پروژه ققنوس و سخنی با شاهزاده رضا پهلوی

جناب شاهزاده رضا پهلوی، وضعیت کلی روزهای قبل از سرنگونی رژیم صدام حسین در عراق را بیشتر مطالعه کنید. در آن روزها، بیشتر اپوزیسیون سیاسی عراق در کشورهای غربی، سوریه و اردن و غیره...در پی ایجاد یک پروژه واحد و تلاش همگانی بودند، اما دقیقا برخلاف آنها، اپوزیسیون ایران هرکدام در فکر پیشبرد مقاصد فردی و گروهی خودش است.

در سال ١٣٩٧ و اوایل اسفندماە، شاهزاده رضا پهلوی " پروژه ققنوس " را جهت بازسازی ایران معرفی کردند. در بیشتر گفتگوهای جناب شاهزاده با رسانه ها، ایشان هدف خود از ایجاد پروژه ققنوس را ارائه یک نقشه راه جامع برای مواجهه با مسائل بنیادین کشور از جمله بحران آب عنوان کردند. 

گمانی نیست که، شاهزادە رضا پهلوی و سازمان مجاهدین خلق، دو اپوزیسیون بزرگ سیاسی در ایران و بعنوان مخالفین رژیم مُلایان نزد عام و خاص مردم ایران شناخته شده هستند. 

بی شک، هر کدام از رهبران این دو جریان سیاسی، تلاش برای سرنگونی را با برنامه ها و فعالیتهای خود و نیز اعلام پروژه هایی برای روزهای پس از سرنگونی دنبال می کنند. 

البته در این میان، طبقات مختلف مردم؛ ملیتها و مذاهب گوناگون، در تقابل با آلترناتیوهای موجود، استراتژی ها و زمینەهای سیاسی آینده، محور مبارزات سراسری خود را در چارچوب یک سری تدابیر، اندیشه های نوین سیاسی، خواسته و مطالبات مشروع و در مجموع راهکارهایی را که سیاسیون مطرح می کنند، تنظیم نموده و بدان سمت سو می بخشند.

بنابر گفتەهای شاهزاده رضا پهلوی، ایشان بعد از مشورت با گروه شناخته شدەای از متخصصان ایرانی، پیشنهاد ایجاد یک بنیاد پژوهشی برای باسازی ایران را مطرح کردە بودند، کە در نتیجە پروژه ققنوس از سوی ایشان معرفی گشت.

اما آنچه مدنظر بنده و بخش زیادی از مبارزان سیاسی ایران می باشد، روشن ساختن این نکته است، که آیا چنین پروژه ای تنها یک نوع ابتکار برای توانمند سازی فعالیت های جامعه مدنی در ایران بعد از قیام دیماه ٩٦ است، و فقط مبارزات مدنی مردم را در یک قالب خشک و سرد، نامشخص و محدود هدایت می کند یا ناگفته های هم برای گفتن دارد؟!.

 اگر چنین پروژه ای برای امید بخشیدن به مبارزات مردمی و مکمل آن نباشد و برنامه سرنگونی رژیم مُلایان را تعقیب نکند، به نظرم آنچه تاکنون کلیت فعالیت آنرا مشخص می کند و همگان نیز مشاهده می کنند، نە تنها در گام اول آن هیچ منفعتی دیده نشده است، بلکه تاحدودی نیز در جهت یاس و نومیدی مبارزات تاثیر معکوس داشتە است.!

اگر جناب شاهزاده معتقدند؛ فقدان نهادهایی همچو پروژه ققنوس، در تاریخ معاصر ایران سبب فزونی گرفتن توهم و رشد خرافه (قبرپرستی دین شیعه) شده است، شکی نیست که این نکته مهم، عقیده ای صحیح و صواب است و حاکی از کیاست و دانش سیاسی ایشان است.

اما جناب شاهزاده، بنده پیشنهاد می کنم که در راستای اهمیت دادن به رشد فرهنگی مردم جامعه، که همانا زیربنای اصلی همه جوانب دیگر اجتماعی ـ سیاسی است، نکاتی چند را هم در نظر بگیرید؛

اولاً: ایجاد هر تغییر فکری و فرهنگی، بدون داشتن رسانه ای ملی و سراسری، برنامه ای جهت خرافات زدائی از عقیده مردم، سود بردن از وجود اندیشمندان توانای ایرانی از هر ملت و مسلکی، اهمیت دادن به مطالبات ملیتها و مذاهب دیگر، استفاده از توانائی های نخبەگان ایرانی در عرصه های مختلف مبارزه، به هیچ وجهی نتیجه بخش نخواهد بود.

اکنون و بعد از گذشت حدود دو سال از پروژه ققنوس، کدامیک از برنامه هایی که شما با بنیاد نهادن چنین پروژەای در تعقیب آن بودید، بدان جامە عمل پوشاندە شد یا به حداقل نتیجه مطلوب و موردنظر شما و دوستان دیگر و موسسین پروژه رسیده است؟! 

ثانیاً: جناب شاهزاده، در بیش از چهار دهه مبارزه مردم ایران، باید گفت؛ که اکنون بیش از هر زمان دیگری خواست نهائی اکثریت مطرح شده و سرنگونی رژیم مُلایان از سوی مردم در کانون خواسته های آنها قرار گرفته است و به کمتر از آن رضایت نمی دهند.

بحران اقتصادی و شرایط ناگوار معیشتی را نیک می دانید، پس اگر در نقشه راه شما، فقط اهدافی همچو بحران آب و محیط زیست ایران اهمیت دارند، و در درجه اول باید بدانها پرداخته شود، پس پروژه ققنوس تنها در قالب یک شعار بی محتوا بوده و تلاش لاطائل جمعی از اشخاص سرشناس و آکادمیک را معرفی می کند، نه اینکه یک سری اهداف بنیادین برای سرنگونی نظام دیکتاتوری مذهبی درآن وجود داشته باشد. چرا کە می بایست قبل از هر مهم دیگری در فکر تغییر بنیان سیاسی کشور بود.

ثالثاً: شما از ابتدای معرفی پروژه ققنوس، معتقد بودید که دغدغه بیشتر نیروهای سیاسی، مقابله با حکومت (رژیم آخوندی) است و نه فراهم کردن نقشه راه و پروژەهای بازسازی ایران. 

حال جناب شاهزاده رضا پهلوی، باید پرسید آیا غیر از تلاشهای فکری و فرهنگی آنهم از طریق رسانه ای ملی و روشنگری مردم و با امکاناتی فراوان و گسترده، متخصصین شما با وجود چنین رژیم مذهبی ـ استبدادی، اختناق، سرکوب، فضای امنیتی کشور و رعب و وحشت دهشتناک، هرگز می توانند در مورد محیط زیست و بحران آب و قراردادهای ننگین رژیم، هیچ گونه تٲثیرگذاری داشته باشند؟!

بنابراین، به عقیده بنده، پروژه ققنوس و بیشتر برنامه هایش، حاوی اصولی مبهم است جهت بازسازی مملکتی ویران شده از هرسو، چرا که در بطن خود اصول اساسی را درنظر نگرفته است.!!

باید گفت مطابق هیچکدام از محتوا و اهداف پروژه، راهکار آنچنانی برای روزهای حساس کنونی وجود ندارد. حال اگر شما و دوستانتان همسو با آن واقعیت دیگری را دنبال می کنید و مطلب دیگری را بعنوان یدک در نظر دارید، تا حال برای بیشتر مردم ایران نامشخص است.

جناب شاهزاده رضا پهلوی، وضعیت کلی روزهای قبل از سرنگونی رژیم صدام حسین در عراق را بیشتر مطالعه کنید. در آن روزها، بیشتر اپوزیسیون سیاسی عراق در کشورهای غربی، سوریه و اردن و غیره...در پی ایجاد یک پروژه واحد و تلاش همگانی بودند، اما دقیقا برخلاف آنها، اپوزیسیون ایران هرکدام در فکر پیشبرد مقاصد فردی و گروهی خودش است.

بنده در آن روزها در بغداد بودم، مردم عراق در اوج فقر و بحران معیشتی بسر می بردند. نارضایتی عمومی مردم جامعه فقط منتظر یک جرقه بود. حتی فقر و کمبود دارو، بر روی کودکان در بیمارستانهای بغداد تٲثیر گذاشته بود.

گروههای خودسر و آتش به اختیار، یا همان فدائیان صدام، قبل از حمله امریکا یا فرار کردند و یا با شروع جنگ، با تغییر چهره و بعنوان دزد و یاغی شروع به دزدی و فروش کامپیوترها و وسائل اداری ادارات و مدرسه ها کردند. 

اما در آن زمان و قبل از حمله امریکا و متحدانش، اپوزیسیون عراقی بسیار منسجم تر و منظم تر از اپوزیسیون کنونی ایران عمل می کردند. هرکدام در راستای هدف مشترک سرنگونی حاضر شدند، اختلافات با همدیگر را ولو بصورت موقت و تاکتیکی کنار بگذارند و فقط کانون توجهات همگی بر روی مقوله سرنگونی حکومت صدام متمرکز شده بود. 

اما اشتباهات بزرگی که اپوزیسیون عراق بعد از سقوط حکومت صدام مرتکب شدند، نه تنها سبب گشتند که سرنگونی رژیم بعث، موجب شکوفائی عراق و بهتر شدن زندگی مردم نشود، بلکه اوضاع آن کشور را آشفته تر و پنجاه سال از هر لحاظ عقب انداخت، دقیقا به مانند بلائی که انقلابیون ٥٧ بر سر مردم ایران آوردند.!

 از آنجمله مصلحت حزبی و گروهی و اندیشیدن به دزدی و چپاول، شرکت چهره ها و احزاب با هم در یک سری ائتلافات طایفه ای، قومی و مذهبی، به جای ایجاد مجلس موسسان و انتقال قانونی قدرت به نمایندگان مشروع و مردمی علیرغم وعده و وعیدها، یک پارلمان عشاییری و بدور از قوانین مدرن تشکیل دادند. اینک هر حزب و رهبران آن، برای خود صدام دیگری شدەاند و حتی به مراتب بدتر از حکومت بعث صدام حسین، عمل می کنند. 

هیچ پروژه اقتصادی و یا طرح های آبادانی در آن کشور نیست که در نتیجه فساد مسئولین و دزدی بودجه آن، ناتمام مانده یا بصورت معیوب به پایان رسیده است.

 بنابراین، عبرت گرفتن از سرنوشت همسایگان و گام ننهادن در همان خطایا و اشتباهات، کمک و درس بزرگی برای رهبران اپوزیسیون سیاسی در ایران است. 

معتقدیم که شما نباید رهبران عشاییری احزاب کُردی یا هر ملت دیگری را نماینده تام و تمام مردم کُردستان یا بلوچستان و غیره... بدانید و به قول و حرافی آنها در مورد بُردن شما به مرز بانه خوشحال باشید.!! چرا که یقین بدانید از روی خرد و اندیشه سیاسی و تجربیات امروزی صحبت می کنیم، نه اینکه دشمنی و یا پدر کشتگی با آنها داشته باشیم.

ما با درک واقعیات ملموس جامعه ایران و یک قیاس منطقی با کشور عراق و اقلیم کُردستان و درک واقعیتهای آنها، که از هر جهت اینک در فساد، دزدی و مافیای نفت و دارو و گمرکات مرزی، مردم آن کشور ثروتمند را با فقر گسترده روبه رو کرده اند.

 به شما توصیه می کنیم، بخاطر مصالح ملی و خوشبختی مردم ایران، غیر از پروژه آکادمیک ققنوس، در اندیشه تاسیس یک رسانه ملی، یک ارتش آزادیبخش سراسری، نشست با رهبران احزاب  سیاسی شناخته شده ایران باشید.

اگر شما یا رهبران هر جریان سیاسی دیگر، در این شرایط و اوضاع کشور که به مثابه یک کاتالیزور و فرصت مناسبی است، واقعیت درکنار هم بودن و با هم بودن را نپذیرید و هر کدام فقط در سودای برنامه های حزبی و سازمانی خود باشید، بدانید که آخوندها هر روز بازی دیگری را اجرائی می کنند. آنها امام زاده دیگری و خرافه دیگری کشف می کنند و عامه مردم نیز در جهل مرکب باید از بین بد و بدترهای موجود در رژیم یکی از آنها را انتخاب کنند.!!

آخوند خاتمی، پاسدار احمدی نژاد، کروبی و موسوی و هر تحفه دیگری، فقط برای تدوام این رژیم تلاش می کنند و همگی در یک شطرنج و یارگیری واحد رژیم مُلایان می کوشند و لاغیر.

جناب شاهزاده رضا پهلوی، از پذیرفتن مشاوران و تحلیلگران سیاسی دروغگو و افراد متملق اجتناب کنید، رهبر یک حزب و جریان سیاسی را رهبر یک ملت و مذهب ندانید، چرا که رهبر یک حزب سیاسی مشخص، فقط رهبر آن حزب است و نه کلیت یک جامعه یا یک قوم خاص.

 اگر واقعا می خواهید به مبارزات مردم ایران در راستای سرنگونی و داشتن ایرانی دمکراتیک، آباد و آزاد یاری رسانید، از شعارها و اطلاعیه بی سود و ثمر رسانه ای بپرهیزید، و در میدان عمل توانائی های خود را به نمایش بگذارید.

متاسفانه هراز چندگاهی، شاهد صدور یک اطلاعیه یا بیانیه سست و ضعیف از سوی شما هستیم، که همیشه بعد از رویدادهای مهم و سرنوشت ساز و نه قبل از آنها، در رسانه ها انتشار می یابد. اما به هر دلیلی که باشد، دوریتان از کشور و یا عدم شناخت واقعیتهای موجود یا هر شرایطی که دارید، سخن و خطاب و برنامه شما، واقعا دور از انتظارات مردم به ستوه آمده ایران است.

حتی اگر بعد از صدور هر بیانیه، سری به صفحه فیسبوک شخصیتان بزنید، و اظهارنظرها را بخوانید، متوجه خواهید شد که غیر از مرحمت دوستانتان و عدەای کامنت نویس ساندیس خور ولایی، کم نیستند کسانی که برایتان می نویسند؛ جناب شاهزاده چه عجب که بازهم بعد از ماجرا پیدایتان شد، چه عجب.!!!

در آخر امید است، تنها به پروژه ققنوس بسنده نکنید، از باب گفتگو با سایر اپوزیسیون یک اقناع همگانی درست کنید، هر لحظه دیرتر شود، مطمئن باشید خسارات جبران ناپذیری به مردم و مملکت ایران وارد خواهد شد و امیدها به نومیدی می گرایند.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: