درباره درگیری اخیر آذربایجان - ارمنستان

با توجه به مضمون و دلایل موضع گیری خصمانه غرب، و در راس آن فرانسه و آمریکا علیه ترکیه در خاورمیانه و دریای مدیترانه، درک این نکته مشکل نخواهد بود که هدف گیری شاهراه انرژی و ارتباط زمینی ترکیه - آذربایجان بوسیله ارمنستان عملی خودسرانه از طرف ارمنستان نمی تواند باشد، و نیست.

 

 

از دیدگاه ناظرین، ارمنستان قصد دارد با ایجاد مناطق جدید منازعه، افکارعمومی را از مسئله قره باغ که بلحاظ حقوقی تمامن به نفع آذربایجان است، منحرف کند.  آتش گشودن نیروهای ارمنستان به مواضع ارتش و مناطق غیر نظامی آذربایجان، در واقع ادامه این  سیاست بوده و یک  تحریک آشکار محسوب می شود، زیرا ارمنستان تاکنون به راه حل سیاسی منازعه قره باغ تمایلی از خود نشان نداده است.  سوال اینجاست، آیا این بار نیز دامن زدن به درگیری ها، تداوم سیاست های سابق است، یا پشت پرده تحریک های اخیر، دست های پنهانی در کارند؟

"محمد چاغاتای گولر" کارشناس "موسسه تحقیقات اجتماعی - اقتصادی - سیاسی" (SETA)

محمد چاغاتای معتقد است:  "ارمنستان، منطقه "توووز" (Tovuz) را بعنوان آلترناتیوی برای قره باغ، و جبهه ی جدیدی علیه آذربایجان تلقی می کند.  زیرا توووز، هم از لحاظ سیاسی، و هم جغرافیایی دارای اهمیت و منطقه ای استراتژیک بحساب می آید.  این منطقه، از طریق شهر گنجه و قازاخ به باکو پایتخت آذربایجان وصل می شود.  از لحاظ سیاسی نیز ایجاد درگیری در این منطقه، افکار عمومی را از مسئله قره باغ دور می کند.  ارمنستان با این اقدام قصد دارد راه حل سیاسی در قره باغ را دور زده  و رسیدن به راه حل قطعی در قره باغ را که همانا، واگذاری قره باغ به آذربایجان است، خود داری کند".  بعلاوه،

"ایجاد درگیری های جدید با آذربایجان، همیشه برای ارمنستان وسیله ای برای دور کردن افکار عمومی ارمنستان از وضعیت اقتصادی، این بار بعد از کووید -19 است.  ارمنستان با این درگیری ها، آذربایجان را به عنوان "تهدید امنیتی" تبلیغ کرده و سبب تحریک احساسات ملی گرایی ارمنی و از این طریق، افکار عمومی را کنترل کرده، و بحران های اقتصادی - سیاسی را به فراموشی می سپارد".

"بیش از نیمی از تجهیزات آذربایجان ساخت روسیه است.  این وضعیت در مورد ارمنستان بیشتر صادق است،  زیرا روسیه درارمنستان دو پایگاه نظامی و 3 هزار سرباز مستقر دارد، و "امنیت" ارمنستان در مقابل آذربایجان و ترکیه را تامین می کند، ولی در عین حال سبب نفوذ سیاسی در آذربایجان - ارمنستان نیز می شود.  ادامه گاه گدار درگیری بین این دو کشور سبب تحکیم نفوذ سیاسی - نظامی - اقتصادی روسیه می شود، و در عین حال وسیله ای برای جلوگیری از نفوذ بیشترغرب در منطقه قفقاز است.  تاسیس "شورای همکاری آتلانتیک شمالی" بوسیله ناتو، و دنبال کردن سیاست نفوذ در جغرافیای اتحاد شوروی سابق، وعضویت ارمنستان و آذربایجان در این شورا، سبب می شود تا روسیه آنرا بعنوان "تهدید امنیت ملی" تلقی کند.  روسیه از چنین درگیری هایی، برای تحکیم نفوذ سابق خود می تواند استفاده کند".  (1)

"فواد خلیل اوف"  کارشناس علوم سیاسی، و متخصص مسائل منطقه قفقاز

دکتر فواد خلیل اوف در مصاحبه با روزنامه "آیدینلیک" ترکیه در خصوص درگیری های اخیر در استان توووز می گوید:   "توووز" تقریبا 250 کیلومتر شمال منطقه کوهستانی قره باغ قرار دارد.  خط آهن باکو - تفلیس - قارص ، و خطوط  نفت و گاز TANAP/BTC از آن می گذرد.  و از آنجائی که تنها راه ارتباط زمینی با ترکیه است، دارای اهمیت استراتژیک بزرگی است.  در واقع، وظیفه پل ارتباطی بین آذربایجان - ترکیه را بازی می کند.  بعضی ها معتقدند که، چون ترکیه واردات گاز خود از روسیه را کاهش داده، روسیه حمله به خطوط TANAP بوسیله ارمنستان را تحریک کرده است.  حتی با این حمله قصد دارد تا در خصوص "ادلیب" و "ایا صوفیا" پیامی به ترکیه بدهد.  ولی واقعیت غیر از این است".

"در ارمنستان یک حکومت دوآتشه طرفدار سوروس (جورج سوروس) که با یک انقلاب مخملی روی کار آمده است وجود دارد.  هدف ارمنستان کشاندن پای روسیه به دامی است که گسترده است.  متاسفانه امروز بعضی محافل اصرار دارند که پشت پرده این جریان روسیه قرار دارد، و با تئوری های توطئه قصد اثبات آنرا دارند.  ما به محرک آنها واقف هستیم.  متاسفانه در ترکیه نیز، از سالهای 1945 آن محافلی که خود را "ملی" و "میهن دوست" جا می زنند، ولی از ناتو، سیا، و سوروس تغذیه می کنند، چنین تصوری را القاء می کنند که زیر هرسنگی انگشت روسیه قرار دارد.  در آذربایجان هم چنین انسان ها و محافلی وجود دارند،  و 30  سال است که همین کار را ادامه می دهند.  آنها با کمک های مادی از موسسات امنیتی غرب، در هرموردی روسیه را متهم می کنند، حتی عدم موفقت خود را نیز به روسیه نسبت می دهند، و  از آنجایی که از حمایت رسانه های بزرگ برخوردارند، در جامعه نیز تاثیر می گذارند.  قفقاز برای روسیه یک منطقه استراتژیک و حیاتی است.  روسیه هیچوقت خواهان به هم خوردن ثبات و ایجاد آشوب در جنوب قفقاز نیست.  آنهایی که دنبال تحریکات هستند، قصد دارند روسیه را در جبهه ی جدیدی درگیر کنند.  پاشینیان و گروه اش دوسال است روی کاراند، ولی به علت نفوذ روسیه در ارمنستان جسارت نکرده است تا آشکارا علیه روسیه موضع گیری کند.  آنها می ترسند، ولی اگر فرصت پیدا کنند مانند گرجستان بلافاصله خود را به آغوش غرب خواهند انداخت.  روسیه از این وضعیت آگاه است و از این روست که با حکومت پاشینیان دچار مشکلات بسیار جدی است".

"پاشینیان که با وعده "توسعه اقتصادی"، "دموکراسی بیشتر"، " آزادی های بیشتر" روی کار آمد، ولی نتوانست هیچکدام از وعده های خود را عملی کند، حتی نتوانست سرمایه های غرب را جلب کند.  ولی از همان اولین روز حکومت خود به غرب چشمک زد.  در دوسال اخیر حکومت خود، روابط  با آمریکا - ناتو را توسعه داد.  سال گذشته در گردهمایی ناتو شرکت کرد و مشاور امنیت ملی آمریکا "جان بولتون" را به ارمنستان دعوت کرد، که خود سرنخ مهمی در مورد آینده این روابط  بدست می دهد.  در بازدید بولتون از ارمنستان اظهار داشت،  "برای تقویت روابط ارمنستان - آمریکا صاحب یک شانس حقیقی است و حاضر است از این شانس استفاده کند.  اگر آمریکا پیشنهاد مناسبی بدهد آنرا ارزیابی خواهیم کرد".  پاشینیان سالها ادیتور روزنامه طرفدار غرب Armenian Times بوده  و امروز هم از طرف رسانه های آمریکا و برخی رسانه های اروپا مرکز مورد حمایت آشکار است".

"در دو سال اخیر نه تنها وضعیت اقتصادی ارمنستان بهتر نشده، بلکه بدتر شده است.  ما شاهد یک عقب گرد اقتصادی درارمنستان هستیم.  با شروع کووید - 19 وضعیت اقتصادی به مراتب بدتر و بدتر گردیده  است.  مسلم است که این وضعیت ناخشنودی زیادی در ارمنستان ایجاده کرده است.  پاشینیان با وعده و شعار دموکراسی روی کار آمد، ولی یک حکومت دیکتاتوری برپا نمود.  رقبای پاشینیان، "کوچاریان" و "سرکیسیان" متحد شده و علیه او اسنادی را منتشر کردند که نشان می دهد خانواده پاشینیان  کنترل قاچاق مواد مخدر و سیگار را در دست دارند.  این وضعیت سبب گردیده تا صدای پای جنگ داخلی در ارمنستان بگوش برسد.  از این رو، تنها کاری که می توانست انجام دهد، با ایجاد درگیری دقت ها را از خود و خانواده خود دور کند، بود".

ولی، چرا ایجاد درگیری در توووز؟

"ارمنستان، همراه روسیه، بیلوروس، قزاقستان، قیرقیزستان و تاجیکستان، عضو "سازمان قرارداد امنیت جمعی" است.  می شود آنرا ناتوی روسها نامید. طبق ماده 7 قرار داد، حمله به یک عضو سازمان در حکم حمله به خاک همه کشورهای عضو تلقی می شود.  یعنی همان  ماده 5 ناتو.  اگر ارمنستان درگیری مجددی را در قره باغ دامن بزند نمی تواند به ماده فوق استناد کند.  زیرا، قوانین بین المللی قره باغ را جزو خاک آذربایجان می شناسد، و این واقعیت با قطع نامه های مکرر سازمان ملل تسجیل شده است.  از این رو در این موقعیت، تعهدی برای کشورهای عضو به دفاع از ارمنستان بوجود نمی آورد.  ولی اگر حمله ای به خاک ارمنستان شود، ارمنستان می تواند متحدین خود را بدفاع فراخواند.  البته کشورهای  طرف قرار داد، در سازمان های دیگری با آذربایجان نیز متحد هستند.  ارمنستان این حساب را می کند، اگر من به آذربایجان در نقطه دیگری حمله کنم روسیه یا از من دفاع خواهد کرد، در آن صورت آذربایجان ضربه خواهد خورد.  یا از من دفاع نخواهد کرد، در آن صورت من به افکار عمومی ارمنستان چنین خواهم گفت، روسیه از ما دفاع نکرد، در آن صورت براحتی خواهم توانست مسیر خود را به سمت غرب تغییر دهم.  بنابراین، ایجاد چنین درگیرهایی افکار عمومی ارمنستان را با غرب همراه خواهد کرد، فشارها علیه حکومت را تخفیف خواهد داد و پاشینیان خواهد توانست حکومت مافیایی خود را ادامه دهد.  حقیقت آنچه در توووز اتفاق افتاد عبارت از این است".  (2)

حکومت پاشینیان، و لابراتوارهای بیولوژیک آمریکا در ارمنستان

متخصص نظامی، و سردبیر مجله "دفاع ملی" روس، "ایگور کوروتچنکو" در مصاحبه با سایت اینترنتی مسکو- باکو اظهار داشته است:  "لابراتووارهای بیولوژیک آمریکا در ارمنستان، روسیه را تهدید می کند ... او اضافه می کند، میکروبیولوژیست های نظامی، هیچ وقت تنها با جنبه های تئوریک مشغول نمی شوند.  تمامی لابراتووراهایی که توسط پنتاگون تامین مالی می شوند، در حقیقت عملی می شوند.  در این لابراتووارها برای نابودی زمین های کشاورزی، دام ها و نهایتا برای نابودی انسان ها سلاح های بیولوژیک گسترش می یابند".

"پاشینیان علیه روسیه رفتار بی نهایت خصمانه ای نشان داده است.  او اجازه بازرسی از لابراتووارهای بیولوژیک آمریکا بوسیله روسیه را رد کرده است.   بعلاوه، اینرا در روزهای منتهی به 9 مه که روز جشن مشترک خلق های ما است اعلام نموده است . ..  اینکه ارمنستان جای ویژه ای در "قرارداد امنیت جمعی" داشته و برای روسیه اهمیت ویژه ای دارد، همه بازی های سیاسی است.  روسیه نه به حرف ها، بلکه در مورد فعالیت های ارمنستان قضاوت می کند.  حکومت پاشینیان متفق روسیه نیست، او مخلوق آمریکاست و نسبت  به این واقعیت نیز حرکت می کند.  برای روسیه نه منافع ارمنستان، نه لابی ارمنستان، بلکه منافع ملی روسیه مهم است، بقیه همه چیز در درجه دوم قرار دارد.  پاشینیان باید تصمیم بگیرد یا با ماست، و اجازه بازرسی لابراتووارها را خواهد داد و یا علیه ما خواهد بود".  (3) 

جای پای فرانسه در منازعه آذربایجان - ارمنستان

هفته نامه Le Point چاپ فرانسه، که صدای جبهه آتلانتیک (ناتو) در فرانسه است، از سال 2016 هر سال عکس اردوغان را روی جلد خود چاپ، و نظرات ماکرون علیه اردوغان (ترکیه) را در کنار آن با آب و تاب انعکاس می دهد.  ولی آنچه مهم است، رقابت ماکرون / اردوغان نیست، نگاه به این موضوع از منظر شخصیت های سیاسی، خطاست.  از دیدگاه فرانسه، آنچه مهم است، و عکس العمل کینه توزانه فرانسه علیه ترکیه را بر می انگیزد، از یک طرف، سرکوب "پیاده نظام" آمریکا PKK/PYD  است، که نیروهای آمریکا - فرانسه آنها را در سوریه تعلیم داده و تجهیز می کنند، تا از این طریق بتوانند منطقه را طبق منافع دراز مدت خود شکل دهند، و از طرف دیگر، این است که ترکیه، با استناد به حقوق ناشی از قوانین ناظر بر حقوق بین الملل در تعیین مرزهای دریایی خود، و تاکید روی داشتن طولانی ترین ساحل در دریای مدیترانه، به دنبال تعقیب منافع ملی خود است، و هدف بهره برداری و تقسیم عادلانه منابع نفت و گاز شرق مدیترانه را دنبال می کند.  از منظر فرانسه، ترکیه چوب لای منافع استعماری و تمامیت خواه فرانسه و متحد اش یونان گذاشته است.  در واقع نیز ترکیه، قمار امپریالیستی فرانسه وغرب را در شرق مدیترانه  بهم زده است.  اینکه در مقام رهبری ترکیه اردوغان باشد، یا شخص دیگری، و یا رهبری "اسلامی" سرکار باشد، یا غیر اسلامی، "دیکتاتور" باشد یا "لیبرال"! تفاوت چندانی در اصل موضوع نخواهد داشت.

باید دقت کرد، بفاصله 40 روز بعد از سرکوب کودتای 16 جولای 2016 ( کودتای گلادیوی ناتو در ترکیه - FETO)  عملیات نظامی "سپر فرات" در شمال سوریه، کریدور آمریکا - اسرائیل (طرح اتصال حکومت بارزانی از طریق سوریه به دریای مدیترانه) آغاز و طرح "اسرائیل دوم" آمریکا با خاک یکسان شد.  دومین ضربه با عملیات "شاخه زیتون" در ژانویه 2018 ، و سومین عملیات، عملیات نظامی "چشمه صلح"  در 9 اکتبر2019 همه امیدهای آمریکا - اسرائیل را برباد داد.  هدف گیری اردوغان (ترکیه) از سال 2016 بوسیله این نشریه و رسانه های دیگر فرانسه و حتی اروپا در کل، فقط در این رابطه قابل درک است!  البته اگر، غربی به معنی متداول دیگر وجود داشته باشد، چرا که اروپا بطور کلی سیاست متفاوتی با آمریکا در این خصوص اتخاذ کرد.  ولی حکومت ماکرون، انگار که می خواهد خلاء ناشی از ضعف آمریکا در خاورمیانه و شمال آفریقا را پر کند، وارد جبهه شد، و در این جبهه با آمریکا همچنان دست و پا می زند.

Le Point در 24 مه 2018 با چاپ عکس اردوغان روی جلد خود نوشت: "دیکتاتور، اردوغان تا کجا پیش خواهد رفت"!  در 24 اکتبر 2019 باز با چاپ اردوغان روی جلد خود اردوغان را متهم به "پاکسازی قومی" ، "اشغال نظامی" و "استفاده از سلاح های شیمیایی" کرده، و نوشت، "آیا اجازه خواهیم داد که، کردها را قتل عام و اروپا را تهدید کند".  و در آخرین شماره خود با چاپ عکس اردوغان نوشت:  "ایا صوفیا، سوریه، لیبی، دریای مدیترانه .... اردوغان. جنگ پشت درهایمان است".  سر تیتر نوشته بسیار گویا تر است:  "کمک، عثمانی ها می آیند"!  سرمقله نویس نشریه  Frans- Oliver Giesbert اردوغان را مدام، "سلطان" خطاب کرده، و افکار عمومی را به فتوحات قرون گذشته عثمانی ارجاع داده و از این طریق می خواهد "توسعه طلبی" ترک ها را القاء کند!  این مقاله درعین حال، خود گویای واقعیتی است، یعنی اعتراف غرب به شکست در سوریه، برهم خوردن طرح فرانسه در لیبی، و در عین حال تنها ماندن فرانسه در میدان رقابت با ترکیه.

فرانسه با سیاست دنباله روی از آمریکا در سوریه، خارج بازی مانده بود.  در آن زمان ماکرون وجود نداشت، نیکلای سارکوزی و بعدها فرانسیس هولانده "سوسیال دموکرات" رئیس جمهور بود.  ماکرون در اصل، با اقتصادش، با احزاب چپ و راست اش برای نجات سیستم نئولیبرال از طرف دولت پنهان فرانسه (گلادیوی ناتو در فرانسه) و با ترکیبی از سارکوزی - هولانده ، بعنوان یک رهبر جوان،عرضه شد.  ماکرون سخنگوی غرب نئولیبرال در حال غروب بود که حتی متفقین اش او را ترک می کردند.  در واقع ترکیه هر قدمی جهت منافع و امنیت ملی خود بر دارد، خواه ناخواه علیه آمریکا و غرب حرکت کرده است.  بدین جهت است که ادعا می کنند، "ترکیه از کنترل خارج شد" (کنترل ناتو) و ترکیه را متهم به "پاکسازی قومی، "اشغال نظامی" و "کاربرد سلاح های شیمیایی" می کنند.  نویسنده دیگر فرانسوی Jean-Paul-Baquiast  در انتقاد از سیاست های ترکیه مضمون حقیقی اختلافات ترکیه با غرب  را بروز می دهد.  او می نویسد:  "ترکیه با تاثیر اردوغان، با یک چرخش رادیکال و سریع، سبب تشکیل محور آنکارا - مسکو - تهران شده است.  این محور تنها یک محور سیاسی نیست، بلکه در عین حال یک محور نظامی است.  این محور بسیار موثرتر از آمریکا، با داعش مبارزه می کند".  به این اعتراف صادقانه چه می شود گفت؟    (4) 

بدین دلیل در دنیای غرب، جنگ رسانه ای علیه ترکیه افزایش و شدت یافته است.  هفته نامه  Die Zeit  آلمان در این رابطه، ترکیه را یک کشور "هژمونیست" اعلام کرد.  در مقاله ای که با امضای Michael Thumann    و Ozlem Topcu  منتشر شد، تا آنجا پیشرفت که مانند ماکرون ادعا کرد، "ترکیه ربطی به دریای مدیترانه ندارد"!  این هفته نامه ، "جنگ های" ترکیه در منطقه را چنین طبقه بندی می کند:

1)  سوریه (ادلیب، عفرین)

2)  شمال عراق - مرز ایران

3)  لیبی

3.5)  شرق مدیترانه.

 

منظور از 3.50 این است که ترکیه در کنار جنگ های فوق، "نیمه جنگی" را نیز با یونان پیش  می برد.

این روزنامه دلایل جنگ ها را به "دکترین جدید سیاست خارجی ترکیه" و "استقلال تسلیحاتی ترکیه" نسبت داده می نویسد:  "ترکیه قبلا مطیعانه و بشکل  محجوبانه ای درب اروپا را میزد، و به سلاح های قدیمی ناتو نیز بسنده می کرد، ولی بعد از 2016  (کودتای نافرجام آمریکا - فتح الله گولن) اردوغان با ملی گرایان چپ و راست و طرفداران اوروآسیا همکاری می کند...  اردوغان با سیاست های "تهاجمی" و "هژمونیست" نه تنها با همسایگان خود، حتی با ناتو و اتحادیه اروپا نیز به مقابله  برخاسته است".

وقتی ترکیه پایگاه های پ - ک - ک در شمال عراق را که تحت حمایت و حفاظت آمریکا هستند یک یک پاکسازی می کند، روزنامه می نویسد:  " ترکیه در آنجا بدنبال کدام پروژه حاکمیت است"! 

" در ماه آوریل نیروهای ژنرال "هفتر" به دروازهای پایتخت لیبی رسیده بود، ولی ناگهان شانس اش برگشت.  تانک های هفدر بوسیله هواپیماهای نظامی بدون سرنشین ترکیه بمباران و نیروهایش مجبور به عقب نشینی شدند.  اکنون حکومت مشروع لیبی در منطقه پیش روی می کند.  آن نیرویی که در چند هفته وضعیت را تغییر داد ترکیه است.  ترکیه تحریم تسلیحاتی سازما ن ملل را نقض کرد.  حکومت "سراج" را مسلح کرد.  اردوغان نه تنها نیروهای ائتلاف طرفدار هفدر، بلکه حتی روسیه را نیز براه آورد.  طرح آلمان برای مجبور کردن طرفین به مسالحه را نیز خنثی نمود". 

خود نویسنده اذعان دارد که  سراج، حکومت مشروع  لیبی در طرابلس است.  زیرا حکومت آشتی ملی سراج از طرف سازمان ملل بعنوان تنها حکومت مشروع لیبی برسمیت شناخته شده، و ترکیه از طرف این حکومت و برای دفاع از این حکومت رسما دعوت شده است.  مرزهای دریایی ترکیه و لیبی نیز با قرار داد بین دو کشور تسجیل شده است.  رهبر مخالفان، هفتر،  تا روز دخالت ترکیه در لیبی به هیچ مسالحه ای تن نداد، و حتی کنفرانس آشتی طرفین در مسکو را شبانه ترک کرد، و به پیشنهادات کنفرانس برلین نیز وقعی نگذاشت، زیرا فکر می کرد با نیروی نظامی حاکمیت را در لیبی بدست خواهد آورد.  او به حمایت  فرانسه و امارات بیش از حد بها داد.  (5)

با توجه به مضمون و دلایل موضع گیری خصمانه غرب، و در راس آن فرانسه و آمریکا علیه ترکیه در خاورمیانه و دریای مدیترانه، درک این نکته مشکل نخواهد بود که هدف گیری شاهراه انرژی و ارتباط زمینی ترکیه - آذربایجان بوسیله ارمنستان عملی خودسرانه از طرف ارمنستان نمی تواند باشد، و نیست.  بزرگترین دیاسپورای ارمنی در فرانسه قرار دارد، و فرانسه و یونان، یعنی رقبای ترکیه در مدیترانه، متحدین و حامیان اصلی ایده "ارمنستان بزرگ" اند.  از این رو، هدف حملات ارمنستان به آذربایجان در واقع نه خود آذربایجان بلکه متحد اصلی آذربایجان یعنی ترکیه است.  هدف این حملات فشار آوردن به ترکیه در شرق مدیترانه و لیبی است.  پیام آشکار است، اگر در شرق مدیترانه و لیبی کوتاه نیایی، جبهه جدیدی علیه تو باز خواهد شد و خطوط  انرژی ات دچارسکته خواهد گردید.  جواب ترکیه علیه این تحریکات، روشن و سریع بود،  آغاز مانورهای زمینی - هوایی نیروهای مشترک نظامی ترکیه - آذربایجان در خاک آذربایجان و اعلام آمادگی برای مقابله با هرنوع  تحریک و ماجراجویی.

این اولین بار نیست که غرب (آمریکا - فرانسه) علیه ترکیه از کارت باصطلاح ارمنی استفاده می کنند.  بدنبال کودتای فاشیستی "سرهنگان" در یونان (21 آوریل 1967) و سپس کودتا علیه حکومت ماکاریوس در قبرس( 15 ژوئن 1974) ارتش یونان با قصد الحاق قبرس به یونان، دست به پاکسازی ترک های قبرس زد.  ترکیه با استناد به "قرارداد تضمین حقوق ترک های قبرس" که به عهده ترکیه است،  دست به مداخله نظاامی در قبرس زد، که نهایتا سبب تقسیم قبرس به دو بخش یونانی - ترک و تشکیل دولت فدراتیو قبرس گردید. (20 ژوئن1974)  بدنبال مداخله ترکیه در قبرس، آمریکا ترکیه را تحریم تسلیحاتی کرد  (5 فوریه 1975)، و از طرف دیگر سازمان های اطلاعاتی آمریکا و فرانسه سازمان ترور ارمنی "آسالا" را سازماندهی و به جان دیپلمات های ترک انداختند که موجب کشته شدن ده ها دیپلمات ترک در سراسر جهان شد.  حکومت اجویت در ترکیه، موضعی ملی و سرسختانه ای در مقابله با این اقدامات گرفت و اعلام نمود،  مادام که یک عضو ناتو در معرض تحریم تسلیحاتی قرار می گیرد، بدین معنی است که دیگر احتیاجی به پایگاههای نظامی ناتو در ترکیه وجود نخواهد داشت.  به دنبال آن، تمامی پایگاه های هوایی - دریایی آمریکا در ترکیه، تحت کنترل ارتش ترکیه درآمد (25 ژوئن 1975).  تحریم تسلیحاتی ترکیه، و تعطیل پایگاه های نظامی آمریکا در ترکیه تا زمان حکومت جیمی کارتر ادامه داشت و نهایتا، آمریکا مجبور شد تا تحریم ها را برچیند (26 سپتامبر 1978).   از منظر ناتو، این عمل حکومت ترکیه، به معنی "از کنترل خارج شدن ترکیه است".  چرا که به مصداق مثل "بهترین سرخپوست سرخپوست مرده است".  از منظر غرب نیز، بهترین ترکیه، ترکیه ای مطیع، فرمانبردار، و حافظ منافع غرب در خاورمیانه است. 

توضیحات:

(1)

-  ریشه های تاریخی این درگیری به دنبال جنگ های ایران – روس، و روس - عثمانی و در اسکان ارمنی ها درمنطقه قره باغ و در خاک ارمنستان کنونی توسط روسیه تزاری قرار دارد.  چنانکه،  سیاست اسکان ارمنی ها در در طول قرن نوزدهم، سبب شد تا جمعیت ارمنی در اواخر قرن نوزده از %35 به %50 افزایش یابد.  این سیاست در قرن بیستم نیز بشکل فزاینده ای ادامه یافت.  چنانکه امروز 4/3 جمعیت قره باغ را ارمنی ها تشیکل می دهند.  براین اساس است که ارمنی ها در قره باغ ادعای حق می کنند.  امروز  20% خاک آذربایجان تحت اشغال ارمنستان است، و یک میلیون شهروند آذربایجان خانه و کاشانه خود را از دست داده و در انتظار بازگشت به سرزمین آبا و اجدادی خود، بسرمی برند.   در این میان، "ایده ارمنستان بزرگ" ملی گرایان افراطی ارمنی، نقش مهمی در این منازعه داشته و هم چنانکه در گذشته تاریخی، امروز هم زمینه ساز مداخلات امپریالیستی در این منازعه است.  تلاش های صلح در  30 سال اخیر نیز که از طریق" سازمان همکاری و امنیت اروپا ( OSCE) - گروه مینسک" پیش برده می شود به نتیجه ای نرسیده است، زیرا ارمنستان کوشش دارد تا "دستاورد های" خود را به هر قیمتی حفظ کند. 

https://www.trthaber.com/haber/dunya/azerbaycan-ermenistan-hattinda-neler-oluyor-501668.html

https://www.aydinlik.com.tr/haber/azerbaycan-ermenistan-sivilleri-kalkan-olarak-kullaniyor-213575

https://aydinlik.com.tr/haber/azerbaycan-milli-meclisi-baskan-yardimcisi-aliyev-saldirilarin-sebebi-azerbaycan-in-projeleri-214234

 

-  "الکساندر پرنجییف" عضو "انجمن کارشناسان سیاست نظامی" روسیه معتقد است:  "راه حل دیگری جز راه حل صلح آمیزی که بر اساس "اصول مادرید" که در سال 2007 از طرف میانجیگران - "سازمان همکاری و امنیت اروپا" ( گروه مینسک)  -  به دو طرف آذربایجان - ارمنستان پیشنهاد شد، وجود ندارد.  طبق این اصول، مناطق همجوار قره باغ (که از طرف ارمنستان اشغال شده است) باید تدریجا به  آذربایجان پس داده شود.  به قره باغ باید وضعیت (Statu) خاصی، که تمامیت ارضی آذربایجان را نقض نکند، داده شود.  بین ارمنستان و منطقه قره باغ کوهستانی کریدوری که این دو را بهم وصل کند، ایجاد شود.  شهروندان آذربایجان که مجبور به ترک قره باغ شده اند، دوباره به خانه و کاشانه خود بازگردند.  این راه حل به علت عدم اعتماد بین باکو - ایروان، مشکل تر می شود.  ولی می شود این مشکل را نیز حل کرد.  بدین ترتیب که، حکومت آذربایجان در این منطقه به یک حکومت سیویل (غیر نظامی) تبدیل شود، و تبعیت از رژیم  آتش بس، و دیگر مسائل انسانی به عهده  یک نیروی صلح محول گردد". 

مورخ و تحلیلگر ترک  "محمد پرینچک" معتقد است:  "گروه مینسک که مسئولیت حل مسئله قره باغ را دارد، در سی سال اخیر نشان داده است که هیچ قدمی نتوانسته است در این زمینه بردارد.  بنابراین، در تامین تمامیت ارضی آذربایجان و حفظ صلح و ثبات در قفقاز جنوبی تماما به بن بست رسیده است.  این وضعیت نشان می دهد که مکانیسم های جدیدی برای تسهیل جریان صلح ضرورت دارد.   "جریان آستانا"  هم چنانکه در سوریه، در مورد قره باغ  نیز می تواند موفق باشد.   ترکیه - روسیه - ایران، بلحاظ جغرافیایی، ژئوپولیتیک و تاریخی، بیشتر از غرب در مورد مسئله قره باغ درگیرند.  مسائل منطقه بسیار راحت تر و عادلانه تر حل می شوند، اگر کشورهای غرب دخالت نکنند و کشورهای منطقه ای ابتکار و رهبری را در دست گیرند".

محمد پرینچک در مورد مقاصد ارمنستان در حمله  اخیر به آذربایجان نیز معتقد است:  "آشکار است که تنها آذربایجان در هدف نیست، و ارمنستان نیز تنها متجاوز بشمار نمی رود.  بعلاوه، این مانور ارمنستان تنها برای تحریک روسیه علیه آذربایجان هم نیست، بلکه، از این طریق قصد رو در قرار دادن ترکیه با روسیه نیز وجود دارد.  یعنی، ماموریت حیاتی غرب در تمام طول تاریخ در منطقه".....

"بویژه اگر در نظر بگیریم که خط آهن باکو - تفلیس - قارص بخشی از پروژه جاده ابریشم (Belt and Road) محسوب می شود که بوسیله چین پیشنهاد شده است.  ابتکار و توافق همکاری در مورد این خط آهن بین آنکارا - مسکو - باکو در سال 2019 آغاز شد که ظرفیت تاسیس و تحکیم اتحادیه ای بین این کشورها را داراست ....  در عین حال باید توجه کرد که ارمنستان اخیرا به "اتحاد بین المللی آزادی مذهب"  International Religious Freedom Alliance  که در سال 2020 بوسیله آمریکا تاسیس شد، پیوسته است.  این سازمان با فعالیت های ضد چین خود توجه ها را بخود جلب کرده است".

https://tr.sputniknews.com/asya/202007161042465198-rus-askeri-uzman-azerbaycan-ve-ermenistanin-askeri-potansiyellerini-degerlendirdi/

https://uwidata.com/12984-azerbaijan-armenia-border-clashes-and-the-karabakh-problem/

https://www.aydinlik.com.tr/haber/prof-dr-kemal-ucuncu-ermenistan-krizine-yanit-kafkasya-atagiyla-olur-213601

 

(2)  

           https://www.aydinlik.com.tr/haber/azerbaycanli-siyaset-bilimci-fuat-halilov-pasinyan-in-iktidar-savasi-213600

https://www.aydinlik.com.tr/haber/tek-millet-tek-ordu-213533

 

-  نماینده مجلس جمهوری آذربایجان از ایالت توووز، خا نم دکتر"غنیه پاشایوا" براین موضوع تاکید می کند که خطوط انرژی - ارتباطی آذربایجان - ترکیه از این منطقه می گذرد.  این مسیر تنها راه ارتباط زمینی آذربایجان با ترکیه است.   هدف قرار گرفتن این منطقه هدف اساسی ارمنستان را نشان می دهد، که ارمنستان بدنبال چیست.  زیرا خطوط آهن - نفت - گاز آذربایجان از این طریق به ترکیه وصل می شود، و از منظر آذربایجان دارای اهمیت استراتژیک مهمی است.  این خطوط عبارتند از:

*  خط آهن باکو - تفلیس - قارص/ ترکیه

*  خط لوله نفتی باکو - تفلیس - جیهان/ ترکیه (BTC)

*  خط- لوله گاز طبیعی قفقاز جنوبی از طریق آذربایجان، گرجستان به ترکیه / اروپا (TANAP)

(3)  

نیکول پاشینیان در سال 2018 در مصاحبه ای که با رسانه های روسیه داشته، گفته بود که به بازرسان روسیه اجازه خواهد داد تا از لابراتووارهای وزارت دفاع آمریکا در ارمنستان بازدید کنند.  ولی تاکنون چنین اتفاقی نیافتاده است.  آمریکا، چنین لابراتووارهایی را قبلا در گرجستان "مرکز  Lugar " نیز ساخته است.

لابراتووارهای آمریکا منشاء تهدید جدیدی علیه انسان هاست.  این لابراتووارها به بهانه مبارزه با امراض  واگیر، ولی در اصل، بشکل پنهانی، سلاح های بیوباکتریولوژیک را آزمایش می کنند، و اکثر آنها در کشورهای جهان سوم تاسیس شده اند.  در این لابراتووارها بویژه علیه نژاد ها  ویروس های کشنده ای ساخته می شود.  بعد از سقوط اتحاد شوروی، آمریکا این لابراتووارها را در جمهوری های سابق شوروی تاسیس کرده است.  از سال 2008 بیش از 10 لابراتووار در ارمنستان ساخته است، تنها برای ساخت یک لابراتووار 50 مبلیون دلار مصرف می کند.  ارمنستان در مورد کارکرد سلاح های بیولولوژیک در روسیه و ایران، مخفیانه به آمریکا گزارش می دهد.  آمریکا تاکنون سه لابراتووار در ایروان، یک لابراتووار در Martini، ، Gumru، Vandazor " ، و یک لابرتووار در Gyumri جایی که پایگاه روسیه در ارمنستان قرار دارد، ساخته است.  بعلاوه، وارد کردن "موسسات دولتی" منطقه کوهستانی قره باغ به شبکه پروژه های مشترک لابراتووارها، و از این طریق پیوستن جدایی طلبان قره باغ به این پروژها، بمعنی برنامه ریزی انتقال ویروس های کشنده از طریق محصولات کشاورزی و دامی به خاک آذربایجان نیز تلقی می شود.

https://www.siyasetcafe.com/abdnin-ermenistanda-10dan-fazla-biyolojik-laboratuvari-var-64400h.htm

https://aydinlik.com.tr/haber/igor-korotcenko-ermenistan-daki-abd-ye-ait-askeri-biyo-laboratuvarlar-rusya-yi-tehdit-ediyor-213415

(4)

https://aydinlik.com.tr/haber/fransiz-le-point-dergisinin-caresizligi-atlantik-cephesinin-hedefi-erdogan-213886

Blog.Mediapart.fr

https://www.aydinlik.com.tr/haber/bati-nin-korkusu-uc-bucuk-savas-214240

 

(5)                                                   https://www.stratejikortak.com/2020/07/libya-son-durum-haritasi.html

https://seyyahmedya.net/iletisim-baskanligi-paylasti-turkiye-neden-libyada

 

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: