اساس دین شیعه و حلالیت ترور و تکفیر مخالفان

تحریم و تکفیر عقاید سایر مسلمانان از سوی رهبران دین شیعه از کلینی تا خمینی و خامنه ای، بدان جهت است که منابع فقهی آنها مملو از تعریف و تمجید از کشتن ومثله کردن مخالفان است.

طی بیست سال گذشته، جامعه بین المللی توجه های خود را به سمت تروریسم ( تکفیری ها) سوق داده و تروریسم دین شیعه صفوی را - بدون افشای - واقعیات آن تقریبا حذف کرده است و هیچ توجهی به آن ندارند. 

دول غرب در ادبیات خود، تروریسم تکفیری ها را به رهبری القاعده، داعش و بوکوحرام، تهدیدی واقعی برای جهان و به ویژه کشورهای غربی می دانند. اگرچه تاحدودی در این سالها، جهان موفق به مهار این نوع از تروریسم و ​​بریدن شاخه های آن شده است، اما درک آنها از تروریسم واقعی خاورمیانه بسیار اندک است.

 در گذشته نیز این نگرش غلط در غرب رواج داشت، و متاسفانه این توجیهی است که باعث شده است تروریسم ناشی از متون شیعه و گفته های دیکتاتوری رژیم آخوندی در مطالعات استراتژیک و تحقیقات مراکز تحقیقاتی کشورها مورد بازبینی قرار نگیرد.

  کسانی که کدهای میراث دینی شیعه را مورد بررسی قرار می دهند و آنها را عمیقاً می خوانند ، ریشه هایی رامی یابند که از میراث کهن شیعه در قتل و ترور مخالفان محسوب می شود. 

 

 رئیس جمهور کنونی آمریكا ـ ترامپ ـ شاید نخستین رئیس جمهور آمریكا است كه با درک این واقعیت و در برخورد با تروریسم تکفیری ها با بسیاری از عینیت ها و واقع گرایی در پیوند با تروریسم شیعه برخورد كرده و از آغاز دوره ریاست جمهوری خود نیز با شجاعت نشان داد كه ( دیکتاتوری آخوندهای شیعه خطرناک ترین رژیم تروریستی جهان است).

باید گفت که ترور و آدم‌کشی پدیده‌ دینی است و بیش از هر مکتب فکری و عقایدی دیگر، در فنداسیون دین شیعه بعنوان خشت بنیادین نهاده شده است. البته این اصطلاح از قرن هیجدهم میلادی در ادبیات سیاسی جهان وارد شده است و بعد از حوادث یازدهم سپتامبر ٢٠٠١، دوباره مورد بازخوانی اندیشمندان دینی و در کانون توجه تحلیلگران سیاسی قرار گرفته است.

از این نظر باید گفت که ترور ریشه دینی دارد، چرا که در دوره‌های مختلف تاریخ، از جمله تاریخ صدر اسلام، این مقوله مشخص و قابل ردیابی است. طرح ترور پیامبر اسلام توسط قبیله قریش، ترور خلفای راشدین از جمله نمونه‌های بارز ترور هستند، که مطالعه در آنها در تحلیل وقایع و حوادث این ایام می تواند مفید واقع شود.

قبل از وارد شدن به بحث اصلی، باید گفت که ترور (Terror) کلمه‌ای فرانسوی و به معنی آدمکشی، ترس زیاد، رعب و هراس است و به کسی که برای رسیدن به هدف خود کسی را بصورتی کاملا غافلگیرانه بکشد یا در جامعه ایجاد وحشت و هراس نماید، تروریست گفته می‌شود.

در زبان انگلیسی هم کلمه "Assassin" به معنای آدم‌کش و تروریست؛ به کسی اطلاق می‌شود که با اهداف و عقاید خاصی که از نظر خود مثبت است به قتل فرد یا افرادی دست می‌یازد. ریشه کلمه اساسین(حشاشین) به فرقه شیعی اسماعیلیان نزاری به سرکردگی شخص حسن صباح برمی‌گردد، که بعد از جدایی فکری از اسماعیلیان مصر در قرن‌های ششم و هفتم هجری در مناطقی از ایران قدرت گرفتند که پایگاه آن‌ها قلعه‌ای بزرگ و مستحکم در الموت واقع در قزوین امروزی بود.

​یکی از عناوینی که اسماعیلیان را با آن صدا می‌زدند؛ "حشیشیه" که به معنای جماعت مصرف‌کننده حشیش بوده است که به طور خاص به اسماعیلیان نزاری که از الموت برای انجام مأموریت اعزام می‌شدند، اطلاق می‌شد. در منابع لاتینی و اروپایی از اسماعیلیان با عنوان اساسینی، اسیسینی و هی سیسینی یاد می‌شود که در نهایت اصطلاح آشناتر "حشاشین" رواج یافت، بعدها همین واژه‌سازی باعث شد که در زبان‌های اروپایی کلمه Assassin در معنای آدم‌کش به کار رود که هنوز هم رایج است.

 برای تفکیک انواع قتلها در مقابل شگرد تروریستی و آدمکشی حشاشین شیعه(Assassin) مؤلفه‌هایی وجود دارد، که مهمترین آن خشونت و قساوت قلب و غافلگیر نمودن قربانی است. اینک با درکی نسبی از مفهوم ترور، مصادیق آن را در دوره‌های مختلف در تاریخ شرق و غرب جهان می‌توانیم جست‌وجو کنیم. از ترور شاهان، رهبران، و نظامیان گرفته تا شخصیت‌های فکری و فرهنگی موثر در جامعه مصداق های متنوع تروریسم بشمار می روند.

شوراندن مردم از سوی بدخواهان و نوەهای عبدالله ابن سبا یهودی برای قتل خلیفه سوم مسلمان ـ عثمان ابن عفان ـ و ترور عمر ابن خطاب(رضی الله عنهم) به دست فیروز ابولولو مجوسی،(لعنت خدا بر او) از نمونه های ترور در صدر اسلام هستند.

در زبان عربی کلمات ارهاب (ترسانیدن)، اغتیال (پنهانی کسی را از پای درآوردن) و اهراق (خونریزی) هر کدام بعنوان معادل ترور گرفته می‌شوند. البته معروف‌ترین کلمه عربی در معنای ترور، "فتَک" است، به معنای شخصی که از غفلت دیگری استفاده و او را فریبکارانه می‌کشد، که این مفهوم در دین شیعهدر ابتدا در قالب تقیه و دورویی و سپس کشتن مخالف توسط شقی ترین افراد صورت می گیرد.

دین شیعه درمقابل سایر موحدان، غیر از تعریف ناقص وضعیت دفاعی، اعم از شخصی و دفاع از کیان و موجودیت جامعه شیعی، در تاریخ خود، با فتنه گری، تعرض، فرمان جهاد و با تقیه و نیرنگ بازی مخالفان خود را ترور کرده است.

تحریم و تکفیر عقاید سایر مسلمانان از سوی رهبران دین شیعه از کلینی تا خمینی و خامنه ای، بدان جهت است که منابع فقهی آنها مملو از تعریف و تمجید از کشتن ومثله کردن مخالفان است.

رهبران شیعه مفهوم ترور را به طور چشمگیری تشریح می کنند، و ترور یا فتک از جمله اقدامات حلالی است، که فرهنگ دفاعی شیعه با آن مواجهه ایجابی دارد.

همان‌طور که گفته شد، ردیابی نمونه‌های ترور و اقدامات تروریستی نزد شیعیان در برهه‌های مختلف تاریخ امکان‌پذیر است، یکی از مهم‌ترین و حساس‌ترین مقاطع تاریخ ایران عصر مشروطه است، که بررسی و احصاء مصادیق ترورهای موفق دین شیعه است. 

ذهنیت نواب صفوی و یارانش هیچ تفاوتی با حشاشین حسن صباح نداشته است. چرا که نزذ شیعه کشتن دشمن و مخالف، حتی اگر اولاد صغیر باشد تحریم نشده است.

امروزه تحلیگران شیعه در دستگاه استبداد ولایت فقیه می کوشند، به نحوی منشاء ترور را به تاریخ ایران باستان پیوند زنند و همین نگرش هم در حکومتهای مرکزی ایران از نوع سلطنتی و شیعی آنها را بر روی یک مدار واحد مورد سنجش قرار می دهد. 

روشنفکران شیعه می گویند، نخستین اقدام تروریستی کشتن بردیای دروغین بوده است.! بعد از داریوش‏، خشایارشا پس از خلاصی از جنگ با یونان روزگار خود را به لهو و لعب گذراند و در سال ۴۶۵ قبل از میلاد به دست یکی از درباریان خود کشته شد و آن هم ترور بود. اما در مقابل اعمال تروریستی خود و کشتن اندیشمندانی همچو احمد کسروی و یا بعدا ترورهای معروف به قتل های زنجیره ای را در نظام ولایت فقیه را تنها از بین بردن دشمنان خدا و مشتی اجیر بیگانگان می دانند و ترور آنها را فرمان الهی و پسندیده می دانند.

صدور فرمان جهاد خمینی ملعون علیه مردم کُردستان و حمله پاسداران خبیث به ملت کُرد در مردادماه ١٣٥٨، قتل و عام مردم ترکمن صحرا، ترور و کشتن علمای اهل سنت بلوچستان و و کُردستان، ترور رهبران سیاسی اپوزیسیون و اخیرا نیز، شروع موج دیگری از ربودن و ترور مخالفان رژیم شیعه، تماما بر اساس منابع و کتب فقهی دین شیعه، امری موجه و مشروع قلمداد می شود.

 در ۱۹۹۷ هنگامی که گروه طالبان برای نخستین بار مزار شریف، مرکز استان بلخ، را به تصرف خود درآوردند، ده دیپلمات و روزنامه‌ نگار ایرانی را به اتهام جاسوسی اعدام کردند. رژیم جمهوری اسلامی ایران تا مرز جنگ با طالبان پیش رفت، اما سپس منصرف شد. 

در سال ۲۰۱۰ در اسناد محرمانه ارتش آمریکا دربارۀ جنگ افغانستان، که ویکی‌لیکس در وب‌سایت خود منتشر کرد، گفته شده بود که ایران به منظور " مبارزه با نیروهای ائتلاف در افغانستان " به شورشیان طالبان در خاک خود پناه داده است و از آنان حمایت مالی، تسلیحاتی و آموزشی می‌کند. اما رژیم جمهوری اسلامی هرگز زیر بار نرفت. تا اینکه در ماه می ۲۰۱۵ خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، خبر داد که هیأت سیاسیِ گروه طالبان در قطر به رهبری "طَیّب آغا" مسئول دفتر سیاسی آن گروه، به تهران رفته است.

بنده چند سال پیش، در سایت کُردستان پست در مورد روابط پنهانی گروه طالبان با سپاه پاسداران آخوندی و این دین شیعه و منابع آن اساس ترور و تکفیر است، به زبان کُردی چند مقاله نوشتم و درباره حمایت رژیم از گروه طالبان و پناه دادن به خانواده های رهبران این گروه تکفیری و آموزش نظامی آنها خبر دادم کە لینک مطلب را اینجا می آورم:

https://www.kurdistanpost.nu/?mod=news&id=81246&au...

اما اینک دست پنهان دین شیعه و فتنەگری حکومت آخوندها در حمایت از تکفیرها به نحوی آشکار شده است، که در یکی دو روز گذشته، پلیس امنیت عمومی تهران از بازداشت افرادی خبر داد که عکس‌های طالبان در پارک ملت تهران را منتشر کرده بودند.

این عکس‌ها نخست توسط عارف احمدی، تبعه افغانستان مقیم ایران در فیسبوک منتشر شده بود. آقای احمدی سپس در مصاحبه‌ای گفته بود که با پلیس هم تماس گرفته بود و آنها پس از ۲۰ دقیقه در پارک ملت حاضر شدند و بدون بازداشت هیچ کدام از طالبان، صرفا آنها را متفرق کردند.حالا جالب است بدانید که فقط آقای عارف احمدی توسط پلیس ولایت فقیه بازداشت شده است!

منبع: 
https://www.iis.ac.uk/node/212261
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: