این افراد ذکر شده حاضر نیستند جگر گوشه هایشان را فدای جمهوری اسلامی کنند چنانچه کمترین شهید در جنگ 8 ساله ایران با عراق از این افراد یاد شده بوده است یا اصلا شهدایی تقدیم مذهبی که زیر پرچمش خزیده اند و از این پرچم به نان و نوا و جاه ومقامی رسیده اند نکرده اند .

اما می ماند چه کسی باید با اسرائیل و احیانا متحدانش بجنگد که در آغاز این مقاله باید آب پاکی را روی دست سیاستمداران نشسته در تهران ریخت و گفت به احتمال قوی هیچکس حاضر نیست با اسرائیل بجنگد .

دلایل مختلفی از مجموعه دلایل موجود بر این عقیده هست که می توان به چند مورد مختصرا پرداخت اما مسئله حائز اهمیت این هست که اگر بر حسب احتمال اسرائیل بخواهد تاسیسات اتمی ایران را بمب باران کند پسوند این بمب باران سکوت جمهوری اسلامی نخواهد بود چرا که جمهوری اسلامی نه سوریه و نه عراق است که در مورد بمب باران تاسیسات اتمی اش سکوت اختیار کند و کوتاه بیاید چرا که این دو کشور هیچ زمانی قصد نابودی اسرائیل را نداشته اند و یا لااقل به زبان نیاوردند که در اندیشه نابودی و محو صهیونیست ها از روی زمین باشند اما برحسب اتفاق با درصد حتی خیلی پائین اگر اسرائیل مراکز اتمی جمهوری اسلامی را هدف بمب باران قرار بدهد جمهوری اسلامی وارد جنگ تازه ای با اسرائیل خواهد شد .

اما بر می گردیم به مطلب قبلی دفاع در مقابل شروع و ادامه جنگ احتمالی با اسرائیل بر ضد جمهوری اسلامی که نه برای تقدس از انگیزه ی حس وطن پرستی ست و نه انگیزه ملی و میهنی برای حفظ تمامیت ارضی ایران دارد و نه تقدس پذیرش حکومت مردمی در سطوح مختلف حاکمان در راس قدرت سیاسی و داشتن پایگاه مردمی برای همراه داشتن توده های مردمی برای قبول و هضم وارد شدن به عملیات جنگی در ایران توسط مردم ایران را حکایت می کند .

خانواده های داغدار شهید داده هنوز در سوگ فرزندان و خانواده شهیدشان به سر می برند و دیگر هدیه ای ندارند تا تقدیم جنگ افروزان کنند آن دسته از دلسوزان و از جان گذشته گانی که یا برای دفاع مقدس از وطن یا برای اهداف مذهبی شان رهسپار جبهه ها شدند هنوز در سوگ و شوک بعد از شهادت عزیزانشان به سر می برند و هنوز حمام ها و خانه ها و مدارس و جاده ها و خیابان ها و کوچه ها و بیمارستان ها بوی جسد های متلاشی شده از بمب باران های حتی شیمیایی از جنگ 8 ساله را به مشام می رساند و تکه پاره ها و استخوان های خشک شده و بی نام و نشان شهدا در تابوت ها ی چوبی از شهری به شهری دیگر می چرخدو در گورستان ها و دانشگاه ها جایی برای دفنشان جستجو می کنند تا از این طریق یاد اور فضای مسموم جنگی باشند و به عنوان شهید پروری داغ دل مردم ایران را هر روز تازه تر کنند .

با توجه به این پیامدهای جنگ 8 ساله ایران و عراق است که شاید قدرت و جسارت حمله احتمالی را به اسرائیل می دهد که برای حمله هوایی یا زمینی به ایران از آمادگی نسبی نسبت به ایران برخوردار باشد چرا که اگر از لحاظ نظامی و نیروی انسانی در حد و قواره ایران نباشد یا باشد و بالاتر هم باشد اما اسرائیل خوب می داند که دیگر در ایران نه قدرت نظامی و مالی حرف اول را می زند و نه می توان روی قوای انسانی نطامی جمهوری اسلامی حساب باز کنند چرا که پایگاه توده ای مردمی در ایران اگر در حد صفر نباشد اما در آن مکان ارزشی حسابرسی نیست که بتوان به اتکا آن وارد یک جنگ مجدد شد .

بی تمایلی توده ها نسبت به یک جنگ دوباره از جانب جمهوری اسلامی یعنی همان جمهوری و همان رهبریت دوم و رهبریت فعلی که جنگ 8 ساله را افروخت و ادامه داد موجب شده است که از نظر روانشناسی توده ای در جنگ بتواند اسرائیل را در برتری نسبی نشان بدهد و توازن پیروزی و برتری را در توان و ازآنه خود ببیند.

تحولات عظیم اجتماعی سیاسی و فرهنگی با توجه به رشد و توسعه روز افزون تکنولوژی در سرتاسر جهان در عرض این 32 سال بعد از وقوع انقلاب اسلامی 57 در ایران رخ داده است دریچه ای تازه برای روشن شدن واگاه شدن و درست اندیشیدن به روی باورها و دیده های جهانی گشوده است .

بعد از انقلابی که به رهبری تمام عیار آیت الله خمینی که از سال 1342 شروع شد و در سال 57 13 به پیروزی رسید با شعار استقلال ازادی جمهوری اسلامی و به رهبری امام خمینی با مشارکت تائید همراهی و همرزمی تمام گروه های سیاسی از چپ کمونیست گرفته تا راست افراطی مسلمانان 2 آتشه از مجاهدین خلق تا نهضت ازادی و جبهه ملی و دیگر گروه ها و گروه ها و و سازمان ها و سازمان های موجود قبل از انقلاب 57 در ایران که یک صدا ویک نفس با یک منظور و مفهوم با اتحادی وصف ناپذیر که در هیچ کجای دنیا مثال زدنی نبودو نیست که با وحدت کلمه ی استقلال ازادی جمهوری اسلامی حرکت های از پیش سازمان یافته شده چند میلیونی در ایران را پوشش داد و به راه انداخت که رهبر این جنبش خمینی یک رهبرصد درصد اسلامی از تبارروحانیون پرورش یافته در حوزه علمیه بود .

اما بعد از به ثمر رسیدن انقلاب صد درصد اسلامی سال 57 انقلاب خونین دیگری توسط همین جنبش در ادامه ی همان انقلاب 57 صورت گرفت و فاز 2 انقلاب اسلامی تبدیل به جنگ خونین 8 ساله با عراق شد و هشت سال تمام این جنگ ادامه یافت با خسارات جانی و مالی و تخریب تمام زیر ساخت های اقتصادی و بنیادی یک کشور که در عرض سال های متمادی با تلاش و کوشش و زحمت همان مردم به انقلاب کشیده شده در ایران ساخته و پرداخته شده بود .

پس باید گفت انقلاب خونین یک صورت گرفت و انقلاب خونین دو یعنی وارد شدن به جنگ و ادامه جنگ با عراق در ادامه همان انقلاب بود که برای تثبیت و تکمیل همان انقلاب صورت گرفت و ادامه یافت .

تمام این حوادث در 32 سال پیش و 30 سال پیش صورت گرفته است کمی بیشتر از یک سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی جنگ عراق با ایران یا جنگ ایران با عراق شروع شد تقریبا هم زمان با هم که به صراحت می توان گفت:

2 اشتباه بزرگ تاریخی دربهمن ماه سال 57 و در شهریور سال 59 صورت گرفت انقلاب و جنگ که هنوز آثار به جا مانده از لحاظ روحی روانی و شورو هیجان ازتن انقلابیون بیرون نرفته شاهد به پا کردن جنگ 8 ساله توسط همان انقلابیون بودیم.

اما اما : ما نسل زیر سنیم وقتی که انقلاب شد / و جنگ شد منظور از ما میلیون ها بچه هایی بودند که در حال حاضر دیگر کودک و نوجوان و جوان نیستند بلکه از مرز میان سالی هم گذشته اند اگر کودکان زیر سن را قبل از انقلاب و قبل از وقوع جنگ با عراق در نظر بگیریم که ازمرز زیر سن بودن خارج شده اند و در آن دوران 7 / 8 ساله بوده اند یا کمتر یا بیشتر بعد از وقوع این 2 انقلاب خونین در خونین ازمرز سن قانونی گذشته اند بزرگ شده اند پدر شده اند مادر شده اند برای خود فرزندان و نوه هایی دارند می شود از این میلیون ها پرورش یافته بعد از سن قانونی پرسید آیا حاضرید بار دیگر قربانی یک جنگ بشوید ؟ آن هم جنگی که در خاطرات کودکانه شما همراه با کشتار فامیل ها دوستان همسایه ها و هم وطنانتان بوده است آن هم به مدت هشت سال متمادی و وحشتناک؟ چه خواهند گفت ؟

آیا شما حاضرید از خود یا دیگران بپرسید حاضرید برای انقلابیون و به خاطر انقلابیون 57 باردیگر درجنگ شرکت کنید و شاهد جنگ خودسرانه ی دیگری باشید اصلا مطرح کردن چنین سئوالی در شرایط روز جهانی برابر با آماده کردن اذهان عمومی برای حملات انتحاری و تروریستی خواهد بود دقیقا همین است شک نکنید که اگر چنین سئوالی را بپرسید برابر با سئوالی خواهد بود که از یک تروریست آماده ی عملیات انتحاری که کمریند مواد منفجره را به خود می بندد و برای کشتار عده ای انسان اقدام می کند چه تفاوتی است با عمل جنون آمیز یک انتحاری تروریست نامیده شده با کسانی که دوباره می خواهند برای همان سرکوبگران بجنگند ؟

اما اما باید گفت دوران آماده کردن اذهان عمومی برای وادار شدن به جنگیدن تمام شده است دوران جنگ و جنگیدن تمام شده است با چه زبانی باید گفت که قرار نیست نسل ما در کنار جنگ افروزان بجنگد اگر نسل قبل از ما آگاهانه یا ناآگاهانه وارد یک جنگ خواسته یا ناخواسته شده اند با همان شور انقلابی شان اینک نسل ما قانونا می توانند ادعای رد چنین جنگی را داشته باشند و فراتر از نقد جنگ بر علیه به پا کننده گان جنگ و حتی آن انقلابی که باعث این جنگ افروزی شد بشورند و آنان را مورد باز خواست قرار بدهند .

اما قرارنیست ما درهرجنگی شرکت کنیم و سیاستمداران کودن را ساپورت کنیم و اجازه بدهیم در هر شرایط و هر زمانی که دلشان خواست اعلام جنگ کنند و با بهانه های واهی عده ای را به کشتن بدهند سیاستمداران کودن و دیکتاتورمنش می توانند و آزادند جنگ افروزی کنند ماهیتشان چنین ایجاب می کند اما نسل ما نسل بهره وری از تکنولوژی ست نسل ما نسل برقراری ارتباط های جهانی ست دوستی های پرازعشق و صمیمیت های اینترنتی ست امروز با وارد شدن به اینترنت از حال تمام دوستان جهانی ات می توانی اگاه بشوی و حال و روزش را بدانی و بپرسی و از حال و روز همسایه ی بغل گوشت درفیسبوک در آن سوی قاره ی دور افتاده افریقا و امریکا و استرالیا و اسیا باخبر باشی .

امروز می توانی تمام فیلم ها و موزیک ها را که دوست داری در عرض چند ثانیه از کانال های دل خواهت تماشا کنی و می توانی بشنوی امروز روزه زنده بودن پخش مسابقات فوتبال است و سریال های پر هیجان و دنباله دار و میخکوب شدن پای کانال های ماهواره ای و بدون هزینه کردن به تماشای کنسرت ها و یا مجالس عروسی پادشاهان افسانه ای و تماشای عروسی پادشاه و ملکه به طور زنده از شبکه های سراسری بنشینی که دیگر قصه اش را در ورق پاره ها و از زبان مادر بزرگ ها نمی شنوی که آیا حوصله تغریف کردن هراز گاه یک قصه را داشته باشند یا نداشته باشند .

امروزه روز روزه 24 ساعته پخش زنده ماهواره ای در منزل است وحتی می شود فیلم های سکسی مجاز را تماشا کرد و بی خیال غم و غصه یک روز پر ازمشغله کاری خارج از خانه شد . امروزه روز روزگار صادق آهنگران ها نیست که با صدای زیبا اما مرگبارشان در بلندگوهای دولت های خونریز بدمند و ملتی را به خاطر وسوسه های شیطانی عده ای سیاستمداربی سیاست نشسته در ایران و عراق راهی جبهه های جنگ کنند ویا مادران دلسوز را چادر به کمر بسته در انبارهای آذوقه برای بسته بندی مواد غذایی برای جبهه های جنگ حق عیله باطل اماده کنند و امروزه روز روزه احساسات بی منطق و شوریدن افکار مالیخولیایی و خود بینی و بزرگ بینی های شخصی با سوء استفاده از نام مذهب نیست .

امروزه روز روزی نیست که ملت ها را بتوان وادار ووارد جنگ ناخواسته با بهانه یا بدون بهانه های ابلهانه کرد نسل امروزی همانگونه که عاشق رخ دادهای تازه و تغییر وتحولات اجتماعی فرهنگی و علمی ست مخالف هر گونه جنگی نیز هست که خودکامه گان به راه خواهند انداخت .

دلیلی وجود ندارد که نسل ما و نسل بعد از ما وارد جنگ هایی بشوند که سران خودکامه شان به راه می اندازند بازی های سیاسی برای به پا کردن جنگ پذیرش خود را از دست داده است جوانانی ازنسل امروزی حاضر نیستند طعمه ی سیاستمدارانی بشوند که هر لحظه در فکر سوداگری جدید هستند یا برای غارت دیگر ملت ها یا برای اثبات فرضیه های خودکامگی شان قربانیان هر روزه را طلب می کنند .

شاید بتوان گفت پایان جنگ ها در جهان رسیده است چرا که دیگر سربازی برای دفاع از جنگ افروزان وارد میدان جنگ افروزی نخواهند شد . دایره سلطه جنگ افروزی روز به روز محدودتر خواهد شد چه بسا با آخرین جنگی که احتمالا توسط اسرئیل در ایران صورت می گیرد بعد از آن جنگی در جهان افروخته نشود چرا که حدو حدود مرزی کشورها به رسمیت شناخته شده است و دیگر هیچ کشوری به دنبال تصاحب خاک کشورهای دیگر نیست چنانچه لشکر کشی عراق به کویت در تاریخ دوم آگوست 1990 با برخورد شدید سازمان ملل روبروشد که نمونه ای از عقب نشینی یک کشورخارجی برای تصاحب خاک کشور دیگری ست و اما بهانه های سلطه طلبانه قدرت های فاشیستی نیز در جهان امروزی نه تنها هیچ پشتوانه ای نخواهد داشت بلکه با برخورد نیروهای ناتو در هم شکسته می شود .

دوران سر نیزه های زهرآلود برای کشتن انسان ها و حتی ماهی ها هم تمام شده است و سپر های آهنین در کوره های داغ برای حفاظت از سینه های جنگ افروزان جای خود را به مدال های طلایی و نقره ای می دهد که در میدان های مبارزه عادلانه برای کسب افتخار در میدان های ورزشی و علمی می جنگند نه برای کشتار انسان ها در بیابان های خشک و برهوتی به نام جبهه وسنگرومیدان های جنگی با ماهیت قرون وسطایی.

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.