برای ماندگاری و استناد به آن !!

انشقاق و جدایی در نهضت ملی ایران، داستانی پر آب چشم و ملت از آنها ضربه های سخت خورده ، جدا شدن کاشانی و ایادی او ، انشعاب نهضت آزادی ، اخراج بختیار به خواست دکتر کریم سنجابی، انشعاب گروه متین دفتری و....هیچ کدام به سود کشور و جبهه ملی همیشه ماندگارمان که در واقع امانتی در دست اعضاء کنونیست ، تمام نشد.

برای ماندگاری  : ( ضیاء مصباح )

قراری گذاشته شده در شامگاهان  5شنبه 23/ امرداد تادکتر ..... که همت و غیرت خود را از دوران دانشجوئی وقف جبهه ملی نموده

و در طی سنوات متمادی  در مکتب شادروان برومند با صبر و متانت ، برنامه ریزی وسامانی را با نگاه به چگونگی ها تدارک دیده که از منظر اصول تحزب کاملا موجه و لازم مینماید....

 اما تالی فاسد و حاشیه پردازی ها را با بکار گیری افرادی احساساتی هنوز نتوانسته اند رفع نمایند و عملا شاید نا خواسته با نادیده گرفتن چهره های برتر و صاحب نام و نشان برآمده از تخصص و تجارب آکادمیک و مطرح در سطح حداقل منطقه ، تفرق بیشتری را  باعث شده اند و شده ایم و......

به مدت 3 ساعت با اهالی علاقه مند کانال تلگرامی ملیون گفت و شنود نمایند

با بفال نیک گرفتن این مصاف با تعریف مثبت ، سازنده و کارگشا با همه محدودیتها ، البته چنانچه مخاطبین ادبیات مناسب را بکار گیرند و امکانات بکار گرفته شده بتواند این فرصت را تبدیل به نعمت وترک دوگانگی بنماید ....

دکتر مخلص ، هزینه پردازو صبورمان  گاهی در نفی و طرد و اینکه «انشعابیون در هزینه کردن جبهه طی دو سال بگذشته مقصرند»  ایفای نقش داشته و آنچه در این باب تا کنون بدفعات و بمناسبت ها بیان شده و هواداران دوطرف سعی در کم رنگ کردن یا در مواردی «لازم و اجتناب ناپذیر بودن و گاهی انکار »آن را ...صرفا شاهد بوده اند .

 امید اینکه همزمان با 67 مین سالگرد فتنه 28/ امرداد فتح بابی باشد تا این غصه سر آید ..

در این مسیرسر گشاده یکی از بهترین ها را با حذف نام با دقت بخوانید  تا با بیانی دیگر عرایضم را به سامان برسانم :

 دیدگاه   :    وظیفه اخلاقی و رسالت اجتماعی  اعضای واقع بین و مثبت اندیش جبهه ملی است که حد اکثر سعی خود را برای وحدت و انسجام این میراث ملی به عمل آورده و  مصالح ملی  را آنهم در این شرایط ویژه فراتر و مهم تر از مسایل شخصی و شخصیتی که سن و سال میگوید «باید ازاین ویژگیها عبور کرده باشیم » بدانیم .

 انشقاق و جدایی در نهضت ملی ایران، داستانی پر آب چشم و ملت از آنها ضربه های سخت خورده ، جدا شدن کاشانی و ایادی او ، انشعاب نهضت آزادی ،  اخراج  بختیار  به خواست دکتر کریم سنجابی، انشعاب گروه  متین دفتری و....هیچ کدام به سود کشور و  جبهه ملی همیشه ماندگارمان که در واقع امانتی در دست اعضاء کنونیست ،  تمام نشد.

 با عبرت آموزی از تاریخ،  کنار گذاشتن  گله های درون سازمانی به منظور نیل به اهداف عالیه جبهه  باید اولویت همه ما باشد،آنهم با گذشت بیش از 7 دهه و دگر گونی بسیاری معیارها و ارزشها همراه با وجود روابط عمومی مدرن و رسانه ها.....

آری ما پیروان راه مصدق بزرگ برای حفظ منافع ملی به رغم اختلاف سلایق و انتقادهای درون سازمانی، باید با بلندنظری و بزرگ منشی از اختلاف های جزئی و خود زنی عبور کنیم و مرز مشترکی و حد وسطی را در مسیر حرکت آینده پذیرا شویم.

باید اگاهانه و ایثارگرانه مصالح جمعی و منافع ملی را مقدم بشماریم و گر نه، نه در پهنه سیاست امروزین نقش آفرین توانیم بود و نه با وجود تحمل هزینه های بالا در راه اهداف ملی « در داوری تاریخ »سرفرار خواهیم ماند.

آنچه از جهت عملی راهگشاست، برگزاری  نشست های صادقانه مشترک مقدماتی به دور از تمامیت خواهی است..... فاصله فکری ، نظری و عملی نه چندان شایسته فعلی  بیش از فاصله شیعه و سنی یا کاتولیک و پروتستان نیست. آنها با هم گفتمان سازنده دارند، انتخابات درون سازمانی برابر اصول دموکراسی با انتخاب اصلح پاسخگوی واقعیات جامعه به طور عام و روند گرایش اعضای جبهه ملی به طور خاص خواهد بود و همه باید از نتایج انتخابات داخلی و لو مطابق میل ما نباشد، تمکین کنیم.            

   اصول فاسده را باید از میان بر داشت         ضرر ندارد اگر ما هم از میان برویم

 با حفظ حرمت طرفین ولی با سعه صدر، در صدد رفع مشکلات بر آمد ن و تاکید بر مشترکات بسیار و لزوم داشتن وحدت رویه  و اعلام موضع اصولی بدون تردید نشانه ای از حسن نیت بشمار میرود                                که چنین باد

اما بعد :     با نگاهی به عرصه کلان ملک و ملتمان در همین نزدیکی ها  :

 ناکامی دولت کارپرداز خاتمی و تلاش‌های مجلس ششم در ایجاد رفورم، اصلاح‌ناپذیری جمهوری دینی را به خوبی نشان داد و اعتراضات سال ۸۸ علیه کودتای انتخاباتی نیز با ناکامی روبرو شد.

خیزش‌های سال‌های ۹۶ و ۹۸ نیز بدون یک پارچگی مخالفان سیاسی و اجتماعی بوسیله ایادی متشکل سهم بر رژیم ،به سرعت سرکوب گردید. طبقه متوسط و به حاشیه رانده‌شدگان اجتماعی که هنوز از شوک ناکامی اعتراضات سال ۸۸ رهایی نیافته‌اند، از شرکت گسترده در این اعتراضات خودداری نمودند.

در این میان قدیمی ترین و معتبر ترین تشکیلات سیاسی وطنمان :

 پس از چهار دهه فراز و نشیب با همه پشتوانه ارزشمندمردمی (البته کیفی نه چندان کمی ) و مهمتر از آن تجارب غنی « جبهه ملی ایران » با این کم  وکیف .....نتوانسته یک پارچگی کار ساز خود را با نهایت تاسف آنهم در این شرایط ویژه در کمال تعجب  حفظ نماید .....

دوستان همراه با گفتگوهای نه چندان مسئولانه و جدی برای برون شد ازدو گانگی عریان غیر قابل انکار .... که در مواردی مصاحبه شوندگان (بگواه سوابق این داستان در تریبون های برون مرزی ) با مقصر شمردن دیگری یا دیگران رفع مسئولیت توهم گونه ای از خود داشته ومیدارند ... نتوانسته اند به ائتلافی شایسته وپایدار انهم در این بحبوهه برسند که:

رزیم هشیار فرصت طلب در سایه پراکندگی اقشار اجتماعی و نیروهای سیاسی توانسته  با وجود نارضایتی بی‌سابقه ملت، بحران اقتصادی، فساد گسترده و نهادینه شده، انزوای بین‌المللی و بی‌کفایتی در رویارویی با ویروس کرونا و.....به زندگی بظاهرسیاسی‌اش ادامه دهدو بعیان نشان داده که برای بقاء از نا دیدن  منافع ملی ابائی ندارد .

در حالیکه  آزادی کشور از چنگال بنیادگرایی و نهادهای غیر پاسخگو با اختیارات فرا قانونی ، بدور  از تبعیض‌های جنسیتی، قومی و دینی در گروی ائتلاف همه نیروهای مخالف است ....

 بیائیم با درایت و از خود گذشتگی  به این روش تضعیف کننده  و هزینه شدن جبهه که بیش از نگارنده به اعتبار، منزلت و شایستگی آن در صحنه سیاست میهنمان وقوف و باور دارید و تقبل مسئولیتها نیز میطلبد... با هر تمهیدی  بیکی یا ترکیبی معقول و شدنی  از راههای عنوان شده بوسیله دلسوزان و نگرانان این وادی بشرح زیر عمل فر مائید :

 **  پیشنهادات  مطرح شده تا کنون  :

& بر گزاری  نشست همگانی آبان ماه و انجام انتخاباتی واقعا شایسته با برنامه ریزی از هم اکنون .

& طرحی مشابه «عبداله عبداله » با حضور پیش کسوتان و تمامی چهره های هزینه پردازمان  دراین سازمان ( البته با کنترل احساسات تعدادی اندک که بکار بردن واژه «چهره»  را بر نمی تابند )

& حضور فعال «پیشینیان مبری از هر گونه خود محوری و سهم خواهی » یعنی بزرگوارانیکه برشایستگی آنان تردیدی نیست ،در نشست های کارساز برای تبادل نظر البته با تحمل بالا و پذیرا بودن نقش دیگرانی در سطح و اندازه خود «با اتکاء به ضرورت جذب به جای نفی و طرد»  وهمزمان  در حاشیه قرار دادن اهالی احساساتی واقعا در حکم آتش به اختیاران که بهیچوجه شایسته و بایسته جبهه ماندگارمان نبوده و نمیباشد  .

&  مدیریت گروهی همزمان اصلاح اساسنامه در نشست هائی فوق العاده بدون تکیه بر الفاظ و اتلاف وقت که «فرصت هیچ استخاره نیست »

 نا گفته نماند دل بستگان ، همراهان وفعالین گرامی این وادی را میتوان درمراجعه کنندگان کیفی به این کانال در این فرصت مغتنم - بخوبی مشاهده وارزیابی نمود         « من اله التوفیق.....»

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: