نسل چند فرهنگی و سیاست

نسلی کە خاطرە انقلابی نداشتەباشد، برای اندیشیدن دست بازتری دارد، زیرا کە نە از نوستالژی بهرەمند است و نە یکسویە از تاریخ متاثر شدەاست. پس نسلی کە در راە است بمانند زمانە خود نسلی چند فرهنگی است و این خصلت را در سیاست هم تعمیم خواهدداد.
از سال ١٣٣٢ تا انقلاب بهمن در سال ١٣٥٧، یک دورە بیست و پنج سالە وجود دارد. دورە نە بسیار طولانی کە فرصت این را داد آنانی کە در سال ٣٢ فعال سیاسی بودند بتوانند انقلاب بهمن را هم تجربە کنند. اما حال از انقلاب بهمن تا سالی کە هم اکنون در آن قرار داریم بیشتر از ٤١ سال گذشتە است، و بنابراین برای نسلی کە انقلاب بهمن را تجربە کرد، تجربەکردن انقلابی دیگر بعید بە نظر می رسد.
 
نە تنها رهبران جمهوری اسلامی و افراد دستە اول آن کم کم دارند از صحنە رخت بر می بندند، بلکە همان نسل از نظر سنی همتراز آنها در اپوزیسیون هم یا پیر شدەاست و یا زندگی را بدرود گفتەاند. و آنچە می ماند و یا بزودی خواهد ماند دو نسل جدید خواهد بود: نسلی تازە در جمهوری اسلامی و نسلی جدید در اپوزیسیون و البتە با مختصات دیگر در خطوط عمدە خود.
 
اما جمهوری اسلامی از لحاظ نیروی رهبر و فعالین درجە اولش امکان بازتولید خود را دارد، ولی اپوزیسیون از همان امکان برخوردار نیست. نسل دومی در جمهوری اسلامی بر سر کار می آید با شرایط امکان زندگی در داخل و بازسازی خود بر اساس امکانات عملی و علمی در چهارچوب خاص خود، اما در اپوزیسیونی کە بە خارج راندە شدە نە توان بازتولید نسل بعد از خود و سپردن کارها بە آنها را دارد و نە امکان تربیت آنها.
پس شاید بتوان گفت کە در صورت ادامە زندگی جمهوری اسلامی، اپوزیسیون خارج از کشوری بە تدریج از اهمیت سابق خود تهی خواهدشد (بعلت عدم توانائی بازتولید خود) و باید جای آنرا نیروئی بگیرد کە عمدتا در داخل کشور زندگی می کنند.
 
اما آیا در شرایط سرکوب و فشار بر دگراندیشان آیا امکان چنین پدیدەای وجود دارد؟ بی گمان وجود دارد. جامعە ایران اپوزیسیون خود را شکل خواهد داد، اما شاید نە بر مبنای تجارب دورە شاە. با توجە بە وجود فضاهائی کە در نظام ایران وجود دارد و آن را از نظام بشدت بستە سیاسی زمان شاە جدا می کند، احتمال دارد کە اپوزیسیون جدید دارای بن مایەای از اصلاح طلبی، نقد تند سیاسی در کلام، تمرکز در نهادهای مدنی و ارتباط بشکل محفلی و دوستانە باشد. این شرایط، حتی بنیە اجتماعی هواداران اپوزیسیون خارج از کشور را هم متاثر خواهدکرد.
 
واقعیت این است نسلی کە انقلاب بهمن را راە انداخت اهمیت خود را از دست دادە و یاخواهد داد، و نسل جدید هم در یک فرهنگ سیاسی ویژە خود بە جنگ آیندە خواهد رفت. جنگی کە الزاما بە انقلاب منتهی نخواهدشد، اما در آن انقلاب هم یکی از احتمالات است.
 
نسلی کە خاطرە انقلابی نداشتەباشد، برای اندیشیدن دست بازتری دارد، زیرا کە نە از نوستالژی بهرەمند است و نە یکسویە از تاریخ متاثر شدەاست. پس نسلی کە در راە است بمانند زمانە خود نسلی چند فرهنگی است و این خصلت را در سیاست هم تعمیم خواهدداد.
 
 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: