لزوم بازگشت بە همیاری جهانی

درست است کە هنوز ایالات متحدە در حوزە قدرت نظامی و اقتصادی حرف اول را می زند، اما این موقعیت در بستر جهانی خود را باز می یابد کە در آن قدرت بشدت میل بە اتمیزە شدن دارد و با نوعی پلورالیسم هویتی تعریف می شود. بە این ترتیب آمریکا اگر بە اندازە کافی درایت بخرج ندهد، روش آن می تواند بە عکس خود منجر شود، و در نهایت روند تضعیف آن را در حد غیرقابل تصوری سرعت بخشد.

ترامپ از همان بدو تکیە بر کرسی ریاست جمهوری در ایالات متحدە آمریکا، شمشیر را از رو بست و با تاکید بر چهار عنصر: قدرت بی بدیل نظامی آمریکا، قدرت کماکان اول اقتصادی آن، تشدید تعارضات میان کشورهای مختلف (بویژە در حوزە خلیج فارس) و سرانجام تضعیف نهادهای بین المللی، تلاش کرد منافع کشورش را بە بهترین وجە ممکن بە پیش ببرد.

ترامپ دستاوردهائی داشت. از جملە توانست در حوزە اقتصاد وضعیت کشورش را تا مقطع گسترش ویروس کرونا تحکیم بخشد، و پولهای زیادی را از طریق فروش سلاح  و یا کم کردن تعهداتش در سازمانهای گوناگون بین المللی بە کشورش سرازیرکند. او کە بە سیاست چندجانبەگرائی در سطح جهان پایان بخشیدەبود و با تکیە منحصرانە بر منافع و موقعیت کشورش حتی از کشورهای اروپائی، بعنوان متحدین دیرینە آمریکا، دور شدەبود مغرور از وضعیت خود بە جلو می تاخت.

اما دو عنصر مهم ضعف او را در درازمدت بشدت آشکار ساختند: ویروس کرونا و محدودیت تاریخی سیاست یکجانبەگرائی.

در مورد ویروس کرونا می توان گفت کە تاکید یکجانبە او بر پول و شانە خالی کردن از تعهدات اجتماعی برای مبارزە با این بلای جهانی، ضعف سیستم بهداشتی آمریکا را کە بدون ویروس کرونا هم با مشکلات جدی در رابطە با تودەهای وسیع مردم کشورش مواجە بود را بشدت آشکارتر ساخت؛ و در حوزە سیاست یکجانبەگرائی نیز بتدریج کشوهای جهان با یافتن راهکارهای مقابلە بە مثل کە کم کم در روند کارها خود را با آن بازیافتند، محدودیت های سیاست یکجانبەگرائی را بخوبی در معرض عموم گذاشتند. بطوری کە ترامپ در حوزە سیاست خارجی و وادارکردن کشورهای رقیب و معارض تقریبا در هیچ موردی نتوانست بە اهداف خود دست بیابد. و آخرین مورد آن تلاش برای تجدید تحریم تسلیحاتی ایران در شورای امنیت سازمان ملل بود کە با شکست سختی مواجە شد.

بعنوان یک قلدر در سطح جهانی ظاهرشدن، با تکیە بر توانائیهای نظامی و اقتصادی خود، تیغ دو لبەای است کە می تواند بە همان اندازە کە حریف را ببرد بە خود نیز آسیب برساند. بویژە در شرایط کنونی جهان کە یک نوع توزیع قدرت در سطح کلان وجود دارد و کشور قلدر نمی تواند بە آسانی سیاستهای خود را در کوتاە مدت و درازمدت دیکتە کند. بە این ترتیب در اوج قدرتی ظاهری، کشور مذکور می تواند خود نیز آسیب پذیر شود و بە این ترتیب قدرت یگانەاش با آن چنان مشکلات جدی روبرو شود کە موقعیت پیشین آن را هم تا حد زیادی تحت تاثیر قراردهد.

درست است کە هنوز ایالات متحدە در حوزە قدرت نظامی و اقتصادی حرف اول را می زند، اما این موقعیت در بستر جهانی خود را باز می یابد کە در آن قدرت بشدت میل بە اتمیزە شدن دارد و با نوعی پلورالیسم هویتی تعریف می شود. بە این ترتیب آمریکا اگر بە اندازە کافی درایت بخرج ندهد، روش آن می تواند بە عکس خود منجر شود، و در نهایت روند تضعیف آن را در حد غیرقابل تصوری سرعت بخشد.

آنچە در شورای امنیت رخ داد، هماهنگی سە قطب دیگر قدرت (یعنی چین، روسیە و اروپا) در لگام زدن بە قلدری آمریکا و تاکید بر پایبندی بر معاهدات بین المللی بود، چیزی کە ترامپ بسیار مایل بە نقض آنهاست.

در جهان کنونی بهترین راە ممکن برای تامین امنیت و آسایش و لگام زدن بر تندروی از جانب کشورهای مختلف و از جملە سیاستهای نابخردانە جمهوری اسلامی در منطقە، همگرائی و همیاری بر اساس ارگانها و میثاقهای جهانیست. بە غیر از این با تشدید جو هرج و مرج آنچە بیشتر از هر چیز دیگری در نهایت سود می برد تندروی است.  

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: