سنت "خون بس" هنوز زنده است، چرا ؟

خون بس" هنوز زنده است، چرا ؟
هفته پیش خبر هایی درباره تلاش برای ثبت ملی سنت « فصل و خون بس» منتشر شد. " فصل و خونبس" سنتی است که درمیان برخی طوایف و عشایر نواحی

سنت "خون بس" هنوز زنده است، چرا ؟
هفته پیش خبر هایی درباره تلاش برای ثبت ملی سنت « فصل و خون بس» منتشر شد. " فصل و خونبس" سنتی است که درمیان برخی طوایف و عشایر نواحی خوزستان، لرستان، کهگیلویه و بویراحمد، فارس، چهارمحال بختیاری و کردستان وجود دارد. این سنت قبل از انقلاب اسلامی در حال ازبین رفتن بود که پس از انقلاب 57 و در درازای چهل و اندی سال عمر جمهوری اسلامی تحت قوانین رن ستیز شریعت دوباره جان گرفت.

این سنت برای آشتی بین عشایر و طایفه ها درپی اختلافات و نزاعهای فردی که منجر بر ضرب و جرح و قتل می شود، می باشد که پس از میانجیگری بزرگان طایفه، زنی از طایفه قاتل به عقد ازدواج طایفه مقتول در می آید. در این نوع ازدواج زن حقوق قانونی از جمله مهریه و طلاق ندارد.

خبرگزاری ایرنا در تاریخ 15 اگوست نوشت "هشت سال پس از مخالفت سازمان میراث فرهنگی با ثبت این سنت، اکنون دوباره زمزمه طرح این پرونده در فهرست آثار معنوی کشور از شهرستان شوش شنیده میشود"

درخواست ثبت این سنت برای نخستین بار در سال ۱۳۸۹ به سازمان میراث فرهنگی استان لرستان داده شد. استانهای کهگیلویه و بویراحمد، فارس و چهارمحال بختیاری نیز که از مناطق اجرای این سنت بوده و پیگیر ثبت این سنت بودند .

در پی تلاش های بسیار برای ثبت، در سال ۱۳۹۱ به دلیل اعتراض شهروندان، مدیرکل وقت ثبت آثار سازمان میراث فرهنگی در مصاحبه ای با روزنامه شرق گفت: «خونبس به دلیل ضدیت با حقوق بشر و نادیده گرفتن حقوق زنان تحت هیچ شرایطی در فهرست میراث معنوی کشور ثبت نمیشود.».

اکنون پس از گذشت هشت سال دوباره این سنت از طرف شهرستان شوش برای ثبت به عنوان سنت ملی به سازمان میرات فرهنگی فرستاده شده و صادق جعفر چگنی، رییس فعلی دادگستری شوش در حالی که خبر درخواست ثبت این سنت را داده، این رسم را «حسنه و فاخر» و دارای ارزش فاخر اجتماعی دانسته و آن را روشی مناسب برای حل و فصل پروندههای قضایی می داند!

در نشریه خبری تابناک گزارش شده است که معاون میراث فرهنگی خوزستان ثبت « فصل و خونبس» را رد کرده است و گفته است که : "این پرونده نیاز به بررسی دارد، هماکنون درخواستی از دادگستری شوش مبنی بر ثبت آیین «فصل و خونبس» در فهرست آثار ملی ناملموس دریافت شده و قرار است اطلاعات لازم جمعآوری تا در شورای ثبت مطرح شود. متوجه شدیم در سالهای گذشته درخواست استان کهگیلویه و بویراحمد برای خون بس از سوی کمیته ثبت آثار کشور به دلیل حقوق زنان رای نیاورده و رد شده، از یونسکو نیز بابت همین مسئله تذکری به سازمان میراث کشور داده شده است، البته با توجه به اصرار دادگستری شوش برای ثبت این رسم، پیشنهادم این بود که بحث «خون بس و فصل» را از همدیگر جدا کنیم. میتوان خیلی از موارد حل و فصل نزاعها مثلا نشست و توافق بر سر مشکلات زمین و یا آب و املاک را برای ثبت بیاوریم، ولی اینکه یک نفر شخص دیگری را بکشد و بعد جلسه بگیرند و بگویند برای اینکه خون قطع شود دختری از فلان طایفه بگیرند و بدهند به فلان پسر، این پسندیده من هم نیست، این ازدواج نشانه اجبار است که نقض حقوق زنان را پیش میکشد."

فرهاد طهماسبی، کارشناس مسائل اجتماعی در گفتوگو یی با یکی از رسانه های داخلی در این موردمی گوید:

"علت وجود چنین رسمی، فیصله دادن به نزاع بود و علت آن هم عدم شناخت درست از حقوق زن بوده است. در شرایط امروزی به این رسم ایراداتی گرفته میشود و بهنوعی منسوخ شده است، اغلب به دختری که با عنوان خونبس به خانواده قاتل میرفت به شکل برده نگاه میشد. این دختر برای ایجاد وحدت بین خانوادههای قاتل و مقتول به عقد فرزند مقتول در میآمد اما اغلب نتیجه عکس میداد..

این کارشناس مسایل اجتماعی درمورد اینکه جامعه امروزی پذیرای چنین رسمی نیست، می گوید : در وصلت بین خانوادههای قاتل و مقتول دختر حق انتخاب نداشته و این ازدواج اجباری بود. او سپس اشاره کرد که : در بسیاری موارد دختری که با عنوان خونبس بود بهلحاظ روحی و روانی آرامش نداشت و حتی در برخی موارد اقدام به خودکشی میکرد و سپس افزود : برای ایجاد وحدت و پایان دادن به نزاع دو خانواده مقتول و قاتل یا دو طایفه باید از روشهای دیگری استفاده شود نه اینکه یک دختر در کنار پول و چیزهای دیگر بهعنوان دیه فرستاده شود."

جای تعجب نیست که در قرن بیست ویکم ، رییس دادگستری رژیم جمهوری اسلامی، این چنین رسم ضد انسانی و زن ستیز را رسم "حسنه و فاخر بداند. زیرا رژیمی که با به قدرت رسیدن و با اعمال قوانین شریعت، حود را مالک زنان می داند، شرایط رشد و تقویت سنت هایی که در این راستا باشد را فراهم می کند. تحت قوانین زن ستیز

شریعت، زنان حتی مالک بدن خود نیستند و یک کالای جنسی اند که باید در زیر حجاب زندانی شوند ودر مالکیت مردان خانواده و حتی طایفه باشند .

مالکیت زنان در تمام سال های زندگی به دست پدر، برادر، شوهر، عمو و حتی زمانی پدر بزرگ می باشد که نگهداری و محافظت این کالای جنسی را بعهده می گیرند. زنان در خانواده نه تنهامالک بدن خود نیستند بلکه حتی قادر به انجام فعالیت دلخواه خود نمی باشند و اکثرا ً مردانندکه و ظایف آ نان را تعیین می کنند. وظایف زنان در محدوده حانه می ماند و بخش بزرگی از زنان بین 6 تا7 ساعت از ساعات روزانه خود را صرف تدارک، پخت وپز، نظافت خانه می کنند. انجام وظایف تعیین شده همچنین باید مطابق سلیقه های مختلف مردان آنان باشد تا در معرض ناسزاگویی، و ضرب و شتم قرار نگیرند. زنان حتی در رختخواب نیز باید امیال و خواسته های خود را زندانی کنند و تابع نیازهای جنسی یکطرفه شوهرانشان باشند. و در صورت عدم تمکین مستحق طلاق گردند.

حوشبختانه با واکنش هایی که شهروندان و بویژه زنان برای ثبت سنت " فصل و خون بس " در رسانه های اجتماعی نشان داده اند و این رسم را "جهل"، "عصر حجری"، "کنیزی" ، "غیر انسانی" وحتی زنده بگور کردن دختران حوانده اند، نشان می دهد که زنان همچنان در مقابله با چنین سنت هایی ایستاده اند و تا به پایان رساندن تمامی قوانین زن ستیز و رسوم وابسته به آن ، از پای نمی ایستند.

شهلا عبقری

۳ شهریور۱۳۹۹ -۲۴ اوت ۲۰۲۰

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: