الترناتیو حکومتی و الترناتیو حکومتهای شورایی

هدف حاکمیتهای شورایی نابودی تمامی نهاد قدرت است.با نابودی ستمگر؛ ستم طبقاتی و جنسیتی و ملیتی و ایدئولوزی و بمرور همه مفهوم وهویتهای ساخته شده جعلی در نظام سرمایه یعنی طبقه و جنس و ملیت از بین خواهد رفت!
هزاران سال از اسارت و بندگی در تاریخ سرزمینمان میگذرد.تاریخ معاصرما مملو از توطئه های استعمارگران جهانیست که توسط حاکمیتهای کارگزار و مزدورشان جهل و عقب ماندگی را به ما تحمیل کرده اند .عقب نگهداشتگی عمدی جهان خواران با وجود این حکومتهای فاسد و جنایتکار و ستم گر ممکن گشته است

وظیفه یک روشنفکر و یا فعال سیاسی تحلیل درست و واقعی از رویدادهای سیاسی جامعه است.بهترین اموزگار وی تاریخیست که بارها بازتکرار میگردد.

به باور من در طی قرنهای متمادی و خصوصا تاریخ معاصر؛ مردمان سرزمینمان هیچگاه نقشی در تغییر و یا تعویض حاکمیتهای سیاسی نداشته و ندارند.جهل عمومی گشته با اجرای ستمهای ملی و جنسیتی و طبقاتی و مذهبی و ایدئولوژیک توسط حاکمیتهای کارگذار  دلیل اصلی این فاجعه است.مذهب بعنوان ابزار سرکوب گری حاکمان همچنان قاتل شعور و شرافت و انسان بوده و هست .
در طی این نوشته تلاش شده با بررسی رویدادهای اخیر مثالهای واضح تاریخی در بیان اجرای توطئه امیز دستگاه فکر راهبر نظامهای کارگزار بیان گردد.
از انجایی که در طی سالهای اخیر   شعارهای انحرافی بدون هیچ پشتوانه مردمی و بصورت عمدی و توسط عوامل امنیتی مرموز  در همه و یا بخش اعظم نمایشهای  اعتراضاتی و جنبشهایی اخیر مطرح میگردد.اکنون در تداوم این رویدادها با تبلیغات ماهرانه و عمدی بخش وابسته به حکومت اسلامی در جهان ؛ دستگاه سلطنت و خاندان سلطنتی بارها تبدیل به مهمترین موضوعات داغ رسانه ها میگردد!این تبلیغات هدف دار بمنظور اماده سازی ذهنی جامعه برای اجرای یک سناریو تکراری برای ساخت و هدایت و اماده سازی الترناتیو خودی صورت میگیرد.
در طی سالهای گذشته و  در همه نظاهرات و اعتراضهای اخیر عوامل اطلاعاتی رژیم و سربازان گمنام رژیم با پوشش دادن به شعارهای انحرافی بصورت عمد در خدمت ساخت یک نوطئه میباسند.
یکی از نمونه این شعارها از جمله *رضا شاه روحت شاد *با تردستی ماهرانه اتاق فکر رژیم  در اکثرتظاهرات مطرح گشت. در تداوم این سیاست روشنفکرهای اپوزسیون نمای صادراتی رژیم بصورت جبهه ای با نکوهش انقلاب و توصیه به عدم تکرار این فاجعه با  بیان محاسنات مضحک از رژیم شاهنشاهی به تبلیغات اگاهانه و مثبت از رژیم گذشته سعی در مخدوش ساختن تاریخ واقعی و تحریف ان میپردازند. (محاسبه های اخیر با  باقی ماندگان خاندان سلطنتی یکی از این نمونه هاست.) پرسشی که اکثرا با برخوردهای سطحی و هیجانی و در بین بخش اعظم روشنفکران سیاسی همچنان بی پاسخ مانده است چرایی طرح ! و هدف نهایی ! از طرح عمدی این شعارها در داخل و تبلیغات و تحریفهای تاریخی توسط جبهه تشکیل یافته از همه عناصر مزدور وابسته دور و نزدیک و اکثرا حامی رژیم چیست؟   
 با نگرشی کوتاه به تاریخ  و حوادث مشابه در سالهای اخرین حکومت پهلوی دوم میتوانیم به پاسخ درست این پرسشها را دریابیم. 
درست در ابتدای اغاز فروپاشی حکومت پادشاهی ؛ اتاق فکر نظام پهلوی  در راستای هماهنگ شده با نیروهای امنیتی و اطلاعاتی ؛همه زندانیان سیاسی نیروهای مذهبی بخصوص همه هواداران خمینی را ازاد میسازند.رفسنجانی و خامنه ای و روحانی (فریدون) وطالقانی و نبوی و دهها زندانی سیاسی سرشناس جزو این ازاد شدگان هستند.حکایت است که بدستور خمینی همه این زندانیان سیاسی با نوشتن توبه نامه و تقاضای عفو ملوکانه ازاد گشته اند.بخش اعظم این نیروهای ازاد گشته سکاندار و مهره های اصلی نظام و حکومت جنایتکار اسلامی بوده و هستند!
اما واقعیت ماجرا در درون همه این حکایتهای مضحک  و تحریف گشته تاریخیست! بر اساس فاکتها و عملکرد مشترک و یک شکل دستگاههای اطلاعاتی هر دو رژیم ساواک و ساواما ؛ و همچنین اتاق فکر راهبر  هر دو نظام پادشاهی و حکومت اسلامی بسان سازمان اطلاعاتی   در هر دو رژیم یک شکل  بوده و هستند !  اثبات این ادعا در عملکرد مشابه و در ساخت مشترک الترناتیو سازی خودی و  در تاریخهای متفاوت مورد نیاز و در اجرای توطئه های مشابه و یک شکل نهفته است.
همچنان که اذعان دارید حکومت اسلامی بر اساس فاکتهای موجود در مرحله فروپاشی قرار گرفته است.بر اساس باورم ؛ اتاقهای فکر راهبر هر دو نظام کارگزار و وابسته پادشاهی و حکومت اسلامی ؛ وظیفه ساخت الترناتیو خودی نظام را برگزیده و سپس تعیین مینمایند! بدستور اتاق فکر نظام پادشاهی و  دراوج دوران فروپاشی حکومت پهلوی الترناتیو خود را از درون نیروهای سیاسی منتخب گشته برگزید. ساخت و هدایت و حمایت الترناتیو حکومت بعدی ؛ بخش کوچکی از وظایف بزرگ اتاق فکر نظام پادشاهی در اجرای پروژه  بزرگتر ان (انقلاب سازی) بود. 
(         رجوع شود به کتاب علل بروز ((انقلاب)) در ایران بقلم نویسنده )
 رهبران و گردانندگان اتاق فکر نظام پادشاهی بعد از کودتای دوم (1332) که بخاطر ادای دین خود برای نجات  حکومت  ؛اجبارا  با روحانیت شریک شده بودند الترناتیو خود را در اوج بحران فروپاشی حتمی رژیم از دل قشر روحانیت برگزید و سپس به حکومت رساند.همچنان که تاریخ گواه است ؛ عمده ترین خطر بالقوه نظام پادشاهی  و حکومت اسلامی در مرحله فروپاشی ؛ ابتدا نابودی کامل دستگاه حاکمییت متمرکز دولتی و کارگزار و دوما خطر پیروزی نیروی بالقوه سوم با نگرش انقلابی و مستقل و  متشکل ازنیروهای چپ بوده و هست.مطرح ترین و غالب ترین و گسترده ترین تفکر مبارزاتی در دل نیروهای انقلابی و در همه جنبشهای اجتماعی برای کسب رهایی کامل  اکثرا متعلق به نگرش و تفکر از زیر مجموعه خانواده چپ بوده و هست.این نگرش انقلابی بزرگترین و مهلک ترین خطر برای هر دو نظام کارگزار و وابسته محسوب شده و میشود!
بهترین روش مقابله با این خطر ؛و جلوگیری و حتی پیش گیری از فروپاشی کامل دستگاه متمرکز حاکمیت ؛ گزینش الترناتیو حکومتی از نیروهایی متضاد و دشمن با این تفکر میباشد.گزینش الترناتیو منتسب به تفکر همشکل  و بیخطر و راست حکومت از دستگاه روحانیت در نظام پادشاهی صورت گرفت. اکنون نیز گزینش نیروهای سلطنت طلب از طرف حکومت اسلامی بمنظور خنثی سازی خطر فروپاشی کامل حاکمییت متمرکز و کارگذار صورت میگیرد.
اکنون و در مرحله فروپاشی حکومت اسلامی ؛ جنبشهای اجتماعی که از دل  شورشهای محتمل و غیر قابل انکار تشکیل  خواهد گرفت میتواند همه شیرازه نظام کارگزار و وابسته را برهم  زند.اتاق فکر راهبر  نظام اسلامی بسان گذشته ؛ سالها در تلاش ایجاد و ساخت الترناتیو زاپاس حکومتی خود از بین دستگاه فکری  سلطنت طلب اکنون به کمک انان شتافته است. 
نیروهای سلطنت طلب که در داخل بدون فاقد پایگاه مردمی بوده و بسیار ضعیف میباشند با کمک عوامل نفوذی و سربازان گمنام با طرح شعار های انحرافی در اکثر تظاهرات اعتراضاتی به یکباره و معجزه اسا با شگفتی مطرح میگردند.با اجرای این سناریو هم زمان نیروهای اطلاعاتی و سپاه و ارتش در ارتباطات تنگاتنگ اطلاعاتی در تماس با بازماندگان سلطنت قول همیاری و همکاری مشترک داده و  ارادت و حتی امادگی اقدام نظامی خود را برای انتقال ارام قدرت ابراز میدارند.ابر و باد و مه و خورشید و فلک و همه مزدوران نظام در کار مهیا سازی و احتمالا عملی ساختن این توطئه مشترک منتظر فرامین حکومتی از اتاق فکر نظام بسرمیبرند.چراغهای سبز زده شده بازماندگان دستگاه سلطنت در پشت پرده امادگی نهایی خود را برای قبول زحمت  اعلام مینمایند .قول علنی دستگاه سلطنت مبنی بر حفظ نیروهای سپاه و ارتش حتی بعد از مرحله سرنگونی بمنظور تامین امنیت و جلوگیری از فاجعه تجزیه مام میهن و یا سکوت شرمسار وابستگان سلطنتی مبنی بر تحریم و تروریستی خواندن سپاه  وماجرای  قتل تروریست معروف قاسم سلیمانی و بیانات ملوکانه مبنی بر دفاع از حفظ انان چراغهای سبز بازماندگان سلطنت بود که به نیروهای اطلاعاتی و سپاه اهدا گشت.اینک هر دو طرف سپاهیان و دستگاه اطلاعاتی رژیم و دستگاه سلطنت همگی در انتظار صدور  فرمان اتاق فکر نظام هستند که منتظر نتیجه انتخابات سرنوشت ساز بسر میبرند !
(به باور من انتخابات پیش رو در امریکا سرنوشت این گروه و حاکمان جنایتکار را تعیین خواهد کرد و اتاق فکر نظام گزینه نهایی خود را اعلام خواهد کرد.)
در عین حال ؛ حکومت گران جنایتکار اسلامی  غرق در فساد و تباهی سرخوش از پیروزی در کشتار جنبشهای اخیر و با عمومی کردن ترس و کشتار در نتیجه گسترانیدن عمدی ویروس مرگ و براه اندازی دستگاه اعدام و یا با فروش فله ای سرزمینمان  و یا با بازیهای بورس و دلار با نگرانی از سرنوشت خود در تلاش اثبات کارامدی خود به اتاق فکر نظام و اربابان خود  بسر میبرند.عبور از بحرانهای فزاینده و غیر قابل حل نظام پوسیده ناشی از تحریمهای جهانی ؛ ناکار امدی فاسدان حاکم را  با راه حلهای مقطعی ثابت نموده است.احتمال شورش های عظیم گرسنگان ؛ نا امیدان و بیکاران و گسترش اعتصابات و اعتراضها خطر ایجاد جنبشهای عظیم اجتماعی را برملا ساخته است.گزینش الترناتیو حکومتی این بار برای درک واقعی خطر فروپاشی کامل اجتناب ناپذیر است. مافیای قدرتمداران فاسد حاکم راه هر گونه چشم انداز اصلاحات ضروری و توصیه شده اتاق فکر مدتهاست که توسط انان بسته شده است.بخش اعظم اتاق فکر نظام بالاجبار یگانه چاره کار را در هدایت و اجرای سناریو اماده سازی احتمالی انتقال ارام قدرت از بالا را میبیند .احتمال اجرای کودتای فرمایشی سپاه در هماهنگی با نیروهای دستگاه باقی مانده سلطنت همچنان دور از ذهن نیست.
شکست رژیم در مذاکرات پشت پرده با حکومت ترامپ وانتظار مرگبار انتخابات امریکا  و افشای قراردادهای ننگین حکومتگران و گسترش اعتصابات و اعتراضات و احتمال بروز شورشهای مردمی علی رغم سرکوب وحشیانه ؛ حاکمان جنایتکار را به ستوه اورده است
شورشهای محتمل ویران ساز که قادر است  تبدیل  به جنبشهای اجتماعی گسترده شود تمامی هستی و تار و پود حاکمییت متمرکز و کارگذار را نابود خواهد ساخت. جنبشهای ملی ملل تحت ستم  بالقوه ترین خطر نظام کارگذار برای پایان دهی به سلسله انتقال قدرت محسوب میگردد.حکومت اسلامی در طی چهار دهه با استفاده ابزاری از خطر تجزیه و کنترل و راهبری جنبشهای ملل تحت ستم و با ایجاد سیاست تفرقه توانسته است به حفظ نظام ننگین خود مشروعیت بخشد.بزرگترین خطر دیگر نظام اسلامی ؛ گسترش طرح  شعار حکومتهای شورایی در دل جنبشهای کارگری و جنبش دانشجویی و ملل تحت ستم و در همه اعتراضات و اعتصابات اخیر است.تفکر ارمانخواهی اکثرا چپ و انقلابی با طرح شعارهایی همچون * نان کار ازادی حکومت شورایی *در همه اعتراض ها توانسته است پاسخی درست به گزینش مردمی در نوع و  چگونگی شکل حکومت اینده در مرحله بعد از مرحله سرنگونی  تبدیل گردد.
 
گسترش این شعار ترس را به جان اتاق فکر نظام و اربابان حاکمییت کارگزار انداخته است. الترناتیو حکومتهای شورایی و دموکراتیک پاسخی مناسب برای همه ستم دیدگان اجتماعی از هر جنس و منسوب به همه ملتهای تحت ستم و منسوب به هر طبقه ودر همه جایگاههای اجتماعی خواهد بود .گزینش این الترناتیو علاوه بر پایان دهی به هرگونه ستم ؛ پایان دهی به سلسله حاکمییتهای کارگزار و مزدور و وابسته است که استثمار و استعمار و حتی استحمار و ستم گری را در شکل قانونی در غالب دولت متمرکز نهادینه و متداول کرده است.
پایان دهی به حاکمیت متمرکز دولتی در سرزمینمان اغاز گر شروع سقوط سایر دولتهای همجوار و کارگزار و فاسد و ستم گر در کنار سرزمینمان خواهد بود.خطر فروپاشی سیستم متمرکز ستم گر دولتی در سرزمینمان و احتمال قریب به یقین اغاز خطر سقوط سایر دولتهای کارگزار در منطقه ؛ خطر فروپاشی منطقه ای نظام پوسیده سرمایه داری که از طریق استعمار و با استثمار در این منطقه است را مطرح میسازد! نظام سرمایه داری جهانی و خصوصا همه دولتهای قدرتمند و استثمارگر جهانی با درک این خطر بزرگ همه  تلاش خود را برای حفظ نظام همزمان با کسب امتیاز و منافع بیشمار و در تحت هر شرایط انجام داده و میدهند.  تغییر حاکمیت سیاسی ارام از بالا و بدون بروز خطر  *انقلاب * و شورشگری که  منطقه  را به اتش خواهد کشید بهترین گزینه انان است.اتاق فکر راهبر نظام بر اساس این فاکتورها ؛پشتیبانی و حمایت قدرتهای جهانی را در هر گونه تغییر از بالا و بدون خطر انقلاب خواهد پذیرفت.
بهم پیوستگی ملتهای تحت ستم و زیر سلطه استعمارگری در ایران با سایر ملتهای ساکن در منطقه باعث میگردد هر گونه تغییر شکل تغییر حاکمیت سیاسی بسرعت به منطقه گسترده گردد.کسب رهایی بخشی از این ملتهای تحت ستم از زندان ملتها تحت قیمومیت دولت کارگزار به منزله اغاز مرحله رهایی بخش محبوس دیگر در زندان همجوار خواهد بود.بعبارت ساده تر کرد ازاد گشته در ایران کردهای محبوس در عراق و سوریه و ترکیه را ازاد خواهد کرد.ترک اذری و یا ترکمن در ایران ترک و ترکمن محبوس همجوار  و عرب در ایران عربهای محبوس و بلوچ  در ایران سایر بلوچهای محبوس در زندانهای همجوار را ازاد خواهد کرد.شرط اغاز این رهایی منطقه ای که به وسعت جهان تحت ستم گسترش میتواند یابد  ویرانی کامل یکی از این زندان هاست . زندانی با نام یک کشور با حاکمییت متمرکز دولت ستم گر و اکثرا کارگزار و وابسته .
اما چه باید کرد؟!در مرحله فعلی با افشاگری و روشنگری این توطئه و احتمال تکرار گرداندن ان و اگاهی بخشی به جامعه میتوان مانع اجرایی گشتن ان گشت.
نیروهای دئموکرات و انقلابی و همه اعضا تفکر جنبش چپ و همه اپوزسیون واقعی سرنگونی خواه  میبایست با سازماندهی فوری شوراهای مقاومت محلی و در همه محیط های کار و زندگی  و  در همه جامعه های شهری و روستایی اقدام نمایند.تشکیل و سازماندهی شوراها و تبلیغ و اگاهی بخشی به همه ستم دیدگان سرزمینمان از مفهوم راستین بهترین الترناتیو موجود برای برپایی حکومتهای شورایی برای کسب آزادی و برابری و عدالت اجتماعی در صدر فعالیت همه انان باید قرار گیرد . تشکیل شوراهای هم یاری و کمک به مبارزات جنبش های پیش رو در خارج میتواند به بزرگترین ضعف جنبشها در داخل پایان داده و خود تبدیل به جبهه ای متشکل و متحد با عمل  کرد انقلابی و اپوزسیون واقعی مبدل گردد.اتحاد عمل انقلابی میتواند نبدیل به گسترده ترین جبهه براندازان مبدل گردد.گسترانیدن شعار حکومتهای شورایی و خودگردان در شکل یک دموکراسی واقعی وظیفه مبرم و فوری همه فعالین سیاسیست.استقبال از این گزینه با شرط اگاهی از این مدل بعنوان الترناتیو جمعی و مقبول گشته از طرف همه ستم دیدگان جامعه میسر است.ستم کشان طبقاطی و جنسیتی و ملتهای تحت ستم و همه نمایندگان روشن فکر در همه جنبش های موجود میبایست با بهترین شیوه به اگاهی سازی جامعه برای درک این گزینه اقدام نمایند.جنبش کارگری تنها در حکومتهای خود گردان و در یک اداره شورایی که خود اداره ان را بدست خواهند گرفت میتوانند به ستم طبقاطی خود پایان دهند.جنبش زنان با نابودی کامل حکومت متمرکز به همه حکومتها و قوانین  نرسالاری پایان داده و با شرکت مستقیم و برابر حقوق مطلق خود در قالب حاکمیت خودگردان  دئموکراتیک  و در شوراهای منتسب به خود و در یک شکل ازادانه  با کسب برابر قدرت میتوانند به برابری کامل حقوقی برسند.ملل تحت ستم  و جنبشهای انان  تنها  با از بین بردن زندان خود میتوانند به اسارت داعمی خود پایان دهند.گزینه استقلال و فدرالیزم قومی و جغرافیایی و خودمختاری و جدایی کامل  و ساخت دولت مستقل ملی راه حل کسب حق سرنوشت اگر باشد به ستم گری پایان نخواهد داد بلکه زندانی کوچکتر بنام ان ملت  ساخته خواهد گشت.نمونه های دولتهای مرتجع و ستمگر و    بظاهر مستقل و یا خود مختار در عراق و اذربایجان و ارمنستانو نمونه های  فدرال در هند و پاکستان وافغانستان بهترین نمونه ها هستند. بالاترین  کسب حق سرنوشت و کسب برابری و ازادی کامل در شکل حکومتهای کاملا مستقل و در حاکمیتهای کوچک گشته با سیستم خودگردان و با حاکمیت شوراها  به همه ستمگریها از جمله به ستم ملی پایان خواهد داد.با حذف ستمگر دوران ستم گری به پایان خواهد رسید .با ویران کردن زندان به ازادی میتوان رسید و نه با ساخت زندان کوچکتر.حاکمیت شوراها به قدرت متمرکزو زندان و ستم پایان خواهد داد چون همه در حاکمیت شوراها در قدرت شریک و سهیمند.بالاترین مدل استقلال ملی حاکمیت شوراها بر گرفته از شوراهای منتسب به همه احاد ان  ملت است.جنبش دانشجویان و پرستاران و پزشکان و همه طبقات و لایه های اجتماعی جامعه با خود گردانی و تشکیل شوراهای خودگردان خود در دانشگاهها   و بیمارستانها و همه مراکز اداری و کارخانه و مراکز تولیدی و خدماتی و ... با شرکت مستقیم خود در اداره ان نهادها میتوانند به ازادی و رفاه و استقلال و عدالت اجتماعی و برابری کامل حقوق رسیده و به پیشرفت دسترسی داشته باشند. دموکراسی شورایی برخلاف دموکراسی دروغین رایج در جهان سرمایه ؛حکومت اکثریت بر اقلیت نیست .در دموکراسی شورایی واقعی اقلیتی نمیبایست وجود داشته باشد چون هر اقلیتی منتسب به هر هویت انسانی  میتواند شوراهای خود را تشکیل داده و سهم هر عضو در شورا بر اساس حق برابر کسب گردد. قدرت در حکومت های خود گردان بصورت برابر با نظارت و انتخاب ازاد مابین اعضا تقسیم خواهد گشت.بر اساس و بر پایه شرکت مستقیم همه نمایندگان راستین اعضا در شوراها که متشکل از همه افراد و بر اساس منافع و خواست همه اعضا ان جامعه و بر اساس همه منسوبیتهای فکری و ایدئولوژیک و ملی و طبقاطی و جنسیتی در شکل حاکمیت مستقیم و در آزادی کامل حضور خواهند داشت.حکومتهای شورایی با پایان دهی به ستم گری  به همه ستم های موجود برگرفته از نظام سرمایه داری پایان خواهند داد.با پایان دادن به ستم گری ؛ ستمکشی وجود نخواهد داشت.با پایان دهی به دستگاه قدرت متمرکز ستم گر در غالب دولت متمرکز  میتوان به ستم پایان داد.با پایان دهی به نهاد قدرت و پخش مساوی قدرت به همه افراد یک جامعه مانع از فساد قدرت میتوان گشت .کسب قدرت با هر بهانه ای موجب فساد است .نمونه کسب قدرت به یک طبقه با همه دلایل و بهانه های ارمانخواهی های انسانی (اندیشه های مارکسیست لنینیست و مائوییست و...) در نهایت منجر به باز تکرار فاجعه امیز روسیه شوروی و یا چین و بلوک شرق و همه منجر خواهد گشت.هدف حاکمیتهای شورایی نابودی تمامی نهاد قدرت است.با نابودی ستمگر؛ ستم طبقاتی و جنسیتی و ملیتی و ایدئولوزی و بمرور همه مفهوم وهویتهای ساخته شده جعلی در نظام سرمایه یعنی طبقه و جنس و ملیت از بین خواهد رفت!  
هزاران سال از اسارت و بندگی در تاریخ سرزمینمان میگذرد.تاریخ   معاصرمان
 مملو از   توطئه های استعمارگران جهانیست که توسط حاکمیتهای کارگزار و مزدورشان جهل و عقب ماندگی را به ما تحمیل کرده اند .عقب نگهداشتگی عمدی جهان خواران با وجود این حکومتهای فاسد و جنایتکار و ستم گر و با اجرای وحشیانه ترین شیوه های ستم گری اکثر قریب به اتفاق مردم سرزمینمان را از کسب دانش و شعور بالای اجتماعی محروم ساخته است.  شعور اجتماعی که میبایست بهمراه دانش گسترش می یافت    تا از باز تکرار فجایع    تلخ  مکتوب  گشته در سرنوشت تلخمان مانع از اجرای ان میگشت  به درصد کوچکی در جامعه محدود گشته است.نور و روشنایی محدود برخواسته از مبارزه شرافت شمعهای کوچک انسانی در دل همه مبارزینی که برای اگاهی بخشی و کسب آزادی و کسب عدالت و برابری جان فشانی کردند نتوانستند بر تاریکی غلبه کنند چون حاکمیت در اختیار و در انحصار تاریکی بوده و هست.  تنها با نابودی کامل دستگاه حاکمیت به انحصار و به تاریکی میتوان پایان داد و سرنوشت لایقتری برای مردمانمان ساخت.
  طرح و اجرای عملی و موفق حکومتهای    خود گردان   شورایی   و  دموکراتیک
 و لا ئیک نه تنها اغاز رهایی کامل مردمان اسیر سرزمینمان و منطقه خواهد بود که  میتواند اغاز پایان دوران نظام سرمایه داری که بر اساس استعمار و استثمار بنا شده است گردد.  مسئولیت تاریخی  که بر گرده ما و مردم سرزمینمان  قرار گرفته است بسیار سنگین است و بدین منظور و به همین دلیل ساده  قرنها محکوم به عقب نگهداشتگی و اسیر جنایتکاران حاکم گشته بر ما گشته ایم که نتوانیم ابتدا خود  و  سپس دیگر اسیران  بشر در بند ؛ در جهان وحشی سرمایه  را ازاد کنیم.! 
به امید رهایی و ازادی کامل 
باریش نصیریان مردادماه 2020
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: