گریزی بر حلوا حلوا کردن متوفیان هنرپیشگان فیلمهای فارسی

طبق فرهنگ مرده پرستی در ایران هر کس و ناکسی که می میرد از او یک قهرمان افسانه ائی می سازند، حالا اگر بخاطر ذهنیت دمکراسی عشرتکده ائی، جزئی هم با رژیم زاویه داشته باشند که دیگر او را حلوا حلوایش می کنند، حالا سئوال از روشنفکران ایرانی این است، که بهمن مفید که بقول نویسنده گان ایرانی، با تجربه تئاتری مستحکم با پشتوانه تحصیلات آکادمیک و سنت خانوادگی در هنرپیشگی که گویا خالق ماندگارترین دیالوگ سینمای ایران بوده!!!!! چه دسته گلی بر سر مردم زده؟

طبق فرهنگ مرده پرستی در ایران هر کس و ناکسی که می میرد از او یک قهرمان افسانه ائی می سازند، حالا اگر بخاطر ذهنیت دمکراسی عشرتکده ائی، جزئی هم با رژیم زاویه داشته باشند که دیگر او را حلوا حلوایش می کنند، حالا سئوال از روشنفکران ایرانی این است، که بهمن مفید که بقول نویسنده گان ایرانی، با تجربه تئاتری مستحکم با پشتوانه تحصیلات آکادمیک و سنت خانوادگی در هنرپیشگی که گویا خالق ماندگارترین دیالوگ سینمای ایران بوده!!!!! چه دسته گلی بر سر مردم زده؟
در فیلم هائی که بهمن مفید و امثالهم بازی کرده اند چه نوع آگاهی به جامعه ارائه داده شده؟ و کدام انقلاب فکری در مردم بوجود آورده اند؟
در محتوای سرتاپای تمام فیلمهائی که بهمن مفید و هم قطاران او مثل ناصر ملک مطیعی و محمد علی فردین و غیره، که به جامعه ارائه داده اند، آیا چیزی بجز اشاعه ابتذال، لومپنیزیم عرق خوری، مست بازی، چاقو کشی، خشونت، رواج فرهنگ لات بازی، لوطی گری، کفتر بازی، چفیه انداختن دور گردن ( همانند خامنه ائی )، ترویج دمکراسی عشرتکده ائی و پائین آوردن مقام زن در حد ناموس مردان، چیز دیگری می توان پیدا کرد؟ پس علت چیست؟ چرا نویسندگان و روشنفکران ایران مقام اینها را این همه با اغراق بیش از حد به عرش علا می برند؟ چون تنها چیزی که برای این حضرات مهم و مطرح است، این است که این فیلمها بزبان قند عسل فارسی است، و آنقدر شیرینی زبان فارسی ( پانفارسیسم) مدهوششان کرده و چشم و گوش اینها را می بندد که دیگر قادر نیستند ابتذل محتوای این فیلمها را ببینند، دقیقا به همانگونه ائی که در شاهنامه از فرط شیرینی زبانفارسی، قادر به درک و دیدن شعر ضد زن فردوسی نمی شوند
زنان را ستایی سگان را ستای
كه یك سگ به از صد زن پارسای‌
ولی اگر یک کارگردان و یا هنرپیشه آزربایجانی در قسمتی از فیلم احساسش را بزبان ترکی بزبان بیاورد، فریاد وا مصیبتهای همین حضرات روشنفکر در سالنهای جشنواره گوش فلک را کر می کند، که شما با دو سه دقیقه مکالمه بزبان ترکی در متن فیلم، با بکارت و حیثیت رسمی بودن زبان فارسی بازی کردید، چون اینها فکر می کنند دیگر ملتها و در راس آنها ملت ترک آزربایجان، همانند بوته خود رو و قارچ همینجوری از زمین روئیده اند و آنوقت همینها با این دیدگاههای تبعیض آمیز در حد نژادپرستانه، انتظار دارند که مرزهای پرگهر، با حمایت ترکها، تا ابد بدون خدشه پایدار بماند، چه انتظارات دست و دل بازانه ائی؟!؟!
جا خیس کردنتان بس نبود، حالا موقع خواب چای شیرین هم می خواهید.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

عنوان مقاله: 
رقص با با کرم ...
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ســـالام دوســـلار..
سازاخ عزیز...
همانطور که میدانید برای شیرین کردن این فیلم ها یک رقص (( با با کرم )) هم گنجانده می شد تا شیرینی این ( حلوا ها ) دو چندان بیشتر شود.

عنوان مقاله: 
بیـــــــــــزه شــــــــاهـــــــنامــــــه اوخــــــومـــــــا...برای ما شاهنامه نخوان.
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ســـالام دوســلار..
آقای Saeed Mahmoudi..
شما نمی توانید ضد زن بودن فردوسی نژاد پرست را فقط با ( رفع شبهه شده ) یک بیت کتمان کنید. داستان رستم و سهراب که ستون شاهنامه و یا (( کینه نامه )) را تشکیل